کاریزما و کلام
چهارشنبه، خرداد ۱۳، ۱۴۰۵
حضورم در صداوسیما اشتباه پرهزینه بود
همایون اسعدیان مدیرعامل خانه سینما با انتشار یادداشتی از نحوه پخش گفتوگوی خود در برنامه محمدرضا شهیدیفر انتقاد، و حضور خود در سانه ملی را «اشتباه پرهزینه» خواند.
اطلاعیه نخستین ستاد بزرگداشت خامنهای
برنامهریزیهای لازم برای برگزاری باشکوه مراسم وداع، تشییع و تدفین امام مجاهد شهیدمان توسط دستگاههای مسئول و گروههای مردمی، درحال پیگیری است.
لذا شایعات و برخی گمانهزنیهای رسانهای دربارۀ جزئیات این رویداد فاقد اعتبار است.
برنامهها، اقدامات رسانهای و جزئیات این رویداد عظیم، در اطلاعیههای بعدی ستاد بزرگداشت عروج خونین امام مجاهد شهید حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای قدّساللهنفسهالزکیه اعلام خواهدشد.
سهشنبه، خرداد ۱۲، ۱۴۰۵
چرا بام دیکتاتوریها به شیب سقوط طراحی میشود
نقل میکنند بازرسی از اداره آموزش و پروش آمد به مدرسهای و یکراست رفت سر کلاسی. نام علی مصلحی را از روی دفتر کلاس خواند.
دانشآموزی پای تخته رفت. بازرس از او پرسید: پسرم چرا در اکثر شهرهای شمالی بام خانهها را شیبدار میسازند؟ دانشآموز منّومنی کرد و یکی و دو بار با خودش تکرار کرد: شیب؟ بام؟!
بازرس گفت: پسرم اینکه درس اولِ سال است، چهطور هنوز بلد نیستی؟ دانشآموز گفت: راستاش آقا! من علی مصلحی نیستم. کورش سلمانی هستم، ترک تحصیل کرده بودم. علی مصلحی رفته بازی استقلال پرسپولیس را تماشا کند. به من گفته: برو سرکلاس، سر جای من بنشین، وقتی معلم اسم منو صدا زد، فقط بگو حاضر و تمام. نمیدانستم که شما تشریف میآورید و باید پای تخته هم بیایم و درس جواب بدهم.
بازرس رو به معلم گرد و پرسید: آقای معلم! این بچه چی میگه؟ سه ماه از سال تحصیلی رفته هنوز شما هنوز چهره شاگردها را تشخیص نمیدهی که کسی میتواند خودش را جای یک دانشآموز جا بزند؟
معلم بیچاره هم «نجات» را «فیالصدق» دید و گفت: راسّیاتاش آقای بازپرس، من معلم نیستیم. جوشکاری دارم کنار مدرسه. معلم اصلی آقای عابدینی رفته بازی استقلال پرسپولیس تماشا کنه، به من گفته بیایم سر کلاس، از روی دفتر حاضرغایب کنم و تمام. نمیدانستم قراره شما هم تشریف بیاورید.
بازپرس با عصبانیت به دفتر مدرسه رفت و خطاب به مدیر مدرسه گفت: دستخوش آقای مدیر! دستخوش! سه ماه از سال تحصیلی گذشته، شما هنوز چهره معلمها رو تشخیص نمیدهی؟ جوشکار همسایه مدرسه خودش رو بهعنوان معلم جا میزنه؟ یعنی شما چهره این آقا رو ندیدی که شبیه آقای عابدینی نیست؟
مدیر هم نجات را در صداقت دید و گفت: راسّیاتش آقا بازپرس! من هم مدیر واقعی نیستم. مدیر اصلی رفته بازی استقلال پرسپولیس ببینه کلید مدرسه را داده به من، گفته فقط برو در مدرسه را باز کن، بچهها و معلمها بیان و کلاس که تموم شد، در رو ببند و برو خونه! نمیدونستم قراره شما تشریف بیاورید!
بازرس پوزخندی زد و گفت: شانس آوردید که من هم بازرس واقعی نیستم. بازرس اصلی رفته بازی استقلال پرسپولیس تماشا کنه به من گفته بیایم این مدرسه و بروم سر یکی از کلاسها و از روی دفتر کلاس رندوم یک نام را صدا بزنم و پای تخته از او بپرسم چرا در اکثر کشورهای دیکتاتوری شیب قدرت به سمت سقوط طراحی میشود؟
راستی چرا بام تمام دیکتاتوریهای دنیا به سمت سقوط ساخته میشوند؟
برچسبها:
استقلال,
بام,
پرسپولیس,
دربی,
دیکتاتوری,
شهرآورد,
شیب,
طنز,
علی مصلحی,
کشکول,
کوروش سلمانی,
مهدی عابدینی
دوشنبه، خرداد ۱۱، ۱۴۰۵
سرنیزه و سرکوب علاج پریشانی و پشیمانی نیست
احمد
قوامالسلطنه در آخر عمر نامهای به شاه نوشت و او را از خطر تأویل و تفسیر قانون
اساسی بر حذر داشت. این نامه در حکم عاقبتبهخیری و دفاع از حکومت عامه بود که به
روایتی اصل فرمان مشروطه بهخط همین احمد قوامالسطنه نوشته شده بود.
وقتی
بعد از تیرخوردن شاه قرار شد مجلس موسسان تشکیل، و ماده ۴۹ قانون اساسی تعویض، و
بهجای آن اختیار انحلال مجلسین به شاه داده شود، قوامالسلطنه که اروپا بود، نامهای
به شاه نوشت که از امهات اسناد تاریخ معاصر ایران است:
«باید اعلیحضرت قبول فرمایند که ماحصل قانون
اساسی که حاوی حقوق ملت ایران است، درین اصل ۴۹ مندرج شده... اعلیحضرت همایونی که
حفظ و صیانت قانون اساسی را برعهده گرفته و سوگند یاد فرمودهاند، چگونه امر میفرمایند
این وثیقه محکم را که در دستِ مردم ایران است از ریشه و بنیان برهم زنند؟
قوانین
مصوبه مجلس شورای ملی را که از دربند مجلس سنا هم با اشکالات متصوره بگذرد، قابل
تعویض یا توقیف گردانند؟ و توجه نفرمایند که وقوع چنین فکر در حکم تعطیل قوانین و
محو و الغای مشروطیت است؟ ... چه اگر شخص پادشاه مداخله در امور مملکت و حکومت
فرماید، طبعا مورد مسئولیت واقع میشود و طرفِ بُغض و عناد عامه واقع میگردد. و
چنین نتیجهای نقض منظر قانونگذار را مینماید.
و
سنجش اختیارات رئیسجمهور آمریکا یا سوئیس، با پادشاه ایران غیر وارد است. زیرا آنها
اگر از حدود خود تجاوز کنند، در آینده از انتخاب مجدد محروم و محاکمه میشوند. در
صورتیکه طبق قانون اساسی، سلطنت ایران مقامی ثابت و از تغییر و تبدیل مصون و
محفوظ است.
این
فکر در حکم بازگشت حکومت مطلقه در ایران است که در زمان محمدعلی میرزا نیز جرأت پیشنهاد
و تفوُّه به آنرا نداشتند... در صورتی که به عرایض صادقانه فدوی ترتیب اثر ندهند،
و باز مُجِدّ و مُصِر بر چنین اقدام باشند، دیری نخواهد گذشته که ملاحظه خواهند
فرمود این عمل موقتی و زودگذر، و نتایج آن بسیار وخیم و بیشبهه به خشم و غضب ملی
و مقاومت شدید عامه منتهی خواهد گردید.
و آن روز است که زور سرنیزه و حبس و زجر
مدافعین حقوق ملت علاج پریشانیها و پشیمانیهار را نخواهد نمود.»
©️ باستانیپاریزی. آسیای هفتسنگ. ص ۵۸۳ و
۵۸۴ به نقل از نامه اول احمد قوام به شاه در ۲۶ اسفند ۱۳۲۸.
این نامه همان روزها
دستوپا شکسته در روزنامه اطلاعات منتشر شد.
مرتبط:
از مردم بیشاه، تا شاه بیمردم
جنگ هیچ برندهای ندارد
برای «باورمندان» حفظ «خون» یا به تعبیر شیعه «دماء» همکیشان، یکی از دستآویز یا بهانههای ترک مخاصمه است. چه احساس شکست داشته باشند، چه توهم پیروزی. بالاخره جنگ هیچ پیامدی نداشتهباشد، «خستگی» که دارد. و توان بنیآدم برای تحمل «خستگی» هم میزانی و سقفی دارد، و از آن آستانه که عبور کرد، دنبال بهانه میگردد که به ترک مخاصمه رضایت دهد و «آتش» را «بس» کند.
بهانه «ناباوران» مقدستر است. برای آنها حفظ «دما» یا خونِ نه فقط کیش و عقیده خاصی، که خون بشر ارزشمندتر از مقصودی است که از راه جنگ و ستیزه دنبال آن هستند.
بنابراین چه به آن مقصود رسیده باشند، چه نرسیده، اما به سقف «تحمل»ِ خستگی رسیدهباشند، حفظ خون را بهانه و دستاویز قرار داده، راهبردشان را به سمت «ترک مخاصمه»، «آشتی»، «مصالحه، و «آتشبس» ولو کوتاهمدت و موقت هدایت میکنند.
به باور عموم باورمندان ـ از هر کیش و آیین و دینی ـ و به باور ناباوران علیالاغلب، چیزی در این دنیا ارزشمندتر از «خون» و «جان» انسانی نیست.
مرتبط:ملامحمد مجاهد، یا قائممقام
عدهای قلیلی اعتقاد دارند که مثلا «حدود و ثغور، مرز و خاک و وطن» و در یک عبارت بهعبارت «باربارا تاکمن» «وبال وحشتناک حیثیت و شرف» (۱) از خون و جان مقدستر و ارزشمندتر است.
غالبا هم اگر مستقیم خودِ اینها را بر سر دوراهی انتخاب حیثیت و شرف مورد نظر، و «جان خودشان» قرار دهی، قریب به «یقین» از نظر عام خود کوتاه آمده و حفظ «جان» را بر حفظ شرف و حیثیت ارجح اعلام میکنند.
شوخی نیست اینجا پای «جان خودشان» در میان است. آنجاهایی که پای «وبال وحشتناک حیثیت و شرف» در میان است و از «جان» مقدس و ارزشمندتر محسوب میشد، «جان دیگران» بود، نه جان خودشان. آنجا خارج از گود فرمان لود میدهند.
«ماکس وبر» در جملهای زیبا این تناقض را و بیارزشتر از آب بینی یک بزبودن آنچه آنها «حیثیت و شرف» و برساختههای شبیه این مینامیدند را اینگونه بیان کردهاست: «تمام تاریخ عبارت است از نبرد دو سرباز که همدیگر را نمیشناسند، اما با هم میجنگند، بهخاطر (یا به فرمان) دو نفر که همدیگر را میشناسند، اما با هم نمیجنگند».
جنگ هیچ برنده و پیروزی ندارد. بازی جنگ، برای همه طرفین همه طرف «باخت» است.
(۱) تاریخ بیخردی. باربارا تاکمن. ترجمه حسن کامشاد
یکشنبه، خرداد ۱۰، ۱۴۰۵
مرجعیت رسانه، اعتماد مردم
کمتر از دو ساعت پس از انتشار یک خبر از سوی شبکه ایران اینترنشنال مبنی بر استعفای پزشکیان، ابتدا خبرگزاری نیمهرسمی و شبهامنیتی تسنیم این خبر را از قول یک منبع آگاه در دولت تکذیب کرد.
پس از این تکذیب، مهدی طباطبایی معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهور، در ساعت ۲۱:۴ با انتشار توییتی در شبکه X این خبر را تکذیب کرد.
طباطبایی همان است که یکم آوریل در اعتراض به محدودیتهای اظهارنظر پزشکیان گفته بود: «افراد درجه چندم میتوانند از موضع نظام سیاسی افاضه کنند، اما دکتر پزشکیان حق اظهارنظر ندارد».
سپس الیاس حضرتی رئیس شورای اطلاعرسانی دولت در ساعت ۲۱:۲۳ در توییت دیگری در شبکه X این خبر را تکذیب کرد.در همان حال دستکم ۵ اتاق در شبکه اجتماعی کلابهاوس با تایتل استعفای پزشکیان تشکیل و بحث و گفتوگو پیرامون این خبر و صحت و سقم اصل خبر و تکذیبیه آن و گمانهزنیها و احتمالات درباره آن داغ شد.
◾️
سالهاست بحث «مرجعیت رسانهای» در ایران موضوع گفتار و نوشتار کارشناسان رسانه بوده و عموما به این نظر واحد رسیدهاند که رسانههای ایران مرجعیت خبری خود را از دست دادهاند. چه روزنامه کیهان، و چه روزنامه شرق، چه رجانیوز و مشرق و تسنیم، و چه خبرگزاریهای متعدد و متکثر نیمهرسمی و غیر رسمی.
یک نشانه مشخص برای تأیید این گزاره، همین خبری است که در یک رسانه یا شبکه رسانهای خارج از کشور ـ که رسانه و شبکه خوشنامی هم نیست ـ منتشر شده، و پیرامون آن کلی گمانهزنی و توییت و اتاق و تکذیبیه و تحلیل شکل گرفته است.
تقریبا تمرکز اغلب تحلیل و گمانهزنیها هم درستبودن خبر آن رسانه خارجی، و احتمال کذب تکذیبیه رسانهها و افراد نزدیک یا دور به دولت و رسانههای داخلی است.
فارغ از ساختار معیوب رسانهای که حاصل سالها غلطکردن راه و اصول بوده و ترمیم آن هم به این سادگیها امکانپذیر نیست، همینکه دو فرد در نهاد اطلاعرسانی دولت، بهجای انتشار تکذیبیه در خبرگزاری رسمی، یا تکذیب از زبان سخنگو در رسانههای داخل کشور، به شبکه اجتماعی X متوسل شدهاند، از عمق فاجعه و «آمدن از حمام گرم کوی دوست» خبر میدهد.
منبع آگاه تسنیم،منبع آگاه اینترنشنال را تکذیب کرد
خبرگزاری تسنیم لحظاتی پیش در خبری با تیتر «منبع آگاه در دولت: اینترنشنال کارخانه تولید اکاذیب درباره پزشکیان است»، خبر استعفای پزشکیان که شبکه ایران اینترنشنال منتشر کردهبود را تکذیب کرد.
تسنیم نوشت: یک «منبع آگاه» در دولت به تسنیم گفت: اینترنشنال، کارخانه تولید اکاذیب درباره پزشکیان و دیگران است.
یک منبع آگاه در دولت در گفتگو با تسنیم با اشاره به شایعهسازی «اینترنشنال»، رسانه وابسته به موساد، درباره استعفای آقای پزشکیان، رئیسجمهور، تاکید کرد: اینکه این رسانه ضدایرانی کارخانه تولید اکاذیب درباره ایران است، دیگر بر کسی پوشیده نیست، لذا طبیعی است که کسی شایعات او را هم باور نکند.
وی خاطرنشان کرد: آقای رئیسجمهور استعفایی نداده، امروز مشغول کار بوده و برنامههای آتی او نیز طبق روال برگزار خواهد شد.
این منبع آگاه تصریح کرد: این قبیل شایعهسازیها با دو هدف عمده صورت میگیرد؛ نخست: خبرسازی برای کسب اطلاعات امنیتی به نفع موساد و سیا و دوّم: اختلافافکنی و شکستن انسجام مقدس اجتماعی در ایران.
وی تاکید کرد: منابع آگاه اینترنشنال، معمولاً محصول تخیلات و فانتزیهای گردانندگان این شبکه هستند و وجود خارجی ندارند.
◾️
خبر استعفای یک مقام عالی ایرانی، خبر امنیتی نیست که یک «منبع آگاه» آنرا تکذیب کند، یا شایعه و دروغ نباید باشد که رسانه از بیم جان یا امنیت قضایی او از فاشکردن ناماش خودداری کند.
وقتی رسانهای در خارج از کشور شایعهای را بهنقل از یک «منبع آگاه»، «منبع مطلع» یا «منبعی که خواست ناماش فاش نشود» منتشر میکند، راه تکذیب آن نباید از قول همین منابع گنگ باشد.
ریاست جمهوری دفتر و دستک و روابط عمومی و شورای اطلاعرسانی و سخنگو و رسانه و خبرگزاری رسمی دارد و میتوانند و باید آنها «رسما» اقدام به تکذیب رسمی کنند و کار تکذیب را به رسانههای نیمهرسمی آن هم از قول منابع گنگ واگذار نکنند.
این تکذیبها مثل اصل شایعه بهدلیل مستند به منبع شفاف نبودن مسموع نیست و بیش از اینکه به شفافسازی کمک کند، به دامنزدن شایعات بیشتر و کاهش اعتبار رسانه و اعتماد و سرمایه اجتماعی منجر میشود.
اشتراک در:
پستها (Atom)


