دوشنبه، آذر ۱۱، ۱۳۸۷

رسانه ایران رسانا نیست

هفته پیش در شرایطی که بمب خبر «بمبئی» و حوادث دردآور آن در تمام رسانه‌های معتبر دیداری و شنیداری جهان منفجرشده، و بار دیگر یک یا چند گروه تروریستی جهانی، پس از به خاک و خون کشیدن صد‌ها انسان، آب در خواب‌گه امپراتوری‌های بزرگ خبری و رسانه‌ای جهان انداخته بودند، ظاهرا کشور ایران و رسانه ملی آن را خواب مدال استقلال دکتر «حسن فیروزآبادی» در ربوده بود.

 و در حالی که بمبئی کانون توجه بزرگ‌ترین مجامع رسانه‌ای جهان بود، صد البته که خبر دریافت این مدال برای رسانه ملی ایران بسیار مهم‌تر و حیاتی‌تر از درد‌ها و تألمات قربانیان بمبئی!

و در شرایطی که اکثر مجامع جهانی سعی در کمک به بمبئی و قربانیان حوادث مربوط به آن داشتند، برنامه تفسیر روز و کار‌شناس مسائل شبه‌قاره (که ظاهرا بعد از آبروریزی آقای دکتر کردان دیگر کار‌شناس شده‌اند به‌جای دکتر) دنبال صید ماهی مقصود از آب گل‌آلود درد در بمبئی است.

این‌که چه کسی یا کسانی، یا چه کشور و گروه‌هایی باعث و بانی ترور و خون‌ریزی وحشیانه در بمبئی شده‌اند، و لزوم شناسایی عوامل و گمانه‌زنی برای علت‌یابی این حادثه، و حوادث مشابه البته که کار اشتباهی نیست.

اما دستپاچگی رسانه ملی ایران در ردیابی و جست‌وجوی جای پای اسرائیل و معرفی شتاب‌زده آن کشور به‌عنوان عامل و بانی حوادث بیش از سایر رسانه‌های معتبر جهانی و پیش از موعد، حکایت از یک توهم و غفلت عمیق انسانی نزد سیاست‌مداران ایران معاصر است.

فراموش نمی‌کنیم خطیب جمعه تهران پیش از شناسایی و معرفی عناصر وزارت اطلاعات ایران، به‌عنوان عوامل قتل‌های زنجیره‌ای، جای پای بیگانگان را در حادثه جست‌وجو می‌کرد، و این جمله معروف که: «من باور نمی‌کنم فروهر را ایرانی کشته باشد.»

در مرکز نشان‌ها و یادگاری‌های کشورها در سازمان ملل، فرش ابریشم‌بافتی مزین به این بیت سعدی به عنوان نشان و یادگار کشور ایران نصب است که «بنی‌آدم اعضای یک‌دیگرند». اما با این اوضاع شاید این شعر وصف حال ماجراجویان جهان باشد: «بنی‌آدم اعضای خود می‌فروشند.» (۱)
_________________________________________________
پانویس
(۱). اکبر اکسیر. زنبورهای عسل دیابت گرفته‌اند

+ نوشته‌شده در دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۵: ۲۳ توسط علی مصلحی | آرشیو نظرات

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر