‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران‌. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران‌. نمایش همه پست‌ها

جمعه، تیر ۲۷، ۱۴۰۴

قطعنامه ۵۹۸

«قطعنامه ۵۹۸» شورای امنیت سازمان ملل، ۲۹ تیر ۱۳۶۶ برای پایان‌دادن به جنگ ایران و عراق صادرشد.

این قطعنامه برخلاف قطعنامه‌های قبلی، ذیل فصل ۷ منشور سازمان ملل (اصول ۳۹ و ۴۰) صادر شد. یعنی موجب
تحریم اقتصادی یا حمله نظامی قدرت‌های جهانی علیه کشور متخلف می‌شد.

متن آن با قطعنامه‌های 
قبلی تفاوت داشت. موضوع «مسئولیت منازعه» که همان «تعیین متجاوز» مورد نظر ایران بود، برای نخستین‌بار در آن مطرح شده‌بود.

قطعنامه تمام خواست‌های ایران را تأمین نمی‌کرد، زیرا ایران اصرار داشت نخست، متجاوز تعیین شود و بعد قطعنامه را بپذیرد، در حالی‌که شورای امنیت این شرط را قبول 
نداشت (تعیین متجاوز بعد از جنگ کویت و در شرایطی صورت گرفت که عراق حمایت غرب را از دست داده‌بود).

قطعنامه ۲ روز بعد (۳۱ تیر ۶۶) از سوی
عراق پذیرفته شد. ولی ایران با یک‌سال تاخیر در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ آن‌را پذیرفت، و آیت‌الله خمینی در ۲۹ تیر ۶۷ در پیامی قبول آن‌را به «نوشیدن جام زهر» تشبیه کرد.

هنگام صدور قطع‌نامه ایران به‌لحاظ نظامی دست بالاتری نسبت به عراق داشت و بخش کوچکی از خاک این کشور نیز در تصرف ایران بود. 

محمدجواد ظریف
از دیپلمات‌های ایران در سازمان ملل، در این‌باره می‌گوید حدود دی‌ماه ۶۶: «مایکل اشتاینر من را صدا کرد و گفت که من یک نکته‌ای را به تو بگویم، و آن این است که شما الان دست بالا را دارید، ولی امسال سال شکست شما در جنگ است. قبل از این‌که شکست بخورید قطعنامه را بپذیرید.»(۱)

 با این وجود اما در تهران و جماران، تمام مواضع قبلی با قدرت هرچه تمام‌تر در دستور کار بود و هیچ نشانه‌ای از «کوتاه‌آمدن» یا آمادگی اندکی برای یک آتش‌بس موقت هم نبود.

این مواضع دقیقا تا دو هفته مانده به پذیرش رسمی قطع‌نامه ادامه داشته است. 

آیت‌الله خمینی تنها دو هفته پیش از پذیرش قطع‌نامه گفته بود: «امروز تردید به هر شکلی خیانت به اسلام است، غفلت از مسائل جنگ، خیانت به رسول‌اللّه‏ (ص) است». 

در همان زمان یک فروند هواپیمای مسافربری ایران به‌دست آمریکا بر فراز آسمان خلیج فارس هدف قرار گرفت و تمامی سرنشینان آن جان خود را از دست دادند.

پس از این اتفاقات و پس از آن‌که شهامتی نزد نیروهای سیاسی یافت شد تا واقعیات جنگ را بی‌پرده و بدون هراس به اطلاح رهبر نظام برسانند، ناگهان همه چیز تغییر کرد و ایران قطع‌نامه ۵۹۸ را با یک‌سال تاخیر پذیرفت.

در هفته بعد از پذیرش قطع‌نامه، عراق که در این وقت در موقعیت بهتر نظامی بود، به حمله ادامه داد، و دوباره داخل خاک ایران شد، اما موفقیتی به‌دست نیاورد و جنگ در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ پایان یافت.

۲۶ تیر ۶۷ یعنی یک روز پیش از پذیرفتن قطع‌نامه از سوی ایران روزنامه کیهان ـ به سرپرستی سید محمد خاتمی با حروف قرمز ـ که تا آن‌زمان متعارف نبود ـ به‌تندی به نهضت آزادی ایران تاخته بود که چرا یک سال است این گروه سیاسی منتقد ادامۀ جنگ و خواستار قبول قطعنامۀ ۵۹۸ است.

پانوشت‌ها
(۱)دیپلماسی ایران و قطعنامه ۵۹۸ ص ۲۴۹ 

سه‌شنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۹۱

بهانه بیگانگان نباشیم


تعدادی از شهروندان مظلوم ایرانی در عرستان گردن زده شدند. حق یا ناحق بودن این مجازات موضوع این نوشته نیست. اما آن‌چه مسلم است، این حادثه، اعتراض شدید شهروندان ایرانی را به‌دنبال داشته، و واکنش‌های پراکنده‌ و خارج از عرف دیپلماسی و بین‌المللیی را هم در بین تعدادی از نمایندگان مجلس و مقامات در پی داشته است. (+)

 آن‌چه اخبار غیررسمی بدان اشاره دارد، و تا اندازه‌ای هم می‌توان به صحت آن یقین کرد، این‌ است که این هم‌وطنان مظلوم، در شرایطی محاکمه، محکوم و مجازات شده‌اند، که ابتدایی‌ترین اصول محاکمه و دادرسی در مورد آن‌ها رعایت نشده است.

 از جمله آن‌که آن‌ها در دادگاهی محاکمه شده‌اند که اکثر متولیان دادگاه، از منشی و دادستان و شاکی گرفته، تا قاضی، همه اهل عربستان بوده و لاجرم به زبان عربی‌ و لهجه حجازی تکلم می‌نموده‌اند. و پرسش‌ها در مورد اتهامات احتمالی شهروندان ایرانی هم به‌‌ همان زبان و لهجه مطرح می‌شده، اما متاسفانه بر اساس گزارشات تاییدنشده اما نزدیک به یقین، متهمین ایرانی از داشتن مترجم، یعنی ابتدایی‌ترین حق خود، محروم و ممنوع بوده‌اند.


در چنین شرایطی مسلم است که در ‌‌نهایت پاکی و بی‌گناهی هم، امکان اثبات این بی‌گناهی وجود ندارد، و نتیجه چنین محکمه و دادگاهی از پیش مشخص است. محکومیت و مجازات، آن‌هم به اشد وجه. یعنی اعدام به وسیله جداکردن سر از بدن.

در همین‌رابطه:
در غم دیگران شاد نباشیم
موضوع می‌تواند و باید از دیدگاه دیپلماسی و حقوق بین‌الملل، مورد بررسی دقیق‌تری قرار بگیرد. حتی می‌توان چنین بی‌احترامی و کج‌دهنی از طرف دولت عربستان را مورد ارزیابی و ترجمه قرار داده، و براساس آن به قضاوت نشست.

و نهایتا با درایت و منطق مخصوصی که تضمین‌کننده اعاده حقوق و حیثیت شهروندان و نظام سیاسی و نهایتا سرفرازی دیپلماسی کشور است، رفتار نمود.


از طرف دیگر بدون کمترین تردید شایسته و بایسته است که، پروسه‌ای که نهایتا منجر به چنین نتیجه و اتفاقی شده‌است، در سیر تحولات‌ جاری و روابط مابین دو کشور، طی سال‌های اخیر مورد مطالعه و بررسی دقیق قرارگرفته، تا خطاهای احتمالی شناخته شود.

اگرچه شهروندان مظلوم اعدام شده، دیگر زنده نمی‌شوند، اما این مطالعه از آن نظر حائز اهمیت و لازم‌اجراست، تا از هم‌اکنون جلو تکرار حوادث و موارد مشابه در آینده گرفته شود.

 
در عرف دیپلماتیک مرسوم است که برای حفظ و تضمین منافع سیاسی متقابل، به محض دریافتن خبر درگذشت یک مقام سیاسی، به نشانه احترام متقابل و حسن‌نیت سیاسی، بلافاصله پیام تسلیتی از طرف دستِ‌کم یک مقام مسئول هم‌طراز، صادر و به مقامات کشور مورد نظر تقدیم می‌شود.


طی روزهای گذشته ولیعهد «عربسان سعودی» از دنیا رفت. (
+) بعضی رسانه‌های ایرانی تصاویری مخابره نمودند از مردمی که در کمال آرامش و بدون کم‌ترین هراس و مزاحمتی، جلو سفارت این کشور در ایران مشغول توزیع شیرینی به نشانه شادمانی از درگذشت این مقام عالی‌رتبه سیاسی در عربستان هستند.(+)

مسلما تجهیزات فوق‌پیشرفته تصویر‌برداری موجود در سفارت عربستان، این شادمانی و سرور را ضبط، و برای استفاده به‌موقع در اختیار دولت متبوع خود قرار می‌دهد.

 
چنین رفتار اشتباهی مسلما کمترین فایده در هیچ حوزه‌ای برای مردم و کشور ایران در بر ندارد. اما به اندازه کافی می‌تواند برای شهروندان ایرانی خارج از مرز‌ها دردسر، و برای حیثیت ملی کشور در سطح جهانی هزینه داشته باشد.

کم‌ترین آن می‌تواند بهترین بهانه برای دادگاه و دادستان و دستگاه قضایی کشوری بیگانه باشد، که بر خلاف ابتدایی‌ترین اصول دادرسی، چند شهروند فارسی‌زبان ایرانی را به اتهامی واهی دستگیر و به زبان مادری کشور مقصد محاکمه و به اشد مجازات محکوم نموده، و حکم صادره را سریعا در مورد آن‌ها اجرا نمایند.

 مسلما آنجا از حضور این شهروندان شاد و خوشحالی که جلو سفارت در ایران شیرنی پخش می‌کنند خبری نیست، و این شادمانی و شیرینی‌پخش‌کردن هم نمی‌تواند مرحمی بر داغ دل خانوادهایی باشد که جگر‌گوشه‌هایشان در عربستان گردن زده‌ شده‌اند.


جدای از آن‌که دستگاه دیپلماسی وظیفه دارد موضوع را با دقت و وسواس پیگیری، و تلاش نماید از تکرار موارد مشابه جلوگیری نموده و پیگیر حقوق مسلم شهروندان مظلوم ایرانی باشد، انتظار می‌رود مراجع مسئول در داخل کشور نیز با درایت و تعهد بیشتری، شهروندان احساساتی را از نتایج مخرب رفتار ناشی از برداشت‌های اشتباه و شادمانی‌کردن بر مصیبت بیگانگان، که هیچ‌گونه فایده‌ و سودی بر آن مترتب نیست و تماما به خسارت و هزینه منجر می‌شود، آگاه نموده و اجازه ندهند چنین رفتار دردسرسازی به‌آسانی اتفاق افتاده و بهانه برای سوء‌استفاده بیگانگان فراهم شود.

این نوشته در جرس اینجا

جمعه، دی ۲۳، ۱۳۹۰

دور زدن تحریم‌ها یا دور زدن خودمان؟

اینکه کشور ایران تحریم‌های بین‌المللی را دور می‌زند و بر خلاف انتظار تحریم‌کنندگان، تکنولوژی و اقلام مورد نیاز خود را از‌‌ همان منابع، اما از مسیر‌ی دیگر، با واسطه و هزینه چندین برابر، و البته با کیفیت‌نازل تهیه می‌نماید، چیز جدیدی نیست و واقعیتی است که همه بدان اعتراف و اعتراض نموده‌اند.
 حتی بعضی وقت‌ها همین دور‌ زدن‌ها بهانه‌ای شده‌است تا اولا؛ تحریم‌ها شدید‌تر شده و ثانیا؛ تحریم‌های دیگری نیز بر علیه شرکت‌ها یا اشخاصی که نقش واسطه و رابط برای نقض خاموش تحریم‌ها بر علیه ایران را بازی می‌کنند، اعمال و اجرا شود.
آنچه که از نظر دولت‌مردان ایران، مهم بوده و روی آن تبلیغ بسیار صورت گرفته و اکنون نیز تبلیغ می‌شود، آنست که همیشه ادعا نموده‌اند: نظام با تقویت خود در شرایطی که بواسطه اعمال تحریم‌ها ایجاد شده و با قناعت، تحریم‌ها را بی‌اثر نموده‌است. و با افتخار اعلام نموده و می‌نمایند که، قطع‌نامه‌های تحریم «کاغذ‌پاره‌ای» بیش نیستند.(+)
اما بسیار کم اتفاق افتاده، یا اصلا اتفاق نیفتاده است که ایران ادعا نماید که تحریم‌ها، به دلیل وجود امکانات دور زدن آن، و یا وجود شرکت‌ها و کشورهای واسطه‌ عملا خنثی و بی‌اثر است. بلکه ادعا نموده‌اند که اثر اولیه را داشته اما نتایج مقاومت مردم ایران در برابر آن بسیار درخشان و موفقیت‌زا بوده، به همین دلیل از آن استقبال هم نموده‌اند.
ریس جمهور عاشق تحریم ایران، برای اثبات موفقیت‌زا بودن مقاومت در برابر تحریم‌ تکنولوژی، پا را از حد معقولات و یافته‌های ثابت شده علمی فرا‌تر نهاده و در ادعایی محیرالعقول و متناقض با اصول علمی و منطقی، مدعی شد که یک دختر ۱۶ ساله ایرانی در زیر زمین خانه خود موفق به کشف انرژی‌هسته‌ای شده‌است.(+)
  لفظ «دانشمندان‌جوان» طی سال‌های گذشته با افتخار و به عنوان نتایج مثبت تحریم در حوزه «انرژی‌هسته‌ای» در ادعاهای رسمی ریس‌جمهور ایران بار‌ها و بار‌ها تکرار شده‌است.
با توجه به این شرایط کسب افتخار برای قربانی توطئه ترور اخیر تهران شهید «احمدی‌روشن» با اعلام اینکه وی متخصص دورزدن تحریم‌ها بوده‌است،(+) پیش از آنکه ایجاد کننده احترام و افتخار برای آن مرحوم باشد، در تناقض اساسی با ادعاهای پیش گفته، و بی‌احترامی به شخصیت علمی و آن شهید مظلوم است.
 این ادعا همچنین برخلاف واقع تلاش می‌نماید، «احمدی‌روشن» را تنها فعال درحوزه تجاری و بازرگانی برنامه هسته‌ای ایران معرفی نموده، و اعلام نماید، آن مرحوم هیچگونه فعالیتی در حوزه‌ علمی، فنی و اجرایی برنامه هسته‌ای، نداشته است. اما به گفته برخی از نزدیکان «احمدی‌روشن» این پژوهش‌گر از جمله ۵ یا ۶ نفری بوده‌است که در ایران برای اولین‌بار اورانیوم را غنی‌سازی کردند و این گفته در سخنان همسر و مادر احمدی روشن نیز ذکر شده است.
مادر او به صراحت اعلام می‌نماید:
«غنی‌سازی ... که نتیجه داد  زنگ  زد و گفت: مادر تلویزیون را روشن کن رئیس‌جمهور می‌خواهد خبر خوبی بدهد!».(+)
مشخص نیست بر اساس کدام تدبیر و کدام مصلحت بعضی از رسانه‌‌ها به خود اجازه می‌دهند، برای توجیه ضعف‌های اطلاعاتی و امنیتی کشور، اینگونه کودکانه و مضحک با آبروی علمی کشور و شخصیت‌های مظلوم آن بازی نمایند.
 شهید «احمدی‌روشن» و دیگر نیروهای مظلوم علمی و متخصص کشور، که طی یکی دوسال گذشته قربانی عملیات تروریستی شده‌اند، پیش از هر چیز قربانی ماجراجویی‌هایی هستند که به جای تمکین بر عقل و احترام به قاعده و قانون، به دنبال حل مشکلات از مسیر جنجال و ماراجویی هستند.
 این نوشته در امروز‌نیوز‌ اینجا

پنجشنبه، آذر ۱۷، ۱۳۸۴

نسل‌کشی در چچن

نسل‌کشی مسلمانان توسط ارتش «روسیه» در «چچن» بی‌داد می‌کند. با سقوط «گودرمس» دومین شهر بزرگ چچن، اکنون نظامیان ارتش روسیه برای تحریک کامل «گروزنی» در تلاش‌اند.

ژنرال‌های سرخورده ارتش روسیه، که سال‌ها آثار و تبعات ناشی از فروپاشی اتحاد شوروی را تحمل کرده‌اند، از هر تلاشی برای کسب پیروزی‌های نظامی در خارج از مرزهای جغرافیائی روسیه بازمانده‌اند.

 ولی با قدرت‌نمائی علیه اقلیت‌های دینی و نژادی سعی دارند که از یک‌طرف، به بازسازی روحیه در میان رسته‌های پائینی ارتش روسیه بپردازند، و از طرف دیگر توان‌مندی‌های بالقوه برای اجرای تصمیمات
کرملین را به رهبران سیاسی نشان دهند. 

تجربه نشان داده است که ژنرال‌های روسیه، همواره برای انجام ماموریت‌های محوله، بدون درنظرگرفتن آثار و تبعات آن، و حتی بدون توجه به تلفات انسانی، حملات خود آمادگی داشته‌اند. لیکن مسئله این‌است که امروزه کرملین از همین ویژگی‌ها و از سرخوردگی ژنرال‌ها در سال‌های پس از پایان جنگ سرد برای قدرت‌نمائی علیه مسلمانان مظلوم چچن سواستفاده می‌کند.

پیش از این کرملین حتی از نظامیان برای اعمال قدرت علیه مخالفین خود نیز بهره‌گیری کرده‌بود. و یلتسین با حمله نظامی به «دوما» نشان داد که در صحنه رویاروئی با مخالفان‌اش، هر جا لازم
باشد از توسل به زور هم ابائی ندارد، و حاضر است دومای روسیه را با گلوله‌های تانک هدف قرار دهد.

با این‌همه سرکوب تمام‌عیار مسلمانان چچن، و تبدیل چچن به یک «سرزمین سوخته»، تحت هیچ شرایطی با سایر عملیات نظامی ارتش روسیه قابل مقایسه نیست.

این یک اعلام جنگ تمام دولت مرکزی علیه مردمی است که تنها جرم آن‌ها «مسلمان‌بودن» است. پیش از این مسکو در توجیه عملیات نظامی چنین وانمود می‌کرد که گویا در تعقیب چریک‌هائی است که از حلقه محاصره نظامیان روسیه گریخته‌اند.

لیکن ویران‌ساختن شهر‌ها و روستا‌ها و به‌کارگرفتن ستون پایان‌ناپذیری از تانک‌ها و نیروهای زرهی هرگز برای یافتن چند چریک قابل توجیه نیست.

به‌ویژه آن‌که ژنرال‌ها قبل از ورود به هر شهر و روستای چچن، با استفاده از توپ‌خانه دورزن و شلیک گلوله‌های تانک، آن‌را به ویرانه‌ای تبدیل می‌کنند و سپس به «اشغال ویرانه‌ها‌» می‌پردازند.

کاملا روشن است که هدف اصلی ارتش روسیه، فرونشاندن حس انتقام‌جوئی ژنرال‌ها و رهبران کرملین است. لیکن سئوال جدی این‌است که مسلمانان چچن چه جرمی را مرتکب شده‌اند که سزاوار مرگ، آوارگی و نابودی خانه و کاشانه خود، آن‌هم در آستانه این سرمای زودرس هستند؟

ژنرال «‌والری مانیلف» معاون اول فرماندهی نیروهای روسیه با احساس افتخار از جنایات ارتش این کشور علیه مسلمانان چچن وعده داده است که «‌گروزنی‌» را هم با استفاده از تاکتیک به‌کار رفته در روزهای اخیر تصرف خواهد کرد.

همین امر نشان‌گر آن‌است که مسکو، چچن را در میدان عمل بخشی از قلمرو حاکمیت خود نمی‌داند چرا که در غیر این‌صورت استفاده از عملیات تخریب و کشتار و حملات نظامی برای تصرف بخشی از سرزمین روسیه چه معنی و مفهومی برای زمام‌داران کرملین دارد؟

انگیزه کرملین و ژنرال‌ها هر چه باشد، این شیوه مناسبی برای بازسازی روحیه درهم‌شکسته نظامیان روسیه نیست و دقیقا نتایج معکوسی درون پیکره ارتش نزد افکار عمومی مردم روسیه و افکار عمومی جهان منجر شده و می‌شود.

مسکو در گذشته نیز یک‌بار شانس خود را در چچن امتحان کرد ولی نتوانست از جنایاتی که علیه مسلمانان چچن مرتکب شده‌بود، یک پیروزی سیاسی نظامی را به‌تصویر بکشد.

یلتسین در آن زمان حتی رهبران چچن را برای مصالحه به کرملین فراخواند و در زمان حضور آن‌ها در کرملین بازدیدی از چچن را ترتیب داد، ولی حتی این اقدام زیرکانه هم نتوانست چیزی را در صحنه سیاسی تبلیعاتی به‌نفع وی تغییر دهد و فقط رهبران چچن احساس کردند که توسط کرملین بازی خورده‌اند.

اکنون کرملین یک‌بار دیگر در چچن به جنایت و کشتار و تخریب و آواره ساختن مسلمانان متوسل شده و این‌بار سعی دارد که جز سرزمینی سوخته چیزی برجای نگذارد.

ژنرال‌ها گفته‌اند «گروزنی» را کاملا ویران خواهند کرد. این دیگر یک مسئله داخلی روسیه محسوب نمی‌شود که مسکو برای قتل‌عام مسلمانان چچن و حذف کامل آنان از صحنه زندگی وارد عمل شود و هیچ فریاد اعتراض و مخالفتی علیه این‌همه جنایت کرملین در میان نباشد.

دنیا علیه نسل‌کشی مسلمانان در چچن فریاد برآورده است. حتی آنان که هیچ قرابت دینی با مسلمانان مظلوم چچن ندارند، با اتخاذ مواضع صریحی علیه این جنایات شرم‌آور کرملین به واکنش پرداخته‌اند.

در چنین شرایطی انتظار منطقی از جمهوری اسلامی ایران این‌است که در قبال مظلومیت و رنج مسلمانان چچن به بی‌تفاوتی خود خاتمه دهد و فریاد بلند خود را به گوش زمام‌داران کرملین برساند.

دولت جمهوری اسلامی ایران از دو نظر در قبال این پدیده‌های شرم‌آور مسئولیت دارد. نخست آن‌که دولت منبعث از یک انقلاب اسلامی است و منطقا بایستی نسبت به سرنوشت مسلمانان در سراسر جهان حساسیت داشته باشد.

نکته دوم آن‌که به‌عنوان «‌رئیس سازمان کنفرانس اسلامی‌» بایستی از موضع نمایندگی ۱/۵ میلیارد مسلمان جهان، رهبران کرملین را از جنایت و کشتار و تخریب علیه مسلمانان مظلوم چچن برحذر بدارد.

چرا که در غیر این‌صورت سکوت در برابر این‌همه جنایت به‌منزله هم‌راهی باجنایت‌کاران است و قابل بخشش نیست.

این نکته که وزیر امورخارجه [منوچهر متکی] فجایع تکان‌دهنده چچن و نسل‌کشی مسلمانان را یک «مسئله داخلی روسیه‌» تلقی کند هرگز پذیرفتنی نیست.

ما در قبال مسلمانان جهان در شرایط کنونی «مسئولیت مضاعف» داریم. بیان انتظارات منطقی برای پایان‌دادن به قتل‌عام مسلمانانی که هیچ جرم دیگری جز «مسلمان‌بودن» ندارند حداقل کاری است که در این شرایط می‌توان انجام داد.

مسکو نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن آثار و تبعات جنایات‌اش در چچن به «‌نسل‌کشی مسلمانان‌» ادامه دهد. تبیین این نکته و پی‌گیری آن جزو مسئولیت‌های تعطیل‌ناپذیر جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یک کشور انقلابی و رئیس سازمان کنفرانس اسلامی است.

©️: روزنامه جمهوری اسلامی