کاریزما و کلام
شنبه، اسفند ۰۹، ۱۴۰۴
بیحرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست
بیحرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست
سلطهپرستان از علی کریمی تا مجتبی واحدی
مجتبی واحدی در «حلالزاده»بودن مهدی خزعلی شک کرده و میخواهد بداند وقتی پدر مهدی در زندان و تبعید بوده، چه کسی از مادر او «مراقبت» میکرده.
آیتالله ابوالقاسم خزعلی از آخوندهایی است که در زمان شاه، سالهایی در زندان و تبعد بوده و مجتبی واحدی، مسلمانی است که سالها سخنگو و مشاور یک آخوند زندانی دیگر بوده (مهدی کروبی).
حالا احتمال میدهد که همسر آخوند خزعلی در غیاب شوهرش «بعله»! و بچه «حرامزاده» پسانداخته.
آقای واحدی میفرماید: «بهدنبال شناسایی یک منبع موثق در خانواده مهدی خزعلی هستم تا یک ابهام را برای من برطرف کند. در دورههایی که ابوالقاسم خزعلی پدر مهدی در زندان و تبعید بود، آیا کسی از بزرگان خانواده، از همسر و فرزندان او مراقبت میکرده؟
میدانید چرا این پرسش را مطرح میکنم؟ جون برایم سخت است که باور کنم کسی حلالزاده باشد و لقمه حلال خورده باشد و در عین حال، حکومتِ جنایتکارِ جمهوری اسلامی را به اعدام بازداشتشدگان تشویق کند.»
بحث زنستیزی و تحقیر ظالمانه زادهشدگان در رابطه بیعقد و آخوند» (حرامزاده!) فعلا بماند.
اینکه مهدی خزعلی چه ... خورده، نوش جاناش. ببینید آقای مجتبی واحدی درباره همسر سختیکشیده یک زندانی مذهبی زمان شاه چه میگوید، و چگونه سعی میکند برای او با ۹ فرزند حرف دربیاورد. چرا اینقدر وقیح و هتاک؟...
چرا فحش به مادر طرف میدهی؟ آهان مجتبی واحدی سلطنتطلب شده!
فیسبوک هادی خرسندی
واحدی آن توییت را پاک کرده، اما اگر واژه «حرامزاده» با نوشتار «حرامزاده» را در هر یک از شبکههای اجتماعی آقای واحدی جستوجو کنیم، این بهقول سیاسیون «برچسب» و بهقول مذهبیها «بهتان» را به انواع و اقسام آدمها زدهاست.
اگر یک «شعبان بیمخ» یا «رمضان یخی» اینگونه سخن بگوید، ایرادی ندارد، ادبیات اوست. اگر کسی که به هیئت حاج منصور ارضی میرود هم اینگونه سخن بگوید ایرادی ندارد، ادبیات آنهاست.
اگر پیادهروندگان اربعین یا مجری تلوزیونی که از آن به «اربعین توپ و شیطونبلا» تعبیر میکرد، به این ادبیات متوسل شود ایرادی ندارد.
حتی اگر علی کریمی که مهمترین کنش اجتماعیاش تهدید به آتشزدن قرآن باشد اینگونه سخن بگوید ایرادی شاید نداشته باشد.
اما کسی که بارها و بارها و بارها گفته «مذهب» را به پستو خواهم برد، اما خیلی هوای «ژن مرغوب»اش را دارد و در تمام شناسههای شبکههای اجتماعیاش حتما باید «s» ابتدای نام یا نام خانوادگیاش باشد، با این ادبیات خودزنی کردهاست.
مطابق نص صریح قرآن آیه رانتییر «تطهیر» در مورد «اهلالبیت» پیامبر اسلام صادر شده، و شیعه معتقد است که مصادیق این آیه «پیامبر، دختر، داماد و دو نوه ذکور» او هستند.
پس دستکم با هر قرائتی این «رانت دینی» را تفسیر و تأویل کنیم، شامل ایرانیان نمیشود. اما آنها که به این «s» در نام و نامخانوادگی و شناسه و شناسنامه خود مینازند، هر نوع نزدیک به مفاهیم «حرام» یا «حلال»زادگی بچرخند، نوعی خودزنی درباره خودشان محسوب میشود.
درست مثل امیرحسین ثابتی که در انتخابات ۸۸ در سیادت میرحسین انقلت آورد و متوجه نبود این انقلت طهارت نسب رهبرش را به پرسش میکشاند.
پنجشنبه، اسفند ۰۷، ۱۴۰۴
خبر اختصاصی جنگ قدرت است
استنادات پیاپی رسانههای بینالمللی به «منابع مطلع» بینام در داخل جمهوری اسلامی را، نباید بیش از حد جدی گرفت.
جریاناتِ حکومتیِ رقیب، آشکارا در حال پمپاژ رسانههای دنیا با داستانهایی هستند که مایلاند بهعنوان «خبر اختصاصی» منتشر شوند که میشوند.
آیا «تکتک» این خبرها غیر معتبرند؟ نه لزوما. ولی ردپای جنگ قدرت جریانهای حکومتی، در آنها کاملا برجسته است.
مثلا اغلبِشان در حال برجستهکردن چهرههای حکومتی خاص، بهعنوان «مردان قدرتمند آینده» هستند. فارغ از اینکه این کار را با تبلیغ مستقیم آن چهرهها انجام دهند، یا با تضعیف رقبای احتمالی آن چهرهها.
تا اطلاع ثانوی، احتمالا مهمترین خبر معتبری که از این «گزارشهای اختصاصی» میشود دریافت، شدتگرفتن جنگ قدرت میان «خودی»های نگران از «آینده» است.
©️ توییتر حسین باستانی
زمان شاه هم تورم داشتیم
پاسخ به یک مغالطه مشهور: «آیا زمان شاه هم تورم داشتیم؟»
در یک کلمه: بله. در دهه ۵۰ با جهش درآمدهای نفتی و رشد سریع تقاضای داخلی (بدون پاسخ متناسب از سمت عرضه) تورم حتی تا حدود ۳۰٪ هم بالا رفت.
اما! یک «اما»ی مهم وجود دارد. آن زمان، سیاستهای پولی و مالی برای کنترل تورم هنوز به بلوغ امروز نرسیده بود.
برای مقایسه، کافی است به آمریکا در دهه ۱۹۷۰ نگاه کنیم. دو شوک بزرگ نفتی ۱۹۷۳ بعد از جنگ یومکیپور و ۱۹۷۹ پس از انقلاب ایران. در نتیجه بحران تورم که در ۱۹۸۰ به اوج رسید.
در آن زمان کسی بهدرستی نمیدانست که چهطور باید آتش تورم را خاموش کند.
تا اینکه «پل ولکر» رئیس فدرال رزرو، با افزایش شدید نرخ بهره، تورم را مهار کرد. البته این اقدام به رکود سنگین و افزایش بیکاری منجر شد، اما اولین سرنخها از سازوکار مهار تورم را بهدست داد.
واقعیت این است که در دهه ۷۰ میلادی، رابطه نرخ بهره و تورم هنوز کاملاً درک نشده بود. ایران هم مثل بسیاری از کشورها، هنوز نمیدانست چهطور میشود تورم را کنترل، و در عین حال ثبات اقتصادی را حفظ کرد.
اما امروز ماجرا فرق کرده است. مهار تورم ـ بدون ضربه جدی به سمت تقاضا و اشتغال ـ دیگر یک معمای گیجکننده نیست.
آمریکا که زمانی همراه با تورم دو رقمی، رکودی شدید را تجربه میکرد، امروز به هدفگذاری تورم ۲٪ (هدف کمیته FOMC) بسیار نزدیک شده، در حالیکه پیوسته وضعیت اشتغال و وضعیت خردهفروشی را هم زیر نظر دارد.
اما وضعیت ما چطور است؟
نهتنها در فهم همان دهه ۱۹۷۰ از اقتصاد کلان ماندهایم، بلکه هنوز قادر نیستیم صورتِ مسئلهای را که در دنیا تا حد زیادی حل شده، از رو بخوانیم!
تورم امروز ایران، با شکستن رکورد قبلی خود، حتی از ۶۰٪ هم بالاتر رفته است!
این حرف بهمعنای بینقص بودن اقتصاد آن دوره نیست. همانطور که آمریکا در دوران نیکسون و کارتر هم با بحرانهایی مواجه شد.
اما مقایسه آن زمان با امروز، یک قیاس معالفارق است؛ چون دستاوردهای چند دهه اقتصاد کلان را نادیده میگیرد.
بله، پژو ۲۰۷ ایرانخودرو از پیکان ایرانناسیونال پیشرفتهتر است...
اما این پیشرفت در دنیایی که «مرسدس EQS» در آن ساخته میشود، قابل اعتنا نیست.
و البته، داستان ما در اقتصاد کمی متفاوت است: ما از پیکان شروع کردیم... و امروز به گاری رسیدهایم!»
©️ کانال تلگرام فرزاد فخریزاده
برچسبها:
آمریکا,
اشتغال,
اقتصاد,
بنز,
بیکاری,
پیکان,
تورم,
رکود,
فدرالرزرو,
فرزاد فخریزاده,
کشکول,
نرخ بهره
روحانی: گزارش فیگارو خیالی بود
روابط عمومی دفتر رئیس دولتهای یازدهم و دوازدهم در اطلاعیهای، گزارشهای رسانههای خارجی درباره حسن روحانی را تکذیب کرد.
به گزارش ایلنا، در این اطلاعیه آمده است: «در روزهای اخیر مطالبی سراسر کذب در دو نشریه آمریکایی و اروپایی منتشر و ادعاهایی بیاساس درباره حجتالاسلاموالمسلمین دکتر حسن روحانی، رئیسجمهور ایران در دورههای یازدهم و دوازدهم مطرح کردهاند که آن را بهجای یک گزارش رسانهای، به سناریوهای تخیلی تبدیل کرده است.
روزنامههای فیگارو و نیویورکتایمز با انتشار اخبار جعلی و با اتکا به منابع مجهول، اعتبار حرفهای خود را زیر سؤال برده و اعتماد به دیگر گزارشهایِشان را نیز مخدوش کردهاند.
خبرسازیهایی از این دست درباره آقایان دکتر روحانی، دکتر محمدجواد ظریف و دیگر چهرههای سیاسی و مسئولین کشور را باید در ادامه عملیات روانی منابع آمریکایی و اسرائیلی با هدف ایجاد تردید و نگرانی در افکار عمومی مردم ایران دید که فشار حداکثری از طریق تحریمهای اقتصادی و تهدیدهای نظامی را تکمیل میکند.
خیالیبودن سناریوهای فیگارو و نیویورکتایمز چنان عیان بود که جز در رسانههای دستاندرکار این عملیات روانی ضد ایرانی، هیچ بازخوردی پیدا نکرد؛ البته این مهم علاوه بر هوشیاری مردم و هوشمندی رسانههای داخلی، نشانه فاصله زیاد آن رسانهها از واقعیات جاری، سازوکارهای تصمیمگیری و مناسبات سیاسی و امنیتی در ایران است.»
چند روز پیش فرناز فصیحی خبرنگار ایرانیالاصل نیویورکتایمز در یادداشتی ادعا کرده بود که رهبری جمهوری اسلامی برای سناریوهای بحرانی احتمالی، به علی لاریجانی دبیر شعام اختیار تام برای هرگونه تصمیمگیری درباره سرنوشت کشور اعطا کردهاست.
گزارش نیویورکتایمز طبق معمول از قول «منبع مطلع» گنگ، و بدون اشاره به نام یا جایگاه منبع بود.
یک روز بعد روزنامه فرانسوی فیگارو در گزارشی باز هم از قول «دو منبع آگاه» گزارش داد که تلاش حسن روحانی طی ایام بحرانی دیماه گذشته برای به حاشیهراندن خامنهای با کمک مقامهایی در مرجعیت قم، مقامهایی در سپاه و با کمک محمدجواد ظریف به شکست انجامیده و در ادامه هم به گزارش نیویورکتایمز استناد کرده بود که پس از این اتفاق علی خامنهای به علی لاریجانی اختیار تام دادهاست.
در گزارش فیگارو نوشته شده بود که این اتفاقات دور از چشم و بدون اطلاع پزشکیان که مطابق قانون اساسی شخص دوم کشور محسوب میشود برای مخفیماندن هرچه بیشتر اقدامات انجام شدهبود.
محمد غضنفری یک نماینده تندرو مجلس که بارها خواستار اعدام روحانی شده، اظهاراتی شبیه به گزارش فیگارو را بارها در مصئونیت کامل تکرار کرده و اتفاقا ایشان و برخی جریانات همصدا با ایشان از گزارش فیگارو استقبال کردند.
یک اپوزوسیون ساکن آمریکا نیز این گزارش را دستآویز تحلیلهای توهمآمیز همیشگی خود کرد و ادعا نمود که فرزند آخرین شاه ایران نیز بخشی از این پازل بودهاست.
چهارشنبه، اسفند ۰۶، ۱۴۰۴
ضرورت تعریف جدید از مفهوم و ساختار روزهداری
تقریبا در تمام ادیان جهان به نوعی «صوم» یا خودداری از نخوردن و ننوشیدن هست. برخی مانند جینیزم به شکل افراطی دارند و برخی مانند دین زرتشتی امساکی بسیار ملایم در ایام «نابر» به حدی که شاید نتوان به آن روزه گفت، زیرا امساک جدی و زهد در این دین حرام است، از آنجا که نعمات آفریده اهورامزدا ست و استفادهنکردن از آن کفراننعمت.
دنیای امروز اقتضائات خود را دارد و فقه اسلامی مدعی دستورات فقهی بر اساس اقتضائات زمان است. از نظر علمی گرچه امساک ملایم و محدود ممکن است بهنفع افراد سالم باشد، اما بعید است روزه در شرایط سخت، قابل تطبیق با اصول سلامت باشد.
بهویژه اگر مکلفین، درک دقیقی از مسئله عدم تطابق سختی کار روزانه با روزهداری، سلامتی و بیماری و ناتوانی خود نداشته باشند و نتوانند از آرای فقیهان در توصیه به افطار در شرایط سخت فهمی درست داشته باشند، همچنان که فقیهان نیز اطلاع دقیقی از سلامتی و بهداشت بدن و شرایط علمی فواید و مضرات روزه ندارند.
نکته دیگر اینکه اسلامشناسانی مانند محمد مجتهد شبستری از معنای فریضه در قرآن و اسلام، فهم دیگری ارائه کرده و آنرا نه به معنای عملی که عدم انجام آن مستوجب عذاب باشد، بلکه آن را به معنای مستحب موکّد گرفتهاند.
با توجه به اینکه ممکن است شرایط روزه برای بدن انسان مضر و اصرار بر انجام آن در هر شرایط یا مسئله اولویت سلامتی انسان در شریعت ناسازگار باشد، ضروری است فقیهان و متولیان دینی اقداماتی انجام دهند تا آنچه مدنظر شارع مقدس است بهنحو مطلوب به انجام رسد.
از جمله:
۱. دقت فقها در تعریف فریضه و عواقب انجام یا عدم انجام آن از منظر شریعت.
۲. آشنایی فقها با مسئله نیازهای بدن و آسیبهای احتمالی روزه و بهویژه مسئله کمآبی برای بدن. در این کار باید پژوهشگران در حوزههای پزشکی، جامعهشناسی و ... دست بهکار شده و از جمله تاثیرات روزه بر سلامت را با مقایسه آماری تعداد بیماران، انواع بیماریها، تعداد و علت فوتشدگان در ماه رمضان و دیگر ماهها بررسی و اعلام نمایند.
۳. تسهیلکردن شرایط روزه بهنحوی که اطمینان حاصل شود، سلامت روزهدار تهدید نمیشود. مانند خوردن آب هنگام تشنگی زیاد، در شرایطی که روزه درست باشد، همچنان که امروز جعفر سبحانی و بیات زنجانی بر آن هستند.
۴. تاکید مراجع و متولیان دین و نهادهای زیرنظر آنان از جمله صداوسیما بر این که موقع بیماری و ناتوانی و پیری نهتنها الزام به روزه نیست، بلکه شریعت دستور به منع آن داده، چون ضرر رساندن به بدن حرام است.
©️ اینستاگرام دکتر محمد مشهدینوشآبادی
بیعت با رضا پهلوی در شأن شما نبود!
آقای آشوری! بیعت با رضا پهلوی در شأن شما نبود!
ما سوگوار و رنجدیده از کشتار جوانان و هموطنان خود بهدست نظام سرکوبگرِ حاکم در ایران، چشم یاری به بزرگان خود داشتیم.
ما که شاهدان جنبش مدنی سی ساله ایران هستیم، هفتههاست زیر بمباران تبلیغات جنگطلبانِ بیگانهپرست قرار داریم.
میخواستیم که چهرههای برجسته فکر و فرهنگ ما از صلح و آبادی ایران دفاع کنند، و سپری بسازند که در پناه آن از تبلیغات بیگانه برای دخالت نظامی در امان بمانیم و همبستگی خود را در مقابل جنگافروزان نشان دهیم.
حال میبینیم که استاد بزرگ زبان و فرهنگ ایرانی داریوش آشوری کنار کسی ایستاده که چهره اصلی جنگطلبان و مداخله خارجی است.
ما سخت برآشفته و شگفتزده شدهایم. ما نگران ایران و نسلی هستیم که زندگیاش را در معرض تباهی میبیند و از اینکه پیر فرهنگ ایرانی به جوانان زندگیخواه وطن پشت کرده عمیقا متاسف هستیم.
ما ضمن احترام به کارنامه درخشان داریوش آشوری اعتباربخشیدن او را به رضا پهلوی محکوم میکنیم. متأسفیم که او برخلاف دههها تلاش فرهنگیِ خود، در جایی ایستاده است که به نابودی زندگی مردم ایران و فرهنگ ایرانی ختم میشود و ایران را ویران خواهد کرد.
این خطای مهلکی است و ناچاریم با صدای بلند آنرا آشکارا طرد و تقبیح کنیم.
ایران و آبادی آن اولویت بزرگ و بنیادین ماست. آزادی از استبداد حاکم و استقلال ایران از هم جدا نیستند و به آزادی از طریق بمباران و مداخله نظامی خارجی هرگز باور نداریم.
ما از داریوش آشوری میخواهیم کنار مردم رنجکشیده وطن بایستد، به دشمنان ایران تکیه نکند، به ایشان اعتبار ندهد، و شأن خود و مردمی را که به آنان خدمت کرده و به او حرمت داشتهاند نگاه دارد.
از چشم ما هر کس کنار دشمن جنگطلب و مداخلهجو بایستد نام خود را به ننگ میآلاید. چنین ننگی از بزرگان ما دور باد! آیا ایشان صدای ما را میشنوند؟ نام خود را و نام ایران را بزرگ میدارند؟ چنین امید میبریم.
جمعی از دوستان و خوانندگان آثار آشوری: محمد بازرگان، سعید باستانی، رامین پرهام، مهدی جامی، گیسو جهانگیری، صدیقه حاج محسن، اعظم خاتم، مهین خدیوی، وازریک درساهاکیان، ناصر زراعتی، علی ستاری، فرامرز سهدهی، مرتضی صادقی، ثریا عطاری، نازی علیمرادی، حمید فدوی، جواد فعال علوی، فرهاد قهرمانی، اکبر کرمی، آزاده کیان، کیوان کیانی، صاحبنظر مرادی، سعید مقدم، گراناز موسوی، سراج میردامادی، یاسر میردامادی، بابک مینا، محسن نکومنشفرد، حسینعلی نوذری.
مرتبط:
فروپاشی روشنفکری ایرانی
اشتراک در:
نظرات (Atom)

