یکشنبه، اسفند ۱۴، ۱۳۹۰

از ماستِ سفید ولایت، تا روزگار سیاه ملت

آقای خامنه‌ای قبل از انتخابات مجلس نهم، در توصیه‌ و رهنمودهایی خطاب به نامزدهایی که از صافی صعب‌العبور شورای نگهبان، که یکی از شرایط بنیادی و اصلی عبور از آن، التزم به ولایت‌فقیه است، نگفتند «ماست سیاه است» که لازم باشد حضراتی که نمره قبولی از امتحان التزام‌عملی به ولایت‌فقیه گرفته بودند، به سیاه‌بودن آن اقرار و اعتراف نمایند. بلکه فقط گفته بود که به نتایج «اعتراض نکنید» و اعتراض‌ به نتایج را دامی معرفی نمودند که به تعبیر ایشان فتنه‌گران در آن گرفتار شدند.

اما هنوز ساعاتی از اعلام نتایج اولیه انتخابات نگذشته بود، که اعلام شد، خانم «پروین‌احمدی‌نژاد» خواهر رئیس‌جمهور و نامزد نمایندگی مردم گرمسار به نتایج اعلام‌شده انتخابات اعتراض و مدعی است در انتخابات تقلب صورت گرفته‌است. 

در خبری دیگر «محمدحسن‌ قدیری‌ابیانه» نامزد ناکام شهرستان کاشان، که پیش‌تر علت حضور خود در انتخابات مجلس را، موضع‌گیری ضعیف نماینده سابق آن منطقه در مجلس در قبال سران فتنه، عنوان نموده‌ و خود را ولایتی‌تر از وی می‌دانست، به نتایج به‌دست آمده معترض شده و ادعای تقلب نموده است

نکته جالب آن‌ است که وی در سایت رسمی خود از شهروندان خواسته است که موارد مشاهده‌شده از تخلفات احتمالی را به دفتر ایشان ارسال نمایند. و نکته جالب‌تر آن‌که اختلاف رأی ایشان با نماینده پیروز دستِ‌کم ۱۵ هزار رای است. یعنی دو برابر کل رأیی که ایشان داشته است.

شایان توجه است در منطقه مورد اشاره نه وی رأی آورد، نه نماینده سابق که دو نماینده از دو طیف اصلی اصول‌گرایان بودند. بلکه یک نامزد مستقل پیروز انتخابات شد.

در شهرستان آمل نیز «رضا‌ حاجی‌پور» نامزد شکست‌خورده به نتایج اعتراض نموده و حتی اعتراض هواداران وی به درگیری نیز منجر شده‌است.

این از «نتایج سحر» انتخابات مجلسی است که بدنه اصلی جنبش سبز، آن‌را تحریم نموده و رهبران اصلی آن نیز اعلام نموده بودند، در آن حضور نخواهند داشت و مشروعیتی برای آن قائل نیستند. تا «صبح دولت» آن هنوز باید صبر کرد.
 

این اعتراضات و اتفاقات در حالی واقع می‌شود که مدعیان طرف‌داری مطلق از ولایت‌فقیه، ادعا می‌نمودند که «اگر آقا بگوید ماست سیاه است به قرآن ماست را سیاه می‌بینیم». (۱)

با این وجود به نظر می‌رسد مدعیان طرف‌داری بی‌قید و شرط از ولایت‌فقیه، نه‌‌تنها در این ادعای پوچ خود صادق نبوده و نیستند، بلکه اصولا قرآن را هم قبول ندارند، که به‌سادگی به آن قسم‌خورده و حالا که صندلی را از دست داده‌اند، نه‌تنها حاضر نیستند، ماست سفید را به فرمان رهبری سیاه بینند، بلکه از اقرار به سفیدبودن آن هم امتناع می‌نمایند.

حقیقت آن ست که ماست سفید است. اما آن‌چه در سایه تفکرات و رفتار حضرات طی سال‌های گذشته به خاک سیاه نشسته، روزگار شهروندان بدبختی است که حالا باید تاوان ماجراجویی‌ها و غفلت‌ها و شعارهای پوچ آن‌ها را بپردازند.
(۱) هفته‌نامه شلمچه ۸ آذرماه ۷۷
‌این نوشته در خودنویس اینجا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر