کاریزما و کلام
شنبه، بهمن ۲۵، ۱۴۰۴
ایران، آمریکا؛ مذاکره و بنبستی دیگر
«علی قلهکی» خبرنگار نزدیک به نهادهای اطلاعاتی که عموما اخبار ویژه را پیش از رسانهایِ رسمیشدن، توییت میکند و توییتر او از این نظر یک منبع مورد استناد و ارجاع است، در آخرین توییت خود نوشته: «آمریکاییها پیشنهاد دادند که ایران غنیسازی را برای ۳ تا ۵ سال کاملا متوقف کند، و پس از آن تنها غنیسازی ۱.۵٪ داشته باشد.
توقف رشد و توسعه با حکم رشدی
خمینی ۲۵ بهمن ۱۳۶۷ (۱۴ فوریه ۱۹۸۹) حکم کشتن سلمان رشدی که آنزمان حدود ۴۰ ساله (متولد ۱۹۴۷) بود را صادر کرد.
این در حالی بود که بسیاری از کشورهای اسلامی، دستکم یکماه زودتر از صدور این حکم علیه کتاب «آیات شیطانی» و سلمان رشدی نویسنده آمریکایی-برینانیایی هندیتبار آن تظاهرات کرده و واکنش نشان داده بودند که برخی از آنها نیز به خشونت کشیده شدهبود.
پس از صدور این حکم، بنیاد ۱۵خرداد که زیرنظر رهبر انقلاب و با هدف کمک به فقرا تأسیس شده بود ـ و از زمان تأسیس تا پایان حیات مرحوم «حسن صانعی» مدیریت آن بنیاد با آن مرحوم بود، برای کسی که این حکم را اجرا کند جایزه تعیین کرد و هرازگاهی هم میزان جایزه را افزایش میداد.
همین اتفاق باعث شد «محمدجواد اردشیر لاریجانی» مشاور ناطقنوری در انتخابات ریاستجمهوری ۷۶ در ملاقات مخفیانهای ـ که بعدا لو رفت ـ به «نیک براون» انگلیسی با این کد که بنیادی که این جایزه را تعیین کرده از سوی بنیادگرایان جمهوری اسلامی اداره میشود هشدار بدهد که نامزد مورد نظر اینها برای انتخابات پیشرو «محمد خاتمی» است، و او اگر او رأی بیاورد خطر افزایش بنیادگرایی بیخ گوش اروپا است.
آنزمان حق با او بود. بنیادگرایی در جمهوری اسلامی در تفکرات جناحی ریشه داشت که بعدا پشیمان و «اصلاحطلب» شدند.
اما، اولا این گرایش مربوط به سالهای آغازین نظام جمهوری اسلامی بود و دوم اساسا «حسن صانعی» غیر از یک عضویت نمادین در «مجمع روحانیون مبارز تهران» هیچ علقهای به گروه اصلاحطلب آن زمان خصوصا بخش تکنوکرات آن نداشت که اگر ذرهای داشت، بلافاصله از ریاست آن بنیاد برکنار میشد یا استعفا میداد چنانکه کروبی مجبور به استعفا از ریاست «بنیاد شهید» شدهبود.
جدای از این حاشیهها، از منظر حقوق عرفی و هم حقوق از منظر شرع و فقه، صدور چنین حکمی خالی از اشکال نبود. به عقیدهٔ «برنارد لوئیس»، اکثریت فقها معتقدند که شخصی که به ارتداد متهم میشود، باید به محکمهٔ آورده، اتهام او بیان و سپس فرصت دفاع به او داده شود.
پس از طی همه این مراحل، قاضی حکم را در مورد او صادر میکند. وجود این مراحل لازم است، زیرا به گفتهٔ لوئیس هدف فقه اسلامی اجرای عدالت و قانون است و نه اعلام حکم بدون محاکمه و ایجاد ترس.
صدور آن حکم بعدا و در زمانهای مختلف عواقب و هزینههایی داشت. مصطفی مازح از حزبالله لبنان، برای کشتن رشدی اقدام کرد و در هنگام بمبگذاری در یک هتل در پدینگتون لندن، بهخاطر نابههنگام عملکردن بمب، کشته شد.
در ۱۹۹۱ میلادی، هیتوشی ایگاراشی، مترجم کتاب آیات شیطانی به ژاپنی، در تسوکوبا، ایباراکی و در دانشگاهی که تدریس میکرد، بهدست اسلامگرایان کشته شد.
همچنین مترجم ایتالیایی کتاب در میلان، مورد ضربوشتم و ضربات چاقو قرار گرفت.
در ۱۹۹۳ ویلیام نیگارد ناشر نروژی کتاب، به ضرب گلوله کشته شد، و ۳۷ نفر از کسانی که برای سخنرانی مترجم بخشهایی از کتاب به ترکی یعنی «عزیز نسین» طنزپرداز شناختهشده، گرد آمده بودند، در هتل محل تجمع در سیواس ترکیه به آتش کشیده شده و جان باختند.
تا همین اواخر هم بنیادگرایان اسلامی چه شیعه و چه سنی سعی میکنند رشدی را ترور کنند. آخرین آن حمله به رشدی در یک مراسم رسمی بود که به ناقصشدن بینایی او انجامید و حملهکننده دستگیر و راهی زندان شد.
آیتالله خمینی حدود یکسال پس از صدور آن حکم بهرغم بالاترین میزان امواج روحانی دعا برای سلامتی و جاودانگی او تا «انقلاب مهدی» از دنیا رفت.
سلمان رشدی اما هنوز زنده است و مینویسد و واکنشهای افراطی به یک اثر ادبی که شاید زبان گزندهای نسبت به برخی شئون شخصیتی پیامبر اسلام داشت، نه تنها به افزایش محبوبیت اسلام نینجامید، که در کنار هزینههای سنگین، چهره رحمانی دین و معنویت در نگاه کلان را هم تند و خشن معرفی و در نهایت به «ریزش» هم بیشتر منجر شد تا اقبال.
جمعه، بهمن ۲۴، ۱۴۰۴
برای بدیهیات نیاز به مدرک نیست
آقا صبح من داشتم به یک اتاقی در «کلابهاوس» گوش میکردم که به این آقای «علیرضا نامورحقیقی» تعلق داشت. نکته بامزه ای که رخ داد این بود که Hقای نامور خب تاکید کرد که هر نوع تهاجم خارجی ای فارغ از نتیجه اش فاجعه به بار می آورد، کمااینکه در عراق دیدیم چنین شد.
یکی از حاضران که مخاطب آقای نامور بود هم برگشت گفت: من شنیدم شما زیاد اینرا میگویید، لطفا نگویید! من خودم سالها در عراق زندگی کردهام. همسرم و خانوادهاش همه عراقی هستند.
جامعه عراق را در طول دهههای گذشته از نزدیک میشناسم. «ابدا» اینطور نیست. عراقیهایی که عصر صدام حسین را تجربه کردهاند، بهشدت از آن تهاجم آمریکا و نتیجه نهاییاش راضی و شاد بوده و هستند، و اگر آن حمله رخ نمیداد بسا تا به امروز شاهد ادامه حکومت خاندان صدام میبودیم و ...».
چیزی که میخواهم به آن برسم، اینجای بحث رخ میدهد: تقریبا نیم ساعت بعد آقای نامور داشت با این آقا که خودش از نزدیک شاهد وضعیت عراق بود بحث میکرد. سر چی؟ سر اینکه «همه» راضی نبودهاند.
آخر آقایی که مخاطب بود پاسخ خوبی داد گفت: بله «همه» راضی نبودهاند. مثلا اعضای حزب بعث قطعا ناراضی بوده و هستند. همینطور سنّیمذهبها شاید ترجیح میدادند صدام در قدرت بماند. ولی «وضعیت از همه جهت بهتر شده است».
این مورد را من بارها در کلابهاوس دیدهام و بهشدت مورد "...." و همینطور کلیشه دستمالی شدهای است. همیشه وقتی کسی گزارهای در مورد مشاهدهاش از اراده عمومی میگوید، طرف مقابل به دمدستترین و شکل مغالطه متمسک میشود. اینکه: از طرف ملت حرف نزن. مگه تو میدانی که "همه" اینطور هستند؟ خب معلوم است که "همه" مثل هم فکر نمیکنند. نه در یک جامعه صد میلیون نفره، بلکه حتی در یک اجتماع ۱۰ نفره هم احتمالا همه مثل هم فکر نمیکنند.
این چه حرف احمقانهای است دیگر؟ ما وقتی از «مردم» میگوییم، نه ادعایِمان این است که تکتک شهروندان را رصد کردهایم نه حتی ادعایمان این است که اکثریت مطلق را مورد نظرسنجی قرار دادهایم.
ولی «مشاهده» میتواند بهشکلی معقول ما را به نتیجه برساند. برای مثال امروز در وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران، نیازی نیست دست به پیمایش بزنیم تا بفهمیم «به احتمال قریب به یقین» اکثریت مردم از وضعیت ناراضی هستند.
آیا معنایاش ایناست که «همه» ناراضی هستند؟ نه! آیا معنایاش این است که از همه نظر پرسیده و بعد اکثریت ناراضی را شمردهایم؟ باز هم نه!
این آنجایی است که افراد وقتی در تنگ کلاغپر بحث گیر میکنند، شروع میکنند به زیر سوال بردن تلویحی «عقل سلیم» و سازوکارهای مشاهداتی متعارفی که همه انسانها کم یا بیش از آن در قضاوتهای خود استفاده میکنند.
کمی بیشتر به بحث ادامه بدهید، ممکن است عزیزان مثلا مقولات فاهمه را هم زیر سوال ببرند. مثلا بگویند: فلاسفهای هستند که علیت را زیر سؤال بردهاند! تو از کجا مطمئنی علت خیسی زمین این است که باران باریده؟ نمیتوانی مطمئن باشی. تو همه کوچههای خیس شهر را که ندیدهای!
خلاصه پناه بر خدا از بعضی اعضای ملت ما!
پ.ن: اینم بگم که من از آقای نامور خیلی خوشم میآید. این متن اساسا حملهای به ایشان نبود. آدمِ عموما «منطقی»ای است، ولی خب همه ما وقتی اراده کنیم به اثبات موضع خود، معمولا به دمدستیترین ابزارهای مجادله اتکا میکنیم.
©️ فیسبوک Soroosh Agoraphilic
پنجشنبه، بهمن ۲۳، ۱۴۰۴
رضاشاه: بالاتر!
نقل است روزی به رضاشاه خبر میدهند: کرایه درشکه خیلی گران شدهاست!
رضاشاه لباس مبدلی پوشیده، میرود میدان توپخانه. از یک درشکهچی میپرسد: «آهای! تا شمرون چهقد میگیری؟»
درشکهچی با تبختر خاصی میگوید: ما به نرخ دولتی کار نمیکنیم.
رضاشاه میپرسد: ۵ شاهی؟ درشکهچی: برو بالا! رضاشاه: ۱۰ شاهی؟ درشکهچی: برو بالا! رضاشاه: ۱۵ شاهی؟ درشکهچی: بالاتر! رضاشاه: ۳۰ شاهی؟ درشکهچی: بزن قَدِش!
رضاشاه سوار میشود. درشکهچی نگاهی به مسافر انداخته میپرسد: سربازی؟ رضاشاه: برو بالا! درشکهچی: گروهبانی؟ رضاشاه: برو بالا! درشکهچی: افسری؟ رضاشاه: برو بالا! درشکهچی: فرماندهی؟ رضاشاه: بالاتر! درشکهچی: نکنه رضاشاهی؟ رضاشاه: بزن قَدِش!
رنگ از رخ درشکهچی میپرد. رضاشاه نگاهی به رنگپریده انداخته و میپرسد: ترسیدی؟ درشکهچی: برو بالا! رضاشاه: لرزیدی؟ درشکهچی: برو بالا! رضاشاه: شا...یدی؟ درشکهچی: بالاتر! رضاشاه: .. دی؟ درشکهچی: بِزَن قَدِش!
بعد درشکهچی از رضاشاه میپرسد: منو میبرید زندان؟ رضاشاه: برو بالا! درشکهچی: تبعید میکنید؟ رضاشاه: بالاتر! درشکهچی: اعدام میکنید؟ رضاشاه: بِزِن قَدِش!
حمید رسایی توییت زده: بعد از ۴۷ سال تحریم اقتصادی، تحمیل جنگ نظامی، تبلیغات رسانهای منفی، فتنههای متعدد، کشتار مردم و ...، حضور در قیام ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، بیش از ۳۴ میلیون نفر تخمین زدهشد.
ساعت ۱۲:۳۸دقیقه یعنی حدود سر ظهر و اوج زمان راهپیمایی و پیش از توییت رسایی، روحانی ارزشی دیگری توییتی زدهبود که «رنگ رخساره»اش خبر از حال درون راهپیمایی میداد.
احسان عبادی ضمن نقد به همه باحجابها و مسلمانهای بهقول او حجتیهای نوشته بود: «خانم بیحجاب و کمحجابی که امروز پای کار نظام بودی و اومدی، درد و بلات بخوره تو سر اون چادری با تفکر انجمن حجتیهای خشکمغز متحجر. درد و بلات بخوره تو سر اون محجبه خودعمارپنداری که به فرماندهان عزیز شهید ما میگفت تعللکار و ترسو».
همه ادبیات این توییت یک گزارش میدانی بود که امسال برخلاف همه سالهای دیگر، خیلی از محبجهها نیامدهبودند، خیلی عماریون نیامدهبودند. درواقع به نوشته این توییت خیلی از آنها که تا سال قبل «پاکار» نظام بودند، امسال نیامده بودند.
عبادی ساعت ۱۲:۱۱ دقیقه بامداد در توییت دیگری نوشت: «انتخابات نیامد، اما راهپیمایی ۲۲ بهمن آمد، چون تمامیت ارضی کشور برایش خط قرمز است».
یعنی حضور در راهپیمایی امروز بهگزارش این شاهد میدانی، از انتخابات هم کمتر بودهاست. مشخص است که منظور نویسنده انتخابات دوم خردا ۸۶ یا انتخاباتی که به انتخابشدن «حسن روحانی» انجامید، نبوده و دو انتخابات اخیر منظور نظر بوده که پایینترین میزان مشارکت بعد از انقلاب در آن ثبت شدهاست.
با این وصف، راهپیماییای که در سالهای قبل که همه ـ حتی اصلاحطلبها ـ هم در آن شرکت میکردند و به ۳۴ میلیون نفر نمیرسید، چهطور امسال با این همه «نیامدن» از همه سالها «بالاتر» بودهاست؟
▪️
پس از توییت حمید رسایی و البته بسیاری از کاربران ارزشی ـ انقلابی که بنر ثابتی با عدد ۳۴ با فونت لاتین را بهطور یکسان بازنشر کردهبودند، کانال تلگرامی رجانیوز نیز کلاه مشارکت را پس معرکه دید و ترجیح داد میران حضور مردم در راهپیمایی را ۴ میلیون کمتر و «تقریبی» ۳۰ میلیون نفر اعلام کند. هر چند دستکم ۱۰۰ برابر میزان واقعی حضور مردم بود.
به نظر میرسد بنر مشترک از روز قبل برای تمرکز بر این عدد طراحی، و برای انتشار از ساعت ۱۴ به بعد در اختیار رسانههای همسو قرارگرفته، اما ساعاتی پس از انتشار متوجه شدند که ظاهرا در برخی شعب صندوق اخذ جمعیت تعرفه کم آمده و راهپیمایی تمام شده، بنابراین ترجیح دادند در برخی رسانهها میزان مشارکت را «تقریب» به ۳۰ میلیون اعلام کنند.
آمار تفکیکی متعاقبا به اطلاع ملت شریف ایران خواهد رسید. برو بالاتر!
برچسبها:
آمار,
تنبیه,
حکایت,
حمید رسایی,
رضاشاه,
شوخی,
طنز,
کرایه درشکه,
گرانی,
گشت نامحسوس,
لباس مبدل,
مجازات
چهارشنبه، بهمن ۲۲، ۱۴۰۴
نخستین اشغال نمایندگی خارجی در انقلاب
یکشنبه ۲۲ بهمن ۵۷ یازده فوریه ۱۹۷۹ تنها ساعاتی پس از پیروزی انقلاب و اخراج شاه از ایران، مردم به دفتر نمایندگی اسرائیل در ایران ـ که از چند روز قبل اسرائیلیها آنجا را تخلیه کرده بودند ـ هجوم میبرند و پرچم فلسطین را بر سر در آن نصب، و آن را به مردم فلسطین هدیه میدهند و شعارهای «مرگ بر اسرائیل، زنده باد عرفات، اسرائیل گمشو» سر میدهند.
دولت جدید ایران نیز از همه اسرائیلیهایی که دارای مقام رسمی بودند، خواستند که فوراً ایران را ترک کنند.
این حکم اخراج شامل اعضای هیئت نمایندگی اسرائیل، آژانس یهود و اعضای هواپیمایی اسرائیل (العال) و نمایندگان شرکتهای مقاطعهکار اسرائیلی میشد.
هارملین که همراه با ۳۳ اسرائیلی دیگر هنوز در ایران باقی ماندهبودند در مخفیگاه خود از «ژنرال سگف» میخواهد با ارتشد قرهباغی رئیس ستاد ارتش و سرتیپ پرورش معاون اطلاعات نظامی تماس بگیرد و ترتیب محافظت از چند اسرائیلی را که هنوز در ایران باقی مانده بودند بدهد.
اما افسران ستاد از هر اقدامی اظهار ناتوانی کردند.
۶ روز بعد از پیروزی انقلاب «یاسر عرفات» بدون دعوت و اطلاع قبلی ناگهانی به ایران سفر کرد و وقتی به او گفته شد که چرا بدون اطلاع؟ پاسخ داده بود: «آدم برای رفتن به خانهاش اجازه نمیگیرد، من هم اجازه نگرفتم.»
از آن روز جمهوری اسلامی در مبارزه با اسرائیل بهمرور از کشورهای عربی پیش افتاد و نخستین کشوری بود که روز آخر ماه رمضان هر سال را «روز قدس» اعلام کرد.
نتایج این رفتارهای تندروانه درگرفتن جنگی ۸ ساله علیه ایران بود که همین یاسر عرفات که ایران را خانه خود میدانست، تمامقد پشت عراق و سپاه صدام حسین ایستاد و سرباز به جبهه عراق اعزام کرد.
بعد از اعدام صدام حسین هم میدانی در کرانه باختری بهنام «شهید صدام حسین» نامگذاری شد.
اگرچه تندروان جمهوری اسلامی هیچگاه نخواستند بپذیرند که دستکم یاسر عرفات فلسطینیتر و جنبش فتح فلسطینیتر از آنها هستند و از سالها جنگ و ماجراجویی خسته شده و او را خائن به آرمان مردم فلسطین دانستند، و به نفع حماس و جهاد اسلامی پشت عرفات و بعد از آن ابومازن را خالی کردند، اما دامنزدن به این اختلافات نه به سود فلسطینیها و نه شهروندان ایران شد.
نتیجه را عربها و اسرائیل بردند و کشورهایی که زمانی بهخاطر کمک آمریکا به اسرائیل، فروش نفت به آمریکا را تحرم کرده و ایران تقاضای جهانی نفت را پاسخ داده بود، به مرور به گشایش سفارت اسرائیل در کنار سفارت فلسطین پیوستند.
مرگ علیه شما سند جمع میکند
از خوبها بریده و بد جمع میکند
مردی که از زمانه حسد جمع میکند
در صفر ضرب کرده خودش را و سالهاست
هی بر سر نتیجه، عدد جمع میکند
تا از زمین پلی بزند بر ستارهها
از چشمهای بسته رصد جمع میکند
او یک روانی است که در کوچههای شهر
هر توپ را که میترکد جمع میکند
او اعتقاد دارد انسان نمرده است
با اینکه کوچهکوچه جسد جمع میکند
جای قلم نشسته و با سوزنِ سُرنگ
جوهر ز رگ گرفته، عدد جمع میکند
فریادهای خستهٔ خود را ز کوچهها
وقتی کسی نمیشنود، جمع میکند
ای مردمان خوب! که شیطان ز جمعِتان
هی دستهدسته آدم بد جمع میکند!
از من به زندگی برسانید اینکه مرگ
دارد علیه شما سند جمع میکند
صالح سجادی
سهشنبه، بهمن ۲۱، ۱۴۰۴
هرگز از ترس نمردند
کردها تمام مرگها را تجربه کردهاند
مردن با گلوله
مردن با اعدام
مردن دستهجمعی
مردن با سربریده شدن
مردن با سرما
مردن با گرسنگی
اما هرگز ار ترس نمردند!
جرج ریتزر
اشتراک در:
نظرات (Atom)



