«کیمنش» بزرگ نبود
«عباس کیمنش» معروف به «مشفق کاشانی» مُرد. این خبر را فیسبوک «موسویبلده» قاری قرآن محافل اصلاحطلبان اعلام کرده.
«مشفق کاشانی» رفیق گرمابه و گلستان و یار همراه و همرای «نصرالله» و «محمدعلی مردانی» و «حمید سبزورای» بود. همانها که از آنها بهعنوان شاعران انقلابی یاد میشود و غالبا نسل اول شاعران نزدیکِ به حاکمیت و نظام محسوب میشوند.
همه اینها، پیر و مراد و مرشد نسل دوم شاعران وفادار به نظام بوده و هستند، که با پابهسن گذاشتنشان، وظیفه حفاظت و صیانت از حریم نظام و انقلاب چون ارثی به آنها رسید، اگرچه اصلا سنشان قد نمیداد تا انقلاب را درک کرده باشند.
بهعنوان نمونه «علیرضا قزوه» یکی از آنهاست که امروز خیلی حکومتی و پیشقراول مبارزه با ضدانقلاب و فتنه است، و «ساعد باقری»، «عبدالجبار کاکایی» و «سهیل محمودی» و امثالهم هم هستند که البته به اندازه «قزوه» سهم نگرفته و کمی مغموماند.
اما همهگی به یک اندازه نسل اول، نامبرده را مرید و مراد و مرشد خود میدانند.
دست بر قضا آقای «کیمنش» در محفل «سیدمحمد خاتمی» و در حضور عدهای از این شاعران نسل دوم که حالا خودشان را اصلاحطلب معرفی میکنند درگذشته است.
یادم نیست «محمدعلی» یا «نصرالله مردانی» کدام بودند که در مراسمی، در اعتراض به اینکه «عطاالله مهاجرانی» وزیر ارشاد است، با رفتاری زشت و زننده حاضر نشد روی سن برود و جایزه خود را بگیرد.
«مهاجرانی» شاید آدم خوبی نباشد، اما انصافا وزیر ارشاد بینظیری بود. نویسندهای که ضمن تسلط به چند زبان زنده دنیا، هنر و ادبیات ایرانی را بسیار عمیق و خوب میشناخت، و با تسلط فوقالعاده از آن دفاع میکرد.
این درحالی بود که ادبیات سنتی و مدرن غرب را هم خوب میشناخت. خودش نویسندهای بود که رمان ــ که یک ژانر مدرن ادبیات معاصر غرب است ــ مینوشت. روزنامه و رسانه و نقش آنرا بهخوبی میدانست و مجموعهای ار اهل تخصص در این حوزه را بهرغم اختلاف عقیده به سمت معاونت و مشاورت خود گذاشته بود.
مجموعه این خصوصیات از «مهاجرانی» وزیر ارشادی ساخته بود که با تردید میتوان گفت شاید بشود که دوباره دوران و شرایط دوره مدیریتی او قابل تکرار باشد.
با این حال دوست بیسواد آقای «مشفق کاشانی» او را قبول نداشت و با رفتاری سخیف به او اهانت میکرد. این اهانت البته حکم آب دهانی را داشت که سربالا پرتاب میشد.
«مهاجرانی» در همان زمان مورد تایید قوی و محکم بانوی معاصر داستان و قصه و رمان بانو «سیمین دانشور»، مورخ نامبردار تاریخ اسلام و مترجم و ادیب برجسته و فقیه و لغتشناس کمنظیر استاد «سید جعفر شهیدی» و نویسنده و روزنامهنگار عالیمرتبه معاصر استاد «محمدعلی اسلامی ندوشن» و امثالذالک بود. (۱)
«عباس کیمنش کاشانی» سالها بعد و در حالی که دوران وزارت ارشاد دولت دهم نمونه بارز فرهنگ و هنر و ادبستیزی دوران معاصر و یادآور قرون سیاه وسطی بود، در مراسمی که برای نکوداشت او و از جیب ملت ایران برپا شده بود، در سخنانی در تمجید از «سید محمد حسینی» گفت: «در این چند سال اخیر همه مسئولان زحمت کشیدند، اما جهشی که در خدمت چهار ساله وزیر ارشاد دیده میشود، اعجابانگیز است و اگر بگویم بینظیر، گزاف نگفتهام، سخنان حسینی طی این چهار سال بدون تکرار و اعجابانگیز و بینظیر بوده است.»
این سخنان نقطه پایان مناسب با شخصیت درونی مشفق کاشانی بر پرونده هنری و ادبی وی بود.
تاریخ ادبیات هیچگاه از «انوری ابیوردی» به نیکی یاد نکرده است. از شاعری که احمدینژاد برای درگذشت او پیام تسلیت صادر کند نیز خواهینخواهی به نیکی یاد نخواهد شد.
بگذریم که نیک و بزرگ نبود.
(۱) عطاالله مهاجرانی ـ استیضاح ــ انتشارات اطلاعات
مرتبط:
+ شاعر مجلسی پیش از انقلاب شاعر ولایی پس از انقلاب
+ خاتمی از ملاقات با حمید سبزواری تا رای به نظام
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر