یکشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۸۸

عجب کلکسیونی؟!

دیگه جنگ از دست آقایان به در آمده، به جنگ آقازاده‌ها تبدیل‌شده.
جنگ در این زمانه، تبدیل به تاثیر رفتار گذشته آقایان که امروزه در رفتار فرزندان‌ِشان عریان شده‌است. رفتاری که این آقازاده‌ها امروزه نشان می‌دهند، جوابی است به زیر‌سئوال بردن اندیشه‌ها و افکار پدران‌ِشان.

عمر احمد خمینی که کفاف نداد این روزها را ببیند، ولی اگر بود مانند حسن خمینی رفتار می‌کرد؟ به‌نظر من ۱۰۰٪. زیرا هیچ‌کدام از خانواده امام خمینی، این موقعیتی که حاکمان جدید به‌راه انداختند را مورد تایید قرار‌ندادند.

فرزند
مرحوم بازرگان هم رفتاری را انجام می‌دهد که در گذشته پدرش انجام داد. و باید گفت که عبدالعلی بازرگان عزیز این روشی که انتخاب کردید، قبلا یک‌بار تجربه، و نتیجه‌اش هم همین است که می‌بینید. باید فکر دیگری کرد.

 فرزندان حضرت آیت‌الله
هاشمی رفسنجانی در این زمانه، هدف‌ِشان چیست؟ 
اگر آزادمنشی است، پس چرا موقعی که مرحوم داریوش فروهر یا مختاری و پوینده و صدها روشن‌فکر این مرزوبوم تکه‌تکه می‌شدند، علَم آزادی بلند نکردند؟

از رفتار آیت‌الله هاشمی هم پیداست که هنوز موقعیت اجتماعی‌شان و آقازاده‌های‌ِشان برای‌ِشان از جان این ملت ارزش‌مندتر است.

پس زیاد نباید به رفتار شما هم اطمینان کرد. کاش پدرجان یادشان نرفته باشد که در دوارن قدرت، شاهد چه فجایعی بودند و برای حفظ قدرت خود، سکوت اختیار کردند.

فکر نمی‌کنید این آتشی که در کشور به‌پا شده، از سکوت مصلحتی آقاجان در همان دوران باشد؟ و هنوز هم یادمان نرفته که پدرجان برای سخن‌رانی بر روی چه صندلی‌هایی می‌نشستند، و حتی روزی به خود زحمت ندادند که در مقابل ملت تعظیم کنند.

و در این دوران هم که سکوت خود را شکستند، فکر کنم به‌خاطر موقعیت بچه‌های عزیزدردانه‌شان باشد.

بگذریم. و اما علی مطهری. پسر شهید مرتضی مطهری که امروزه به خون‌خواهی ملت ایستاده‌است و سخن‌رانی‌های آتشینی را بیان می‌کنند، باید یادشان نرفته باشد که برای سمینارها و یادمان‌هایی که در دوران دامادشان که بر مسند وزارت ارشاد و ریاست صداوسیما بودند، برای مرحوم پدرشان چه خرج‌های آن‌چنانی می‌کردند و هیچ صدای‌ِشان در نمی‌آمد و عاید آن‌همه خرج‌ها براستی چه بود؟ چند نفر به راه راست هدایت شدند؟

چگونه بود که هر گزینشی که می‌خواستند در ادارات بکنند، حتما باید کتاب‌های مرحوم مطهری امتحان گرفته می‌شد؟ یعنی در این کشور پهناور، به جز پدر شما، هیچ متفکر دیگری نبود که کتاب آن‌ها هم مورد مطالعه قرار گیرد؟
 
شاید این هم کمکی بود برای انتشارات شما. اگر این خرج‌ها که در صداوسیما و مراکز دیگر، جهت سال‌گرد مرحوم مطهری می‌شود، نتیجه داشت، پس چرا اکنون دختر و پسر این مملکت هیچ یادی از این بزرگ‌وار نمی‌کنند؟ بگذریم. هنوز علی‌آقا اول داستان است.

و اما فرزند برومند شهید آیت‌الله دکتر بهشتی. نمی‌دانم که در این زمانه در چه حالی‌است. شنیدم که در زندان دچار سکته شده‌اند. در هر صورت شفای‌ِشان را از خداوند متعال خواستارم.

ولی او چرا باید در کشوری زندانی شود که روزگاری پدرش رئیس دیوان عالی‌اش بود؟ فعلا حرفی نمی‌توانم بزنم! فکر کنم مرحوم پدر ایشان هم قربانی همین قدرت‌طلبی‌ها شد.

ولی به‌تر نبود، آن‌موقع که پدرشان در حال راه‌اندازی حزب جمهوری بود، به این فکر می‌کردند که به‌تر است احزاب دیگر هم راه‌اندازی، که قدرت تک‌محوری نشود، و حال شاهد این همه درگیری و خودکامگی نباشیم؟ بگذریم.

شما جناب آقای دکتر خزعلی دیگر چرا؟ گویا به عاق والدین ایمان ندارید؟ چه‌قدر پدرتان خون‌دل خورد و از سهم امام خرج‌ِتان کرد که حال رو در روی ایشان بایستید و بگویید که همه حرف‌های ایشان خرافات است.

نمی‌دانید که اگر شما که پسرشان هستید، این حرف‌ها را بزنید، مردم چه می‌گویند؟ در هر صورت بروید و استغفار کنید. چون پدرتان یک عمر بر این باور بوده و هستند که حرف‌ِشان
وحی منزل است و هر چه می‌گویند از پیش‌گاه خداوند آمده‌است.

در این ۳ دهه شاهد چه فرزندکشی‌ها که نبودیم، و بعضی آقایان را دیدیم که خود و به‌دست خود فرزندان‌ِشان را اعدام کردند. برای این‌که مثل آن‌ها فکر نمی‌کردند و مستحق اعدام تشخیص داده‌شدند.

حال چه می‌گویند که در مقابل‌ِشان نسلی ایستاده که می‌گویند: ما به‌تر از شما می‌فهمیم. مگر می‌شود همه را اعدام کرد؟

واقعا در این کشور عجب کلکسیونی داریم! هرکدام یک فکر و یک اندیشه متفاوت.

البته آقازاده‌هایی هم داریم که روزگاری نام‌ِشان بر سر زبان‌ها افتاد ولی برای موقعیت خطرناک‌ِشان باباجان‌ها مجبورند سکوت کنند. راستی چرا آقازاده‌های آقایان واعظ طبسی، مقتدایی، دری نجف‌آبادی، فلاحیان، ناطق‌نوری، و ... چرا در این زمانه که همه درگیر هستند، سکوت اختیار کردند؟

 نکند می‌ترسند موقعیت‌ِشان مانند آقازاده‌های دیگر به‌خطر بیفتد؟ البته این درگیری که در این زمانه بین آقازاده‌ها افتاده، تقاص دوران جنگ است که این ملت در آن دوران با دشمن می‌جنگیدند که دشمن را از خاک بیرون کنند، و آقازاده‌ها درون کشورهای دشمن به درس و مشق‌ِشان می‌رسیدند.

 ولی عجب خداوند جای حق نشسته است. ولی آقازاده‌هایی که از این جنگ‌وگریز دررفته‌اند، بدانند که دیر یا زود باید جواب‌گوی ملت باشند.

راستی اگر ما هم مانند پسر آقای فلاحیان روز روشن به طرف کسی هفت تیر می‌کشیدیم، و او را می‌کشتیم، می‌توانستیم از اجرای عدالت فرار کنیم؟ پس باید حق را به ایشان داد که سکوت اختیار کنند.

و یا مگر در پرونده آقای شهرام جزایری نام آقازاده‌های دری‌نجف‌آبادی، مقتدایی، واعظ‌طبسی نیامد؟ پس چرا این آقایان توانستند در گوشه دنج محکمه‌های قوه‌قضائیه آرام بگیرند؟

پس باید به این آقازاده‌ها هم حق داد که هیچ نگویند. بالاخره حرف مرگ و زندگی است. اینان به این سادگی‌ها به این موقعیت‌ها دست پیدا نکرده‌اند.

شاید امروز بشود زیرسبیلی ردکرد، ولی بالاخره روزی درگیر خواهند شد.

راستی آقازاده جناب
دکتر محسن رضایی را از قلم انداختم. والا نمی‌دانم جایگاه ایشان در این زمانه کجاست؟ این‌را به‌عهده مخاطبین‌ام می‌گذارم. چون کم‌کم از این نوع آقازاده‌ها زیاد پیدا می‌شوند.

کسانی که سنگ بعضی از این آقایان را به سینه می‌زنند و فکر می‌کنند که آن‌ها براستی نشانه‌های خدا روی زمین‌اند، بدانند که نباید بازیچه رفتار این آقایان شوند، زیرا اگر می‌توانستند معجزه کنند، فرزندان‌ِشان را طوری تربیت می‌کردند که طمع قدرت و پول کورشان نکند.

واقعا کاش می‌شد روزی سرزده به خانه بعضی این آقایان رفت و دید که کسانی که ادعای پوشیدن لباس پیغمبر را می‌کنند، چگونه زندگی می‌کنند.

خود روزی در قشم شاهد بودم که یکی از همین آقایان، با آقازاده‌ها و خانواده محترم‌شان چگونه از اموال بیت‌المال به‌نفع خود استفاده که هیچ، سوءاستفاده می‌کردند.

 واقعا چرا باید در جهان سوم شاهد این مسئله باشیم که آقازاده‌ها همیشه باید از موقعیت پدران‌ِشان به نان و نوایی برسند؟ و بعد قربانی همان رفتار گذشته پدران‌ِشان شوند؟

مگر صدام و فرزندان‌اش در عراق خدایی نمی‌کردند؟ همین جنگ آقازاده‌ها را آینده در عربستان نیز شاهد خواهیم بود. و همین‌طور در کشورهای عقب‌مانده و طماع.

ولی دوستان بدانید که روزی شاهد خواهیم بود که از بین آقازاده‌ها خواننده، بازی‌گر، طراح رقص، گیتاریست، معتاد، و هزاران کسب دیگه هم پیدا شود.

آن‌موقع به این ملت ساده چه خواهید گفت که عمری را سر کار بوده‌اند؟ تازه این افراد ۲ درصد از آقازاده‌ها هستند که همه می‌شناسند و آقازاده‌هایی هم در شهرستان‌ها و زیر لوای قدرت پدران‌ِشان زندگی می‌کنند که خدا می‌داند چه آتش‌هایی می‌سوزانند.

 کاش قبل از این‌که این آتشی که راه افتاده، دامن آن‌ها را هم بگیرد و به خود بیایند.
وبلاگ فرید صلواتی نوه علامه جعفری با مختصری تغییر در شکل

۷ نظر:

  1. سلام دوست عزیز . ممنونم از لطفتون ، باز هم که شرمنده ام کردید .

    مرسی که آدرس جدیدت رو دادی . موفق و پیروز باشید .

    پاسخ دادنحذف
  2. علی عزیزسلام .ممنون از جواب دندان شکنت

    پاسخ دادنحذف
  3. سلام. بازحمت پیدایتان کردم . بخوانید

    " التماس ترور" وبه دوستان بگویید که

    بخوانند.

    پاسخ دادنحذف
  4. باسلام. بخوانید " التماس ترور" راوبه

    دوستان بگویید بخوانند.

    البته بازحمت شماراپیداکردم .

    پاسخ دادنحذف
  5. با سلام
    آقاي مصلحي استاد عزيز و روشنفكرم

    باكمال تاسف وناباوري وبلاگ روشنگري پس از سالها فعاليت مداوم

    جهت روشنگري درراستاي نگرش استاد شهيدمان دكترشريعتي اخيرا فيلتر گرديد.

    لطفا با لينك ما از نابودي و انزواي روشنگري جلوگيري كنيد.

    لطف نموده نظرتان را راجب سوالاتي پيرامون حقيقت مطرح كنيد.

    تبادل لينك با شما افتخار ماست.

    با تشكر _سوتكي ازخاك گلوي بغض آلود دكترشريعتي:

    آرش كياني : مدير وبلاگ روشنگري

    پاسخ دادنحذف
  6. باسلام
    استاد عزيز وارجمندم
    لطفا با ارايه نظر و پاسخ تان پيرامون برخي سوالات در وبلاگ روشنگري راهنماي ما جوانان جوياي حقيقت باشيد.
    منتظر شما مي مانيم با تشكر آرش كياني : مدير بلاگ روشنگري

    1ـ براستي آیا طي هشت سال حضور در قدرت گامي موثر براي عوام واقشار

    مستضعف وروستايي بر نداشتيم؟ چرا؟ عوامي كه بخاطر فقر انديشه به فريب خوردگي

    متهم وبخاطر فقر نان به عدالت خواهي محكوم گشته اند.



    2ـ آيا تمامي اتهامات فساد مالي برخي از ما از جمله آقاي كروبي فراهاني

    كرباسچي فرزندان آقاي هاشمي و...دروغ محض مي باشد؟



    3ـ اگر معتقديم كه كارنامه فساد اقتصادي ماتادورهاي رقيب سياه تر از ماست .

    چرا در مناظرات لبي نگشوديم وادب ! پيشه نموديم ؟



    4- آيا هماوندي اصلاحات واشرافيت (مرفه ان بي درد) تنها يك انگ سیاسی

    و عاري از حقيقت است؟

    5ـ آيا حمايت يا رهروي همزمان از اشخاصي مانند * آيت الله منتظري و امام ره*

    و* آقايان هاشمي وگنجي * و... نمايانگر مانيفست پارادوكسيكال جنبش سبز نيست؟

    پاسخ دادنحذف