یکشنبه، مهر ۰۵، ۱۴۰۵

نامه سرگشاده «احمد توکلی» به مسئولان

 نامه سرگشاده دکتر احمد توکلی به مسئولان نظام:
اصلاحات را با اعتراف آغاز کنید
برادران ارجمند جناب آقای سیدمحمد خاتمی رئیس محترم‌ جمهور، جناب آقای هاشمی رفسنجانی رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام، جناب آقای ناطق‌نوری رئیس محترم مجلس شورای اسلامی، جناب آقای هاشمی شاهرودی رئیس محترم قوه قضائیه
سلام‌ْعلیکم

در آستانه انتخابات مجلس ششم، بر خود لازم دیدم با تحلیل تلخ و شیرین گذشته و حال، اصلی‌ترین راه‌کارهای لازم برای آغاز تحولات اصول‌گرایانه را تقدیم کنم.
گرچه بسیاری از مطالب این نامه سرگشاده بر شما پوشیده نیست، ولی از باب دستور قرآن که فرمود: «یادآوری کن زیرا یادآوری به مومنان سود می‌رساند» [وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَىٰ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ ۵۵زاریات] این‌کار را انحام می‌دهم تا وظیفه خیرخواهی برای رهبران جامعه اسلامی را که دستور پیامبر گرامی است تحقق بخشم.

نامه را در اختیار عموم قرار می‌دهم تا با ارائه نگاه اصلاح‌طلب‌ـ‌اصول‌گرایانه به انجام انتخاباتی پرشور و سالم‌تر مدد رسانیم. اما بعد:
«فساد اقتصادی و اداری و سوء‌استفاده از قدرت برای حفظ یا کسب قدرت و ثروت، به طرز نگران‌کننده رایج است. شیوع این بی‌ماریِ مهلک در حدی است که افکار عمومی تحت تأثیر اخبار راست و دروغ، و مشاهدات روزمره متأثر و آزرده است. به‌طوری که کم‌تر کسی است که کاری با اداره‌ای داشته باشد، و تلاش نکند قبل از مراجعه حامی بیاید و یا خود را آماده پرداخت حقِ حساب نکند. مگر آن‌که دست‌اش از هر دو کار کوتاه باشد. که معمولا ضعفا دست‌شان کوتاه است... . 

به نظر بنده حتی در وضعی که اصلی‌ترین مشکلات را مردم مسئله اقتصادی عنوان می‌کنند، حساسیت عامه در قبال مسئله عدل و طلم بسیار بیش‌تر است تا فقر و غنی.

بنابراین قدم اول و تعیین‌کننده قطعی در حفظ و تداوم انقلاب را قیام حکومت برای انجام این تکلیف الهی می‌دانم.»

آن‌چه ملاحظه کردید بخش‌هایی از نامه‌ای است که چندین سال پیش، از سر خیرخواهی برای اصلاح امور کشور نگاشته‌ شده‌است. به‌زعم بنده آن‌چه ضروری اصلاح‌طلبی بود، صورت نگرفت و حالا ما به دوره‌ای رسیده‌ایم که از این زاویه سخت‌ترین دشمی‌های خارجی و داخلی برای جداساختن مردم از نظام، تضعیف آرمان‌ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی، درهم شکستن نهادهای پاسدار امنیت و تمامیت ارزی و استقلال کشور و به حاشیه‌راندن
دین برحق الهی از صحنه زندگی، صورت می‌گیرد.

آیا می‌توان از روند
تورم که بر گرده اکثریت مردم سنگینی می‌کند نگران نبود؟ می‌توان از افزایش بی‌کاری به‌ویژه بی‌کاری تحصیل‌کرده‌ها چشم پوشید؟ می‌توان تأخیر سن ازدواج و عوارض منفی آن‌را نادیده گرفت؟ نا‌امنی اجتماعی و اعتیاد و ناتوانی نیروهای مسئول نظم و امنیت را می‌توان کوچک شمرد؟ فساد اداری و شکسته‌شدن حرمت ارباب رجوع قابل‌ اغماض است؟ تبعیض در نظام اداری و بی‌عدالتی در دستگاه مسئول عدالت کم و نادر است؟ در کنار این‌ها تبارگرایی یا گروه‌گرایی در توزیع پست‌ها و فرصت‌های شغلی، اشرافیت و دنیاگرایی مسئولان، تشکیل طبقات ممتاز و مرفه بی‌درد دولتی، رنگ‌باختن شایسته‌سالاری، برخورد ناصادقانه با مردم ... چیزهایی است که دیده یا شنیده می‌شود.

سه‌شنبه، شهریور ۳۱، ۱۴۰۵

کدام دستمال قیصریه را به آتش کشید

قیصریه یکی از پایتخت‌های سلجوقیان در آناتولی (ترکیه کنونی)، مرکز ایالت قرامان یا کاپادوکیه باستانی، در دامنه کوه ارجیس در ۳۲۰ کیلومتری جنوب خاوری آنکارا قرار گرفته‌است.‌

بازار پوشاک و پارچه‌های ابریشمی قیصریه در قدیم زبان‌زد همگان بود.‌ در این بازار جوانی عاطفی که بهره هوشی چندانی نداشت، در دکانی بزرگ و معتبر مشغول کار شد.

یک روز عصر، نامزد پسر برای دیدن‌اش به مغازه آمد و چشمش به دستمال زیبا و گران‌بهای ابریشمی آویزان شده افتاد. از جوان خواست که آن‌را به او دهد.‌

پسرک اول، با این استدلال که کالاهای مغازه امانت است و مالک آن‌ها نیست، از دادن دستمال ابریشمی به دختر خودداری کرد. ولی کم‌کم تسلیم ناز و عشوه و قهر و آشتی دختر شده و آن‌را به نامزد داد. ولی پس از رفتن نامزد، کم‌کم در فکر فرو رفت: اگر صاحب مغازه متوجه نبود دستمال شد چه کند؟!

ـ خب می‌گویم فروخته‌ام. ولی چنان چه مغازه‌دار وجه‌اش را خواست چه؟

پسرک دوباره به فکر فرو رفت. می‌گویم دستمال گم شده‌است. ولی ابریشم‌باف با این بهانه، کوتاه نیامده و پولش را از حقوقم کسر خواهد کرد.

با چنین محاسباتی، پسرک که اسیر افکار بسته خود شده و راهی برای توجیه و فرار نیافته و درمانده شده بود،‌ کارش به مرز جنون کشید. سر آخر پس از کلی طرح و برنامه‌ریزی‌های دیگر، نقشه‌ای کشید: بهتر است مغازه را آتش بزنم تا هیچ مدرک جرمی باقی نماند.

با همین طرح، به پستوی مغازه رفته و با زحمت زیاد آتشی برافروخت. مغازه را هم قفل و تعطیل کرد و روانه خانه‌اش شد.

شعله‌های آتش کم‌کم به همه مغازه سرایت کرد. ولی این تازه آغاز تباهی‌ها بود. آتش به مغازه‌های همسایه رسید و سپس همه بازار قیصریه را در بر گرفت. حتی شعله‌های آتش بی‌خردی تمام قیصریه را در برگرفته و شهر رو به نابودی نهاد.

 این داستان ضرب‌المثل «برای یک دستمال، قیصریه را به آتش‌کشیدن» است. 

پنجشنبه، شهریور ۲۶، ۱۴۰۵

مش‌مراد در پژوهش دانشگاهی

یکی از دانش‌یاران دانشگاه آزاد همدان، با هدف ترغیب دانشجویان به فعالیت‌های علمی و پژوهشی، به دانشجویان توصیه می‌کند مقاله‌ای را برای یک کنفرانس تهیه و ارسال کنند.

 البته این استاد در نظر داشت شیوه‌ٔ تنظیم مقاله و هم‌چنین تهیه چکیده مقاله را در فرصتی مناسب به دانشجویان آموزش دهد، اما با خبر می‌شود دانشجویان چکیده مقاله را تهیه، و به دبیرخانه همایش ارسال کرده‌اند و مقاله‌شان هم پذیرفته شده است.

 استاد از پذیرش خلاصه مقاله‌ها متعجب می‌شود و از خود می‌پرسد: آیا کسی این چکیده‌ها را می‌خواند و آن‌ها را ارزیابی می‌کند یا خیر؟

به همین دلیل تصمیم می‌گیرد با نامی مستعار چکیده مقاله‌ای را به این کنفرانس بنویسد. او در بخشی از چکیده مقاله‌اش نوشت: «ابزارهای پژوهش شامل مقایسه هم‌نوایی منوچهر و محمود و همچنین پرسش‌نامه چندوجهی سنجش تصمیم‌گیری مش‌مراد و همسرش هستند. نتایح تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد قهر بودن مش‌مراد با برادر بزرگ‌ترش می‌تواند به‌صورت معناداری کاهش محصول ذرت را به‌دنبال داشته باشد. بر اساس یافته‌های این پژوهش می‌توان این‌گونه نتیجه‌گیری کرد چنان‌چه این مقاله پذیرش بگیرد، نشان‌دهنده این است که شما هدفی جز کلاه‌گذاشتن بر سر دانشجویان بخت‌برگشته را ندارید. همچنین نشان‌دهنده به ثمر نشستن زحمات چند ساله اخیر وزارت علوم است! باید گریست به حال این وضعیت که چنگیز و تیمور هم به این عمق، زخمی بر پیکره این مرزوبوم نزدند».

همان‌گونه که استاد حدس می‌زد، این مقاله هم پذیرش گرفت چون هیچ‌کسی واقعا این چکیده مقاله‌ها را نمی‌خواند.
©️روزنامه شرق، پنج‌شنبه ۱۶مهر ۱۳۹۴

پنجشنبه، شهریور ۱۹، ۱۴۰۵

رجانیوز و آن‌چه نمی‌تواند نگوید

 رئیس قوه قضاییه پنج‌شنبه ۱۰ شهریور در نشستی در پاسخ به پرسش یکی از هواداران ابراهیم رئیسی که از او پرسید: «چرا در دولت قبل به ترک فعل وزرا رسیدگی می‌کردید، اما در این دولت رسیدگی نمی‌کنید؟» تاکید کرد: رسیدگی به پرونده دو وزیر دولت قبل به‌خاطر ترک فعل نبود، به‌خاطر جرم بود. آقای ساداتی‌نژاد در دو پرونده مجرم شناخته شد.
رجانیوز از این پاسخ محسنی‌اژه‌ای برآشفت و در حساب‌کاربری‌اش در شبکه اجتماعی توییتر نوشت: «
صبح امروز رئیس قوه قضائیه در اقدامی خلاف انسجام اجتماعی و وحدت‌شکن، روایتی عجیب و متناقض با گفته‌های پیشین مقامات قضایی درباره پرونده چای دبش ارائه داد. این روایت نیز البته همچون سایر اطلاع‌رسانی‌های پیشین قوه قضائیه به‌جای معرفی عناصر اصلی و ردیف بالا، بر احکام دو وزیر دولت سیزدهم تمرکز داشت که متهمان ردیف ۱۸ و ۲۲ این پرونده بودند.

اژه‌ای در سخنان امروز خود اظهارکرد که وزرای دولت سیزدهم ترک فعل نکرده، بلکه مرتکب جرم شده بودند. اما این سخنان در حالی مطرح می‌شود که یک بررسی ساده نشان می‌دهد این گفته او با نص احکام صادرشده پرونده چای دبش و حتی اظهارات جهانگیر، سخن‌گوی وقت قوه قضاییه تناقض دارد! 


بر اساس حکم صادره برای پرونده فساد «ارزی» چای دبش، علی‌رغم صدور احکام سنگین برای متهمان ردیف‌های اول اما
سیدجواد ساداتی‌نژاد و سیدرضا فاطمی‌امین وزرای وقت جهاد کشاورزی و صنعت، معدن و تجارت به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده، ولی دادگاه به‌دلیل «مداخله ضعيف متهمان در وقوع جرم» محکومیت سیدجواد ساداتی‌نژاد را به دو سال و محکومیت سیدرضا فاطمی‌امین را به یک سال تخفیف و کاهش داده است.

همچنین
اصغر جهانگیر، سخن‌گوی وقت قوه قضاییه در ۱۵ اسفندماه ۱۴۰۳ نیز با رد اتهام جرم فساد اقتصادی برای وزرای دولت سیزدهم اعلام کرده بود که «اتهام این دو نفر مربوط به ترک فعل است» و اتهام این دو وزیر را «عدم جلوگیری یا سکوت در تایید ثبت سفارشِ بیش از نیاز چای» اعلام کرد. 

مشخص نیست در شرایطی که رهبر انقلاب مسئولان کشور را به حفظ وحدت جامعه و مراقبت از انسجام اجتماعی امر کرده‌اند، باز کردن پرونده‌ای که در زمان اعلام آن نیز با شائبه‌ها و انتقادات زیادی از سوی جریان انقلابی روبه‌رو شده، با چه هدفی از سوی اژه‌ای صورت می‌گیرد؟»
▪️
ساداتی‌نژاد جدای از این دو پرونده‌ای که رئیس قوه قضاییه از آن سخن می‌گوید که منتهی به قرار مجرمیت شده و در دیوان عالی هم تأیید شده، موارد ترک فعل و مجرمیت دیگری هم دارد که از سوی «محمد صادقی» نماینده مردم تهران در مجلس دهم بارها بازگو شده و به گفته ایشان سوابق آن‌ خطاها در سازمان بازرسی موجود است. 

 چرا سخن‌گوی قوه قضائیه به ادعای رجانیوز مجرمیت محرز را صرفا ترک فعل عنوان کرده پرسشی است که برعهده قوه قضاییه است پاسخ بگوید. 

اما اصرار رجانیوز که تلاش می‌کند هر چیزی که به نوعی به
ابراهیم رئیسی منتسب می‌شود را نوعی تنزه و تقدس و پاکیزگی ببخشد جای تعجب و البته تأمل دارد.