سه‌شنبه، تیر ۰۲، ۱۳۹۴

فیلتر به‌جای فرهنگ‌سازی شبکه‌های اجتماعی

زندگی مدرن، زندگی در دریای اطلاعات است. ویدئوها، فیلم‌ها و کتاب‌ها، تلویزیون و اینترنت، در مرکز توجه ما هستند. ما درباره سکس، عشق و رابطه هم از همین ابزارها استفاده می‌کنیم.

اما بسیاری از چیزهایی که از رسانه‌ها دریافت می‌کنیم، لزوماً درست نیستند، این اطلاعات ممکن است جهت‌دار، ناقص یا اساساً غلط باشند.
به همین دلیل نمی‌توانیم مطمئن باشیم چیزی که از رسانه‌ها درباره عشق و سکس آموخته‌ایم درست است.
 
جدال بین «سنت» و «مدرنیته» یکی از موضوعات درازدامن در قرن بیستم میلادی و خصوصا از نیمه دوم به بعد بود.
 مدرنیته که در هنگام ظهور، خوشگل و ترگل‌ورگل می‌نمود، در قرن بیستم کم‌کم رنگ‌وروی دیگر خود را نشان داد و حالا عده‌ای با نگاه به معایب آن، منکر اصل بودند، و خواستار جمع‌شدن آن.

 در مقابل عده دیگری که مزایا و محاسن آن‌را لمس و درک کرده بودند، و خاطره خوشی از آن داشتند، خواستار اصلاح، کاهش معایب و افزایش محاسن و حضور آن بودند.
 
پیداست که مقاومت گروه اول نتیجه‌ای نداشت، و مدرنیته با همه خوبی و بدی آن آمد و در زندگی مردمان قرن بیستم به‌طور کامل جا خوش کرد.

 در ایران برجسته‌ترین بحث‌ها پیرامون این پدیده با نام مرحوم «علی شریعتی» گره خودرده است.
 ضمن این‌که عمده مخالفت‌ها با مدرنیسم در ایران، تنها متوجه معایب آن نبود و به مغایرت آن با اصول سنتیِ مذهبی برمی‌گشت.

مثلا استفاده از دوش و حمام‌های مدرن، مغایر با اصول سنتی طهارت و غسل ارتماسی در فقه شیعه، تلقی و با آن مخالفت می‌شد.

جالب است مرحوم شریعتی در یکی از آثارش نقل می‌کند که وقتی مخالفت با مدرنیسم و مشخصا این مصداق آن ـ یعنی دوش ـ نتیجه‌ای نداشت و حمام‌های مدرن و مجهز به دوش یکی پس از دیگری جایگزین خزینه‌های عمومی شد، در مشهد بعضی از مردم مخفیانه برای خود «خزینه» ساخته و به دوستان خود هم اطلاع می‌دادند تا دور از چشم حاکمیت و مدرنیسم، هفته‌ای یک‌بار به خزینه بروند تا به دین‌شان لطمه نخورد.
 
مرحوم شریعتی با وجود این‌که معایب و مضار مدرنیسم را رد نمی‌کرد و نگاهی جامعه‌شناسانه و دقیق به آن داشت، اما مقاومت منفی در برابر آن‌را بی‌نتیجه می‌دانست و معتقد بود وقتی حضور مدرنیسم گریزناپذیر است، به‌جای مقاومت در برابر آن باید برای حضور آن «فرهنگ سازی» کرد تا در سایه این فرهنگ، استفاده از مصادیق این مدرنیسم که شکل برجسته و مشخص آن
«تکنولوژی» بود، به‌تر، آسان‌تر و کم‌ضررتر شود.
 
براساس نظر شریعتی که ــ عین واقعیت بود ــ اگر با فرهنگ‌سازی راه را برای حضور امن این مظهر دنیای معاصر مهیا نکنیم و آماده پذیرش آن در شکل امن نباشیم، شاهد حضور ناگزیر خشن، مخرب و  بنیان‌برافکن آن خواهیم بود و بعد از خرابی بیمه معنا نخواهد داشت.

 دیدیم که آن حرف‌ها به کرسی نشست و بانیان مخالفت با تکنولوزی و مدرنیسم، چند سال بعد بزرگ‌ترین درخواست‌ِشان از دولت‌ها، برق، آب لوله‌کشی، تلفن، آسفالت و سایر امکانات رفاهی که ارمغان مدرنیسم است، حتی برای دورترین نقاط کشور بود.
 
و دیدیم که همه این‌ها هم آمد و به‌سادگی یخچال جایگزین «آزگ» شد و لامپ جای‌گزین «چراغ موشی» و خودور و قطار و هواپیما جانشین چهارپایان.

اندکی بعد هم دیدیم که در هر خانه حتی خانه‌های روستایی یک کامپیوتر خانگی افتخار حضور پیدا کرد و خیلی زود جای خود را به تبلت یا گوشی‌های هوشمند داد. البته این‌بار دست هریک از اعضا خانواده یک گوشی یا تبلت.

بی‌سواد و باسواد هم نداشت، و کسی که بلد نبود تابلو یک مطب را ـ مثلا ـ بخواند، اما خیلی سریع‌تر از آن‌که  تصور می‌شد، حالا در لاین و واتس‌اپ و تلگرام مشغول چتیدن با دوستان و اعضای خانواده‌اش بود.


این‌حا دقیقا آماده‌نبودن و فرهنگ‌سازی نکردن و مقاومت بی‌هوده قبلی در مقابل این پدیده، نتایج خسارت‌بار، مخرب و بنیان‌برافکن‌اش را دقیق و عینی نشان می‌دهد.

فیس‌بوک نخستین شبکه جهانی نبود و نیست. اما اولین شبکه جهانی بود که به‌آسانی و در کم‌ترین زمان ممکن مورد اقبال عمومی در سراسر جهان قرار گرفت و عالم‌گیر شد.

این شبکه جهانی حدود ۶ سال پیش، اند‌کی پس از شروع اقبال عمومی نسبت به آن، در ایران با مقاومت منفی مواجه و فیلتر شد.

 اما این مقاومت منفی باعث نشد تا اقبال فعالان مجازی و علاقه‌مندان به اینترنت هم از آن کم شده یا از آن روی‌گردان شوند، برعکس به‌حکم «حرص انسان بر منع» حریص‌تر هم شدند.

 به‌زودی بساط فیلتر‌شکن و برنامه‌نوسیان فیلتر‌شکن‌ساز پهن شد و از طرفی توجه مردم به شبکه جهانی دیگری که به موازات اینترنت فعال بود و حالا کار معرفی فیلتر‌شکن را انجام می‌داد (ماه‌واره) هم جلب شد.
 
مقاومت منفی و فیلتر، به هیچ عنوان باعث روی‌گردانی مردم از «فیس‌بوک» و توییتر و دیگر شبکه‌های اجتماعی نشد و در حالی که هزینه این مقاومت باید صرف فرهنگ‌سازی می‌شد، به چاله هرز رفت تا ناگهان گوشی‌های هوشمند و تبلت و شبکه‌های جدید اجتماعی چون قارچ سر برآورند، که حالا نه می‌توان در مقابل‌ِشان مقاومت کرد، نه فرصتی برای فرهنگ‌سازی برای آن‌ها وجود داشت.
 
بدون تردید اگر در مقابل فیس‌بوک و توییتر و ... آن‌گونه اشتباه مقاومت نمی‌شد، و با آگاهی‌بخشی مناسب برای آن بستر امن فراهم و از آن استقبال می‌شد، این موج ویران‌گر بی‌فرهنگی و جوک‌سازی و تمسخر و شایعه‌سازی و شایعه‌پراکنی، و پورنو‌نویسی و ... راه نمی‌افتاد و فکر و ذکر و مشغله بیش از نیمی از جمعیت این کشور حتی در دورافتاده‌ترین نقاط  نمی‌شد.

هر کجا که می‌روی، یک‌نفر یک گوشی هوشمند دارد و هر از گاهی کار روزانه خود را فرو می‌گذارد و لحظاتی جوک‌های منتشرشده در گروه‌های اجتماعی عضو را برای اطرافیان می‌خواند و دوباره به کار مشغول می‌شود.

این تازه روی خوب سکه است. جمعیت زیادی هم هستند که مشغولیت به این شبکه‌های اجتماعی فرصت سرِ کار رفتن و کسب روزی و برنامه و زندگی را برای‌ِشان باقی نگذاشته است.
 
آن‌چه که در این میان بیش‌تر و بیش‌تر از هر چیز قربانی می‌شود،
اخلاق است و فروپاشیدن بنیان‌های اصلی خانواده.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر