چهارشنبه، خرداد ۰۶، ۱۴۰۵

ژنرال قحطی

 این غله‌سوزاندن و سنگ‌ آسیا‌ شکستن، یک سیاست اقتصادی حساب‌شده، و یک استراتژی منظم نظامی تجربه‌شده در تمام ادوار تاریخ بوده‌است.

و درواقع همان چیزی است که این روزها به محاصره اقتصادی از آن تعبیر می‌شود.

آن سپاهی که می‌آید و در اطراف شهر غله می‌سوزاند، و سنگ‌های آسیا را می‌شکند، خوب می‌داند که چند روز بعد، مردم شهر از فرط گرسنگی، به هر پیشنهادی که از طرف لشکر مهاجم بشود، تسلیم خواهند شد.

و این همان نیرویی است که در تاریخ از آن به
«ژنرال قحطی» تعبیر شده‌است. ژنرالی که با دشمن اتحاد ناگسستنی و‌ صمیمانه دارد.
©️باستانی‌پاریزی.آسیای هفت‌سنگ‌.ص ۳۸۴

با بدان ننشینیم

 «ذات‌گرا»ها معتقدند انسان‌ها با یک «پلیدی ذاتی» زاده می‌شوند، و این پلیدی ذاتی، به‌مرور اگر اجازه جولان پیدا کند، تبدیل به موجودی پلید و هولناک می‌شود. 

«ساختارگرا»ها معتقدند انسان‌ها با «ذات پاک» زاده می‌شوند، اما در ساختارهای پلید به پلیدی آلوده، و اگر اجازه جولان به این ویروس بدهند، به‌مرور تبدیل به پلیدی هولناک می‌شوند. 

معتقدین به «ماوراء» منشأ پلیدی‌ها را در ماوراء می‌بینند. دیو، شیطان، جن، ابلیس، جادو، و نیروها یا موجودات متافیزیکی. 

غیرباورمندان، منشأ پلیدی را رذایل انسانی (کبر، غرور، خودخواهی، نخوت، کینه، کم‌رحمی، خشونت، وسواس، تجسس، (فضولی) غیبت، بهتان، دروغ، نیرنگ، دُش، دژ، و ...) می‌دانند که فرد با میدان‌دادن به آن‌ها و به حاشیه‌راندن فضایل (ترحم، مهر، دوستی، ناداوری، برابری‌طلبی، آرامش، احتیاط، میانه‌روی و اعتدال، سکوت، کم‌گویی، صداقت، راستی، پندار و کردار و گفتار نیکو، بخشش، گذشت، کرم، سخا، جود، و ...) انسان را به پلیدی هولناک تبدیل می‌کند. 

چه ذات‌گرا باشیم، چه ساختارگرا، چه باورمند و ناباور، قادر هستیم خودمان را در برابر پلیدی هولناک «واکسینه» کنیم. ذات‌گرا با به حاشیه‌راندن ویروسی که با زاده‌شده، ساختارگرا با به‌حاشیه‌راندن ویروسی که از ساختار به ما منتقل شده و زدن واکسن فضیلت.

یعنی ضعیف نگه‌داشتن همان ویروس برای آمادگی فضیلت‌ها برای عقب‌رانندن رذایل.


پلید‌های هولناک هم همیشه در تلاش‌اند که با تزریق ویروس رذایل به انسان، دوباره همان ویروس ضعیف‌شده را قوی و
فضیلت را در انسان قوی کنند. 

دوری از انسان‌های پلید که آن‌ها ذاتا پلید زاده شده و پلیدتر شده‌اند، چه آن‌ها در ساختار پلید شده و به‌مرور پلید‌تر شده‌اند، یکی از قوی‌ترین واکسن‌هاست.

زیست با
دیو، انسان را دیو می‌کند و بیرون‌کردن دیو و دوری‌ جستن از دیو، فرشتگی را در انسان تقویت می‌کند. 

آدم‌هایی که دائم نق می‌زنند، دائم مخالف‌اند، دائم مأیوس‌اند، دائم به این فکر می‌کنند که کاغذ به قطع اسکناس میان بسته اسکناس بگذارند که کلاه سر کارمند بانک بگذارند. دائم احساس قربانی‌بودن دارند. دائم احساس می‌کنند در حق آن‌ها اجحاف شده و ... این‌ها همیشه
درون خودشان را با بیرون دیگران مقایسه می‌کنند. 

آدم‌ها بیرون
«نمودی» یا «ظاهری» دارند که نمایش‌دهنده «بود» واقعی‌شان نیست. مثلا درون صد مار به بند دل‌شان می‌زند، اما در چهره لبخند به لب دارند. در باطن میلیاردها بدهی دارند، اما خودرو مازاراتی سوار می شوند و کت‌وشلوار مارک می‌پوشند و کراوات‌شان از به‌ترین بردند‌های دنیاست. 

برخی از این‌ها فضیلت
«شهامت» ریسک را دارند و پاداش آن شهامت باعث می‌شود که در بازار سرمایه برای خود خلق ثروت کنند و مازاراتی سوار شوند.

مشخص است این‌ها با آن‌هایی که گرفتار رذیله
«وسواس» و «ترس» هستند و ریسک‌پذیر نیستند، فرق می‌کنند و زیست‌شان یکی نیست.

 آن‌که «هزینه» ریسک می‌پردازد، رفاه بیش‌تری دارد. آسایش بیش‌تری دارد. شاید آرامش ـ که «بود» و درونی است ـ را نداشته باشد. 

برخی نیز فضیلت «کار» و «تلاش» و «کوشش» و «جوشش» دارند و از رذایل «تنبلی»، سستی، کرختی و بی‌عاری به‌دورند، و نتیجه زحمات‌شان می‌شود رفاه و آسایش.

مسلم است که این‌ها با افرادی که تنبل و بی‌عار و کرخت و انگل‌وار زندگی می‌کنند و ... تفاوت دارند.


اما ایراد بزرگ پلید‌ها این است که «درون محروم» خودشان را با «بیرون برخوردار» دیگران مقایسه و دچار رذایل حسادت، بدخواهی، کینه، انتقام کور، نارواگویی و «توقع» بی‌جا می‌شوند. 


در این‌ها
«دور باطل پلیدی» دائم فعال است و تساعدی رشد می‌کند و از آن‌ها «هیولاهای پلید» می‌سازد.

نقطه مقابل آن‌ها، به فضیلت‌های پیش‌داوری نکردن، تجسس و فضولی در زندگی دیگران نداشتن، مقایسه نکردن، چشم‌وهم‌چشمی نداشتن و ... مجهز‌اند. تمرکزشان روی تقویت «بود» و «نمود» خودشان است و
«سیکل مثبت» فرشته‌خویی در آن‌ها فعال است و تساعدی  رشد می‌کند و از آن‌ها «فرشته» و «فرزانه» می‌سازد. 

سه‌شنبه، خرداد ۰۵، ۱۴۰۵

بالاترین درآمد فروش نفت در ۳ ماه برای آمریکا

 ‏از ابتدای مارس ۲۰۲۶ تا کنون، آمریکا در قالب آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت (SPR)، حدود ۱۷۲ میلیون بشکه نفت را برای عرضه به بازار متعهد شده و نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه از آن‌را وارد بازار کرده است.
میانگین قیمت فروش این نفت حدود ۹۵ دلار در هر بشکه برآورد می‌شود.

این ذخایر پس از فروکش‌کردن بحران به آسانی می‌تواند با نفت حدود ۶۰ دلاری دوباره جای‌گزین شود.

‏این جابه‌جایی هوش‌مندانه ذخایر، برای آمریکا حدود ۳ میلیارد دلار منفعت بالقوه ایجاد می‌کند؛ رقمی معادل ارزش تقریبی ۵۰ میلیون بشکه نفت ۶۰ دلاری، بدون این‌که هزینه‌ای برای آن انجام داده باشد.
کانال تلگرامی عبداله باباخانی

یکشنبه، اردیبهشت ۰۶، ۱۴۰۵

قطعی اینترنت ما را به عصر حجر برمی‌گرداند

«اینترنت» دیگر صرفا یک ابزار ارتباطی نیست. یکی از ارکان اصلی زندگی انسان در جهان جدید است. از آموزش و پژوهش گرفته، تا کسب‌وکار، خدمات درمانی و ارتباطات اجتماعی، و بیش از ۹۰٪ فعالیت‌های روزمره به اینترنت وابسته است.

در اغلب کشورهای جهان ـ توسه‌یافته یا در حال توسعه و حتی برخی عقب‌مانده‌ها ـ دست‌رسی پایدار و باکیفیت به اینترنت، زیرساختی حیاتی و نقشی تعیین‌کننده در توسعه و بهبود کیفیت زندگی ایفا می‌کند.

وزیر ارتباطات جمهوری اسلامی که متولی اصلی اینترنت است، تاکید می‌کند دست‌رسی پایدار و باکیفیت به اینترنت، نه یک امتیاز، بلکه یک «حق عمومی»، و اختلال در اینترنت یک اختلال سیستماتیک در کارکرد بخش‌های مختلف جامعه است.


به گفته وزیر حدود ۱۰ میلیون عمدتاً از طبقات متوسط و پایین جامعه به‌طور مستقیم درگیر فعالیت‌هایی هستند که نیازمند ارتباطات پایدار دیجیتال است. تداوم ناپایداری اینترنت، به‌معنای تهدید مستقیم اشتغال این جمعیت گسترده است؛ موضوعی که می‌تواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی عمیقی به‌همراه داشته باشد.


در شرایطی که کشور با فشارهای بیرونی مواجه است، حفظ ارتباطات پایدار، نقش کلیدی در هماهنگی دست‌گاه‌ها و تداوم خدمت‌رسانی به مردم دارد و این مسیر به‌گفته مسئولان باید با قوت دنبال شود.


معاون اول رئیس‌جمهوری در دیدار با وزیر ارتباطات، با تأکید بر اولویت تداوم خدمات حیاتی مدعی‌شده: «ارائه خدمات بدون اختلال باید در صدر برنامه‌های دستگاه‌های مسئول قرار گیرد.»


محمدرضا عارف
هم بر این باور است اینترنت باید به‌عنوان یک «حق» برای همه شهروندان به‌رسمیت شناخته، و سیاست‌گذاری‌ها مبتنی بر «عدالت دیجیتال» باشد.

با تمام ین اظهارنظرها و ادعاها، نه جنگی در کار است، نه صلحی و نه اینترنت و آموزش و توسعه و آرامشی. و این وقفه که معلوم نیست تا کی ادامه داشته باشد، پس‌رفت‌های متمادی در توسعه و ساختار‌های بنیادین زیستی، رفاهی، آموزشی، امنیتی و علمی و فناوری کشور ایجاد خواهد کرد که جبران هر یک روز آن دست‌کم یک هفته، هر هفته آن دست‌کم یک ماه، و هر ماه آن دست‌کم یک‌سال زمان نیاز خواهد داشت.

این خسارت‌ها بدون در نظر گرفتن خسارت‌های غیرمستقیم و غیرقابل پیشی‌بینی است که بعدها رونمایی خواهد شد.


من با وجود این‌که دل‌خوشی از
«آذری‌جهرمی» وزیر جوان ارتباطات دولت پیشین ندارم، اما شهامت ایشان برای ایستادگی در برابر درخواست محدودیت در اینترنت که از سوی مصادری بی‌ربط صادر می‌شد را می‌ستایم.

این ادعاهای آقای عارف رئیس کابینه، و وزیر ارتباطات که تاکید می‌کنند «اینترنت یک عق عمومی» است، اما در قبال نقض این حق عمومی تایید پشت‌پرده و تکذیب روی صحنه دارند، مصداق عینی نفاق است که مطابق اغلب روایات دینی از کفر که بزرگ‌ترین گناهان است هم بدتر است.
منتشرشده در پایگاه تحلیل زیتون

جمعه، فروردین ۰۷، ۱۴۰۵

انزوای روسیه هم آغاز شده‌است

هم‌زمان با سفر رئیس‌جمهور اوکراین به عربستان و دیدار و گفت‌وگوی وی با رهبر و ولی‌عهد عربستان در جده، درباره روابط دوجانبه، و اوضاع اوکراین، رسانه‌ها از تمدید تحریم‌های «روسیه» از سوی آمریکا برای یک‌سال دیگر خبر دادند.

در جریان دیدار زلنسکی با بن‌سلمان که با حضور مقامات سیاسی و امنیتی از دو کشور برگزار شد، روابط دو جانبه عربستان و اوکراین بررسی، و هم‌چنین دو طرف درباره تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی، از جمله تشدید درگیری‌ها در منطقه خاورمیانه و تازه‌ترین تحولات بحران اوکراین گفت‌وگو کردند.

از سویی دیگر ترامپ که به‌دلیل بحران انرژی تحریم نفتی روسیه را موقتا برداشته بود، بخشی از تحریم‌های دیگر علیه این کشور را بر اساس اطلاعیه‌ فدرال رجیستر ـ روزنامه رسمی دولت ایالات متحده ـ به‌مدت یک‌سال تمدید کرد.

خبرگزاری تاس وابسته به روسیه گفته که این تمدید به‌ویژه به محدودیت‌هایی اشاره دارد که تحت‌پوشش ادعای دخالت روسیه در فرآیندهای انتخاباتی در ایالات متحده، که با دستور اجرایی امضا شده در ۱۵ آوریل ۲۰۲۱ معرفی و بعدا تشدید شد، اعمال شده است.


این ادعای خبرگزاری تاس، یعنی آن‌قدرها که تصور می‌شود هم این تمدید تحریم‌ها برای
کرملین درد نداشت. اما به‌نظر می‌رسد تلاش پوتین برای بازی یکی به نعل و یکی به میخ میان اروپا، آمریکا، و کشورهای منطقه از یک‌طرف، و جمهوری اسلامی با وجود رأی ممتنعی که به قطعنامه پیشنهادی بحرین داد از طرف دیگر، رهی به دهی نخواهد برد.

از سویی دیگر روز گذشته رسانه‌های آمریکایی در خبری مدعی شدند که روسیه بسته‌های کمکی به‌علاوه پهبادهای تجهیزشده برای ارسال به ایران آماده کرده‌است.

واکنش ابتدایی تحلیل‌گران به این خبر «نوش‌دارو بعد از مرگ سهراب» تعبیر شد، اما مدتی بعد کرملین این خبر را به‌طور کامل تکذیب کرد.


باز به‌نظر می‌رسد همه تناقض‌های موجود در این بسته‌های خبری «صحیح»، اما غیرواقعی و فیک باشد. یعنی روسیه هیچ بسته کمکی بشردوستانه یا جنگ‌افزاری برای ایران آماده نکرده، اما خودشان در یک بازی روانی این
شایعه را برای یک رسانه آمریکایی کارسازی کرده‌اند، تا مثل همیشه منتی بر سر جمهوری اسلامی بگذارند، و از طرف دیگر بعد از تکذیب آن، به طرف‌های درگیر با ایران اطمینان بدهند که از سوی کرملین هیچ مانعی برای حمله‌های آن‌ها وجود ندارد.

حنای این رفتارهای متناقض ساکنان کرملین، دیگر برای افکار عمومی جهان رنگی ندارد و کفه حمایت از جبهه «اوکراین» در بحران دیگر منطقه، با توجه به اجماع منطقه‌ای علیه جمهوری اسلامی ـ که یکی از حامیان کرملین در حمله به اوکراین بود ـ دارد سنگین‌تر می‌شود و عموما احتمال زیاد می‌دهند این روزنه اندکی که برای صادرات نفت روسیه گشوده شده هم به‌زودی با بازگشت آرامش به بازار جهانی انرژی بسته خواهد شد.   

آیا قالیباف بختیار می‌شود؟

«بخت‌یار» یعنی کسی که «بخت» با او «یار» است یا «یار» می‌شود. خوش‌شانس، خوش‌بخت، بخت‌یار و ... .

در کنار این‌ها، ایران قوم «بختیاری» دارد که انصافا افتخار ایران هستند. 


«قالی‌» هم نوعی فرش دست‌باف است که در زبان فارسی متداول شده به نوعِ بافت سنتی آن به‌جای «دست‌بافت» ـ یعنی بافته با دست ـ می‌گویند «دست‌باف». البته بن فعل «باف» است اما در اکثر ترکیبات بافتنی، از «بافت» بیش‌تر استفاده می‌شود. 

به قالی‌هایی هم با دست‌گاه‌های مدرن قالی‌بافی بافته می‌شود، می‌گویند «قالی ماشینی» که خودش انواع و اقسام ماده اولیه و شانه و رج و رنگ و کامپیوتری و دستگاه‌های کمی قدیمی‌تر دارد. 
 
فامیلی آخرین نخست‌وزیر هم ایران «بختیار» بود که به قول «هادی خرسندی» پس از انقلاب از «مرز بازرگان» گریخت.  

جمهوری اسلامی نماد بلاهت و سفاهت

جمهوری اسلامی ـ خصوصا در این ۱۰ سال اخیر ـ نماد و نمونه واضح استیصال و بلاهت است. درآمدهای‌اش را در غیر موضع موجه هزینه می‌کند، در موضع موجه کم می‌آورد.

مثلا برای جبران کسری بودجه، نرخ بنزین را افزایش می‌دهد. مردم ناراضیِ به این افزایش قیمت، به خیابان می‌ریزند و در همان شب نخست اعتراض، بخشی از وجهی که مورد نظر دولت از افزایش بنزین بوده را با آتش‌زدن پمپ‌بنزین‌ها و خسارت به اماکن دولتی و کشتن شهروند و پلیس و ... می‌سوزانند.

این تنها بخش بسیار کوچکی از هزینه‌های آنی این تصمیمات محیرالعقول است. والا نتایجی که بر این خسارت‌ها و هزینه‌ها به‌مرور بار می‌شود، از کل بودجه چند سال کشور هم عبور می‌کند.


اما بلاهت آن‌است که این رفتارِ تست و آزموده و خطاشده، درس عبرت نمی‌شود.

دوباره بخشی از درآمدهای کشور صرف نکوداشت و گرامی‌داشت یاد مثلا دلاورمردان، و هزینه تشویق به کشتن مثلا قاتلان «عجمیان»ها و هدیه پژوپارس به خالقان ۹ دی‌ها می‌شود.

 جای همین هزینه‌ها در بودجه سال بعد خالی می‌شود. چه می‌کنند؟ دوباره گران‌کردن بنزین، هزینه بسته‌های تلفن همراه، گران‌کردن دلار، چاپ اسکناس. خلاصه کاری که
درمان نیست، مسکن موقت است، و بیش از تسکین کوتاه‌مدت، عوارض میان‌مدت و بلندمدت دارد.


بی عوارض کوتاه‌مدت هم البته نیست. یعنی باز ناراضیانی می‌ریزند به خیابان و باز خسارت‌هایی به اماکن دولتی می‌زنند و نیروهای عزیز پلیس و شهروندان نگون‌بخت کارگر و طبقه پایین، زیر دست و پای این خشونت غیرقابل کنترل، پای‌مال می‌شوند و کلی هم هزینه خبرسازی رسانه‌ای می‌شود که کار نفوذی‌ها بود و این‌ها ایرانی نبودند و از بیرون مرز پشتیبانی می‌شدند و ... .

و این لوپ یا سیکل یا دور باطل، هزینه برای خبرسازی اقتدار سربازان گم‌نام از یک‌طرف و هزینه برای خبرسازی ناکامی این سربازان گم‌نام امام زمان در محال این نفوذ و اقدامات این نفوذی‌ها تا پیش از اقدام از طرف دیگر، هی تکرار می‌شود.


یکی از مواردی که جمهوری اسلامی درآمدی‌های این مردم نگون‌بخت را به‌قول عطار «به ناوجه» هزینه کرد،
سوریه بود.

۳۰میلیارد دلاری که به‌گفته «فلاحت‌پیشه» رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس می‌گوید که تأیید منابعی در سوریه زمان «بشار اسد» بر این مبلغ را گرفته، جز‌ئی ناچیز از هزینه‌های مستقیم آن خطاست.


این مبلغ به گرد پای هزینه‌های رسانه‌ای توجیه تولد
داعش پیش از حضور ایران در سوریه، توجیه دفاع از حرم، و توجیه اعتراض دولت وقت و رسانه‌های کابل برای این‌که ایران تیپ فاطمیون غیرداوطلب مهاجر افغانستانی به سوریه فرستاده و ... هم نمی‌شود.

 از هزینه‌های بین‌المللی تخریب وجهه جهانی کشور و فرهنگ صلح‌طلب و مداراگر ایران و ایرانی، و تغییر نگاه افکار عمومی جهان نسبت به ایران از یک کشور صلح‌طلب اهل بالاترین میزان حسن هم‌جواری و مدارا با همسایگان، به یک کشور نسل‌کشِ ویران‌گر و مخرب و ماجراجو در کشورهای دیگر، و دیگر هزینه‌هایی که اکنون کاشته و بعدا به مرور سبز خواهند شد عجالتا می‌گذریم.


اما جدای از هزینه‌های مادی که برای برساختن توجیه این خطا می‌شود، یک خطای راه‌بردی دیگر نظام که حکم «گره برباد زدن» دارد، تقدس‌سازی از
«قاسم سلیمانی» است، که هرچه «آیشمن» در «آلمان» فراموش کرده بود را، او در سوریه از قلم نینداخت.

همین آدم بیش از دو دهه میدان‌دار عرصه دیپلماسی کشور بود. وزارت خارجه کلی برنامه برای عادی‌سازی روابط و تطهیر چهره کشور انجام می‌داد، از آن‌طرف او می‌رفت با هزینه از جیب شهروندان نگون‌بخت این کشور خنثی می‌کرد.


اما نکته دردناک‌اش این‌جاست. تریبون رسمی این کشور را در اختیار می‌گرفت. خلاف بدیهی‌ترین عرف رفتاری یک انسان معمولی ـ نه یک انسانِ مسلمانِِ نماینده یک کشور مسلمانِ ۸۰ میلیون نفری ـ خطاب به رئیس‌جمهور یک کشور ضعیف و کمونیست و منزوی و عقب‌مانده مثل کره شمالی نه، خطاب به رئیس‌جمهور کشور مسیحی باورمندِ صاحب بزرگ‌ترین اقتصاد و ارز جهانی و تأمین‌کننده بخش قابل‌توجهی از بودجه نهادهای بین‌المللی و ... در کمال بی‌ادبی رجز می‌خواند: «ترامپ قمارباز حریفت منم».


ترامپ
قمارباز نیست. ترامپ با افتخار می‌گوید لب به مشروب و سیگار و هیچ مخدری نزده و نمی‌زند. و ترامپ مومن به دیانت مسیح است. مسیحی و مسیحی‌زاده است. ترامپ تاجر و بیزینس‌من است. قمارباز نیست. قمارباز هم بود اشکالی نداشت. قمار در آمریکا غیرقانونی نیست.

اما این یک
بهتان غیرشرعی علنی و در قالب یک رجز است که خوانده می‌شود. پاسخ‌ این رجز‌ها را ترامپ با کیاست فوق‌العاده‌اش به‌سادگی می‌دهد.

در حضورش به یکی گفته شد به ترامپ توهین کردی، رفت توجیه کند، ترامپ خندید و گفت: «راحت باش من از توهین بدم نمی‌آید، توجیه نیازی نیست.»

 اما جواب رجز سلیمانی را در خاک عراق داد کم‌تر از یک‌سال!


چرا باید خون او که خودش رسما، علنا، از تریبون رسمی اعلام کرده‌بود «حریفت منم» را باید یک ملت بدهد؟ یک کشور بدهد که ژنرالی در خاک کشوری دیگر داشته به‌نام «دفاع از حرم، مبارزه با داعش، در سوریه می‌جنگیم که تهران نجنگیم» اما هم حرم بدون آن‌ها سرجایش ماند و کسی کاری به‌کار حرم نداشت. هم
داعش به تأیید و تأکید سرداری دیگر از همین سپاه دو سال بعد از ورود آن‌ها به سوریه پیدا شد، هم سردار دیگری رسما افشا کرد که آقا به قاسم سلیمانی گفت: «برو سوریه بشار سقوط نکند»، هم بشار سقوط کرد. علاوه بر این‌ها در تهران هم جنگیدیم.

هزینه این‌همه بلاهت و حماقت و سفاهت را چرا باید مردم ایران بدهند؟


از این‌ها گذشته، کدام انسان فهیم و با اخلاق آلمانی، مجسمه هیتلر یا آیشمن را می‌سازد؟ کدام‌یک از خیابان‌های آلمان به‌نام آیشمن است؟ کدام دانشگاه به‌نام هیتلر؟ کدام به‌نام گوبلز؟


چرا باید «دهن‌دریدگی و رجزخوانی متوهمانه و خلاف شرع»، «سفاکی و کودک‌کشی»، «ماجراجویی‌های افسارگیسخته» و قتل‌عام میلیون‌ها شهروند نگون‌بخت سوری را تقدس بخشید؟ چرا مجسمه کسی را می‌سازیم که مردم آتش می‌زنند؟

 در همه دنیا رسم است که به بازماندگان جنگ‌ها و ایثارگران و کهنه‌سربازان، در قید حیات‌شان بدون اجبار، و با کمال میل احترام می‌گذارند و تربت‌شان را بدون سهمیه و هزینه متبرک می‌کنند.

وقتی مجمسه‌ها را آتش می‌زنند، ساده‌ترین نشانه است که اگر فرض بگیریم صاحب آن تندیس آدم خوبی بوده، قطعنا سازندگان این تندیس‌ها و تقدس‌بخشندگان نامقدس‌اند که مردم این‌گونه واکنش نشان می‌دهند.


پاسخ یک پرسش پیش‌بینی شده را هم بدهم که اگر محبوب‌القلوب نیست، چرا تشییع‌جنازه‌اش این‌قدر شلوغ بود؟

 اولا تشییع‌جنازه خمینی ثبت گینس شده، ولی هنوز به‌قول نوه‌اش کفن خمینی خشک‌نشده در حرم‌اش نوه‌اش را در سال‌گرد فوت‌اش «هو» کردند.

بگذارید آب‌ها از آسیاب بیفتد و اسناد فساد در سوریه شفاف شود، آن‌وقت مجبور خواهید شد نگهبان سر قبرش بگذارید که این‌بار به‌جای تندیش جنازه‌اش را آتش نزنند.


دوم: اگر خبر ندارید، خیلی از آن‌ها که این‌همه به
«هاشمی» توهین می‌کنند و او را باعث و بانی این اوضاع می‌دانند، و در خط مقدم آن تشییع‌جنازه حضور داشتند، نمی‌‌دانستد که همین قاسم سلیمانی انگشترش را تبرکا فرستاد در کفن هاشمی بگذارند.

بگذارید آب‌ها از آسیاب بیفتد و سند فساد نبویان که قسم خورد «ظریف» به آمریکا قول داده قاسم سلیمانی را کَت‌بسته در قبال تصویب FATF تحویل آمریکا دهد بیرون بیاید& بعد اگر حال‌تان از این محبوب‌القلوب، محول‌الحال نشد، حق با شماست.