‏نمایش پست‌ها با برچسب ضرغامی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ضرغامی. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، مهر ۲۱، ۱۴۰۴

کاتولیک‌تر از پاپ نباشیم

 مردم، برای امثال عزت‌الله ضرغامی بیش از ۳ دهه هیچ ارزشی نداشتند. نظام اوجب بود و برای حفظ نظام، ریختن خون حتی امام زمان هم مباح شمرده‌می‌شد. 


همین الان جناب ضرغامی جرأت نقد سخنان
آیت‌الله خمینی که گفته بود: «حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر - ولو امام عصر باشد - اهمیتش بیشتر است.» (صحیفه. ج.۵.ص ۳۶۵) را ندارد. 

نه‌تنها که جرأت نقد ندارد، که حتی حاضر نیست کمتر از عنوان «امام» برای او استفاده کند. 


این
استاندارد دوگانه و تناقض رفتار و گفتار، باعث می‌شود، به‌قول معروف کسی تره هم برای این توییت و ادعا خورد نکند.

اما با وجود این نقیصه و نقیضه، این
شجاعت حداقلی هم ارزش خود را دارد. تابوی «نقد سخنان شاذ» را می‌شکند. 

ناطق نوری
هم به‌تازگی با ۴۰ سال تأخیر، اشغال سفارت ایالات متحده آمریکا در سال‌های نخستین انقلاب که آیت‌الله خمینی از آن به انقلاب دوم تعبیر کرده‌بود را اشتباه دانسته، و گفته: «خیلی از گرفتاری‌ها از همان نقطه آغاز شد». 

خمینی معصوم نبود. نقد معصوم هم قبح نداشت. حتی شخصی امام باقر (ع) را به توهین «بقر» خطاب کرد. اما امام باقر در نهایت مدارا به او گفت: «من باقرم» و او را مجازات نکرد.
(1)

از آیت‌الله خمینی هم سخنانی مانده که در آن روی «شرایط زمانه» تاکید، و تصریح می‌کند: پدران ما چه حقی داشتند برای ما تصمیم بگیرند؟

از نص صریح قرآن که مقدس‌تر نداریم. در تفسیر آیات قرآن هم مفهومی به نام «شأن نزول» که همان شرایط زمان است، دقیق مورد توجه قرار می‌گیرد.

در خطبه یکم نهج‌البلاغه مولی علی (ع) به این شأن نزول اشاره و بیان می‌کند که: «ق
سمتى از احكام دينى در قرآن واجب شمرده شد كه ناسخ آن در سنّت پيامبر (ص) آمده، و بعضى از آن، در سنّت پيامبر واجب‌شده كه در كتاب خدا ترک آن مجاز بوده‌است، بعضى از واجبات، وقت محدودى داشته كه در آينده از بين رفته است.»

با وجود این شواهد و قرائنی شفاف قدسی و روایی ـ العیاذبالله ـ بالاتر از وحی منزل دانستن خیلی از فرمایشات بنیان‌گذار جمهوری اسلامی پس از گذشت بیش از ۴ دهه از وقوع انقلاب و بخش قابل توجهی از فرمایشات که دست‌کم ۱۵ سال قبل از وقوع انقلاب ایراد و بیان شده، نوعی تعصب جاهلانه است که دستی را به رستگاری نمی‌گیرد.

این‌که یک شرط مهم اجتهاد «حی» یا «زنده‌بودن» مجتهد است و بقا بر تقلید مجتهد متوفی مشروط به اجتهاد یک مجتهد زنده و رجوع در مسائل مستحدثه به مرجع زنده‌ نیز، یک دلیل «اصولی» برای درک زمانه و زمینه برای صدور فتوی است که با «آخرت» سروکار دارد. دنیا و سیاست که مثل یک سیب چرخان سیال است که دیگر جای خود دارد.

 کاتولیک‌تر از پاپ نباشیم.
منتشرشده در زیتون

(۱) المناقب لابن شهرآشوب: ج ۴ ص ۲۰۷، بحار الأنوار: ج ۴۶ ص ۲۸۹ ح ۱۲، دانشنامه قرآن و حدیث، ج ۱۵، ص ۳۴۴.

پنجشنبه، اردیبهشت ۱۹، ۱۳۹۸

مردم ایران تا کی هزینه ماجراجویی آقای خامنه‌ای را بپردازند؟

۱. «سعید قاسمی» از فرماندهان سابق سپاه پاسداران در مصاحبه‌ای تلویزیونی می‌گوید که «سپاه در جنگ بوسنی تحت پوشش هلال‌احمر فعالیت نظامی انجام‌ می‌داد»، سردار «رمضان شریف» سخن‌گوی سپاه هم در واکنش به این سخنان قاسمی گفته: «اظهارات وی شخصی و فاقد اعتبار بوده و مورد تایید سپاه نمی‌باشد.» 
 
۲ . آذرماه سال ۹۰ «جواد کریمی قدوسی» نماینده مشهد در مجلس با اشاره به پرونده فساد مالی ۳ هزار میلیارد تومانی گفت: «علاء‌الدین بروجردی» رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس یکی از متهمین این پرونده‌ است و برای وی کیفرخواست صادرشده و قاضی نظر به بازداشت وی دارد.

در همان زمان شایعاتی هم در مورد بازداشت بروجردی شنیده شد.
 
در دور بعد، هر دو نماینده در انتخابات مجلس نامزد شدند، تایید صلاحیت شدند و هر دو هم نماینده شدند. یعنی کسی که ادعا می‌کرد دیگری فاسد است، هر دو الان با هم در یک مجلس که عنوان شورای اسلامی را با هم با خود یدک می‌کشد، نماینده هستند.
 
۳.  «عزت‌اله ضرغامی» که خود را برای ریاست‌جمهوری بعدی آماده می‌کند، از چندماه پیش به دستور رئیس‌جمهور، از حضور نشست‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی و فضای مجازی محروم و ممنوع شد.
 
وی در توییتی در واکنش به این ممنوعیت نوشت که «مأموریت ابلاغی رهبر معظم» در این دو حوزه را مصمم‌تر از گذشته ادامه خواهد داد.
 
این یعنی حرف‌های او در آن شوراها، حرف رهبری نظام بوده نه حرف خودش.
 
۴. همین ضرغامی در توییتی دیگر پس از اشاره به نتایج تحریم‌ها نوشته: «به‌خاطر بتن‌هایی که در راکتور ریختید از مردم عذرخواهی کنید.»
 
دستور بتن‌ریزی در راکتور فردو، بدون دخالت «علی لاریجانی» در مجلسی که «رسایی» و «کوچک‌زاده» و «زاکانی» از جان مایه گذاشته‌بودند تا «برجام» تصویب نشود، ممکن نبود، و دخالت «علی لاریجانی» برای تصویب برجام هم بدون رضایت رهبری ممکن نبود.
 
علاوه بر این، رهبری رسما از «برجام» و فعالیت تیم سیاست خارجی در این برنامه حمایت کرده‌بود.
 
 با این وصف اگر قرار بر عذرخواهی از مردم باشد، نخست رهبری نظام باید عذرخواهی کند.
 
۵. پدر شهید «مصطفی احمدی‌روشن» در یک مراسم علنی، حسن روحانی را  که دست‌کم ۳۰ سال در این کشور در مناصب حساس امنیتی و حکومتی و عضو مجلس خبرگان بوده و اکنون رئیس‌جمهور کشور است، «لعن» می‌کند. 
 
طرح بحث: نه کسی «سعید قاسمی» را به‌خاطر نشر اکاذیب تعقیب می‌کند، نه «رمضان شریف» را. نه علاء‌الدین بروجردی تحت پیگرد قرار می‌گیرد، نه جوادکریمی قدوسی، نه حسن روحانی، نه عزت‌الله ضرغامی و نه پدر شهید احمدی‌روشن.

کمی قبل‌تر از آن، نه احمدی‌نژاد تعقیب می‌شود، نه هاشمی و نه ناطق‌نوری …
 
 به‌تازگی هلال‌احمر اعلام کرده که از سعید قاسمی شکایت می‌کند. اما سرنوشت این شکایت هم، چیزی بهتر از محکومیت زندان «حسن عباسی» نخواهد بود که جری‌تر به رفتار خود ادامه می‌دهد.
 
بر این سیاهه می‌توان بیش از د‌ه‌ها مورد تناقض در گفتار و رفتار سیاست‌مداران جمهوری اسلامی در جایگاه و رده‌های مختلف اضافه کرد، که نقطه اشتراک همه آن‌ها «بیانات داهیانه رهبری» است.

یعنی در عین این‌که در خط سیاسی و حقوق مردم و اصول و اصلاح و اعتدال در تناقض شدید هستند، در حمایت از رهبری اشتراک نظر (دستکم‌ در ظاهر)‌ دارند.
 
اشاره: در دفتر نخست مثنوی، داستانی از وزیری جهود نقل می‌شود که در بین نصرانیان رفت و با حیله و فریب خود را تا حد قدیسین بالا برد.
 
در روز‌های آخر عمر ۱۲ نصرانی را جداگانه فراخواند و به هر یکی در غیاب دیگری وصیت‌نامه‌ای داد و گفت: تو جانشین من هستی. هر وصیت‌نامه هم دستوری و آیینی جدا داشت:
ساخت طوماری به نام هر یکی
نقش هر طومار دیگر مسلکی
 
حکم‌های هر یکی نوعی دگر
این خلاف آن ز پایان تا به سر
 
بعد از مرگ این قدیس دروغین، ۱۲ جانشین با ۱۲ وصیت‌نامه که هرکدام روشی منحصر به‌فرد داشتند به جان هم افتادند:
آن امیران دگر یک‌یک قطار
برکشیده تیغ‌های آبدار
 
هر یکی را تیغ و طوماری به‌دست
درهم افتادند چون پیلان مست
 
صد هزاران مرد ترسا کشته شد
تا ز سرهای بریده پشته شد
 
نتیجه: آقای خامنه‌ای هنوز زنده‌است، و در زمان حیاتش هر کسی به قصد سهمی و ریاستی ادعای «مأموریت ابلاغی رهبر معظم» می‌کند، و رهبر معظم و مجموعه اطرافیان‌اش هم هیچ «ماموریت‌ ابلاغی» را تکذیب نمی‌کنند.
 
نتیجه این سهم‌خواهی‌ها و تناقض‌ها، فقر شدید بیش از ۹۰٪ مردم، حیف و هدر رفتن سرمایه‌های کشور و فربه‌شدن ترامپ و نتانیاهو و امثالهم است.
 
دکتر محسن رنانی در سال ۷۸ در نامه‌ای خصوصی که بعدا سرگشاده آن‌را تحت عنوان «اقتصاد سیاسی ایران و مناقشه اتمی» منتشرکرد؛ خطاب به آقای خامنه‌ای نوشته بود که این نامه حکم یک «انتحار» برای او دارد.

در آن نامه صریحا دکتر رنانی می‌نویسد که در انرژی هسته‌ای ایران دست‌کم ۱۰۰ سال از دنیایی عقب است که اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که پرداختن به انرژی هسته‌ای اشتباه بوده و باید توسعه نیروگاه‌های‌ِشان را متوقف کنند.


وی در این نامه درخواست کرده‌بود، که ریختن پول مردم ایران به «چاه ویل» انرژی هسته‌ای که هیچ سودی برای هیچ کسی ندارد را متوقف کنند.


برای اثبات مدعای خود هم بیش از ۶۰۰ صفحه فکت و استدلال علمی مطرح کرده‌بود.
 
این نامه هیچ پاسخی نیافت تا دست‌کم ۵ سال بعد ایران مجبور شد، در یکی از چاه‌های ویل بتن بریزد.

پرسش اساسی این است: تا کی قرار است ایران و مردم ایران و بخشی از مردم خاورمیانه هزینه‌ توهم شخص آقای خامنه‌ای را بپردازند؟
منتشر شده در پایگاه تحلیلی زیتون

چهارشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۹۶

دولت دورغ و دغل

عماد افروغ، علی مطهری، احمدی توکلی، الیاس نادران، علی لاریجانی، زاکانی تنها بخشی از نمایندگان اصول‌گرای مجالس هفتم، هشتم و نهم هستند که دولت و نزدیکان احمدی‌نژاد را رسما به فساد سنگین متهم کرده و بارها و بارها وزاری دولت وی را برای پاسخ‌گویی و استیضاح به مجلس کشاندند و برای نخستین‌بار بعد از انقلاب رئیس‌جمهور برای پاسخ به سؤال نمایندگان به مجلس احضار شد.

به‌رغم حساسیت بالای مجموعه حاکمیت مبنی بر مخفی‌ماندن تخلفات دولتی و رسدگی در پرده به آن‌ها، اخباری از تخلفات و فساد مالی در زیرمجموعه‌های دولت احمدی‌نژاد و تعقیب قضایی و بازداشت آن‌ها در رسانه‌های رسمی منتشرشد که در طول سی سال گذشته بی‌نظیر بوده‌است.

 همه این‌ها دقیقا زمانی اتفاق می‌افتاد که بالاترین مقام مملکتی با تحکم اصرار بر «کش‌ندادن» موضوع داشت، اما عمق فاجعه به‌حدی بود که کش‌ندادن آن اساسا غیرممکن می‌نمود.

برای نخستین‌بار در طول تاریخ جمهوری اسلامی یک مجموعه قضایی مرکب از دادستان سابق تهران، و دو قاضی زیرمجموعه وی که دولت احمدی‌نژاد از بیش‌ترین همراهی آن‌ها برخوردار بود، سلب مصونیت قضایی شده، و پس از طرح شکایت علیه آن‌ها به انفصال دائم از مشاغل قضایی محکوم شدند.
البته این احکام فعلا در مرحله بدوی است.

علاوه بر اطلاع دولت از تخلفات قضایی این قضات
«سعید مرتضوی» به سماجت شخص رئیس‌جمهور در چندین مرحله به‌ر‌غم حکم صریح دیوان عدالت اداری، ریاست یکی از پول‌سازترین ادارات دولتی را در اختیار داشته و دارد.

بر این سیاها می‌توان حالاحالا‌ها افزود و این موارد آن‌قدر فراوان است که نمی‌توان تمام ‌آن‌ها را در چنین فرصت و سیاهه‌ها احسا کرد. اما از همه این‌ها گذشته، به‌تعبیر شیخ شجاع: «تورم را نباید از آمار به‌دست آورد، باید از ننجون من پرسید».

 یک تحقیق میدانی ساده از وضعیت فقر فراگیر عمومی که لحظه به لحظه بر عمق و شدت آن افزوده می‌شود و حالا‌ها حالا‌ها جبران‌ شدنی نیست، به‌آسانی خبر از حال درون دولتی می‌دهد که به‌نظر می‌رسد در طول تاریخ نمونه بوده و خواهد بود.

این‌ها همه جدای از وضعیت بین‌المللی و انزوا و تحریم‌هایی است که بیگانگان در این آشفته‌بازار فرصت کردند بر سر کشور و ملت و فرهنگ ما بگذارند.

جدای از همه بیمارانی که بدون دارو بر اثر تحریم ماندند و مردند و جدا از همه کودکانی که به‌وعده پاداش یک‌میلیونی احمدی‌نژاد به دنیا آمدند و خبری از هدیه و پول برایشان نشد، جدای از فرزندانی است که بر اثر شعار خام توانای گنجایش ۱۵۰میلیونی جمعیت در کشور ایران که احمدی‌نژاد مطرح کرد و رهبری پشت آن‌را گرفت و عده‌ای را به صرافت انداخت و بچه‌دار شدند و فردا با سرنوشت آن‌ها چه خواهد شد و ... .

با این‌همه این‌ها همه در مقابل از بین‌رفتن حساسیت جامعه چه در سطح خرد و چه در سطح کلان، نسبت به رذیله اخلاقی «دروغ» و شکسته‌شدن قبح آن در تمامی سطوح هیچ است.

دقت کنیم که تمام مسائل پیش‌گفته از نظر قلیلی از اصول‌گرایان، کذب محض است. یعنی آقای « ضرغامی» رئیس رسانه اصول‌گرایان در روزهای پایانی دوره دوم دولت آقای «احمدی‌نژاد» مجلس و برنامه‌ای ترتیب می‌دهد و از ایشان و آن‌چه او خدمات ایشان می‌داند تجلیل می‌کند.

معنی ساده این مراسم تجلیل، یعنی این‌که همه ادعای مطرح‌شده درباره خسارت‌بار بودن دوره و مدیریت احمدی‌نژاد کذب است و تازه باید او تجلیل هم بشود.

یعنی قسمت عمده‌ای از اصول‌گرایان «دروغ» می‌گویند. این متهم‌کردن هم‌دیگر به دروغ‌گویی موجود ناخلف، اما اصل و اصیل دوره احمدی‌نژاد است و برای اثبات این‌که این دوره خسارت‌بار بوده همین یک داغ دل بس است.

چهارشنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۹۴

میرقلی‌خان، یک ادعا و چند پرسش

«امیر تاجیک» مدیر شبکه مستند سیمای جمهوری اسلامی با انتشار یادداشتی به گفته‌ها، شنیده‌ها و حاشیه‌های خروج «شهرزاد میرقلی‌خان» از کشور واکنش نشان داد.

در این یادداشت تند که با عبارت اسما‌ءاللهی «هوالعادل» آغاز شده، تاجیک به بهانه بعضی اتهامات امنیتی که متوجه خانم میرقلی‌خان شده، لبه تند انتقاد خود را متوجه افرادی کرده است که به ادعای او «مفسدان اقتصادی و دین‌فروشان» در سازمان هستند که وقتی به تعبیر او آقای سرافراز «آب را به درستی در لانه [آن‌ها] ریخته» بلافاصله «موج تخریب‌ها، توهین‌ها و اتهامات بی‌اساس» آن‌ها را نشانه گرفته و این موضوع برای ایشان سخت و آزاردهنده می‌نموده است.

تاجیک نوشته‌است: «خانم میرقلی‌خان بر حسب وظیفه خطیری که بر عهده داشتند، گزارشاتی مبنی بر حیف‌ومیل بی‌جهت بودجه سازمان به ریاست
رسانه ملی ارسال کردند. اسراف بیت‌المال در برخی بخش‌های سازمان و ناکارآمدی مدیریت اموال توسط برخی! خاطر افرادی که از قِبَل این اموال ارتزاق می‌کردند را مکدر کرد. در این شرایط چه کاری بهتر از الصاق اتهام جاسوسی خانم میرقلی‌خان برای آمریکا از طریق کشور عمان؟ و اتهامات دیگر؟ مطمئنا این غیردوستان شنیده‌اند که معصوم فرمود: ریختن آبروی مومن گناهش بیشتر از تخریب خانه خداست.»


یکم
: حکم تمام افرادی که آقای تاجیک آن‌ها را به فساد مالی و حیف و میل اموال سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی و بیت‌المال متهم می‌کند را، پیش از آقای «سرافراز» آقای «ضرغامی» صادر کرده و حکم آقای ضرغامی را هم اوباما، نتانیاهو، یا کامرون صادر نکرده‌اند و آیت‌الله علی خامنه‌ای صادر کرده‌است.

یعنی‌‌ همان کسی که طبق نوشته آقای تاجیک به آقای سرافراز دستور «چابک‌سازی و به‌روز شدن ساختار» سازمان را داده و طی همین چابک‌سازی دست حیف‌ومیل کنندگان رو شده است.

از این منظر بیش و پیش از هرکس اتهام اصلی و اولی متوجه شخص آقای خامنه‌ای است که اجازه یک تحقیق و تفحص مستقل در صداوسیما را به نمایندگان مردم نمی‌دهد، و همه تحقیق و تفحص‌ها از این سازمان و تمام سازمان‌های تحت امر و مدیریت ایشان، به دلیل اعمال نفوذ و هراس‌های امنیتی عملا حکم آب در هاون کوبیدن را دارد.
 
با این تفسیر و بر این نمط، ۱۰  سال دیگر که سرافراز دیگری جای‌گزین این یکی شد، تاجیک دیگری با توسل به اسما‌ءالله «هوالعادل» نامه تندی بر افشاگری علیه تاجیکی دیگر خواهد نوشت و این
دور باطل همچنان تکرار خواهد شد.

دوم
: اگر مدیر سازمان گزارش‌هایی از فساد و حیف‌ومیل اموال سازمان و بیت‌المال توسط بازرس خود دریافت کرده، چرا این گزارش‌ها را به مقامات قضایی انعکاس نداده؟ و اگر انعکاس داده، چرا اخبار تعقیب و بازداشت متهمین اعلام نشده؟ و اگر متهمین تعقیب و بازداشت شد‌ه‌اند و مقتضیات قضایی ایجاب می‌کرده مسکوت بماند، پس چه کس یا کسانی خانم میرقلی‌خان را تهدید و مجبور به تبعید اجباری کرده‌اند؟

از طرفی تبعید کسی که ۵ سال در زندان امنیتی آمریکا بوده و اکنون به اطلاعاتی در خصوص حیف‌ومیل بیت‌المال مردم دست‌ پیدا کرده و با این وصف یک منبع تقریبا با ارزشی از اطلاعات است، کمی غیرمنطقی و ساده‌لوحانه به‌نظر می‌رسد.


سوم
: همه آن‌ها که آقای تاجیک آن‌ها را به بی‌اخلاقی و اتهام‌زنی متهم می‌کند، و استفهام انکاری آیا نمی‌دانند که «معصوم فرمود: ریختن آبروی مومن گناهش بیشتر از تخریب خانه خداست؟» را با آن‌ها مطرح می‌کند، به احتمال قریب به یقین در زمان انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و مشخصا در شب ۱۳ خرداد ۸۸ کارمند همین سازمان بوده و از قِبَل حقوق این سازمان نان به سفره خانواده می‌برده‌اند.

قطعنا جناب آقای تاجیک هم اتهاماتی که در آن شب به تعدادی از بندگان خدا،، جلو دوربین‌های همین صداوسیما و البته در مقیاسی بسیار وسیع‌تر از چند شایعه رسانه‌ای زده‌شد را به خاطر دارند.

و حتما هم به‌خاطر دارند که نه تنها هیچ‌یک از این برادران و یا احیانا خواهران در اعتراض به رفتاری بدتر از تخریب خانه کعبه و توهین به چند مقام عالی نظام توسط
«احمدی‌نژاد» از صداوسیما استعفا ندادند، بلکه آقای تاجیک هم با شوق‌وذوق و شادمانی حکم مدیریت شبکه مستند همین سازمان را دریافت کرد تا بر سر سفره‌ای بنشیند که از جیب خلق خدا و بیت‌المال چیده می‌شود تا حقوق همین بندگان خدا را پایمال کند.

با این اوصاف به نظر می‌رسد تنها چیزی که دغدغه آقای ضرغامی، سرافراز، تاجیک و ... نیست، آبروی مومن و خانه کعبه و دین و آخرت است و دغدغه اصلی لحاف ملاست که ظاهرا بر سر آن غائله‌ای درگرفته‌است و نتایج سحر مختصری از آن دارد خودنمایی می‌کند.

دوشنبه، آذر ۲۱، ۱۳۹۰

از جورج بوش تا احمدی نژاد با منتظر‌الزیدی

سه روز دیگر، (۱۴ دسامبر) روزی است که «منتظر‌الزیدی» خبرنگار شیعه‌مذهب عراقی، در جریان کنفرانس مشترک «نوری‌المالکی» و «جرج بوش» در بغداد، کفش‌های خود را به سمت ریس‌جمهور ایالات متحده پرتاپ کرد تا رسانه ملی، و همسو و هماهنگ با آن، سایر رسانه‌های رسمی ایران(+)، برای چندین روز خوراک تصویری و خبری از پوشش دادن چندین و چندباره تصاویر آن در بخش‌های مختلف خبری، و پوشش حاشیه‌ها و اتفاقات بعد از آن(+) به دست آورده باشند.
رسانه ملی ایران که در حوزه رسانه، استراتژی رسمی ملی ایران را نمایندگی می‌کند و لاجرم باید به قواعد رسمی دیپلماتیک احترام بگذارد و از سوی دیگر باید پاینبدی خود به اصول حرفه‌ای اخلاق رسانه را مدنظر قرار داده، و علاوه بر اینها، تابلوی علنی اخلاق اسلامی باشد، و بر اساس همه موارد یاد شده باید رفتار خلاف اخلاق و نزاکت خبرنگار عراقی در حمله و اهانت به یک دولتمرد میهمان در کشور دیگر را تقبح و با رویکردی انتقادی پوشش دهد، نه تنها اینگونه نکرد که کاملا برعکس و بر خلاف تمام عرف و رویه‌های اخلاقی و در حالی که دولت عراق رسما به خاطر این اتفاق، از دولت ایالات متحده و «جرج بوش» عذرخواهی نموده بود، در نقش وکیل‌مدافع خبرنگار هتاک و بی‌ادب ظاهر شده و تا روز‌ها پس از آن اتفاق زشت، تصاویر آن را با جهت‌گیری تاییدی به طور مرتب نمایش می‌داد.
ناگفته نماند که دخالت‌های بیجا و ناحق کشور آمریکا در سرنوشت کشور مستقل عراق و دیگر کشورها و اشغال نظامی آن کشور در زمان ریاست جمهور «جرج بوش» به بهانه‌های واهی نگهداری سلاح‌های کشتار جمعی، از طرف هر ناظر آگاه و آشنا به مسائل بین‌المللی محکوم است. علاوه بر آن محکومیت شخص «جرج بوش» به دلیل داشتن مسؤلیت مستقیم صدور دستور حمله در این باره و تصمیمات و دستورات خلاف انسانی در رابطه با محکومین زندانی،  دو چندان است که در مورد دوم اخیرا سازمان عفوبین‌الملل اقدام به محکومیت او نموده است.(+) اما هیچ محکومیت و اشتباهی به هیچ شهروندی مجوز مجازات مستقیم و اهانت و هتاکی و حمله به هیچ انسان و خصوصا دولتمردان و بویژه دولتمرد میهمان را نمی‌دهد.
اکنون و نزدیک به ۳ سال بعد از آن حادثه، رسانه‌هایی که با رویکرد تشویق و تایید، اخبار آنرا پوشش می‌دادند، خبر از حمله، اهانت و پرتاب کفش از سوی یکی از شهروندان معترض به سیاست‌های موجود، به طرف ریس‌جمهور ایران در جریان سفر ایشان به استان مازندران و شهر ساری می‌دهند.(+)
بر اساس گزارش‌ها «احمدی‌نژاد» که صبح امروز دوشنبه برای افتتاح چند طرح مسکن مهر و سخنرانی در مراسم سالگرد درگذشت «علی کردان» - وزیر متقلب و جاعل کشور در دولت نهم ـ به ساری سفر کرده بود، در هنگام سخنرانی مورد حمله از سوی فردی ناشناس قرار گرفت.یکی از افراد حاضر در این همایش که توانسته بود خود را به صندلی‌های جلو برساند، ناگهان برخاست و کفش‌های خود را به طرف رییس‌جمهور پرتاب کرد.
محصول ماجراجوی در عرصه بین‌المللی و سیاست‌های اشتباه و غیرکار‌شناسی اقتصادی دولت نهم و دهم، و اصرار بر این سیاست‌ها برغم توصیه و هشدار کار‌شناسان، اکنون در حال جوانه زدن است و چشم‌انداز خطیر آن نیز از هم‌اکنون قابل پیش بینی و رصد می‌باشد.
بدون تردید، شخص ریس‌جمهور، در ایجاد این شرایط، بیشترین تقصر و مسؤلیت را داشته و دارد، اما اینهمه به هیچ عنوان مجوز هتاکی، اهانت، و بی‌احترامی نسبت به ریس‌جمهور نمی‌شود، و هیچ شهروندی، به صرف آنکه حقوق او توسط دولت و یا در اثر سیاست‌های اشتباه دولت زایل شده و از بین رفته است، حق حمله، بی‌احترامی و اهانت به ریس‌جمهور را ندارد و باید مطالبات قانونی خود را از مجرای قانونی به رغم تمام تنگاهای موجود پیگیری نماید.
 در همین حال ماموران انتظامی محافظ ریس جمهور، و سایر شهروندان کشور هم به هیچ عنوان حق ایذا، آزار و ضرب و شتم شهروندی که در اثر تنگاهای سخت زندگی و مشکلات کنترل عصبانیت و رفتار خود را از دست داده و به ریس‌جمهور یا مقامات رسمی حمله و اهانت نموده است، را ندارند و نیروهای انتظامی مستقر در چنین شزایطی، موظفند ضمن حفاظت از ایشان از تعرض دیگر شهروندان، وی را بازداشت نموده و سپس در اختیار مقامات قضایی قرار دهند.
 اگرچه «احمدی‌نژاد» دیگر اینروزها ریس‌جمهور رسانه ملی - که در برکشیدن او به جایگاه ریاست جمهوری از هیچ کوشش قانونی و غیر قانونی دریغ نکرد-  نیست و «ضرغامی» همسو و همراه با اصولگرایان ارودی رهبری تلاش می‌نمایند کجدار و مریز با ریس‌جمهور برکشیده تا پایان دوره مدارا نمایند، اما شنیدن این خبر هم خوشایند آنها و دیگر رسانه‌های همسو نبوده و نیست. اما آیا زمانی که آنها بر خلاف تمام معیارهای اخلاقی پرتاب کفش را تبلیغ می‌کردند، گمان نمی‌کردند این شتر راه خانه آنها را هم بلد باشد؟ 
این نوشته در امروز‌نیوز اینجا      

در همین رابطه:
پرتاب‌کننده کفش به احمدی‌نژاد سابقه پرتاب تخم‌مرغ به خاتمی را در پرونده دارد