میرقلیخان، یک ادعا و چند پرسش
«امیر تاجیک» مدیر شبکه مستند سیمای جمهوری اسلامی با انتشار یادداشتی به گفتهها، شنیدهها و حاشیههای خروج «شهرزاد میرقلیخان» از کشور واکنش نشان داد.
در این یادداشت تند که با عبارت اسماءاللهی «هوالعادل» آغاز شده، تاجیک به بهانه بعضی اتهامات امنیتی که متوجه خانم میرقلیخان شده، لبه تند انتقاد خود را متوجه افرادی کرده است که به ادعای او «مفسدان اقتصادی و دینفروشان» در سازمان هستند که وقتی به تعبیر او آقای سرافراز «آب را به درستی در لانه [آنها] ریخته» بلافاصله «موج تخریبها، توهینها و اتهامات بیاساس» آنها را نشانه گرفته و این موضوع برای ایشان سخت و آزاردهنده مینموده است.
تاجیک نوشتهاست: «خانم میرقلیخان بر حسب وظیفه خطیری که بر عهده داشتند، گزارشاتی مبنی بر حیفومیل بیجهت بودجه سازمان به ریاست رسانه ملی ارسال کردند. اسراف بیتالمال در برخی بخشهای سازمان و ناکارآمدی مدیریت اموال توسط برخی! خاطر افرادی که از قِبَل این اموال ارتزاق میکردند را مکدر کرد. در این شرایط چه کاری بهتر از الصاق اتهام جاسوسی خانم میرقلیخان برای آمریکا از طریق کشور عمان؟ و اتهامات دیگر؟ مطمئنا این غیردوستان شنیدهاند که معصوم فرمود: ریختن آبروی مومن گناهش بیشتر از تخریب خانه خداست.»
یکم: حکم تمام افرادی که آقای تاجیک آنها را به فساد مالی و حیف و میل اموال سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی و بیتالمال متهم میکند را، پیش از آقای «سرافراز» آقای «ضرغامی» صادر کرده و حکم آقای ضرغامی را هم اوباما، نتانیاهو، یا کامرون صادر نکردهاند و آیتالله علی خامنهای صادر کردهاست.
یعنی همان کسی که طبق نوشته آقای تاجیک به آقای سرافراز دستور «چابکسازی و بهروز شدن ساختار» سازمان را داده و طی همین چابکسازی دست حیفومیل کنندگان رو شده است.
از این منظر بیش و پیش از هرکس اتهام اصلی و اولی متوجه شخص آقای خامنهای است که اجازه یک تحقیق و تفحص مستقل در صداوسیما را به نمایندگان مردم نمیدهد، و همه تحقیق و تفحصها از این سازمان و تمام سازمانهای تحت امر و مدیریت ایشان، به دلیل اعمال نفوذ و هراسهای امنیتی عملا حکم آب در هاون کوبیدن را دارد.
با این تفسیر و بر این نمط، ۱۰ سال دیگر که سرافراز دیگری جایگزین این یکی شد، تاجیک دیگری با توسل به اسماءالله «هوالعادل» نامه تندی بر افشاگری علیه تاجیکی دیگر خواهد نوشت و این دور باطل همچنان تکرار خواهد شد.
دوم: اگر مدیر سازمان گزارشهایی از فساد و حیفومیل اموال سازمان و بیتالمال توسط بازرس خود دریافت کرده، چرا این گزارشها را به مقامات قضایی انعکاس نداده؟ و اگر انعکاس داده، چرا اخبار تعقیب و بازداشت متهمین اعلام نشده؟ و اگر متهمین تعقیب و بازداشت شدهاند و مقتضیات قضایی ایجاب میکرده مسکوت بماند، پس چه کس یا کسانی خانم میرقلیخان را تهدید و مجبور به تبعید اجباری کردهاند؟
از طرفی تبعید کسی که ۵ سال در زندان امنیتی آمریکا بوده و اکنون به اطلاعاتی در خصوص حیفومیل بیتالمال مردم دست پیدا کرده و با این وصف یک منبع تقریبا با ارزشی از اطلاعات است، کمی غیرمنطقی و سادهلوحانه بهنظر میرسد.
سوم: همه آنها که آقای تاجیک آنها را به بیاخلاقی و اتهامزنی متهم میکند، و استفهام انکاری آیا نمیدانند که «معصوم فرمود: ریختن آبروی مومن گناهش بیشتر از تخریب خانه خداست؟» را با آنها مطرح میکند، به احتمال قریب به یقین در زمان انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و مشخصا در شب ۱۳ خرداد ۸۸ کارمند همین سازمان بوده و از قِبَل حقوق این سازمان نان به سفره خانواده میبردهاند.
قطعنا جناب آقای تاجیک هم اتهاماتی که در آن شب به تعدادی از بندگان خدا،، جلو دوربینهای همین صداوسیما و البته در مقیاسی بسیار وسیعتر از چند شایعه رسانهای زدهشد را به خاطر دارند.
و حتما هم بهخاطر دارند که نه تنها هیچیک از این برادران و یا احیانا خواهران در اعتراض به رفتاری بدتر از تخریب خانه کعبه و توهین به چند مقام عالی نظام توسط «احمدینژاد» از صداوسیما استعفا ندادند، بلکه آقای تاجیک هم با شوقوذوق و شادمانی حکم مدیریت شبکه مستند همین سازمان را دریافت کرد تا بر سر سفرهای بنشیند که از جیب خلق خدا و بیتالمال چیده میشود تا حقوق همین بندگان خدا را پایمال کند.
با این اوصاف به نظر میرسد تنها چیزی که دغدغه آقای ضرغامی، سرافراز، تاجیک و ... نیست، آبروی مومن و خانه کعبه و دین و آخرت است و دغدغه اصلی لحاف ملاست که ظاهرا بر سر آن غائلهای درگرفتهاست و نتایج سحر مختصری از آن دارد خودنمایی میکند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر