سه‌شنبه، دی ۰۷، ۱۳۸۹

تردید در سرنای اسرافیل‌ها

 هیچ حرفی نیست در انبوه قال و قیل‌ها
یاوه‌بافانند این تفسیر‌ها، تأویل‌ها

عصر بی‌تکلیف برزخ، مُرده‌های منتظر
عصر تردید است در سُرنای اسرافیل‌ها

خانه‌ها ویران، خدایان یک‌به‌یک زخمی شدند
هیچ ابابیلی نیامد در هجوم فیل‌ها

سال‌ها رفته‌ست اما دست مردی بر نکند
ریشه‌های کینه‌ها را از دل قابیل‌ها

سوزها در انزوای سینه‌ها مدفون شده‌ست
شمع‌ها وارونه می‌سوزند در قندیل‌ها

گوش‌ها خوابیده بر لب‌ها ولی بی‌هوده است
هیچ حرفی نیست در انبوه قال و قیل‌ها

حسن قریبی. به ناکجایی این جاده‌ها

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر