چهارشنبه، تیر ۲۴، ۱۴۰۵

بی‌اصولان اصلاح‌نما

«محمدعلی‌ ابطحی» ـ شیخ مدعی اصلاحات ـ که سابقه خوشی نزد افکار عمومی ندارد، و برای ترمیم این سابقهٔ بد، از ۸۸ به این‌طرف بارها به هر «دری» زده که «دیوار» باشد، در جدیدترین اظهارات خودش، استثنائا سخن حقی گفته که به سمع افکار عمومی خوش نشسته است.
 

ابطحی در گفت‌وگو با «دلاوری» ـ خبرنگار بازنشسته رسانه ملی ـ گفته که هرگاه اصول‌گرایان کمی آرام می‌شدند و قصد هم‌گرایی با اصلاح‌طلبان می‌کردند، علی لاریجانی به تحرک درمی‌آمد و مانع می‌شد. 

این ادعا البته از قول «علی شمخانی» مطرح شده‌است. هر دو مرحوم در این دنیا نیستند که «مدعا» مورد راست‌آزمایی و صحت‌سنجی قرار بگیرد.

اما مطابق قاعده «اصل بر برائت است»، و قاعده «معمای گنگ»، آدم دچار تناقض می‌شود که اصل بر برائت کیست؟ اگر بر برائت «ابطحی» باشد، شمخانی و لاریجانی متهم‌اند، اصل بر برائت شمخانی و لاریجانی باشد، «ابطحی» متهم می‌شود و چون فعلا دادگاهی نیست که ابطحی را به اخیه کشد،، مجبوریم در شک و تردید بمانیم و گمانه‌زنی کنیم. 


هر سه شخصیت لاریجانی، شمخانی و ابطحی از یک نظر شبیه‌اند. موضع شفافی نداشتند و ابطحی که هنور به تیر غیب گرفتار نشده، کماکان ندارد.


لاریجانی زمانی اِند اصول‌گرایی بود. در ارشاد از آن ور بام مدرنیته می‌افتاد، کارنامه صداوسیمایش هم به «هویت» و «چراغ» تاریک ماند. در این ترک‌تازی تا آن‌جا پیش رفت که شیخ اصلاحات که به مسالمت و ملایمت معروف و مشهور است، حضور او در نشست هیئت دولت را ممنوع کرد تا «هاشمی» و یکی دو نفر دیگر پادرمیانی کردند و او پوزشکی خواست و به هیئت دولت راه‌یافت. 


اما این‌که تلاش شد هویت‌سازان بلندمرتبه‌ای چون استاد
«عبدالحسین زرین‌کوب» هویت‌سوزی شوند ـ که نشدند ـ روسیاهی‌اش به «علی لاریجانی» ماند. 
 
«علی شمخانی» هم میانه‌ای با اصلاح‌طلبی نداشت. اما بخت بد اصلاح‌طلبان این‌ بود که وزیر دفاع کشور باید به تأیید رهبر نظام می‌رسید و خاتمی از بدشانسی مجبور شد سکه وزارت دفاع کابینه اصلاحات را به‌نام او بزند. مثل
«محمد شریعتمداری» که خاتمی مجبور شد او را که با هیچ سریشمی به ریش اصلاحات نمی‌چسبید، وزارت دهد. سهم «جمعیت دفاع از ارزش‌ها»یی که عضو دیگرش «روح‌الله حسینیان»ی بود که در غائله «قتل‌های زنجیره‌ای» به مراسم سوگ‌واری قاتل رفت و تا آخر عمر او را شهید می‌نامید. 

شمخانی با اصول‌گرایان هم فالوده نمی‌خورد. خط وسطی را انتخاب کرده بود که بتواند به کمک آن کشتی بخرد، کشتی‌های‌اش به  استقبال تحریم بروند و برج بالا بیاورد، و با وجود این ثروت و اشرافیت عیان، این امکان را هم داشته باشد که نماینده رهبری در شعام باشد که شب عروسی پسرش نان خشک خورده و از پلوعدس سهمی نبرده بود. 

ابطحی هم که آبروی درست و درمونی ندارد، سال‌هاست تلاش می‌کند سابقه چند صباح زندانی را از پرونده خود پاک کند که
مصطفی تاج‌زاده بیش از یک دهه است برای سال‌های آن جشن می‌گیرد.

یعنی در همان حال که از آخور اصلاح‌طلبی به لطف خویشاوندی با شهید «هاشمی‌نژاد» بی‌بهره نبوده، تمام تلاشش را می‌کند از توبره نظام هم بی‌نصیب نباشد و برای نصیب از توبره نظام باید که گواهی عدم سوءپیشینه به امضای قاضی مرتضوی داشت. 


در این میان خالق هشتگ «ما اصول‌گراها» که رسما به اصول‌گرایی خود اعتراف می‌کند، و سال‌ها مشاور علی لاریجانی بوده و از قبل آن هم بی‌خبر و آفلاین نبوده، از این خاطره‌گویی ابطحی پریشان شده و آن را با قاطعیت «کذب» خوانده است. چون علی لاریجانی نیست که تأیید کند. انگار اگر بود حتما تأیید می‌کرد که با برادرش جواد هم میانه‌ خوبی ندارد. 
محمد مهاجری یک هفته پیش از این از کوره‌دررفتن از دست ابطحی، در توییتی به «جواد اردشیر لاریجانی» تاخته و مدعی‌شده بود «علی لاریجانی» از او دل‌خوشی نداشته‌است. انگار علی‌لاریجانی شاقول «حق» بوده‌است که اگر کسی دل‌خوشی از او نداشت، «ناحق» باشد و اگر دل‌خوشی داشت «حق»!

از این‌ها گذشته، یک مورخِ معروفِ مدعی بی‌طرفی و وفاداری به روایت، یکی دو سال پیش در تقدس‌تراشی برای فرمانده سابق سپاه قدس مدعی شده‌بود منظور «جواد ظریف» از «میدان» در آن گفت‌وگوی افشاشده، «علی شمخانی» بوده و نه فرمان‌دهی که سال‌ها در سوریه و لبنان و یمن و عراق و غزه و فلسطین به کمک نیابتی‌ها میدان‌دار میدان و دیپلماسی بود. 

مجید تفرشی
اما ادعای‌اش را زمانی مطرح کرد که «علی شمخانی» زنده بود و «جواد ظریف» هم اکنون زنده است و می‌شود مدعا را راست‌آزمایی کرد. 
اگر چنین شود ـ یعنی ظریف تأیید کند که شمخانی مانع دیپلماسی بوده ـ خیلی از نقدهایی که در حوزه دیپلماسی به فرمانده سابق سپاه قدس وارد است، از او متوجه علی شمخانی می‌شود، و مشخص می‌شود که شمخانی اساسا میانه‌ای با اصلاح‌طلبان نداشته که بتواند لاریجانی را مانع هم‌گرایی اصول و اصلاح بداند.  

اما در این کشور رسم بر این نیست که «شفاف‌سازی» در کار باشد. همه علاقه دارند پشت ژست و پرسنوهای مختلف پنهان شوند تا قضاوت مثبتی از «افکار عمومی» جذب کنند. قضاوت خدا محلی از اعراب ندارد. چون اساسا در زندگی اینان «خدا» محلی از اعراب ندارد که قضاوتش داشته باشد.

پنجشنبه، تیر ۱۸، ۱۴۰۵

سهام بازارهای ایران یک‌دهم ثروت ایلان ماسک

 مجموع ارزش بازارهای سهام ایران شامل؛ بورس تهران، فرابورس و بازار پایه، در معاملات روزهای پایانی خرداد از مرز ۱۸ هزار همت عبور کرد. رقمی که با دلار ۱۶۰ هزار تومانی، معادل حدود ۱۱۳ میلیارد دلار برآورد می‌شود. این رقم یک دهم ثروت ایلان ماسک است.
البته این دو عدد ماهیت متفاوتی دارند. ثروت ایلان ماسک عمدتاً از ارزش سهام شرکت‌هایی مانند اسپیس‌ایکس و تسلا ناشی می‌شود، در حالی که ارزش بازار سرمایه ایران مجموع ارزش هزاران شرکت بورسی و دارایی میلیون‌ها سهام‌دار است.

با این حال این مقایسه نشان می‌دهد بازار سرمایه ایران در مقیاس جهانی چندان بزرگ نیست.

پرسش مهم‌تر اما این است که چه میزان از این فاصله به اندازه اقتصاد ایران بازمی‌گردد و چه میزان حاصل محدودیت ارتباط بازار سرمایه کشور با جریان سرمایه‌گذاری بین‌المللی است؛ موضوعی که هم‌چنان یکی از چالش‌های اصلی بازار سرمایه ایران محسوب می‌شود.

اینستاگرام دیجیاتو

چهارشنبه، تیر ۱۰، ۱۴۰۵

از «شورای نگهبان» تا «وزارت‌خانه‌ آینده» ژاپن

در دهه‌ی ۱۳۵۰، زمانی که فوتبال ایران در اوج قدرت به سر می‌برد، تیم ملی ژاپن چنان ضعیف بود که برای تقویت خود یک بازیکن برزیلی‌تبار را به خدمت گرفته بود. اما امروز ژاپن نه تنها بر ایران برتری دارد بلکه می‌تواند در برابر برزیل هم ابراز وجود کند.

وظیفه‌ی شورای نگهبان اطمینان از سازگاریِ قوانین با صدها، و حتی ۱۴۰۰ سال قبل، است. اما هدف جنبش «طرح آینده» در ژاپن، بررسیِ تأثیر قوانین کنونی بر نسل‌های آینده است.

تصور کنید که در جلسه‌ای نشسته‌اید و باید به‌جای شهروندان سال ۲۰۶۰ تصمیم بگیرید! این ایده‌ی اصلیِ جنبشی است که تاتسویوشی سایجو، اقتصاددان ژاپنی، در ژاپن به راه انداخته است.

در این شوراهای شهروندی آزمایشی، گروهی از مردم لباس‌های تشریفاتیِ خاصی می‌پوشند، تا در نقش «شهروندان آینده» ظاهر شوند.

تحقیقات نشان می‌دهد که طرح‌هایی که این افراد برای مدیریت شهری ارائه می‌دهند، بسیار مترقی‌تر و دوراندیشانه‌تر از اعضای گروهی است که در نقش ساکنان فعلی ظاهر می‌شوند.

هدف نهایی این جنبش، چیزی فراتر از یک آزمایش ساده است. آن‌ها به دنبال تأسیس «وزارتخانه‌ی آینده» هستند تا به‌روزیِ نسل‌های آینده در سیاست‌گذاری‌ها نادیده نماند.

اما در ایران نه‌تنها به‌روزی نسل‌های آینده، بلکه حتی معیشتِ عادیِ شهروندان امروز هم در پای رسوم و معیارهای «عصر شتر» قربانی می‌شود.

توییتر عرفان ثابتی

افول جمهوری اسلامی در لبنان

«احمد حجار» وزیر کشور لبنان، دستور جمع‌آوری بیلبوردهای حاوی تصاویر «علی خامنه‌ای» و مجتبی خامنه‌ای از جاده منتهی به فرودگاه بین‌المللی «رفیق حریری» بیروت را صادر کرد.

 این تصاویر که پس از توافق آتش‌بس میان
اسرائیل و حزب‌الله با شعار «تشکر از ایران وفادار» نصب شده بودند، قرار است ظرف دو روز آینده به‌طور کامل از سطح این منطقه پاک‌سازی شوند.

دستور صریح وزیر کشور لبنان مبنی بر برچیدن تصاویر رهبر جمهوری اسلامی و فرزندش از مسیر اصلی فرودگاه بیروت، نمادی روشن از افول سریع «عمق استراتژیک» جمهوری اسلامی در خاورمیانه است.

این اقدام که بلافاصله پس از توافق آتش‌بس صورت می‌گیرد، پیام روشنی برای تهران دارد: لبنان دیگر حاضر نیست ویترین نمایش‌های اقتدارگرایانه و هزینه‌زای جمهوری اسلامی باشد.

تصاویر و شعارهای تبلیغاتی که با پول سفره مردم ایران برای نمایش نفوذ منطقه‌ای در خیابان‌های بیروت نصب شده بودند، حالا به عنوان نمادهای دخالت شناخته شده و به زباله‌دان فرستاده می‌شوند.

این اتفاق اثبات می‌کند که سرمایه‌گذاری‌های میلیارد دلاری جمهوری اسلامی بر روی گروه‌های نیابتی، هیچ دستاورد پایداری نداشته و با اولین تغییر در معادلات قدرت، حتی متحدان سنتی نیز برای بازسازی چهره خود و بازگشت به شرایط عادی، به‌سرعت از نمادهای ولایت‌فقیه عبور می‌کنند.

 پروژه صدور انقلاب، امروز در همان جاده فرودگاه بیروت به بن‌بست رسیده است.⁩

سه‌شنبه، تیر ۰۹، ۱۴۰۵

تقدس‌سازی برای خمینی از بیت‌المال

برای حرم امام از بودجه عمومی و بیت‌المال در سال سوم پس از وفات ایشان که حرم شکل گرفته بود، باز هم در بودجه ۵ میلیارد تومان گذاشته بودند.

ما آمدیم با تعدادی نماینده‌ها تصمیم گرفتیم بودجه دولتی نگذاریم. ما پیشنهاد دادیم ـ دیدیم بخواهیم حذفش کنیم نمی‌شود ـ آمدیم حساب کردیم هزار تا خانه به‌نام امام ساخته بشود با این پنج میلیارد و به‌نام امام به فقرا بدهیم.

اتفاقاً خود من هم صحبت کردم و رأی آورد. آقای ناطق‌نوری بیش‌ترین تلاش را کرد. آقایان راست همه دربست با ما بودند. ۱۴۲ رأی آورد.

فردا صبح آقای
مجید انصاری آمد اعلام کرد که من در این رأی‌گیری تشکیک دارم. روز رأی‌گیری، آقای کروبی جلسه را اداره نمی‌کرد. طبق آیین‌نامه مجلس، تشکیک باید در همان جلسه باشد و در فردا امکان تشکیک نیست.

بعد آقای
کروبی که رئیس جلسه بود- با همه علاقه‌ای که به ایشان داریم- بلند شد و اعلام کرد در رأی‌گیری تشکیک شده! من بلند شدم گفتم آقای کروبی شما قسم خوردید به آیین‌نامه عمل کنید، تشکیک در رأی‌گیری دیروز مفهوم ندارد.

گفت نه! تعدادی از آقایان امضا کردند. خلاصه گوش نداد و خلاف قانون عمل شد.
مجید انصاری هم بلند شد رفت پشت تریبون گفت این‌ها باند مهدی هاشمی هستند و این‌ها در زمان حیات امام با امام مخالف بودند حالا با قبر امام دارند مخالفت می‌کنند این‌ها پیرو وهابی‌ها هستند با قبر مخالف‌اند! 

بعد آقای کروبی اعلام رأی کرد. مجید انصاری گفت حالا مخالفین امام معلوم می‌شوند. در نتیجه از ۱۴۲ نفر موافق دیروز، شش نفر از همان جریان راست بلند شدند! من به آقای
ناطق‌نوری که از نظر اخلاقی، مردانگی‌های زیادی دارد گفتم: پس چرا شما چنین کردید؟! چرا وا دادید؟! گفت آقای سعیدیان! این‌ها پیل‌افکن هستند، شما طیف آقای منتظری شجاع هستید ولی این‌ها ترسو هستند.

©️محمدجعفر سعیدیان‌فر نماینده وقت خمینی‌شهر در مجلس

مرتبط؛

کاتولیک‌تر از پاپ نباشیم


چهارشنبه، خرداد ۲۷، ۱۴۰۵

سایه واقعیت!

خاطره هاشمی رفسنجانی ملاقات ۲۷ خرداد ۶۷ با آیت‌الله خمینی: «به اتفاق رئیس‌جمهور خدمت امام رفتیم. وضعیت جبهه‌ها، نیروها امکانات کشور، و وضعیت دشمن را برای امام تشریح کردیم و دو راه؛ بسیج نیروها و امکانات برای جنگ یا پذیرش ختم جنگ را برای امام مطرح کردیم.

ایشان راه اول را انتخاب کردند... به امام گفتم برای ادامه جنگ، فرماندهان از ما امکانات و وسایلی می‌خواهند که ما در شرایط فعلی کشور، بودجه لازم برای تهیه آن‌ها را نداریم.

امام گفتند: بروید از مردم مالیات بگیرید. به ایشان گفتم این کار را کرده‌ایم و دیگر گرفتن مالیات بیش‌تر از مردم برای دولت امکان ندارد و میزان آن به حداکثر خود رسیده است.

امام گفتند: خب
استقراض کنید. پس از این مسئله به امام گفتم نیروهای مردمی به جبهه نمی‌آیند. امام گفتند: من برای حل این مشکل به مردم حکم جهاد می‌دهم.

گفتم: در کشور ارز نداریم تا بعضی نیازهای جنگ را از خارج خریداری کنیم. امام گفتند برای آن راهی پیدا کنید. بروید نفت پیش‌فروش کنید».


اما آقای خمینی گویا پس از دو هفته آن مواضع کلی و آرمانی و ایدئولوژیک را به‌کلی تغییر داد و واقعیت بر همه آن‌چه گفته شد سایه انداخت و ناگهان با تلخی نوشت: «از هر آن‌چه گفتم گذشتم».

 قهرمانانه‌ترین و راه‌بردی‌ترین موضع‌گیری راه‌بردی در این سال‌ها همین دو سه کلمه بود: «کار اشتباه را از هر کجا مانع شویم، غنیمت است.»


@ کانال مجتبی لطفی lotfi_mojtaba@

یکشنبه، خرداد ۲۴، ۱۴۰۵

وفاق در مذاکره، انشقاق در پایداری

بر خلاف اکثر اعضای جبهه پایداری که مخالفِ مطلق مذاکره و مذاکراتِ ـ نه به بار و نه به دار ـ اخیر بوده و هستند، مهدی میرباقری که جانشین «مصباح یزدی» رهبر معنوی پیشین این جبهه تلقی می‌شود، راه خود را از نبویان و ثابتی و رسایی و رجانیوز و جبهه متعلق به ابراهیم رئیسی جدا کرد و در رشته توییتی تمام‌قد از مذاکرات اخیر دفاع کرد. 
سید مهدی میرباقری در این رشته‌توییت نوشته: «مطمئن باشید مذاکرات جاری، ضعیف پیش نخواهد رفت. من چندان نگران این نیستم که اتفاق فاجعه‌آمیزی بیفتد.

رهبر معظم انقلاب، نظارت جدی دارند و تذکرات جدی می‌دهند و صحنه را کنترل می‌کنند. یکی از تفاوت‌های فضای مذاکراتی امروز هم این است که تیم مذاکره‌کننده، با تیم‌های قبلی متفاوت است. 


لذا اینکه خیال کنیم در نهایت، یک چیز خیلی بد از آن در می‌آید، من چنین گمانی ندارم. ممکن است عالی نباشد، ولی اینکه ما خیال کنیم یک چیز ضعیفی خواهد بود و خیلی نگران بشویم، خیر.

بنابراین، نگران و مضطرب نباشید و پمپاژ اضطراب نکنید. نباید نگرانی و استرس به مردم منتقل کنید. 


باید انسجام را حفظ بکنیم تا سرمایه اجتماعی انقلاب افزایش پیدا کند. البته وظیفه داریم حمایت کنیم که سخنان رهبر معظم انقلاب نافذ بشود و خطوط حفظ شود.

نگاه ما هم باید خوش‌بینانه و مثبت باشد و هم در عین حال مراقب صحنه باشیم که آن اصولی که رهبر عزیزمان مقرر می‌کنند، رعایت شود.»