نسلکشی مسلمانان توسط ارتش «روسیه» در «چچن» بیداد میکند. با سقوط «گودرمس» دومین شهر بزرگ چچن، اکنون نظامیان ارتش روسیه برای تحریک کامل «گروزنی» در تلاشاند.
ژنرالهای سرخورده ارتش روسیه، که سالها آثار و تبعات ناشی از فروپاشی اتحاد شوروی را تحمل کردهاند، از هر تلاشی برای کسب پیروزیهای نظامی در خارج از مرزهای جغرافیائی روسیه بازماندهاند.
ولی با قدرتنمائی علیه اقلیتهای دینی و نژادی سعی دارند که از یکطرف، به بازسازی روحیه در میان رستههای پائینی ارتش روسیه بپردازند، و از طرف دیگر توانمندیهای بالقوه برای اجرای تصمیمات کرملین را به رهبران سیاسی نشان دهند.
تجربه نشان داده است که ژنرالهای روسیه، همواره برای انجام ماموریتهای محوله، بدون درنظرگرفتن آثار و تبعات آن، و حتی بدون توجه به تلفات انسانی، حملات خود آمادگی داشتهاند. لیکن مسئله ایناست که امروزه کرملین از همین ویژگیها و از سرخوردگی ژنرالها در سالهای پس از پایان جنگ سرد برای قدرتنمائی علیه مسلمانان مظلوم چچن سواستفاده میکند.
پیش از این کرملین حتی از نظامیان برای اعمال قدرت علیه مخالفین خود نیز بهرهگیری کردهبود. و یلتسین با حمله نظامی به «دوما» نشان داد که در صحنه رویاروئی با مخالفاناش، هر جا لازم باشد از توسل به زور هم ابائی ندارد، و حاضر است دومای روسیه را با گلولههای تانک هدف قرار دهد.
با اینهمه سرکوب تمامعیار مسلمانان چچن، و تبدیل چچن به یک «سرزمین سوخته»، تحت هیچ شرایطی با سایر عملیات نظامی ارتش روسیه قابل مقایسه نیست.
این یک اعلام جنگ تمام دولت مرکزی علیه مردمی است که تنها جرم آنها «مسلمانبودن» است. پیش از این مسکو در توجیه عملیات نظامی چنین وانمود میکرد که گویا در تعقیب چریکهائی است که از حلقه محاصره نظامیان روسیه گریختهاند.
لیکن ویرانساختن شهرها و روستاها و بهکارگرفتن ستون پایانناپذیری از تانکها و نیروهای زرهی هرگز برای یافتن چند چریک قابل توجیه نیست.
بهویژه آنکه ژنرالها قبل از ورود به هر شهر و روستای چچن، با استفاده از توپخانه دورزن و شلیک گلولههای تانک، آنرا به ویرانهای تبدیل میکنند و سپس به «اشغال ویرانهها» میپردازند.
کاملا روشن است که هدف اصلی ارتش روسیه، فرونشاندن حس انتقامجوئی ژنرالها و رهبران کرملین است. لیکن سئوال جدی ایناست که مسلمانان چچن چه جرمی را مرتکب شدهاند که سزاوار مرگ، آوارگی و نابودی خانه و کاشانه خود، آنهم در آستانه این سرمای زودرس هستند؟
ژنرال «والری مانیلف» معاون اول فرماندهی نیروهای روسیه با احساس افتخار از جنایات ارتش این کشور علیه مسلمانان چچن وعده داده است که «گروزنی» را هم با استفاده از تاکتیک بهکار رفته در روزهای اخیر تصرف خواهد کرد.
همین امر نشانگر آناست که مسکو، چچن را در میدان عمل بخشی از قلمرو حاکمیت خود نمیداند چرا که در غیر اینصورت استفاده از عملیات تخریب و کشتار و حملات نظامی برای تصرف بخشی از سرزمین روسیه چه معنی و مفهومی برای زمامداران کرملین دارد؟
انگیزه کرملین و ژنرالها هر چه باشد، این شیوه مناسبی برای بازسازی روحیه درهمشکسته نظامیان روسیه نیست و دقیقا نتایج معکوسی درون پیکره ارتش نزد افکار عمومی مردم روسیه و افکار عمومی جهان منجر شده و میشود.
مسکو در گذشته نیز یکبار شانس خود را در چچن امتحان کرد ولی نتوانست از جنایاتی که علیه مسلمانان چچن مرتکب شدهبود، یک پیروزی سیاسی نظامی را بهتصویر بکشد.
یلتسین در آن زمان حتی رهبران چچن را برای مصالحه به کرملین فراخواند و در زمان حضور آنها در کرملین بازدیدی از چچن را ترتیب داد، ولی حتی این اقدام زیرکانه هم نتوانست چیزی را در صحنه سیاسی تبلیعاتی بهنفع وی تغییر دهد و فقط رهبران چچن احساس کردند که توسط کرملین بازی خوردهاند.
اکنون کرملین یکبار دیگر در چچن به جنایت و کشتار و تخریب و آواره ساختن مسلمانان متوسل شده و اینبار سعی دارد که جز سرزمینی سوخته چیزی برجای نگذارد.
ژنرالها گفتهاند «گروزنی» را کاملا ویران خواهند کرد. این دیگر یک مسئله داخلی روسیه محسوب نمیشود که مسکو برای قتلعام مسلمانان چچن و حذف کامل آنان از صحنه زندگی وارد عمل شود و هیچ فریاد اعتراض و مخالفتی علیه اینهمه جنایت کرملین در میان نباشد.
دنیا علیه نسلکشی مسلمانان در چچن فریاد برآورده است. حتی آنان که هیچ قرابت دینی با مسلمانان مظلوم چچن ندارند، با اتخاذ مواضع صریحی علیه این جنایات شرمآور کرملین به واکنش پرداختهاند.
در چنین شرایطی انتظار منطقی از جمهوری اسلامی ایران ایناست که در قبال مظلومیت و رنج مسلمانان چچن به بیتفاوتی خود خاتمه دهد و فریاد بلند خود را به گوش زمامداران کرملین برساند.
دولت جمهوری اسلامی ایران از دو نظر در قبال این پدیدههای شرمآور مسئولیت دارد. نخست آنکه دولت منبعث از یک انقلاب اسلامی است و منطقا بایستی نسبت به سرنوشت مسلمانان در سراسر جهان حساسیت داشته باشد.
نکته دوم آنکه بهعنوان «رئیس سازمان کنفرانس اسلامی» بایستی از موضع نمایندگی ۱/۵ میلیارد مسلمان جهان، رهبران کرملین را از جنایت و کشتار و تخریب علیه مسلمانان مظلوم چچن برحذر بدارد.
چرا که در غیر اینصورت سکوت در برابر اینهمه جنایت بهمنزله همراهی باجنایتکاران است و قابل بخشش نیست.
این نکته که وزیر امورخارجه [منوچهر متکی] فجایع تکاندهنده چچن و نسلکشی مسلمانان را یک «مسئله داخلی روسیه» تلقی کند هرگز پذیرفتنی نیست.
ما در قبال مسلمانان جهان در شرایط کنونی «مسئولیت مضاعف» داریم. بیان انتظارات منطقی برای پایاندادن به قتلعام مسلمانانی که هیچ جرم دیگری جز «مسلمانبودن» ندارند حداقل کاری است که در این شرایط میتوان انجام داد.
مسکو نمیتواند بدون در نظر گرفتن آثار و تبعات جنایاتاش در چچن به «نسلکشی مسلمانان» ادامه دهد. تبیین این نکته و پیگیری آن جزو مسئولیتهای تعطیلناپذیر جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یک کشور انقلابی و رئیس سازمان کنفرانس اسلامی است.
©️: روزنامه جمهوری اسلامی
ژنرالهای سرخورده ارتش روسیه، که سالها آثار و تبعات ناشی از فروپاشی اتحاد شوروی را تحمل کردهاند، از هر تلاشی برای کسب پیروزیهای نظامی در خارج از مرزهای جغرافیائی روسیه بازماندهاند.
ولی با قدرتنمائی علیه اقلیتهای دینی و نژادی سعی دارند که از یکطرف، به بازسازی روحیه در میان رستههای پائینی ارتش روسیه بپردازند، و از طرف دیگر توانمندیهای بالقوه برای اجرای تصمیمات کرملین را به رهبران سیاسی نشان دهند.
تجربه نشان داده است که ژنرالهای روسیه، همواره برای انجام ماموریتهای محوله، بدون درنظرگرفتن آثار و تبعات آن، و حتی بدون توجه به تلفات انسانی، حملات خود آمادگی داشتهاند. لیکن مسئله ایناست که امروزه کرملین از همین ویژگیها و از سرخوردگی ژنرالها در سالهای پس از پایان جنگ سرد برای قدرتنمائی علیه مسلمانان مظلوم چچن سواستفاده میکند.
پیش از این کرملین حتی از نظامیان برای اعمال قدرت علیه مخالفین خود نیز بهرهگیری کردهبود. و یلتسین با حمله نظامی به «دوما» نشان داد که در صحنه رویاروئی با مخالفاناش، هر جا لازم
با اینهمه سرکوب تمامعیار مسلمانان چچن، و تبدیل چچن به یک «سرزمین سوخته»، تحت هیچ شرایطی با سایر عملیات نظامی ارتش روسیه قابل مقایسه نیست.
این یک اعلام جنگ تمام دولت مرکزی علیه مردمی است که تنها جرم آنها «مسلمانبودن» است. پیش از این مسکو در توجیه عملیات نظامی چنین وانمود میکرد که گویا در تعقیب چریکهائی است که از حلقه محاصره نظامیان روسیه گریختهاند.
لیکن ویرانساختن شهرها و روستاها و بهکارگرفتن ستون پایانناپذیری از تانکها و نیروهای زرهی هرگز برای یافتن چند چریک قابل توجیه نیست.
بهویژه آنکه ژنرالها قبل از ورود به هر شهر و روستای چچن، با استفاده از توپخانه دورزن و شلیک گلولههای تانک، آنرا به ویرانهای تبدیل میکنند و سپس به «اشغال ویرانهها» میپردازند.
کاملا روشن است که هدف اصلی ارتش روسیه، فرونشاندن حس انتقامجوئی ژنرالها و رهبران کرملین است. لیکن سئوال جدی ایناست که مسلمانان چچن چه جرمی را مرتکب شدهاند که سزاوار مرگ، آوارگی و نابودی خانه و کاشانه خود، آنهم در آستانه این سرمای زودرس هستند؟
ژنرال «والری مانیلف» معاون اول فرماندهی نیروهای روسیه با احساس افتخار از جنایات ارتش این کشور علیه مسلمانان چچن وعده داده است که «گروزنی» را هم با استفاده از تاکتیک بهکار رفته در روزهای اخیر تصرف خواهد کرد.
همین امر نشانگر آناست که مسکو، چچن را در میدان عمل بخشی از قلمرو حاکمیت خود نمیداند چرا که در غیر اینصورت استفاده از عملیات تخریب و کشتار و حملات نظامی برای تصرف بخشی از سرزمین روسیه چه معنی و مفهومی برای زمامداران کرملین دارد؟
انگیزه کرملین و ژنرالها هر چه باشد، این شیوه مناسبی برای بازسازی روحیه درهمشکسته نظامیان روسیه نیست و دقیقا نتایج معکوسی درون پیکره ارتش نزد افکار عمومی مردم روسیه و افکار عمومی جهان منجر شده و میشود.
مسکو در گذشته نیز یکبار شانس خود را در چچن امتحان کرد ولی نتوانست از جنایاتی که علیه مسلمانان چچن مرتکب شدهبود، یک پیروزی سیاسی نظامی را بهتصویر بکشد.
یلتسین در آن زمان حتی رهبران چچن را برای مصالحه به کرملین فراخواند و در زمان حضور آنها در کرملین بازدیدی از چچن را ترتیب داد، ولی حتی این اقدام زیرکانه هم نتوانست چیزی را در صحنه سیاسی تبلیعاتی بهنفع وی تغییر دهد و فقط رهبران چچن احساس کردند که توسط کرملین بازی خوردهاند.
اکنون کرملین یکبار دیگر در چچن به جنایت و کشتار و تخریب و آواره ساختن مسلمانان متوسل شده و اینبار سعی دارد که جز سرزمینی سوخته چیزی برجای نگذارد.
ژنرالها گفتهاند «گروزنی» را کاملا ویران خواهند کرد. این دیگر یک مسئله داخلی روسیه محسوب نمیشود که مسکو برای قتلعام مسلمانان چچن و حذف کامل آنان از صحنه زندگی وارد عمل شود و هیچ فریاد اعتراض و مخالفتی علیه اینهمه جنایت کرملین در میان نباشد.
دنیا علیه نسلکشی مسلمانان در چچن فریاد برآورده است. حتی آنان که هیچ قرابت دینی با مسلمانان مظلوم چچن ندارند، با اتخاذ مواضع صریحی علیه این جنایات شرمآور کرملین به واکنش پرداختهاند.
در چنین شرایطی انتظار منطقی از جمهوری اسلامی ایران ایناست که در قبال مظلومیت و رنج مسلمانان چچن به بیتفاوتی خود خاتمه دهد و فریاد بلند خود را به گوش زمامداران کرملین برساند.
دولت جمهوری اسلامی ایران از دو نظر در قبال این پدیدههای شرمآور مسئولیت دارد. نخست آنکه دولت منبعث از یک انقلاب اسلامی است و منطقا بایستی نسبت به سرنوشت مسلمانان در سراسر جهان حساسیت داشته باشد.
نکته دوم آنکه بهعنوان «رئیس سازمان کنفرانس اسلامی» بایستی از موضع نمایندگی ۱/۵ میلیارد مسلمان جهان، رهبران کرملین را از جنایت و کشتار و تخریب علیه مسلمانان مظلوم چچن برحذر بدارد.
چرا که در غیر اینصورت سکوت در برابر اینهمه جنایت بهمنزله همراهی باجنایتکاران است و قابل بخشش نیست.
این نکته که وزیر امورخارجه [منوچهر متکی] فجایع تکاندهنده چچن و نسلکشی مسلمانان را یک «مسئله داخلی روسیه» تلقی کند هرگز پذیرفتنی نیست.
ما در قبال مسلمانان جهان در شرایط کنونی «مسئولیت مضاعف» داریم. بیان انتظارات منطقی برای پایاندادن به قتلعام مسلمانانی که هیچ جرم دیگری جز «مسلمانبودن» ندارند حداقل کاری است که در این شرایط میتوان انجام داد.
مسکو نمیتواند بدون در نظر گرفتن آثار و تبعات جنایاتاش در چچن به «نسلکشی مسلمانان» ادامه دهد. تبیین این نکته و پیگیری آن جزو مسئولیتهای تعطیلناپذیر جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یک کشور انقلابی و رئیس سازمان کنفرانس اسلامی است.
©️: روزنامه جمهوری اسلامی