‏نمایش پست‌ها با برچسب دفاع مقدس. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دفاع مقدس. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، تیر ۱۹، ۱۴۰۲

حرمت امام‌زاده با متولی است

در تمام دنیا با هر عقیده و اعتقادی «سرباز وطن» مورد احترام است و سربازی که در راه ایمان و وطن جان خود را از دست می‌دهد، مقدس و مورد احترام بیش‌تر. احترام به بازماندگان قربانیانی که در راه دفاع از ناموس، خاک و وطن جان خود را از دست داده‌اند، یک نقطه‌ اشتراک در تمام نظام‌های سیاسی متکثر و متنوع دنیا است.

تمام قربانیان جنگ ۸ ساله، برای خانواده‌هایشان، نظام و مردم کشور مقدس و مورد احترام هستند. بازماندگان و وابستگان به آن‌ها هم از این احترام عمومی و اصولی سهم دارند. در کنار این احترام و تقدس معنوی، قانون امتیازاتی را هم برای بازماندگان این قربانیان و آسیب‌دیده‌گان از دفاع مقدس، در سطوح و با نسبت‌های مختلف مقرر کرده است.

  
مثلا بستگان درجه یک و دو شهدا، جانبازان و آزادگان از سهیه ویژه‌ای در بین قبول‌شدگان کنکورهای سراسری برخوردارند. یا برای جانبازان و آزادگان عزیز، سهمیه استخدامی و امتیازهای ویژه‌ای در محل کار در نظر گرفته شده است.

این مختص به ایران و بازماندگان جنگ تحمیلی نیست. در تمام کشورهای دنیا چنین اصل مسلمی پذیرفته شده و وجود دارد حتی در برخی کشورهای درگیر در دو جنگ جهانی، این امتیاز‌ها، نه فقط متعلق به نسل اول بازماندگان، بلکه به یکی دو نسل بعد از نسل اول هم تعمیم و تسری داده‌شده و هنوز با رضایت سایر شهروندان اعمال می‌شود.

با همه این‌ها اما گاهی تمرکز و تبلیغ ناشیانه بر یک اصل درست و محترمانه، یا تلاش برای سوءاستفاده از یک امر مقدس، و توسل به امور مقدس برای رفتار نامقدس، می‌تواند منجر به لوث‌شدن اصل تقدس امر و نتیجه برعکس شود 

در اصل احترام و تقدس و امتیاز‌های ویژه برای قربانیان و آسیب‌دیدگان و بازماندگان جنگ و دفاع مقدس ایراد و اعتراضی ابدا وجود ندارد
  

اما در این‌که امتیاز چه باشد؛ و نحوه اعمال امتیاز‌ها از یک‌طرف، و از طرف دیگر برتری‌طلبی خاص و خارج از قاعده بعضی آسیب‌دیدگان و وابستگان قربانیان جنگ، و سو‌‌ءاستفاده از یک قاعده مقدس و تبدیل بعضی امتیازات به ابزاری برای اعمال اقتدار ویژه بر علیه قانون و عرف جامعه و سلب آرامش دیگران، البته که اعتراض و ایراد اساسی وجود دارد و بدون کمترین تردید هرگونه زیاده‌خواهی و زیاده‌روی در این زمینه، جدای از آن‌که صدمات جبران‌ناپذیری به منافع عالی نظام و کشور می‌زند، به نارضایتی عمومی شهروندان از یک قاعده مقدس و نتیجه عکس آن قاعده در جامعه منجر می‌شود
.

فرض کنیم انسانی به خاطر دفاع از وطن و ناموس و خاک کشورش، داوطلبانه به مقابله با دشمن متجاوز شتافته و در این راه مقدس جان خود را از دست داده باشد. حالا اگر فرزند همین شهید یا یکی از بستگان او با استفاده از عنوان مقدس شهید، به اقداماتی دست بزند که نتیجه آن سلب آسایش و آرامش شهروندان و ناموس همین آب و خاک شود، قطعنا این رفتار با هدف مقدس شهیدی که از جانش برای حفظ این ناموس و این آب و خاک گذشته در تناقض آشکار است.

حدود دو سال پیش، حضرت‌ آیت‌الله «جوادی عاملی» مفسر کم‌نظیر قرآن و استاد بلندمرتبه حوزه علمیه، نسبت به شادمانی مقابل سفارت عربستان در ایران در زمانی‌که ولیعهد این کشور از دنیا رفته بود اعتراض کرده و آن رفتار را خلاف توصیه‌های اخلاقی دین اسلام معرفی کرده بود. وقتی این رفتار آن‌گونه مورد اعتراض فقیه و حکیم متاله قرار می‌گیرد، تکلیف حمله به سفارت و آتش‌زدن و ایراد خسارت به اموال آن به طریق اولی مشخص است.

 با این وصف آیا کسی به صرف این‌که فرزند یا برادر شهید باکری، شهید نظری، شهید تندگویان یا هر یک از شهیدان این کشور است، این حق را دارد که به سفارت یک کشور که در پناه تضمین‌های قانونی بین‌المللی در این کشور دایر شده و دولت ایران ضمانت حفاظت آن را سپرده، حمله کند و از رهگذر این بی‌قانونی مانع از آرامش و آسایش شهروندان و ناموس این کشور شود؟

متهم اصلی حمله به سفارت عربستان برای اثبات این‌که رفتارش گناه نبوده، در دادگاه به وابستگی خود به چندین شهید و جانباز دفاع مقدس استناد کرده است.
به‌راستی توصیه کدام شرع و کدام قانون و وصیت کدام شهید حقیقت‌بینی، انجام رفتاری است که خسارت‌های کلان آن متوجه تک‌تک شهروندان یک کشور شود؟

اگر حرمت امام‌زاده با متولی است، حفظ حرمت مقام شهادت و احترام بازماندگان واقعی شهدا هم به طریق اولی قبل از هرکس دیگری با خانواده شهداست.

چه تعداد آدم بی‌‌اصل و بی‌ریشه‌‌ای که برای گرفتن حقوق‌های نجومی و زندگی‌های اشرافی و خندیدن به ریش بازماندگان ایثارگران و خانواده‌های معظم شهدای دفاع مقدس، از این بی‌توجهی عده‌ای اندک از خانواده بزرگ ایثار و شهادت، سوء‌استفاده کرده و با ریا‌کاری، نیات پلید خود را زیر چفیه مقدس شهدا پنهان کردند و سرمایه این کشور را به یغما بردند. عده بسیار زیادی که نه در جنگ سهمی داشته‌اند و نه در انقلاب، اما بی‌قانونی‌ و لوث‌کردن امور مقدس شهادت و دفاع مقدس توسط عده بسیار قلیلی ار میان هزازان خانواده ایثارگر و شهید راه را برای تخلف این‌ها هموار کرد.

سه‌شنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۹۷

تحریف واقعیت دفاع مقدس

حدود یک دهه پیش فرزند شهید «حاج داوود کریمی» در فیس‌بوک خود نوشت که چندبار از سردار «رحیم صفوی» خواستار برخی از اسناد دفاع مقدس که مربوط به پدر شهید او بوده شده، و هربار سردار صفوی پاسخ داده که در دسترس نیست یا دارد تنظم و کلاسه‌بندی می‌شود.

وی سپس با دسترسی به یکی از اسناد دقیق و مستند دفاع مقدس متوجه تحریف آشکار آن و جابجایی شهید کریمی (پدرش) با سردار رحیم صفوی در یک اتفاق حساس جنگ شده و متذکر شده بود: حالا متوجه می‌شوم که چرا رحیم صفوی همیشه از دادن اسناد طفره می‌رفت. (نقل به مضمون)

این اتفاق زمانی افتاد که سرلشگر «ظهیرنژاد» تازه از دنیا رفته بود و دسترسی به او وجود نداشت. و فرزند شهید کریمی هم کسی نبود که اطلاعات خود را با بنی‌صدر که فرماندهی کل قوا را در آن‌زمان بر عهده داشت و تنها شاهد ماجرا بود چک کند. 

میثم کریمی نوشته بود که در روایتی که رحیم صفوی از اتاق جنگ در زمان طراحی عملیات فنح خرمشهر ارائه شده آمده‌است که او ـ یعنی رحیم صفوی ـ  نماینده سپاه در اتاق جنگ بوده است.

اما در روایت مستندی که بعدها فرزند شهید حاج داوود کریمی به آن دسترسی پیدا می‌کند آمده بوده (نقل یه مضمون) و از قول شهید کریمی: حاج داوود: بنی‌صدر گفت ارتش گزارش بدهد. سرلشگر ظهیرنژاد که نماینده ارتش بود بلند صد زد: رکن ۲ و بلافاصله یک سرهنگ ۲ وارد شد و احترام گذاشت. ظهیرنژاد از او خواست از برنامه‌های ارتش گزارش بدهد. سرهنگ ۲ با استرس پای نقشه رفت و شروع کرد با یک چوب روی نقشه توضیح دادن. استرس سرهنگ ۲ از حضور بنی‌صدر آنقدر بود که بارها ظهرنژاد به او تذکر داد که: سرهنگ کمی برو جلوتر و به نقشه نزدیک شو. سرهنگ ارتش گزارشی از ارنج وضعیت نیروهای ایران می‌دهد. 

بعد نوبت سپاه می‌رسد که گرازش بدهد. نماینده سپاه در این اتاق حاج داوود کریمی گزارش می‌دهد: (نقل به مضمون) به شوخی گفتم: رکن ۲!! یک جوان تر و فرز جلو در ظاهر شد و گفت: بله قربان! گفتم برو گزارش بده. جوان بدون کمترین ترس و با شهامت کامل پای نقشه رفت و بسیار دقیق از ارنج نیروهای عراقی که طی روزهای گذشته اطلاعات آن‌ها گرفته شده بود گزارش داد. به طوری که خود بنی‌صدر و سرلشگر ظهیرنژاد ار این هوشمندی در شگفت شدند. 

این جوان تیز و فرز کسی نبود جز «حسن باقری افشردی»، جوان‌ترین فرمانده دفاع مقدس که به جعبه اطلاعات نظامی جنگ معروف بود و ۹ بهمن ۶۱ در فکه به‌شهادت رسید.

حاج داوود باقری بعد از جنگ از گرفتن درجه نظامی خودداری کرد و به کارگاه قالب‌سازی خود در نظام‌آباد برگشت. بعدها در دهه هفتاد به زندان افتاد و حتی به انفرادی هم برده شد و سرانجام در نهایت مظلومیت بر اثر شدت جراحات شیمیایی به شهادت رسید.

اکنون نزدیک به یک دهه از آن داستان که فقط در فیس‌بوک فرزند این سردار مظلوم دفاع مقدس منعکس و بعدها خود صفحه فیس‌بوک هم حذف شد، حالا میراث‌داران رحیم صفوی ادعا می‌کنند کسی غیر از ما حق ندارد تاریخ جنگ را بنویسد.

این خیلی صریح و روشن یعنی اجازه ندارید تحریف‌ها و روایات باژگونه ما از دفاع مقدس را اصلاح کنید حتی اگر شاهد دقیق و اصلی آن واقعه باشید.