یکشنبه، خرداد ۱۰، ۱۴۰۵

مرجعیت رسانه، اعتماد مردم

 کم‌تر از دو ساعت پس از انتشار یک خبر از سوی شبکه ایران اینترنشنال مبنی بر استعفای پزشکیان، ابتدا خبرگزاری نیمه‌رسمی و شبه‌امنیتی تسنیم این خبر را از قول یک منبع آگاه در دولت تکذیب کرد.

 پس از این تکذیب،
مهدی طباطبایی معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهور، در ساعت ۲۱:۴ با انتشار توییتی در شبکه X این خبر را تکذیب کرد.
طباطبایی همان است که یکم آوریل در اعتراض به محدودیت‌های اظهارنظر پزشکیان گفته بود: «افراد درجه چندم می‌توانند از موضع نظام سیاسی افاضه کنند، اما دکتر پزشکیان حق اظهارنظر ندارد».
سپس
الیاس حضرتی رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت در ساعت ۲۱:۲۳ در توییت دیگری در شبکه X این خبر را تکذیب کرد.
در همان حال دست‌کم ۵ اتاق در
شبکه اجتماعی کلاب‌هاوس با تایتل استعفای پزشکیان تشکیل و بحث و گفت‌وگو پیرامون این خبر و صحت و سقم اصل خبر و تکذیبیه آن و گمانه‌زنی‌ها و احتمالات درباره آن داغ شد.
◾️
سال‌هاست بحث «مرجعیت رسانه‌ای» در ایران موضوع گفتار و نوشتار کارشناسان رسانه بوده و عموما به این نظر واحد رسیده‌اند که رسانه‌های ایران مرجعیت خبری خود را از دست داده‌اند. چه روزنامه کیهان، و چه روزنامه شرق، چه رجانیوز و مشرق و تسنیم، و چه خبرگزاری‌های متعدد و متکثر نیمه‌رسمی و غیر رسمی.

یک نشانه مشخص برای تأیید این گزاره، همین خبری است که در یک رسانه یا شبکه رسانه‌ای خارج از کشور ـ که رسانه و شبکه خوش‌نامی هم نیست ـ منتشر شده، و پیرامون آن کلی گمانه‌زنی و توییت و اتاق و تکذیبیه و تحلیل شکل گرفته است.

تقریبا تمرکز اغلب تحلیل و گمانه‌زنی‌ها هم درست‌بودن خبر آن رسانه خارجی، و احتمال کذب تکذیبیه‌ رسانه‌ها و افراد نزدیک یا دور به دولت و رسانه‌های داخلی است.

فارغ از ساختار معیوب رسانه‌ای که حاصل سال‌ها غلط‌کردن راه و اصول بوده و ترمیم آن هم به این سادگی‌ها امکان‌پذیر نیست، همین‌که دو فرد در نهاد اطلاع‌رسانی دولت، به‌جای انتشار تکذیبیه در خبرگزاری رسمی، یا تکذیب از زبان سخن‌گو در رسانه‌های داخل کشور، به شبکه اجتماعی X متوسل شده‌اند، از عمق فاجعه و «آمدن از حمام گرم کوی دوست» خبر می‌دهد.

منبع آگاه تسنیم،‌منبع آگاه اینترنشنال را تکذیب کرد

خبرگزاری تسنیم لحظاتی پیش در خبری با تیتر «منبع آگاه در دولت: اینترنشنال کارخانه تولید اکاذیب درباره پزشکیان است»، خبر استعفای پزشکیان که شبکه ایران اینترنشنال منتشر کرده‌بود را تکذیب کرد.

 تسنیم نوشت: 
یک «منبع آگاه» در دولت به تسنیم گفت: اینترنشنال، کارخانه تولید اکاذیب درباره پزشکیان و دیگران است.

یک منبع آگاه در دولت در گفتگو با تسنیم با اشاره به شایعه‌سازی «اینترنشنال»، رسانه وابسته به موساد، درباره استعفای آقای پزشکیان، رئیس‌جمهور، تاکید کرد: این‌که این رسانه ضدایرانی کارخانه تولید اکاذیب درباره ایران است، دیگر بر کسی پوشیده نیست، لذا طبیعی است که کسی شایعات او را هم باور نکند.

وی خاطرنشان کرد: آقای رئیس‌جمهور استعفایی نداده، امروز مشغول کار بوده و برنامه‌های آتی او نیز طبق روال برگزار خواهد شد.

این منبع آگاه تصریح کرد: این قبیل شایعه‌سازی‌ها با دو هدف عمده صورت می‌گیرد؛ نخست: خبرسازی برای کسب اطلاعات امنیتی به نفع موساد و سیا و دوّم: اختلاف‌افکنی و شکستن انسجام مقدس اجتماعی در ایران.

وی تاکید کرد: منابع آگاه اینترنشنال، معمولاً محصول تخیلات و فانتزی‌های گردانندگان این شبکه هستند و وجود خارجی ندارند.
◾️
خبر استعفای یک مقام عالی ایرانی، خبر امنیتی نیست که یک «منبع آگاه» آن‌را تکذیب کند، یا شایعه و دروغ نباید باشد که رسانه از بیم جان یا امنیت قضایی او از فاش‌کردن نام‌اش خودداری کند. 

وقتی رسانه‌ای در خارج از کشور شایعه‌ای را به‌نقل از یک «منبع آگاه»، «منبع مطلع» یا «منبعی که خواست نام‌اش فاش نشود» منتشر می‌کند، راه تکذیب آن نباید از قول همین منابع گنگ باشد. 

ریاست جمهوری دفتر و دستک و روابط عمومی و شورای اطلاع‌رسانی و سخن‌گو و رسانه و خبرگزاری رسمی دارد و می‌توانند و باید آن‌ها «رسما» اقدام به تکذیب رسمی کنند و کار تکذیب را به رسانه‌های نیمه‌رسمی آن هم از قول منابع گنگ واگذار نکنند.

این تکذیب‌ها مثل اصل شایعه به‌دلیل مستند به منبع شفاف نبودن مسموع نیست و بیش از این‌که به شفاف‌سازی کمک کند، به دامن‌زدن شایعات بیش‌تر و کاهش اعتبار رسانه و اعتماد و سرمایه اجتماعی منجر می‌شود.   

اتحادیه اروپا بر سر دو راهی روسیه

 اتحادیه اروپا در حال بررسی توقفِ موقتِ سقف قیمت نفت روسیه است. بلومبرگ این خبر را یک‌شنبه ۳۱ می به‌نقل از افراد آگاه گزارش کرد و آن‌را با تداوم جنگ خاورمیانه و جهش قیمت نفت در بازارهای جهانی مرتبط دانست.

سازوکار فعلی اتحادیه اروپا هر ۶ ماه یک‌بار و به‌صورت خودکار سقف قیمت نفت خام روسیه را بازبینی می‌کند. سقف قیمت هم‌واره ۱۵٪ پایین‌تر از میانگین قیمت نفت اورال روسیه در دوره مرجع تعیین می‌شود.

سقف فعلی ۴۴ دلار و ۱۰ سنت برای هر بشکه است و بازبینی بعدی آن برای تابستان امسال برنامه‌ریزی شده‌است.


بلومبرگ نوشت با توجه به افزایش قیمت نفت پس از اختلال در مسیرهای انرژی، بازبینی تابستانی می‌تواند سقف را به دست‌کم ۶۵ دلار برساند.


مقام‌های اروپایی اکنون بر سر یک قرار دارند: افزایش سقف، افزایش درآمدهای روسیه را به‌دنبال دارد، افزایش نیابد، نگرانی از فشار بیش‌تر بر بازار انرژی اروپا بالا می‌رود.


در چارچوب این سازوکار، شرکت‌های اروپایی اجازه ندارند برای نفت روسیه‌ای که بالاتر از سقف مصوب فروخته می‌شود، خدمات بیمه و حمل‌ونقل دریایی ارائه کنند.


بر اساس گزارش بلومبرگ، سه گزینه روی میز است: حفظ سقف در همان سطح ۴۴ دلار و ۱۰ سنت، تعلیق افزایش‌های خودکار تا پایان سال به دلیل شرایط استثنایی خاورمیانه، یا محدود کردن هرگونه افزایش به حداکثر ۶۰ دلار برای هم‌راستایی با سطح پیشین گروه هفت.


هنوز تصمیم نهایی در این باره اعلام نشده است.

به‌نظر می‌رسد این خبر بیش‌تر یک شوک به بازار و تصمیم‌سازی‌ها در منطقه و آمریکا باشد تا یک تصمیم برای اقدام جدی. افزایش درآمد‌های روسیه بیش از هزینه‌های افزایش قیمت نفت می‌تواند برای اروپا خطرناک باشد و هزینه جدید تولید کند. 

از طرفی به‌نظر می‌رسد این تصمیم اگر جدی باشد ناشی از آن است که اروپا از پایان جنگ در منطقه و بازگشت بازار انرژی به وضعیت پیش از فوریه ۲۰۲۶ ناامید شده‌است. 

پنجشنبه، خرداد ۰۷، ۱۴۰۵

هدف و نتیجه

بین هدف و نتیجه باید تفکیک قائل شویم. «هدف» جای‌گاه، منظور، مقصود یا دل‌خواهی است که از قبل برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی و تلاش کرده‌ایم، و وقتی به آن می‌رسیم یا نائل می‌شویم، احساس خوش‌آیندی به ما دست می‌دهد و رضایت‌مند می‌شویم. 

اما «نتیجه» احساس خوش‌آیند یا رضایتی است که در اثر انجام کاری و رسیدن به دل‌خواهی به ما دست می‌دهد که از پیش قصدی برای آن نداشتیم، و برنامه‌ای برای رسیدن آن طراحی نکرده بودیم، اما به‌طور اتفاقی حاصل شد و به ما احساس خوش‌آیند و رضایت‌مندی دست داد. 

مثلا من هدف‌ام ازدواج با «سانتاکاریا» است. برای رسیدن به این هدف تلاش می‌کنم با روحیات «سانتارکاریا» آشنا بشم. شخصیت او را بشناسم. کم‌کم به محیط او نزدیک می‌شوم، خودم را برای او مطلوب نمایش می‌دهم. بعد کمی ارتباط ‌می‌گیریم و پدر و مادر و آدرس‌اش را پیدا می‌کنم. یک میانجی که هر دوی ما را بشناسد پیدا می‌کنم و پیشنهادم را به او منتقل می‌کنم. بعد با هم‌آهنگی به خواستگاری‌اش می‌روم و آن‌جا با خانواده‌اش بر سر مهریه و شیربها و شرایط و ... چک‌وچونه می‌زنیم و نهایتا با مشاهده رضایت اولیه و ظاهری، «کلید زبون» پرداخت می‌کنم و «بله» می‌گیرم. 

در این مثال به «هدف»ی که دل‌خواهم بود و از پیش برای‌م مشخص‌شده و برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی و هم‌آهنگی و تلاش کرده بودم، رسیدم و به احساس خوش‌آیند و رضایت‌مندی نائل شدم. 

اما گاهی ممکن است در جلسه‌ای شعری بخوانم و در حاشیه جلسه خانمی از من خواهش کند که آن شعر را برای‌اش بنویسم.

من هم شعر را بنویسم و تقدیم او کنم. او هم ناخودآگاه بگوید ماشاالله چه خط زشتی! من هم نگاه کنم به چشم‌ها و بگویم ماشاالله چه چشم‌های خوشگلی و می‌شه زن من بشی؟ او هم بگوید: کور از خدا چه می‌خواهد؟ یک «علی مصلحی»!

در این‌جا من بدون برنامه‌ریزی قبلی و هم‌آهنگی با یک میانجی و نمایش مطلوب از خودم به‌قصد دل‌ربایی و ... شعری خوانده‌ام و درخواستی طبیعی که شعر را بنویسم و نوشته‌ام و یک شوخی و ناگهان «سانتاکاریا» شده زن من.

و من بدون نقشه و طرح هدف قبلی به این «نتیجه» رسیده‌ام و احساس خوش‌آیند و رضایت‌مندی به من دست داده‌است. 
◾️
شتر از خواب بیدار می‌شود و می‌بیند خواب پنبه‌دانه می‌دیده!

چهارشنبه، خرداد ۰۶، ۱۴۰۵

ژنرال قحطی

 این غله‌سوزاندن و سنگ‌ آسیا‌ شکستن، یک سیاست اقتصادی حساب‌شده، و یک استراتژی منظم نظامی تجربه‌شده در تمام ادوار تاریخ بوده‌است.

و درواقع همان چیزی است که این روزها به محاصره اقتصادی از آن تعبیر می‌شود.

آن سپاهی که می‌آید و در اطراف شهر غله می‌سوزاند، و سنگ‌های آسیا را می‌شکند، خوب می‌داند که چند روز بعد، مردم شهر از فرط گرسنگی، به هر پیشنهادی که از طرف لشکر مهاجم بشود، تسلیم خواهند شد.

و این همان نیرویی است که در تاریخ از آن به
«ژنرال قحطی» تعبیر شده‌است. ژنرالی که با دشمن اتحاد ناگسستنی و‌ صمیمانه دارد.
©️باستانی‌پاریزی.آسیای هفت‌سنگ‌.ص ۳۸۴

با بدان ننشینیم

 «ذات‌گرا»ها معتقدند انسان‌ها با یک «پلیدی ذاتی» زاده می‌شوند، و این پلیدی ذاتی، به‌مرور اگر اجازه جولان پیدا کند، تبدیل به موجودی پلید و هولناک می‌شود. 

«ساختارگرا»ها معتقدند انسان‌ها با «ذات پاک» زاده می‌شوند، اما در ساختارهای پلید به پلیدی آلوده، و اگر اجازه جولان به این ویروس بدهند، به‌مرور تبدیل به پلیدی هولناک می‌شوند. 

معتقدین به «ماوراء» منشأ پلیدی‌ها را در ماوراء می‌بینند. دیو، شیطان، جن، ابلیس، جادو، و نیروها یا موجودات متافیزیکی. 

غیرباورمندان، منشأ پلیدی را رذایل انسانی (کبر، غرور، خودخواهی، نخوت، کینه، کم‌رحمی، خشونت، وسواس، تجسس، (فضولی) غیبت، بهتان، دروغ، نیرنگ، دُش، دژ، و ...) می‌دانند که فرد با میدان‌دادن به آن‌ها و به حاشیه‌راندن فضایل (ترحم، مهر، دوستی، ناداوری، برابری‌طلبی، آرامش، احتیاط، میانه‌روی و اعتدال، سکوت، کم‌گویی، صداقت، راستی، پندار و کردار و گفتار نیکو، بخشش، گذشت، کرم، سخا، جود، و ...) انسان را به پلیدی هولناک تبدیل می‌کند. 

چه ذات‌گرا باشیم، چه ساختارگرا، چه باورمند و ناباور، قادر هستیم خودمان را در برابر پلیدی هولناک «واکسینه» کنیم. ذات‌گرا با به حاشیه‌راندن ویروسی که با زاده‌شده، ساختارگرا با به‌حاشیه‌راندن ویروسی که از ساختار به ما منتقل شده و زدن واکسن فضیلت.

یعنی ضعیف نگه‌داشتن همان ویروس برای آمادگی فضیلت‌ها برای عقب‌رانندن رذایل.


پلید‌های هولناک هم همیشه در تلاش‌اند که با تزریق ویروس رذایل به انسان، دوباره همان ویروس ضعیف‌شده را قوی و
فضیلت را در انسان قوی کنند. 

دوری از انسان‌های پلید که آن‌ها ذاتا پلید زاده شده و پلیدتر شده‌اند، چه آن‌ها در ساختار پلید شده و به‌مرور پلید‌تر شده‌اند، یکی از قوی‌ترین واکسن‌هاست.

زیست با
دیو، انسان را دیو می‌کند و بیرون‌کردن دیو و دوری‌ جستن از دیو، فرشتگی را در انسان تقویت می‌کند. 

آدم‌هایی که دائم نق می‌زنند، دائم مخالف‌اند، دائم مأیوس‌اند، دائم به این فکر می‌کنند که کاغذ به قطع اسکناس میان بسته اسکناس بگذارند که کلاه سر کارمند بانک بگذارند. دائم احساس قربانی‌بودن دارند. دائم احساس می‌کنند در حق آن‌ها اجحاف شده و ... این‌ها همیشه
درون خودشان را با بیرون دیگران مقایسه می‌کنند. 

آدم‌ها بیرون
«نمودی» یا «ظاهری» دارند که نمایش‌دهنده «بود» واقعی‌شان نیست. مثلا درون صد مار به بند دل‌شان می‌زند، اما در چهره لبخند به لب دارند. در باطن میلیاردها بدهی دارند، اما خودرو مازاراتی سوار می شوند و کت‌وشلوار مارک می‌پوشند و کراوات‌شان از به‌ترین بردند‌های دنیاست. 

برخی از این‌ها فضیلت
«شهامت» ریسک را دارند و پاداش آن شهامت باعث می‌شود که در بازار سرمایه برای خود خلق ثروت کنند و مازاراتی سوار شوند.

مشخص است این‌ها با آن‌هایی که گرفتار رذیله
«وسواس» و «ترس» هستند و ریسک‌پذیر نیستند، فرق می‌کنند و زیست‌شان یکی نیست.

 آن‌که «هزینه» ریسک می‌پردازد، رفاه بیش‌تری دارد. آسایش بیش‌تری دارد. شاید آرامش ـ که «بود» و درونی است ـ را نداشته باشد. 

برخی نیز فضیلت «کار» و «تلاش» و «کوشش» و «جوشش» دارند و از رذایل «تنبلی»، سستی، کرختی و بی‌عاری به‌دورند، و نتیجه زحمات‌شان می‌شود رفاه و آسایش.

مسلم است که این‌ها با افرادی که تنبل و بی‌عار و کرخت و انگل‌وار زندگی می‌کنند و ... تفاوت دارند.


اما ایراد بزرگ پلید‌ها این است که «درون محروم» خودشان را با «بیرون برخوردار» دیگران مقایسه و دچار رذایل حسادت، بدخواهی، کینه، انتقام کور، نارواگویی و «توقع» بی‌جا می‌شوند. 


در این‌ها
«دور باطل پلیدی» دائم فعال است و تساعدی رشد می‌کند و از آن‌ها «هیولاهای پلید» می‌سازد.

نقطه مقابل آن‌ها، به فضیلت‌های پیش‌داوری نکردن، تجسس و فضولی در زندگی دیگران نداشتن، مقایسه نکردن، چشم‌وهم‌چشمی نداشتن و ... مجهز‌اند. تمرکزشان روی تقویت «بود» و «نمود» خودشان است و
«سیکل مثبت» فرشته‌خویی در آن‌ها فعال است و تساعدی  رشد می‌کند و از آن‌ها «فرشته» و «فرزانه» می‌سازد. 

سه‌شنبه، خرداد ۰۵، ۱۴۰۵

بالاترین درآمد فروش نفت در ۳ ماه برای آمریکا

 ‏از ابتدای مارس ۲۰۲۶ تا کنون، آمریکا در قالب آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت (SPR)، حدود ۱۷۲ میلیون بشکه نفت را برای عرضه به بازار متعهد شده و نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه از آن‌را وارد بازار کرده است.
میانگین قیمت فروش این نفت حدود ۹۵ دلار در هر بشکه برآورد می‌شود.

این ذخایر پس از فروکش‌کردن بحران به آسانی می‌تواند با نفت حدود ۶۰ دلاری دوباره جای‌گزین شود.

‏این جابه‌جایی هوش‌مندانه ذخایر، برای آمریکا حدود ۳ میلیارد دلار منفعت بالقوه ایجاد می‌کند؛ رقمی معادل ارزش تقریبی ۵۰ میلیون بشکه نفت ۶۰ دلاری، بدون این‌که هزینه‌ای برای آن انجام داده باشد.
کانال تلگرامی عبداله باباخانی

پنجشنبه، اردیبهشت ۱۷، ۱۴۰۵

رجانیوز و رازهای که نمی‌تواند نگوید

رجانیوز پس از یک نبرد تن‌به‌تن با تسنیم‌نیوز و در حالی که هنوز از آسیب‌های آن رهایی کامل پیدا نکرده، در مطلبی با عنوان «چرا دروغ و اهاننت علیه مصوبان مستقیم رهبری هیچ هزینه‌ندارد» به نبرد یک‌تنه با یخش دیگری از آن‌چه رجا آن‌ها را ـ نواصول‌گرایان ـ و درواقع هرچه رجانیوز را خوش نمی‌آمد پا گذاشت.

پیش از آن‌که وارد بحث محتوایی در مورد این مطلب سراسر تناقض رجانیوز شویم، همین تیتر مطلب نشان می‌دهد رجانیوز‌ها دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند، و به سیم آخر زده‌اند. چه این‌که مخاطب این تیتر؛ صدر تا ذیل نظام و در أس آن‌ها رئیس‌دستگاه قضا است که فعلا کسی جلودارش نیست.

 این اشاره رجا به «گف‌وتگوهای دور دوم با دستور مستقیم رهبر انقلاب ممنوع شد»، برخلاف نظر
حاج‌بابایی نائب‌رئیس مجلس است که گفته بود: «ما برای مذاکره و گفت‌وگو به اسلام‌آباد نرفتیم بلکه برای پی‌گیری تسلیم آمریکا در سازمان ملل به اسلام‌آباد رفته‌بودیم».

این اشاره تأیید می‌کند که جمهوری اسلامی برای
مذاکره به اسلام‌آباد رفته‌ است  لازم باشد برای حفظ نظام، نه فقط به اسلام می‌روند که خون هر کسی را هم می‌ریزند «ولو جان ولی‌عصر».

 رجا خودش را نماینده مردم و افکار عمومی فرض گرفته، و از قول آن‌ها مدعی شده: «دقیقا در زمانی که افکار عمومی انتظار دارد نهادهای امنیتی با دروغ‌بستن به منصوبان رهبری برخورد کنند» و بلافاصله یادآور شده: «عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس از فشار شعام به رسانه‌های انقلابی خبر می‌دهد!» این نشان می‌دهد در هر صورت حق با رجانیوز نیست.
۱. رجانیوز نماینده افکار عمومی نیست. میزان دنبال‌کنندگان این رسانه در تمام شبکه‌های اجتماعی ده‌ها برابر کم‌تر از همان تسنیمی است که تازه آن هم نماینده افکار عمومی تلقی نمی‌شود.

 در انتخابات مجلسی که با پایین‌ترین میزان مشارکت شکل گرفت، این دو رسانه در خط مقدم تشویق افکار عمومی به شرکت پرشور بودند. و پایین‌ترین میزان مشارکت بعد از ۵۷ جواب افکار عمومی به آن تشویق و ترغیب‌ها بود.

۲. مفروض که رجا نماینده افکار عمومی باشد، «افکار عمومی خواستار برخورد با «دروغ بستن مطلق» به هرکسی است، نه فقط «دروغ بستن به منصوبان رهبری». 

۳. اما عضو کمیسیون امنیت ملی همین مجلس اقلیت هم خبر می‌دهد که آن‌چه افکار عمومی انتظار دارد محقق نشده و خبر از «فشار شعام به رسانه‌های انقلابی می‌دهد.» پس باز هم چمع صفر با هم صفر می‌شود.

اما اساسا داستان این است که شغال نبود و گرگ بود، یعقوب نبود و یوسف بود، سر منار نبود و ته چاه بود و الخ. اساسا اصل داستان گرگ و یوسف دروغ بود.

نکته بعد این است که بالاخره دایره شمول «بی‌بصیرتی» از جنش‌سبز و اصلاح‌طلبان، به ساکتان فتنه، بعد روحانی و ظریف و علی لاریجانی، و حالا قالیباف و تسنیم و مشرق‌نیوز و ... گسترش پیدا‌کرده و به‌زودی رجایی که نام و عکس‌اش، و
رئیسی که عکش‌ش هدر و لوگوی رجانیوز است هم را هم شامل، و بصیرت در شخصیت جلی و جلیل «سعید جلیلی» خلاصه تنگ و ضیق خواهد شد. 

آن‌چه رجانیوز از آن به اسکات مردم در خیابان نام می‌برد، از اساس کذب محض است.

حدود نیم قرن تجمعات بزرگ در این کشور (سه سال پیش از انقلاب و ۳۷ سال پس از انقلاب) از میدان کوچک و تنگ انقلاب، و سایر معابر و میادین تهران آغاز، و به میدان با گنجایش چندده برابری «آزادی» و خیابان‌های اطراف آن که قابل عکاسی با لنزهای معمولی هم بود ختم می‌شد.

کم‌تر از یک‌سال است تجمعات حکومتی
از «آزادی» به «انقلاب» کوچ کرده، و عکاسی با نمای باز از آن تجمعات هم مموع است. این‌که تجمعات از آزادی به انقلاب و از روز به شب موکول شده، طابق قاعده انتشار شب‌نامه به‌جای روزنامه، و بهتان و جعل و واروگونه‌گویی و کژتابی، به‌جای واقعیت و شفافیت و عیان بودن است. هر چند آن‌را که عیان است «حاجتی» به بیان «مهدی» نیست.

اشاره تلویحی به «تأیید ضمنی» نامه از سوی رجا نشان‌گر آن‌است که «چیزکی» بوده که از آن «چیزها» نقل می‌شود. البته چیزهای زیادی هست که حتما و بسیار بسیار زیاد هست، اما این‌جا مهم اعتراف ناخواسته رجا به چیزکی است که به‌ ادعای رجا حاوی محتوای «موهن» بوده‌‌است.

پیش از همین اشاره رجا تأیید می‌کند که این‌ها «توان ظاهرسازی» ندارند ولی خوب و خیلی خیلی هم خوب؛ اثبات شیئ نفی ما عدا نمی‌کند همان‌گونه که رهبری سابق تأکید کرده‌بود: «بر فرض محال رابطه با آمریکا ... با دولت ترامپ هرگز»! ولی هم تصور محال ممکن شد هم تصویر آن!

اشاره تخفیفی و تحقیری رجا به «تریبون‌داران تازه‌کار این شب‌ها» در نوع خود کم‌نظیر نیست، بی‌نظیر است. بی‌نظیر است که رجا همین جماعت شب‌کاره و شب‌باره و شب‌نامه‌ای خلوت شب را هم «تریبون‌داران تازه‌کار این شب‌ها» بخواند. می‌شود حدس زد اشاره رجا چندان‌که طی یک هفته گذشته سابقه نواختن دارد
«میثم مطیعی» باشد که رجا او را با تسنیم و مشرق‌نیوز با هم فرمالیده بود.

تأکید موکّد «برخی از توییت‌بازها و میکروفون‌به‌دست‌های این روزها و شب‌ها» جای هیچ «خالی بهر خاله» وانمی‌گذارد، و نهایتا رجا ناخواسته اعتراف می‌کند از نفس مذاکره ناراحت نیست بلکه «منصوبان مستقیم رهبری شهید، شان و منزلت کم‌تری از منصوبان پزشکیان در مذاکرات دارند» ناراحت است.
.
آن‌چه روشن‌تر از خورشید است این است
پزشکیان در انتخاباتی رأی آورد که علی لاریجانی فاقد صلاحیت تشخیص داده شد. و اگر او تأیید صلاحیت می‌شد، نه پزشکیانی رأی می‌آورد و نه مشارکتی به این اندازه در کار بود که کسی مثل دکتر «محمدعلی موحد» آبروی یک‌صد ساله خود را به پشتوانه کسی به میدان آورد که در برنامه‌ها تبلیغی خودش «ذمتی بما اقول رهینه» می‌خواند و بعد بر کرسی که نشست، حتی وزیر راه‌اش را هم رهبری دستور می‌دهد.

 پس پزشکیان نه منصوب مردم است، نه کسی را به نمایندگی از مردم منصوب کرده الا «جعفر» که استاد‌اسدی تیم ملی باشد.

آن‌هایی هم که امروز به دائم میان اسلام‌آباد و عمان و روسیه و آنکارا در پرواز و سفر زمینی هستند، اولا بنا به ادهای خود پزشکیان، و دوم عرف ۴ دهه گذشته نمی‌توانسته‌اند بدون رضایت رهبری نصب یا عزل شوند.

چنان‌که ظریف مجبور شد اسعفای‌اش را در اینستاگرام منتشر کند، و استعفای پذیرفته‌شده
حیدر مصلحی به حکم حکومتی ملغی شد، و منوچهر متکی در سفر بود که برکنار شد. احمدی‌نژاد حتی اجازه انتصاب یک رئیس‌دفتر مطابق میل خودش را نداشت. پزشکیان که جای خود دارد.

و آنان‌که «دادند رفت»، فتحعلی‌شاه قاجار بود و ملامحمد مجاهد طباطبایی، و آن‌که جلو از دست‌رفتن تبریز را به کیاست گرفت، «مرزا ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانی» داماد فتحعلی‌شاه بود که نوه‌اش محمدشاه داد او را چنان بکشند که خون‌اش بر زمین ریخته نشود. چون در حضور پدرش «عباس میرزا» مجاور ضریح امام رضا قسم خورده بود که خون شوهر عمه را نخواهد ریخت. هرچند که «هنگام خبه‌کردن چند قطره خون از دهان‌اش بر فرش چیکید.»