در یکی از دورههای «مجلس شورای ملی»ِ سابق، طرحی به مجلس تقدیم شده و مورد بررسی نمایندگان قرار میگیرد. طرح بدون مخالف در آستانه رایگیری و تصویب با اکثریت مطلق آراء است که نمایندهای اعلام مخالفت نموده و برای بیان دلائل مخالفت خود با طرحی که در آستانه تایید اکثریت بوده، پشت تریبون میرود.
در آنزمان نماینده «مشهد» با توجه به سابقه و سن بالا، اکثرا بهرغم آنکه هیچگونه عضویتی در ترکیب هیئت رئیسه نداشته، اما اغلب در جایگاه هیئترئیسه مینشسته و کسی جرأت اعتراض به ایشان را نداشتهاست.
در همان حال صندلی متعلق به ایشان در بین نمایندگان خالی بوده است. آنروز هم طبق معمول ایشان در جایگاه هیئت رئیسه حضور داشتهاست.
نماینده معترض ضمن نطقی کوتاه ـ اما مستند و مستدل ـ نظر تمام نمایندگان را نسبت به موافقت با طرح پیشنهادی عوض مینماید و در عرض مدت کوتاهی، کمتر از یکساعت اکثریت مطلق نمایندگان متوجه اشتباه بزرگ خود میشوند و طرح در آستانه تصویب از دستور کار خارج میشود.
نماینده «مشهد» که طبق معمول صندلیاش بین نمایندگان خالی بوده و غیرقانونی در جایگاه هیئت رئیسه نشستهاست، نماینده معترض را مخاطب قرار میدهد و میپرسد: «آقای ... اینها که شما بیان فرمودید درد بود بفرمایید درمان چیست؟ راهچاره کدام است؟
و نماینده بصیر و آگاه، با جدیت و جرأئتی منحصربهفرد و برای نخستینبار رو به نماینده مشهد نموده و میگویند: «اولین راه چاره آناست که شما از جایگاه هیئت رئیسه برخاسته و بر صندلی خودتان بنشیند».
نزدیک به ۵ سال است افرادی با کمترین میزان دانش و تخصص و آگاهی، به ناحق و صرفا به پشتوانه و استفاده از تنگنظری وسوءاستفاده از اختیارات قانونی شورای نگهبان، در جایگاه نمایندگی مردم قرارگرفته، همزمان قوه مجریه کشور نیز با اراده و نظر مقام رهبری بهطور کاملا غیرقانونی دو دوره است که در اختیار گروهی قرار دارد که علاوه بر اینکه کمترین اطلاع، تجربه، و سابقه اجرایی در کارنامه مدیریتی خود ندارند، فاقد کمترین تعهد اخلاقی نسبت تکالیف قانونی خود و حقوق متقابل شهروندان و جان و مال و ناموس آنها میباشند.
نتیجه چنان شده است که هرازگاهی نمایندهای پرچم اعتراضی را نسبت به خیانتهای متعدد پنهان و آشکار متولیان نااهل، و غاصب بلند میکند، و پیش از آنکه کمترین اثری به حال رعیت بیچاره داشتهباشد، با اشاره و تماسی از دفتر مقام رهبری مفهوم «فصلالخطاب» مطرح، و موضوع مورد اشاره خاتمه یافته تلقی میشود.
آقای «الیاس نادران» نماینده اصولگرا مدافع «احمدینژاد» در مجلس شورای اسلامی که اخیرا آقای «محمدرضا رحیمی» معاون اول رئیسجمهور را «رئیس حلقه فساد مالی خیابان فاطمی» معرفی و خواستار بازداشت وی شده، بارها اعتراضات مستند، شفاف و آشکاری را علیه رفتارهای خارج از عرف، قاعده و قانون قوه مجریه و در رأس آن آقای «احمدینژاد» در صحن علنی مجلس مطرح نموده و نتیجه روشن، شفاف و آشکار آن، اصرار بیش از پیش و شدت یافتن آن رفتارها با لجاجت بیشتر توسط رئیس و مجموعه دولتین نهم و دهم بود است.
کافی است سری به بایگانی نطقهای اعتراض نمایندگان مجلس هفتم و هشتم بزنیم. سیاهه بلندبالایی از این موارد خواهیم یافت که پس از آنکه بیتوجهی مکرر رئیس دولت سر و صدایی در مجلس بهپا نموده، اشاره مقام رهبری «فصلالخطاب» و کورکننده نطق و سروصدا بوده است.
بهعنوان نمونه ماجرای مرحوم «علی کردان» بهعنوان وزیر کشور و نطقهای مخالفان و موافقان آنرا هنگام رأیگیری ایشان یادآوری مینمایم. شما حدیث مفصل از این مشت نمونه خروار بخوانید و بنگرید که چگونه بهرغم آنکه تمام نمایندگان بلااستثنا متوجه مدرک تقلبی و دورغگویی وی شدند، نامهای و اشارهای ایشان را بر صندلی وزارت نشاند.
و در کمتر از ۴ ماه بعد، همین نمایندگان به استیضاح وی رأی دادند. اینبار البته شدت افتضاح کار را از دست برهان قاطع «فصلالخطاب» خارج نموده بود.
آقایان «الیاس نادران»، «علی مطهری» «احمد توکلی» «علیرضا زاکانی» و تمامی نمایندگانی که «سبزها» را فتنه میدانید! دردها را مردمی که به شما رأی داده یا ندادهاند، از شما بهتر میدانند.
خطبههای نمازجمعه ۲۹ خردادماه سال گذشته را فراموش کردهاید: « ...البته نظر رئیسجمهور به نظر بنده نزدیکتر است.» بالاتر از ریاست قوه قضاییه کسی قرار گرفته که البته نظر آقای «احمدینژاد» به نظر او نزدیکتر است.
همان که مقیاس و معیار خوبی و بدی از نظر شما نظر اوست، و حرف و نظر او «فصلالخطاب» است.
آیا اولین راه چاره آن نیست که شما «وکیلالسلطنهها» از جایگاه «وکیلالرعایایی» برخاسته و روی صندلی خالی و متعلق به خودتان بنشیند؟در همین رابطه:
علی مطهری: اتهامات رحیمی جدی است
در آنزمان نماینده «مشهد» با توجه به سابقه و سن بالا، اکثرا بهرغم آنکه هیچگونه عضویتی در ترکیب هیئت رئیسه نداشته، اما اغلب در جایگاه هیئترئیسه مینشسته و کسی جرأت اعتراض به ایشان را نداشتهاست.
در همان حال صندلی متعلق به ایشان در بین نمایندگان خالی بوده است. آنروز هم طبق معمول ایشان در جایگاه هیئت رئیسه حضور داشتهاست.
نماینده معترض ضمن نطقی کوتاه ـ اما مستند و مستدل ـ نظر تمام نمایندگان را نسبت به موافقت با طرح پیشنهادی عوض مینماید و در عرض مدت کوتاهی، کمتر از یکساعت اکثریت مطلق نمایندگان متوجه اشتباه بزرگ خود میشوند و طرح در آستانه تصویب از دستور کار خارج میشود.
نماینده «مشهد» که طبق معمول صندلیاش بین نمایندگان خالی بوده و غیرقانونی در جایگاه هیئت رئیسه نشستهاست، نماینده معترض را مخاطب قرار میدهد و میپرسد: «آقای ... اینها که شما بیان فرمودید درد بود بفرمایید درمان چیست؟ راهچاره کدام است؟
و نماینده بصیر و آگاه، با جدیت و جرأئتی منحصربهفرد و برای نخستینبار رو به نماینده مشهد نموده و میگویند: «اولین راه چاره آناست که شما از جایگاه هیئت رئیسه برخاسته و بر صندلی خودتان بنشیند».
نتیجه چنان شده است که هرازگاهی نمایندهای پرچم اعتراضی را نسبت به خیانتهای متعدد پنهان و آشکار متولیان نااهل، و غاصب بلند میکند، و پیش از آنکه کمترین اثری به حال رعیت بیچاره داشتهباشد، با اشاره و تماسی از دفتر مقام رهبری مفهوم «فصلالخطاب» مطرح، و موضوع مورد اشاره خاتمه یافته تلقی میشود.
آقای «الیاس نادران» نماینده اصولگرا مدافع «احمدینژاد» در مجلس شورای اسلامی که اخیرا آقای «محمدرضا رحیمی» معاون اول رئیسجمهور را «رئیس حلقه فساد مالی خیابان فاطمی» معرفی و خواستار بازداشت وی شده، بارها اعتراضات مستند، شفاف و آشکاری را علیه رفتارهای خارج از عرف، قاعده و قانون قوه مجریه و در رأس آن آقای «احمدینژاد» در صحن علنی مجلس مطرح نموده و نتیجه روشن، شفاف و آشکار آن، اصرار بیش از پیش و شدت یافتن آن رفتارها با لجاجت بیشتر توسط رئیس و مجموعه دولتین نهم و دهم بود است.
کافی است سری به بایگانی نطقهای اعتراض نمایندگان مجلس هفتم و هشتم بزنیم. سیاهه بلندبالایی از این موارد خواهیم یافت که پس از آنکه بیتوجهی مکرر رئیس دولت سر و صدایی در مجلس بهپا نموده، اشاره مقام رهبری «فصلالخطاب» و کورکننده نطق و سروصدا بوده است.
بهعنوان نمونه ماجرای مرحوم «علی کردان» بهعنوان وزیر کشور و نطقهای مخالفان و موافقان آنرا هنگام رأیگیری ایشان یادآوری مینمایم. شما حدیث مفصل از این مشت نمونه خروار بخوانید و بنگرید که چگونه بهرغم آنکه تمام نمایندگان بلااستثنا متوجه مدرک تقلبی و دورغگویی وی شدند، نامهای و اشارهای ایشان را بر صندلی وزارت نشاند.
و در کمتر از ۴ ماه بعد، همین نمایندگان به استیضاح وی رأی دادند. اینبار البته شدت افتضاح کار را از دست برهان قاطع «فصلالخطاب» خارج نموده بود.
آقایان «الیاس نادران»، «علی مطهری» «احمد توکلی» «علیرضا زاکانی» و تمامی نمایندگانی که «سبزها» را فتنه میدانید! دردها را مردمی که به شما رأی داده یا ندادهاند، از شما بهتر میدانند.
همان که مقیاس و معیار خوبی و بدی از نظر شما نظر اوست، و حرف و نظر او «فصلالخطاب» است.
آیا اولین راه چاره آن نیست که شما «وکیلالسلطنهها» از جایگاه «وکیلالرعایایی» برخاسته و روی صندلی خالی و متعلق به خودتان بنشیند؟
علی مطهری: اتهامات رحیمی جدی است

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر