شنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۵۷

ایران دوست، صدام برادر

۶ روز پس از انقلاب «یاسر عرفات» نخستین مهمان خارجی ایران بود.

هواپیمای او با وجود تعطیلی
فرودگاه مهرآباد بر زمین نشست، و به محض ورود در پاسخ به‌دلیل اطلاع‌ندادن سفرش گفت: «آدم برای رفتن به خانه‌اش اجازه نمی‌گیرد، من هم اجازه نگرفتم.»

عرفات به
«مدرسه علوی» رفت و با بنیان‌گذار جمهوری اسلامی دیدار کرد. او سپس به «بهشت زهرا» رفت و در سخن‌رانی‌اش گفت: به «موشه‌ دایان» گفتم: آمریکا مال تو، من به ایران تکیه می‌کنم.
او یک هفته در ایران ماند و به مشهد و خوزستان هم سفر کرد.


عرفات بعدها در هنگامه جنگ ایران و عراق، از
«صدام حسین» حمایت و اعلام کرد: «ایران دوست ماست، اما صدام برادر ماست.»

حمایت فلسطین از صدام شامل اعزام تعداد قابل‌توجهی سرباز برای جنگ به عراق بود که تعدادی از آن‌ها اسیر هم شده بودند.

بعد از اعدام صدام حسین از سوی دادگاهی که در عراق و به دست قضات عرب عراقی برگزار شد، در کرانه باختری میدانی به‌نام میدان شهید صدام حسین نام‌گذاری شد.

جمهوری اسلامی هیچ‌گاه نخواست واقعیت‌های روی زمین و این‌که اعراب روی قومیت خودشان حساسیت ویژه‌ای دارند و وقتی مجبور به انتخاب بین «قومیت» و «اخلاق» باشد، عموما قومیت را انتخاب و اخلاق و رفاقت و هم‌راهی و هم‌سفرگی پیشین را قربانی و حق نان و نمک را فرو می‌گذارند، را درک و از پشتیبانی بی‌قید و شرط فلسطین، لبنان، سوریه، یمن، و حتی «شیخ نمر» که از مقلدان سرسخت و افراطی «آیت‌الله شیرازی» بود، دست بردارند.