شنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۹۸

سپهری ماندگارترین شاعر مدرن

استاد «محمدرضا شفیعی‌ کدکنی» پژوهش‌گر برجسته و شاعر معاصر میهمان اردیبهشتی کاشان بود. وی که به دعوت شاگردان و دوست‌داران کاشانی‌اش از جمله حسین قربان‌پور، در همراهی ایرج پارسی‌‌نژاد به این شهر سفر کرده‌بود، از کاشان، نیاسر، برزک و مرق دیدن کرد.

شفیعی ضمن دیدار از کاشان، نیاسر، بافت تاریخی، جاذبه‌های طبیعی و موزه مردم‌شناسی، در «سرای سوشید» برزک با تعدادی از اساتید دانشکده ادبیات دانشگاه کاشان به گفت‌وگویی صمیمانه نشست.



وی ضمن تحسین شعر
نظام وفا، مرکز پژوهشی کاشان‌شناسی دانشگاه کاشان را به‌خاطر برگزاری نخستین هم‌اندیشی بررسی اندیشه‌های نظام وفا و انتشار مجموعه مقالات آن تحسین کرد و آن را انجام یک وظیفه ملی و میهنی برشمرد.

استاد شفیعی کدکنی همچنین درباره
سهراب سپهری شاعر پرآوازه کاشانی تصریح کرد که استقبال از هشت کتاب سهراب در تاریخ معاصر بی‌مانند است و هیچ شاعری را نمی‌توان یافت که تا این حد آثارش با اقبال مواجه شده باشد.

این پژوهش‌گر آثار ادبیات کلاسیک ایران که خود کارنامه شعر کلاسیک و نو دارد، با بیان این‌که سپهری از بزرگ‌ترین شعرای قرن بیستم ایران است و بهترین شعرهای مدرن عصر ما را او گفته و از همه هم‌عصرانش ماندگارتر خواهد بود؛ «آب را گل نکنید»، «صدا کن مرا صدای تو خوب است»، «بزرگ بود و از اهالی امروز بود»، «خانه دوست کجاست؟» و «به تماشا سوگند» را از به‌ترین اشعار سهراب سپهری خواند.


شفیعی کدکنی پرداختن به معنویت و اثبات دنیای ماورای حس را نکته مهم شعر سپهری دانست، که وی را از دیگر شاعران برجسته هم‌دوره‌اش که عمدتاً تحت تأثیر ماده‌گرایی و انکار ماورای حس بودند متمایز می‌کند.


استاد برجسته ادییات کشور همچنین از موزه مردم‌شناسی برزک و آثار هفت‌صدساله به‌جامانده از مسجد جامع این شهر دیدن کرد و برخی همانندی‌های ابزار صنایع‌دستی و وسایل معیشتی برزک و «کدکن» زادگاهش را جالب‌توجه یافت و برخی کتیبه‌ها و اسناد و نسخ قرآن موجود در موزه را خوانش کرده و در پایان بازدید در دفتر یادبود این موزه از متصدیان ایجاد موزه به‌ویژه خانم زهرا جهانی تقدیر کرد.


وی همچنین از بقعه
باباافضل مرق زیارت و ضمن خواندن یک رباعی از وی به قوت رباعیات این شاعر متاله تاکید کرد.

استاد شفیعی در آخرین مرحله سفر دو روزه خود، از کتاب‌خانه ضرابی کاشان دیدن، و با جمعی از فرهیختگان شهر دیدار و گفت‌وگو کرد.

پنجشنبه، اردیبهشت ۱۹، ۱۳۹۸

مردم ایران تا کی هزینه ماجراجویی آقای خامنه‌ای را بپردازند؟

۱. «سعید قاسمی» از فرماندهان سابق سپاه پاسداران در مصاحبه‌ای تلویزیونی می‌گوید که «سپاه در جنگ بوسنی تحت پوشش هلال‌احمر فعالیت نظامی انجام‌ می‌داد»، سردار «رمضان شریف» سخن‌گوی سپاه هم در واکنش به این سخنان قاسمی گفته: «اظهارات وی شخصی و فاقد اعتبار بوده و مورد تایید سپاه نمی‌باشد.» 
 
۲ . آذرماه سال ۹۰ «جواد کریمی قدوسی» نماینده مشهد در مجلس با اشاره به پرونده فساد مالی ۳ هزار میلیارد تومانی گفت: «علاء‌الدین بروجردی» رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس یکی از متهمین این پرونده‌ است و برای وی کیفرخواست صادرشده و قاضی نظر به بازداشت وی دارد.

در همان زمان شایعاتی هم در مورد بازداشت بروجردی شنیده شد.
 
در دور بعد، هر دو نماینده در انتخابات مجلس نامزد شدند، تایید صلاحیت شدند و هر دو هم نماینده شدند. یعنی کسی که ادعا می‌کرد دیگری فاسد است، هر دو الان با هم در یک مجلس که عنوان شورای اسلامی را با هم با خود یدک می‌کشد، نماینده هستند.
 
۳.  «عزت‌اله ضرغامی» که خود را برای ریاست‌جمهوری بعدی آماده می‌کند، از چندماه پیش به دستور رئیس‌جمهور، از حضور نشست‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی و فضای مجازی محروم و ممنوع شد.
 
وی در توییتی در واکنش به این ممنوعیت نوشت که «مأموریت ابلاغی رهبر معظم» در این دو حوزه را مصمم‌تر از گذشته ادامه خواهد داد.
 
این یعنی حرف‌های او در آن شوراها، حرف رهبری نظام بوده نه حرف خودش.
 
۴. همین ضرغامی در توییتی دیگر پس از اشاره به نتایج تحریم‌ها نوشته: «به‌خاطر بتن‌هایی که در راکتور ریختید از مردم عذرخواهی کنید.»
 
دستور بتن‌ریزی در راکتور فردو، بدون دخالت «علی لاریجانی» در مجلسی که «رسایی» و «کوچک‌زاده» و «زاکانی» از جان مایه گذاشته‌بودند تا «برجام» تصویب نشود، ممکن نبود، و دخالت «علی لاریجانی» برای تصویب برجام هم بدون رضایت رهبری ممکن نبود.
 
علاوه بر این، رهبری رسما از «برجام» و فعالیت تیم سیاست خارجی در این برنامه حمایت کرده‌بود.
 
 با این وصف اگر قرار بر عذرخواهی از مردم باشد، نخست رهبری نظام باید عذرخواهی کند.
 
۵. پدر شهید «مصطفی احمدی‌روشن» در یک مراسم علنی، حسن روحانی را  که دست‌کم ۳۰ سال در این کشور در مناصب حساس امنیتی و حکومتی و عضو مجلس خبرگان بوده و اکنون رئیس‌جمهور کشور است، «لعن» می‌کند. 
 
طرح بحث: نه کسی «سعید قاسمی» را به‌خاطر نشر اکاذیب تعقیب می‌کند، نه «رمضان شریف» را. نه علاء‌الدین بروجردی تحت پیگرد قرار می‌گیرد، نه جوادکریمی قدوسی، نه حسن روحانی، نه عزت‌الله ضرغامی و نه پدر شهید احمدی‌روشن.

کمی قبل‌تر از آن، نه احمدی‌نژاد تعقیب می‌شود، نه هاشمی و نه ناطق‌نوری …
 
 به‌تازگی هلال‌احمر اعلام کرده که از سعید قاسمی شکایت می‌کند. اما سرنوشت این شکایت هم، چیزی بهتر از محکومیت زندان «حسن عباسی» نخواهد بود که جری‌تر به رفتار خود ادامه می‌دهد.
 
بر این سیاهه می‌توان بیش از د‌ه‌ها مورد تناقض در گفتار و رفتار سیاست‌مداران جمهوری اسلامی در جایگاه و رده‌های مختلف اضافه کرد، که نقطه اشتراک همه آن‌ها «بیانات داهیانه رهبری» است.

یعنی در عین این‌که در خط سیاسی و حقوق مردم و اصول و اصلاح و اعتدال در تناقض شدید هستند، در حمایت از رهبری اشتراک نظر (دستکم‌ در ظاهر)‌ دارند.
 
اشاره: در دفتر نخست مثنوی، داستانی از وزیری جهود نقل می‌شود که در بین نصرانیان رفت و با حیله و فریب خود را تا حد قدیسین بالا برد.
 
در روز‌های آخر عمر ۱۲ نصرانی را جداگانه فراخواند و به هر یکی در غیاب دیگری وصیت‌نامه‌ای داد و گفت: تو جانشین من هستی. هر وصیت‌نامه هم دستوری و آیینی جدا داشت:
ساخت طوماری به نام هر یکی
نقش هر طومار دیگر مسلکی
 
حکم‌های هر یکی نوعی دگر
این خلاف آن ز پایان تا به سر
 
بعد از مرگ این قدیس دروغین، ۱۲ جانشین با ۱۲ وصیت‌نامه که هرکدام روشی منحصر به‌فرد داشتند به جان هم افتادند:
آن امیران دگر یک‌یک قطار
برکشیده تیغ‌های آبدار
 
هر یکی را تیغ و طوماری به‌دست
درهم افتادند چون پیلان مست
 
صد هزاران مرد ترسا کشته شد
تا ز سرهای بریده پشته شد
 
نتیجه: آقای خامنه‌ای هنوز زنده‌است، و در زمان حیاتش هر کسی به قصد سهمی و ریاستی ادعای «مأموریت ابلاغی رهبر معظم» می‌کند، و رهبر معظم و مجموعه اطرافیان‌اش هم هیچ «ماموریت‌ ابلاغی» را تکذیب نمی‌کنند.
 
نتیجه این سهم‌خواهی‌ها و تناقض‌ها، فقر شدید بیش از ۹۰٪ مردم، حیف و هدر رفتن سرمایه‌های کشور و فربه‌شدن ترامپ و نتانیاهو و امثالهم است.
 
دکتر محسن رنانی در سال ۷۸ در نامه‌ای خصوصی که بعدا سرگشاده آن‌را تحت عنوان «اقتصاد سیاسی ایران و مناقشه اتمی» منتشرکرد؛ خطاب به آقای خامنه‌ای نوشته بود که این نامه حکم یک «انتحار» برای او دارد.

در آن نامه صریحا دکتر رنانی می‌نویسد که در انرژی هسته‌ای ایران دست‌کم ۱۰۰ سال از دنیایی عقب است که اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که پرداختن به انرژی هسته‌ای اشتباه بوده و باید توسعه نیروگاه‌های‌ِشان را متوقف کنند.


وی در این نامه درخواست کرده‌بود، که ریختن پول مردم ایران به «چاه ویل» انرژی هسته‌ای که هیچ سودی برای هیچ کسی ندارد را متوقف کنند.


برای اثبات مدعای خود هم بیش از ۶۰۰ صفحه فکت و استدلال علمی مطرح کرده‌بود.
 
این نامه هیچ پاسخی نیافت تا دست‌کم ۵ سال بعد ایران مجبور شد، در یکی از چاه‌های ویل بتن بریزد.

پرسش اساسی این است: تا کی قرار است ایران و مردم ایران و بخشی از مردم خاورمیانه هزینه‌ توهم شخص آقای خامنه‌ای را بپردازند؟
منتشر شده در پایگاه تحلیلی زیتون