یکشنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۸۹

شهدای پس از انتخابات چه کسانی هستند؟

روزنامه «کیهان» در شماره امروز خود گزارشی منتشر نموده است از مراسمی که در مهدیه تهران برای بزرگ‌داشت آن‌چه که آن روزنامه «شهدای بعد از انتخابات» نامیده، و بدون اشاره به زمان برگزاری این مراسم که چه روز و چه وقتی بوده، و بدون اعلام نام حتی یک شهید، از زبان سخنران مراسم آقای «کاظم صدیقی» امام جمعه موقت تهران آورده است که :«شهدای پس از انتخابات مظلوم‌ترین شهدای دوران انقلاب تا کنون هستند».

در شرایطی که طی یک‌سال گذشته، حتی برگزاری مراسم ختم شهید «محسن روح‌الامینی» که پدر وی دارای مناسبات نزدیک با حاکمیت بوده و هست، و از زمان شهادت فرزند تا کنون مورد تفقد ظاهری نظام هم قرارگرفته، با محدویت شدید امنیتی همراه بوده ـ به نحوی که در سخنان پدر ایشان در حضور رهبری نظام هم انعکاس داشت ـ این پرسش مطرح می‌شود که این شهدایی که به نظر آقای «صدیقی» «مظلوم ترین شهدای دوران انقلاب تا کنون هستند» چه کسانی هستند؟

مسلما با توجه به مشی جاری حاکمیت
«ندا آق سلطان» «محسن روح الامینی» «سهراب اعرابی»، «محمد کامرانی‌فر»، «کیانوش آسا»، «ترانه موسوی»، «سیدعلی موسوی‌حبیبی» و (بقیه اسامی را اینجا بخوانیم) مشمول این تعریف نمی‌شوند.

با توجه به برخوردهای حاکمیت با خانواده‌های
شهدای جنبش سبز و ایجاد محدویت‌های امنیتی شدید طی یک‌سال گذشته برای آن‌ها جهت برگزاری هر گونه مراسم، و از طرفی عدم پوشش اخبار مربوط به این شهدا از طرف رسانه ملی، باید اذعان کرد که آن‌چه که روزنامه کیهان «شهدای پس از انتخابات»، و سخنران مراسم هم آن‌ها رامظلوم‌ترین نامیده، ظاهرا باید همان نیروهای لباس شخصی بسیجی و یا پرسنل نیروی انتظامی باشند که حدود یک‌سال پیش سرلشگر بسیجی «فیروزآبادی» ریس ستاد کل نیروهای مسلح در نامه سرگشاده‌ای به امام زمان، پرده از شهادت‌ِشان برداشت و اعلام کرد: «مأموران حفظ امنيت و مدافعان حريم قانون كتک خوردند، زخمي شدند، شهيد شدند، بی‌رحمانه آن‌ها را زير چرخ‌هاي ماشين گرفتند، اما صبورانه با جان‌ِشان از مردم دفاع كردند. در مقابل آن‌ها برای كشته‌های دروغی  خود عزاداری كردند».

 و خطیب جمعه ۲۹ خرداد ماه سال گذشته نیز پیرو همین فرمایشات و فرمایشات مشابه پرسید: «الان همين چند نفرى كه در اين قضايا كشته شدند؛ از مردم عادى، از بسيج، جواب اين‌ها را كى‌ بناست بدهد؟ واكنش‌هائى كه به اين‌ها نشان داده خواهد شد - تو خيابان از شلوغى استفاده كنند، بسيج را ترور كنند، عضو نيروى انتظامى را ترور كنند... ».

اما از همان زمان تا کنون، هیچ نامی از هیچ‌یک از نیروهای انتظامی و یا سپاه و لباس‌شخصی‌ها که در جریان اعتراضات سال گذشته به شهادت رسیده باشند، در هیچ رسانه برده نشده.

 هم‌چنان‌که گزارش امروز روزنامه «کیهان» نیز هیچ نامی از شهدایی که در «مهدیه» تهران برای‌ِشان مراسم سال‌گرد برگزار شده، نبرده است.

این‌که چنین مراسمی برگزار شده خیلی بعید نیست. ماشاء‌الله حاکمیت در مورد برگزاری مراسم، دست به نقدشان خوب است. اما این‌که مراسم تحت پوشش چه عنوانی، و برای چه کسانی، بدون نام و نشان، و نهایتا با چه هدفی برگزار شده، به‌نظر می‌رسد حاکمیت به‌شدت تلاش دارد در اذهان و افکار عمومی و البته که ابله آن‌ها این دروغ پیش‌گفته را در پوشش مراسم عزاداری و مظلوم‌نمایی و عوام‌فریبی، تبدیل به واقعیت نموده و با توسل به این مظلوم‌نمایی‌ها مردم در حال ریزش را با خود همراه سازد.

البته شکی نیست در خشونت عریانی که دستکم ۱۰۰ قربانی از جمعیت آرام و سربه‌زیر و سبز گرفته است، احتمال قربانی‌شدن چند سرباز وظیفه‌شناس نیروی انتظامی، یا مامور لباش شخصی بسیج دور از ذهن نیست، اما این‌که ـ با فرض صحت ـ شهادت این چند نفر با برجستگی دیده و تبلیغ شود، و شهادت دست‌کم ۱۰۰ نفر از مردم بی‌دفاع، نه‌تنها دیده‌نشده که اصلا مشکوک نیز شمرده شود، و بازماندگان نیز نه‌تنها مورد تسلی و تفقد قرار نگیرند، که حتی مورد بی‌احترامی و آزار قرارگرفته و حتی اجازه برگزاری یک مراسم عزاداری آزادانه برای دلبندان‌ِشان را نداشته باشند، به روشنی حکایت از فقدان آزادگی و مروت نزد حاکمیت و دولت‌مردان و نهایتا غصبی‌بودن جایگاه و ترس شدیدشان می‌نماید.
منتشر شده در جرس و ندای سبز آزادی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر