‏نمایش پست‌ها با برچسب یاسر عرفات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب یاسر عرفات. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، بهمن ۲۲، ۱۴۰۴

نخستین اشغال نمایندگی خارجی در انقلاب

 یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۵۷ یازده فوریه ۱۹۷۹ تنها ساعاتی پس از پیروزی انقلاب و اخراج شاه از ایران، مردم به دفتر نمایندگی اسرائیل در ایران ـ که از چند روز قبل اسرائیلی‌ها آن‌جا را تخلیه کرده بودند ـ هجوم می‌برند و پرچم فلسطین را بر سر در آن نصب، و آن را به مردم فلسطین هدیه می‌دهند و شعارهای «مرگ بر اسرائیل، زنده باد عرفات، اسرائیل گمشو» سر می‌دهند. 

دولت جدید ایران نیز از همه اسرائیلی‌هایی که دارای مقام رسمی بودند، خواستند که فوراً ایران را ترک کنند.

این حکم اخراج شامل اعضای هیئت نمایندگی اسرائیل، ‌آژانس یهود و اعضای هواپیمایی اسرائیل (العال) و نمایندگان شرکت‌های مقاطعه‌کار اسرائیلی می‌شد.

هارملین که همراه با ۳۳ اسرائیلی دیگر هنوز در ایران باقی مانده‌بودند در مخفی‌گاه خود از «ژنرال سگف» می‌خواهد با ارتشد قره‌باغی رئیس ستاد ارتش و سرتیپ پرورش معاون اطلاعات نظامی تماس بگیرد و ترتیب محافظت از چند اسرائیلی را که هنوز در ایران باقی مانده بودند بدهد.
اما افسران ستاد از هر اقدامی اظهار ناتوانی کردند.

۶ روز بعد از پیروزی انقلاب «یاسر عرفات» بدون دعوت و اطلاع قبلی ناگهانی به ایران سفر کرد و وقتی به او گفته شد که چرا بدون اطلاع؟ پاسخ داده بود: «آدم برای رفتن به خانه‌اش اجازه نمی‌گیرد، من هم اجازه نگرفتم.»

از آن روز جمهوری اسلامی در مبارزه با اسرائیل به‌مرور از کشورهای عربی پیش افتاد و نخستین کشوری بود که روز آخر ماه رمضان هر سال را «روز قدس» اعلام کرد. 


نتایج این رفتارهای تندروانه درگرفتن جنگی ۸ ساله علیه ایران بود که همین یاسر عرفات که ایران را خانه خود می‌دانست، تمام‌قد پشت عراق و سپاه صدام حسین ایستاد و سرباز به جبهه عراق اعزام کرد. 

بعد از اعدام صدام حسین هم میدانی در کرانه باختری به‌نام «شهید صدام حسین» نام‌گذاری شد. 

اگرچه تندروان جمهوری اسلامی هیچ‌گاه نخواستند بپذیرند که دست‌کم یاسر عرفات فلسطینی‌تر و جنبش فتح فلسطینی‌تر از آن‌ها هستند و از سال‌ها جنگ و ماجراجویی خسته شده و او را خائن به آرمان مردم فلسطین دانستند، و به نفع حماس و جهاد اسلامی پشت عرفات و بعد از آن ابومازن را خالی کردند، اما دامن‌زدن به این اختلافات نه به سود فلسطینی‌ها و نه شهروندان ایران شد.

نتیجه را عرب‌ها و اسرائیل بردند و کشورهایی که زمانی به‌خاطر کمک آمریکا به اسرائیل، فروش نفت به آمریکا را تحرم کرده و ایران تقاضای جهانی نفت را پاسخ داده بود، به مرور به گشایش سفارت اسرائیل در کنار سفارت فلسطین پیوستند. 

شنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۵۷

ایران دوست، صدام برادر

۶ روز پس از انقلاب «یاسر عرفات» نخستین مهمان خارجی ایران بود.

هواپیمای او با وجود تعطیلی
فرودگاه مهرآباد بر زمین نشست، و به محض ورود در پاسخ به‌دلیل اطلاع‌ندادن سفرش گفت: «آدم برای رفتن به خانه‌اش اجازه نمی‌گیرد، من هم اجازه نگرفتم.»

عرفات به
«مدرسه علوی» رفت و با بنیان‌گذار جمهوری اسلامی دیدار کرد. او سپس به «بهشت زهرا» رفت و در سخن‌رانی‌اش گفت: به «موشه‌ دایان» گفتم: آمریکا مال تو، من به ایران تکیه می‌کنم.
او یک هفته در ایران ماند و به مشهد و خوزستان هم سفر کرد.


عرفات بعدها در هنگامه جنگ ایران و عراق، از
«صدام حسین» حمایت و اعلام کرد: «ایران دوست ماست، اما صدام برادر ماست.»

حمایت فلسطین از صدام شامل اعزام تعداد قابل‌توجهی سرباز برای جنگ به عراق بود که تعدادی از آن‌ها اسیر هم شده بودند.

بعد از اعدام صدام حسین از سوی دادگاهی که در عراق و به دست قضات عرب عراقی برگزار شد، در کرانه باختری میدانی به‌نام میدان شهید صدام حسین نام‌گذاری شد.

جمهوری اسلامی هیچ‌گاه نخواست واقعیت‌های روی زمین و این‌که اعراب روی قومیت خودشان حساسیت ویژه‌ای دارند و وقتی مجبور به انتخاب بین «قومیت» و «اخلاق» باشد، عموما قومیت را انتخاب و اخلاق و رفاقت و هم‌راهی و هم‌سفرگی پیشین را قربانی و حق نان و نمک را فرو می‌گذارند، را درک و از پشتیبانی بی‌قید و شرط فلسطین، لبنان، سوریه، یمن، و حتی «شیخ نمر» که از مقلدان سرسخت و افراطی «آیت‌الله شیرازی» بود، دست بردارند.