شتر ردصلاحیت مقابل خانه شما هم زانو خواهد زد
برای مجلس چهارم نامنویسی کرده بودم. یکساعت مانده به تبلیغات، خبر «رد صلاحیت» را از طریق تلفن و استانداری به من دادند. آن روزها هنوز رد صلاحیتها در روند انتخاباتی بهخوبی جا باز نکرده بود.
از دوستان خواستم که اعضای ستاد را برای روز بعد ساعت ۶ یا ۷ صبح دعوت کنند تا خبر را خودم به آنها بدهم.
سخنان روز بعد من در جمع ادارهکنندگان ستادها و فعالیتهای انتخاباتی، محکم و بدون هیچ نشانهای از شکست و ناامیدی بود.
در بسیاری از روستاها و در مراکز شهرها، با مردم سخن گفتم و رسما اعلام کردم که آقای «جنتی» مدرکی برای رد صلاحیت ندارد.
در نامه به رهبری هم تا آنجا که به یادم مانده است، چنین نوشتم: من اظهارات آقای جنتی را در مورد رد صلاحیتها از تلویزیون شنیدم. با این نامه تقاضای هیچگونه کمکی ندارم چون به داوری روز جزا باور دارم.
عنوان نامه هم «الملک یبقی معالکفر و لایبقی معالظلم» نوشتم.
با آقای هاشمی رفسنجانی تلفنی گفتوگو کردم. یکی از اعیاد مذهبی بود و من هم عید را تبریک گفتم و هم اعتراض به رد صلاحیتها را بیان کردم.
گفت: شما خیلی ناراحتید.
گفتم: برای خودم نه، ولی برای شما که اینگونه کشور را اداره میکنید چرا.
گفت: نگران نباشید من جبران میکنم.
من هم در پاسخ گفتم: حتما در نماز جمعه؟!
آقای هاشمی در نخستین جمعه خطبهای در دفاع از شورای نگهبان خواند و گفت همه لازم نیست بروند مجلس، برخی دکترند بروند به کار پزشکی.
من این را پاسخ همان گفتوگوی تلفنی یافتم که قول جبرانش را داده بودند. نامهای به آقای هاشمی نوشتم. در آنجا هم نوشتم من روزی را میبینم که شتر رد صلاحیت در مقابل خانه شما هم زانو خواهد زد و در آن روز دیگر صدای شما بهجایی نخواهد رسید.
ای که دستت میرسد کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
©️: فیسبوک دکتر یدالله اسلامی با اندکی تلخیص و ویرایش
alimoslehi.blog.ir
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر