یکشنبه، اردیبهشت ۰۶، ۱۴۰۵

قطعی اینترنت ما را به عصر حجر برمی‌گرداند

«اینترنت» دیگر صرفا یک ابزار ارتباطی نیست. یکی از ارکان اصلی زندگی انسان در جهان جدید است. از آموزش و پژوهش گرفته، تا کسب‌وکار، خدمات درمانی و ارتباطات اجتماعی، و بیش از ۹۰٪ فعالیت‌های روزمره به اینترنت وابسته است.

در اغلب کشورهای جهان ـ توسه‌یافته یا در حال توسعه و حتی برخی عقب‌مانده‌ها ـ دست‌رسی پایدار و باکیفیت به اینترنت، زیرساختی حیاتی و نقشی تعیین‌کننده در توسعه و بهبود کیفیت زندگی ایفا می‌کند.

وزیر ارتباطات جمهوری اسلامی که متولی اصلی اینترنت است، تاکید می‌کند دست‌رسی پایدار و باکیفیت به اینترنت، نه یک امتیاز، بلکه یک «حق عمومی»، و اختلال در اینترنت یک اختلال سیستماتیک در کارکرد بخش‌های مختلف جامعه است.


به گفته وزیر حدود ۱۰ میلیون عمدتاً از طبقات متوسط و پایین جامعه به‌طور مستقیم درگیر فعالیت‌هایی هستند که نیازمند ارتباطات پایدار دیجیتال است. تداوم ناپایداری اینترنت، به‌معنای تهدید مستقیم اشتغال این جمعیت گسترده است؛ موضوعی که می‌تواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی عمیقی به‌همراه داشته باشد.


در شرایطی که کشور با فشارهای بیرونی مواجه است، حفظ ارتباطات پایدار، نقش کلیدی در هماهنگی دست‌گاه‌ها و تداوم خدمت‌رسانی به مردم دارد و این مسیر به‌گفته مسئولان باید با قوت دنبال شود.


معاون اول رئیس‌جمهوری در دیدار با وزیر ارتباطات، با تأکید بر اولویت تداوم خدمات حیاتی مدعی‌شده: «ارائه خدمات بدون اختلال باید در صدر برنامه‌های دستگاه‌های مسئول قرار گیرد.»


محمدرضا عارف
هم بر این باور است اینترنت باید به‌عنوان یک «حق» برای همه شهروندان به‌رسمیت شناخته، و سیاست‌گذاری‌ها مبتنی بر «عدالت دیجیتال» باشد.

با تمام ین اظهارنظرها و ادعاها، نه جنگی در کار است، نه صلحی و نه اینترنت و آموزش و توسعه و آرامشی. و این وقفه که معلوم نیست تا کی ادامه داشته باشد، پس‌رفت‌های متمادی در توسعه و ساختار‌های بنیادین زیستی، رفاهی، آموزشی، امنیتی و علمی و فناوری کشور ایجاد خواهد کرد که جبران هر یک روز آن دست‌کم یک هفته، هر هفته آن دست‌کم یک ماه، و هر ماه آن دست‌کم یک‌سال زمان نیاز خواهد داشت.

این خسارت‌ها بدون در نظر گرفتن خسارت‌های غیرمستقیم و غیرقابل پیشی‌بینی است که بعدها رونمایی خواهد شد.


من با وجود این‌که دل‌خوشی از
«آذری‌جهرمی» وزیر جوان ارتباطات دولت پیشین ندارم، اما شهامت ایشان برای ایستادگی در برابر درخواست محدودیت در اینترنت که از سوی مصادری بی‌ربط صادر می‌شد را می‌ستایم.

این ادعاهای آقای عارف رئیس کابینه، و وزیر ارتباطات که تاکید می‌کنند «اینترنت یک عق عمومی» است، اما در قبال نقض این حق عمومی تایید پشت‌پرده و تکذیب روی صحنه دارند، مصداق عینی نفاق است که مطابق اغلب روایات دینی از کفر که بزرگ‌ترین گناهان است هم بدتر است.
منتشرشده در پایگاه تحلیل زیتون

جمعه، فروردین ۰۷، ۱۴۰۵

انزوای روسیه هم آغاز شده‌است

هم‌زمان با سفر رئیس‌جمهور اوکراین به عربستان و دیدار و گفت‌وگوی وی با رهبر و ولی‌عهد عربستان در جده، درباره روابط دوجانبه، و اوضاع اوکراین، رسانه‌ها از تمدید تحریم‌های «روسیه» از سوی آمریکا برای یک‌سال دیگر خبر دادند.

در جریان دیدار زلنسکی با بن‌سلمان که با حضور مقامات سیاسی و امنیتی از دو کشور برگزار شد، روابط دو جانبه عربستان و اوکراین بررسی، و هم‌چنین دو طرف درباره تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی، از جمله تشدید درگیری‌ها در منطقه خاورمیانه و تازه‌ترین تحولات بحران اوکراین گفت‌وگو کردند.

از سویی دیگر ترامپ که به‌دلیل بحران انرژی تحریم نفتی روسیه را موقتا برداشته بود، بخشی از تحریم‌های دیگر علیه این کشور را بر اساس اطلاعیه‌ فدرال رجیستر ـ روزنامه رسمی دولت ایالات متحده ـ به‌مدت یک‌سال تمدید کرد.

خبرگزاری تاس وابسته به روسیه گفته که این تمدید به‌ویژه به محدودیت‌هایی اشاره دارد که تحت‌پوشش ادعای دخالت روسیه در فرآیندهای انتخاباتی در ایالات متحده، که با دستور اجرایی امضا شده در ۱۵ آوریل ۲۰۲۱ معرفی و بعدا تشدید شد، اعمال شده است.


این ادعای خبرگزاری تاس، یعنی آن‌قدرها که تصور می‌شود هم این تمدید تحریم‌ها برای
کرملین درد نداشت. اما به‌نظر می‌رسد تلاش پوتین برای بازی یکی به نعل و یکی به میخ میان اروپا، آمریکا، و کشورهای منطقه از یک‌طرف، و جمهوری اسلامی با وجود رأی ممتنعی که به قطعنامه پیشنهادی بحرین داد از طرف دیگر، رهی به دهی نخواهد برد.

از سویی دیگر روز گذشته رسانه‌های آمریکایی در خبری مدعی شدند که روسیه بسته‌های کمکی به‌علاوه پهبادهای تجهیزشده برای ارسال به ایران آماده کرده‌است.

واکنش ابتدایی تحلیل‌گران به این خبر «نوش‌دارو بعد از مرگ سهراب» تعبیر شد، اما مدتی بعد کرملین این خبر را به‌طور کامل تکذیب کرد.


باز به‌نظر می‌رسد همه تناقض‌های موجود در این بسته‌های خبری «صحیح»، اما غیرواقعی و فیک باشد. یعنی روسیه هیچ بسته کمکی بشردوستانه یا جنگ‌افزاری برای ایران آماده نکرده، اما خودشان در یک بازی روانی این
شایعه را برای یک رسانه آمریکایی کارسازی کرده‌اند، تا مثل همیشه منتی بر سر جمهوری اسلامی بگذارند، و از طرف دیگر بعد از تکذیب آن، به طرف‌های درگیر با ایران اطمینان بدهند که از سوی کرملین هیچ مانعی برای حمله‌های آن‌ها وجود ندارد.

حنای این رفتارهای متناقض ساکنان کرملین، دیگر برای افکار عمومی جهان رنگی ندارد و کفه حمایت از جبهه «اوکراین» در بحران دیگر منطقه، با توجه به اجماع منطقه‌ای علیه جمهوری اسلامی ـ که یکی از حامیان کرملین در حمله به اوکراین بود ـ دارد سنگین‌تر می‌شود و عموما احتمال زیاد می‌دهند این روزنه اندکی که برای صادرات نفت روسیه گشوده شده هم به‌زودی با بازگشت آرامش به بازار جهانی انرژی بسته خواهد شد.   

آیا قالیباف بختیار می‌شود؟

«بخت‌یار» یعنی کسی که «بخت» با او «یار» است یا «یار» می‌شود. خوش‌شانس، خوش‌بخت، بخت‌یار و ... .

در کنار این‌ها، ایران قوم «بختیاری» دارد که انصافا افتخار ایران هستند. 


«قالی‌» هم نوعی فرش دست‌باف است که در زبان فارسی متداول شده به نوعِ بافت سنتی آن به‌جای «دست‌بافت» ـ یعنی بافته با دست ـ می‌گویند «دست‌باف». البته بن فعل «باف» است اما در اکثر ترکیبات بافتنی، از «بافت» بیش‌تر استفاده می‌شود. 

به قالی‌هایی هم با دست‌گاه‌های مدرن قالی‌بافی بافته می‌شود، می‌گویند «قالی ماشینی» که خودش انواع و اقسام ماده اولیه و شانه و رج و رنگ و کامپیوتری و دستگاه‌های کمی قدیمی‌تر دارد. 
 
فامیلی آخرین نخست‌وزیر هم ایران «بختیار» بود که به قول «هادی خرسندی» پس از انقلاب از «مرز بازرگان» گریخت.  

پنجشنبه، فروردین ۰۶، ۱۴۰۵

قانون جنگ و جنگل

ایرنا در خبری ویژه با عنوان «در هیچ عملیات نظامی علیه ایران شرکت نخواهیم کرد» به‌نقل از الجزیره از قول دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس نوشت: «آسیب ناشی از توقف کشتی‌رانی در تنگه هرمز تنها به کشورهای حوزه خلیج فارس محدود نمی‌شود، بلکه بسیاری از کشورهای جهان از این مسئله آسیب می‌بینند.»

ایرنا با این توضیح که: «جاسم البدیوی بدون اشاره به این‌که پاسخ نظامی ایران به حملات آمریکا از پایگاه‌های مستقر در منطقه، بر اساس منشور سازمان ملل مبنی بر دفاع از خود است» سخن البدیوی را آورده که: «کشورهای عضو شورای همکاری بیش‌ترین سطح خویشتن‌داری را به‌کار گرفتند و به حملات ایران پاسخ ندادند تا دایره جنگ گسترده نشود.»
◾️
هم‌چنان‌که مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی، مرجع تفسیر قانون اساسی ایران، و مرجع نهایی تطبیق مصوبات مجلس با این قانون، شورای نگهبان است و همه باید به آن تمکین کنند، مرجع تفسیر منشور سازمان ملل و تطبیق رفتار دولت‌ها و کشورها با آن منشور هم همان سازمان ملل و کمیته یا کمیسیون‌های تابعه یا هیئت‌های داوری آن سازمان هستند که بلااستثنا، هم حملات اسرائیل و آمریکا به ایران را نقض منشور سازمان دانسته و محکوم کرده‌اند، و هم حملات ایران به کشورهای همسایه را.

اگر قرار باشد هر کشور یا دولتی
«منشور سازمان ملل» را مطابق سلیقه خود تفسیر، و رفتار متبوع خود را مطابق با آن سلیقه بر منشور تطبیق دهد، و به آراء هیئات داوری سازمان که بر اساس اجماع عقلا و آراء جهانی شکل گرفته‌اند، وقعی ننهند، اساسا دیگر نیازی به «سازمان ملل» و هیئت داوری و شورای نگهبان و نظارت استصوابی و ... نبود و نیست. همان قانون جنگ و جنگل کفایت می‌کرد.

این تفسیر ایرنا مثل این است که برای مجرمی قرار مجرمیت صادر شود، مطابق آن مجازات شود، اما با تحمل مجازات، افتخارش این باشد که رفتارش مطابق قانون بوده، مجرمانه نبوده و جرم خود را قبول ندارد. 


به‌قول منطقیون و اهل حقوق، این قبول‌نداشتن جرم مسموع نیست، و هیچ تأثیری در نظر داور نداشته و مجازات در نظرگرفته اعمال می‌شود، اما شما دلت به این خوش است که این تنبیه را قبول نداری.

دست‌کم «تسلیم به رأی» می‌تواند تخفیفی در مجازات را هم به هم‌راه داشته باشد که این قبول نداشتن این حق را هم زایل می‌کند. 


در این‌که قوانین نوشته بشر، از جمله منشور سازمان ملل یا تفسیر‌ها از آن
وحی منزل نیست و ممکن است عین خطا هم باشد، تردیدی نیست. اساسا در دوره روشن‌گری گزاره‌هایِ علمیِ تجربی که نسبت به گزاره‌های علوم انسانی، احتمال صدق‌شان با حقیقت میلیاردها برابر بیش‌تر هست را هم گزاره‌هایی «اثبات‌نشده» و با احتمال «ابطال» تعریف می‌کنند، علوم انسانی که دیگر جای خود دارد.
 
«صلح»، «آرامش» و «هم‌زیستی مسالمت‌آمیز» در سایه «تمکین» به اجماع عقلا، و «حسن هم‌جواری» تأمین می‌شود. و تلاش برای دخالت در امور دیگر دولت‌ها و کشورها، تجهیز نیروهایی در خاک دیگر کشورها، تهدید امنیت دیگر کشورها یا دولت‌ها ضمن محکوم‌بودن ذاتی و قانونی، برای کشور و دلت متخاصم هم نهایتا آرامشی باقی نمی‌گذارد. والا «روسیه» باید الان در کمال آرامش و رضایت از تجاوز به کشور هم‌جوارش
اوکراین می‌بود و این‌همه دربه‌در میانجی و ملتمس صلح و آشتی نمی‌بود. 

اما از قول منطقیون و اهل حقوق و قانون که خارج شویم، به‌قول عبید زاکانی «عمل» با شورای همکاری است، «ادعا» با جمهوری اسلامی!


و از منظر کاربران اینترنت هم، عمل و حق با کشورهایی است که برای شهروندان‌شان دست‌رسی به جریان آزاد اطلاعات و اینترنت با کیفیت و بدون سانسور فراهم می‌کنند، و از گردش آزاد اطلاعات هیچ هراسی ندارند، و ادعا با کشوری است که اینترنت را قطع، و تلاش شهروندان برای دست‌رسی به آزادی اطلاعات را جرم‌انگاری می‌کند. 


«مهدوی» آزاد نیست از هر کلمه‌ای استفاده کند

«مهدوی مهدوی‌آزاد» روزنامه‌نگاری نخوانده‌است. تا آن‌جا که می‌دانم دانش‌جوی دانش‌گاه کاشان بوده، و تا آن‌جا که من با این دانش‌گاه آشنا هستم و ارتباط داشته‌ام، در زمان تحصیل ایشان در این دانش‌گاه رشته روزنامه‌نگاری آموزش داده نمی‌شده‌است.
البته نه تنها استبعادی ندارد بلکه چین هست که بیش‌ترین روزنامه‌نگاران ایرانی روزنامه‌نگاری نخوانده، و بیش‌ترین روزنامه‌نگاری خوانده‌های ایران& کار و شغل و حِرَف و کسبی غیر از روزنامه‌نگاری دارند.
 
بنده هم که پیراهن‌ام با روزنامه‌نگاران در یک آفتاب خشک می‌شود، اساسا تحصیلات آکادمیک ندارم. اما روزنامه‌نگاری را حرفه‌ای خوانده‌ام. یعنی اساتیدی داشته‌ام که برای همیشه خودم را مدیون مرحمت و نکته و پند‌آموزی‌های دقیق آن‌ها می‌دانم. از جمله حسین نوش‌آذر، آسیه امینی، مهرانگیز کار، مسعود بهنود، و مختاری مستقیم اگر به یک ساعت هم بوده در کلاس درس‌شان تلمذ کرده‌ام و بسیارانی که از قلم و قدم‌شان آموخته‌ام.
 
با این‌‌وصف می‌دانم «فقه‌اللغه» در روزنامه‌نگاری بسیار مورد تأکید و دقت و سفارش است. در فاکتور «دقت» بسیار برای وسواس در استخدام کلمات برای آن‌که بار عاطفی منفی یا بار عاطفی جانب‌دارانه منتقل نکنند، توصیه و تأکید شده که چون از اصول ابتدایی و امهات مشهور و شایع اصول روزنامه‌نگاری است از توضیح بیش‌تر آن در می‌گذرم.
 
مهدوی‌آزاد چند مورد در گزارش‌های غیرحرفه‌ای رسانه‌ای‌اش در شبکه ایران اینترنشنال دیده‌ام که از حدود اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری عدول کرده‌است.

 البته اساسا اینترنشنال رسانه‌ای مستقل و بی‌طرف و حرفه‌ای تلقی نمی‌شود. اما مهدوی‌آزاد شأن دوستی ارزش‌مندی برای من دارد که امیدوارم این نقد من موجب رنجش ایشان نشود و بیش‌تر از باب مراة‌المومن به من نامومن بنگرد.
 
در ادبیات فارسی کلمه «خر» دو معنای کاملا متفاوت و متضاد دارد. یکی نام جانواران و اشیا و اعضا و ... بزرگ است. مثل خرگوش، خرمهره، خرپا، خرچنگ، و... و دیگری نام جانوری که نماد بلاهت و انکرالاصواتی و توهین است. مثل: «آن خر که کتاب بار دارد دگر است، یاران خر ماه کتاب هم بارش نیست.»

یا مثلی هست که زارعی رفت زمینی بفروشد و حیوانی بخرد. کسی که سواد این معامله را می‌نوشت، به طنز سجل کرده بود که زمین مال‌ خر شد. یکی از شاگران پرسیده بود استاد ضمیر به که برمی‌گردد؟ استاد جواب داده بود درست نوشتم کسی که زمینی که به او جو می‌دهد را می‌فروشد و حیوانی می‌خرد که از او جو بخواهد عقل‌اش بیش‌تر از خر نیست.
 
شواهد در استفاده از این کلمه دوحرفی که به دراز‌گوش به‌عنوان نماد بلاهت و حماقت و انکری اشاره دارد در زبان فارسی به نظم و نثر فراوان است، اما من همین چندبار که مجبور شدم از روی ناچاری به صراحت بدان‌ها اشاره کنم، برای‌ام حکم جان‌کندن داشت. من به‌شدت مبادی آداب و به کلمات با بار منفی حساسیت دارم.
 
مهدوی آزاد در یکی از برنامه‌های‌اش مخاطبینی را به این حیوان تشبیه و ابتدا عذرخواهی کرد اما بعد عذرخواهی خود را پس گرفت و در توضیح به همان بخش صدر این نوشته اشاره کرد که معنی آن کلمه دو حرفی «بزرگ» است.
 
اما همه می‌دانند که این سخن مهدوی آزاد به‌قولی حرف «حق» یا درستی است که از آن اراده باطل شده‌است. و روزنامه‌نگار باید بیش از هر چیز شأن صنفی و جای‌گاه رفیع حرفه خود را پاس داشته و اجازه ندهد جار و جنجال‌های سیاسی به ابتذال این حرفه منجر شود. 

شنبه، اسفند ۰۹، ۱۴۰۴

بی‌حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست

بی‌حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست
باور کنید پاسخ آیینه سنگ نیست

سوگند می‌خورم به مرام پرندگان
در عرف ما سزای پریدن تفنگ نیست

با برگِ گل نوشته به دیوار باغ ما
وقتی بیا که حوصله غنچه تنگ نیست

از بردگی مقام «بلال»ی گرفته‌اند
در مکتبی که عزت انسان به رنگ نیست

در کارگاه رنگ‌رزانِ دیار ما
رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست

دارد بهار می‌گذرد با شتاب عمر
فکری کنید فرصت پلکی ردنگ نیست

وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را
فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست

تنها یکی به قله تاریخ می‌رسد
هر مرد پا شکسته که «تیمور لنگ» نیست
محمد سلمانی

سلطه‌پرستان از علی کریمی تا مجتبی واحدی

مجتبی واحدی در «حلال‌زاده»‌بودن مهدی خزعلی شک کرده و می‌خواهد بداند وقتی پدر مهدی در زندان و تبعید بوده، چه کسی از مادر او «مراقبت» می‌کرده.

آیت‌الله
ابوالقاسم خزعلی از آخوندهایی است که در زمان شاه، سال‌هایی در زندان و تبعد بوده و مجتبی واحدی، مسلمانی است که سال‌ها سخن‌گو و مشاور یک آخوند زندانی دیگر بوده (مهدی کروبی).

حالا احتمال می‌دهد که هم‌سر آخوند خزعلی در غیاب شوهرش «بعله»! و بچه «حرام‌زاده» پس‌انداخته. 

آقای واحدی می‌فرماید: «به‌دنبال شناسایی یک منبع موثق در خانواده مهدی خزعلی هستم تا یک ابهام را برای من برطرف کند. در دوره‌هایی که ابوالقاسم خزعلی پدر مهدی در زندان و تبعید بود، آیا کسی از بزرگان خانواده، از همسر و فرزندان او مراقبت می‌کرده؟

می‌دانید چرا این پرسش را مطرح می‌کنم؟ جون برایم سخت است که باور کنم کسی حلال‌زاده باشد و لقمه حلال خورده باشد و در عین حال، حکومتِ جنایت‌کارِ جمهوری اسلامی را به اعدام بازداشت‌شدگان تشویق کند.» 

بحث زن‌ستیزی و تحقیر ظالمانه زاده‌شدگان در رابطه بی‌عقد و آخوند» (حرام‌زاده!) فعلا بماند.

این‌که مهدی خزعلی چه ... خورده، نوش جان‌اش. ببینید آقای مجتبی واحدی درباره همسر سختی‌کشیده یک زندانی مذهبی زمان شاه چه می‌گوید، و چگونه سعی می‌کند برای او با ۹ فرزند حرف دربیاورد. چرا این‌قدر وقیح و هتاک؟...

چرا فحش به مادر طرف می‌دهی؟ آهان مجتبی واحدی سلطنت‌طلب شده!
فیس‌بوک هادی خرسندی
واحدی آن توییت را پاک کرده، اما اگر واژه «حرام‌زاده» با نوشتار «حرامزاده» را در هر یک از شبکه‌های اجتماعی آقای واحدی جست‌وجو کنیم، این به‌قول سیاسیون «برچسب» و به‌قول مذهبی‌ها «بهتان» را به انواع و اقسام آدم‌ها زده‌است. 

اگر یک «شعبان بی‌مخ» یا «رمضان یخی» این‌گونه سخن بگوید، ایرادی ندارد، ادبیات اوست. اگر کسی که به هیئت حاج منصور ارضی می‌رود هم این‌گونه سخن بگوید ایرادی ندارد، ادبیات آن‌هاست. 

اگر پیاده‌روندگان اربعین یا مجری تلوزیونی که از آن به «اربعین توپ و شیطون‌بلا» تعبیر می‌کرد، به این ادبیات متوسل شود ایرادی ندارد. 

حتی اگر
علی کریمی که مهم‌ترین کنش اجتماعی‌اش تهدید به آتش‌زدن قرآن باشد این‌گونه سخن بگوید ایرادی شاید نداشته باشد. 

اما کسی که بارها و بارها و بارها گفته «مذهب» را به پستو خواهم برد،‌ اما خیلی هوای «ژن مرغوب»‌‌اش را دارد و در تمام شناسه‌های شبکه‌های اجتماعی‌اش حتما باید «s» ابتدای نام یا نام خانوادگی‌اش باشد، با این ادبیات خودزنی کرده‌است. 

مطابق نص صریح قرآن آیه رانتی‌یر «تطهیر» در مورد «اهل‌البیت» پیامبر اسلام صادر شده، و شیعه معتقد است که مصادیق این آیه «پیامبر، دختر، داماد و دو نوه ذکور» او هستند. 

پس دست‌کم با هر قرائتی این «رانت دینی» را تفسیر و تأویل کنیم، شامل ایرانیان نمی‌شود. اما آن‌ها که به این «s» در نام و نام‌خانوادگی و شناسه و شناس‌نامه خود می‌نازند، هر نوع نزدیک به مفاهیم «حرام» یا «حلال»‌زادگی بچرخند، نوعی خودزنی درباره خودشان محسوب می‌شود. 

درست مثل
امیرحسین ثابتی که در انتخابات ۸۸ در سیادت میرحسین ان‌قلت آورد و متوجه نبود این ان‌قلت طهارت نسب رهبرش را به پرسش می‌کشاند.