شعری و شاعری به شعیری نمیخرند
وقتی علاءالملک حاکم کرمان شد، رسم بود که هر حاکمی سوار میشد که به دیدن علما یا کاری دیگر برود، متجاوز از صد فراش چوببهدست در جلو اسب حاکم میافتادند و مردم را اذیت میرساندند.
علاءالملک این کار را موقوف کرد. خود سوار الاغ میشد و یک نفر از نوکرهایش هم سوار اسب یا الاغ میشد و با او حرکت میکرد. چنانکه معروف به «حاکم دو خره» شدهاست.
روزی یکی از شعرای کرمان شعری بر وزن قصیده معروف ناصرخسرو (جان و خرد رونده بر این چرخ اخضرند) سروده و برای علاءالملک میخواند.
علاءالملک بهشوخی پس از پایان قصیده، این مصراع را در ازاء شاعر خوانده بود که در عصر ما: «شعر و شاعری به شعیری نمیخرند»
و در همین هنگام الاغ مخصوص حاکم شروع به عرعرکردن ممتد میکند.
علاءالملک بهشوخی به شاعر میگوید: شما از لهجه ایشان میفهمید که در قصیده مطول خود چه میگوید؟
شاعر گفته: بله میفهمم. دنباله حرف خودمان را گرفته و با زبان خلج خطاب به هردوی ما میگوید: «آنها نمیخرند که مثل شما خرند».
باستانیپاریزی.نون جو دوغ گو. پاورقی ۲۵۳
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر