‏نمایش پست‌ها با برچسب سلبریتی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سلبریتی. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، خرداد ۱۶، ۱۴۰۲

به تصمیم قهرمانان ملی در اهداء مدال‌هایشان احترام بگذاریم

«حمید سوریان» که امسال به طرز تاسف‌آوری در المپیک ناکام شد و مردم هم با ناکامی‌اش تلخ‌کام شدند، مهرماه ۸۸ بعد از بازگشت از رقابت‌های قهرمانی کشتی فرنگی مردان جهان در دانمارک، مدال طلای جهانی خود را به «محمود احمدی‌نژاد» رئیس‌جمهوری اسلامی ایران تقدیم کرد.

این‌کار «سوریان» در حالی که فضای جامعه از حوادث بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، به‌شدت ملتهب بود و بخش عمده‌ای از جامعه سهم زیادی از این التهاب را متوجه «احمدی‌نژاد» می‌دانستند، و از طرفی رویکرد شخصیتی احمدی‌نژاد در ۴ سال نخست ریاست‌جمهوری و  شهرداری تهرانش خیلی قابل‌پسند طبقه متوسط نبود، با واکنش منفی عمومی مواجه شد و مردم نسبت به این کار «سوریان» اظهار سرگرانی و نادلخوشی کردند.

البته میزان بالای محبوبیت سوریان در بین مردم باعث شد تا اعتراض‌ها به این رفتار او بسیار کمتر از اعتراض‌هایی باشد که مردم نسبت به «علیرضا افتخاری» در واکنش به در آغوش‌کشیدن «احمدی‌نژاد» در یک آیین رسمی داشتند. واکنش‌هایی که ترکش‌های آن تا چند سال بعد ادامه داشت و گویا هنوز هم ادامه دارد.

«افتخاری» بعد‌ها جسته و گریخته از قرار‌گرفتن در شرایط عمل انجام‌گرفته و تلویحا از مهندسی فضا برای انداختنش به دام «احمدی‌نزاد» سخن گفت و البته صدایش به جای نرسید.

«سوریان» اما صبر کرد تا در یک فرصت مناسب و در زمانی که «احمدی‌نژاد» از اسب افتاده بود و دیگر سمتی نداشت، از طریق رسانه ملی و چشم در چشم مردم ایران پرده از سکوت چند ساله برداشت و اعلام کرد که داستان اهداء مدال به رئیس‌جمهور، نه براساس میل باطنی و شخصی، که بر اساس برنامه مدیریت و مهندسی شده‌ای بوده است که او در آن دخالتی نداشته‌است.  «محمد بنا» را هم بر گفته‌ها و ادعای خود شاهد گرفت و «بنا» هم حرف‌های «سوریان» را تایید کرد.

***
در جریان مسابقات المپیک ریو ۲۰۱۶، «کیانوش رستمی» و «سهراب مرادی» که در وزنه‌برداری مدال طلا، و «سعید عبدولی» که در کشتی فرنگی مدال برنز، گرفتند، بلافاصله در مصاحبه‌هایی اعلام کردند که مدال‌های خود را به «مدافعان حرم» تقدیم می‌کنند.

این رفتار ورزش‌کاران مدال‌آور المپیکی ما با واکنش‌های متفاوت و البته آلوده به ادبیات کلامی ناپسندی در بین شهروندان ایرانی و در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شد.

عده‌ای صدرصد معتقد بودند که کار آن‌ها بهترین کار بوده و آن‌ها را تحسین کردند. عده‌ای کار آن‌ها نپسندیدند، اما این حق را به آن‌ها دادند که هر کاری که دلشان خواست با مدال و عنوان جهانی خود بکنند، و عده‌ای هم قویا و سوگ‌وارانه با توسل به ادبیات نامناسب به این رفتار واکنش اعتراضی نشان دادند.
***
یک ورزش‌کار ملی، یک هنرمند، یک دانشمند یا یک چهره مشهور و به قول فرنگی و امروزیش «سلبریتی»، پیش از آن‌که متعلق به قلمرو عمومی باشد، یک انسان با حدود و حقوق شخصی و فردی است و حق دارد در حوزه و قلمرو شخصی خود، رفتاری داشته باشد که به هیچ کسی ربطی نداشته باشد.

از این منظر هم «حمید سوریان» حق دارد مدال طلای جهانی کشتی فرنگی خود را به «احمدی‌نژاد» تقدیم کند و هم «رستمی» و «مرادی» و «عبدولی» حق دارند هر بلایی که دلشان می‌خواهد بر سر مدال المپیکی خود بیاورند، و هیچ کسی حق ندارد به آن‌ها اعتراض کند.

از طرف دیگر اما، سلبریتی‌ها، تمام یا بخش عمده‌ای از محبوبیت و سرمایه اجتماعی خود را مدیون شهرتی هستند که در بستر و فضای عمومی جامعه برایشان فراهم شده، و از این منظر، شایسته است که در بذل و بخشش این سرمایه و سرمایه‌گذاری صحیح آن، نهایت دقت و احتیاط را اعمال، و رویکرد مثبت یا منفی عمومی جامعه را هم مورد توجه داشته باشند.

با این وصف اگرچه هر قهرمان ملی، هنری، علمی یا یک شخصیت محبوب، حق دارد سرمایه خود را هرجا که می‌خواهد هزینه و خرج کند، اما قطعنا اگر به توقع مثبت جامعه یا هواداران خود در این سرمایه‌گذاری و بذل و بخشش‌ها توجهی نشان ندهد، قطعنا بالا‌ترین زیان متوجه خود او و سرمایه‌ اجتماعی‌اش خواهد شد.

از‌ این منظر می‌توان با چهره مشهوری که به این اصل توجه نکرده، همدل نبود و حتی می‌توان از دستش عصبانی هم بود، اما ابدا حق توهین و طلب‌کاری و رفتار ناشایست از این دست نسبت به وی وجود ندارد.

با این همه اما، همچنان‌که «حمید سوریان» و «علیرضا افتخاری» فرصت و البته شجاعت پیدا کردند تا پشت‌پرده هزینه‌کردن از عنوان قهرمانی و سرمایه‌ اجتماعی‌‌شان به نفع شخصیتی که اقبال عمومی با او نبود را افشا کنند و اعتبار خود را ترمیم و بازسازی کنند، شاید قهرمانان امروز ما هم بعد‌ها این فرصت و شهامت را یافتند که پشت پرده تصمیم رفتار امروزشان را برملا کنند.

«حسین رضا‌زاده» که امروز زبان درآورده و مثل بلبل حرف می‌زند، بعد از یکی از قهرمانی‌هایش برابر دوربین تلوزیون، ریاست مجلس شورای اسلامی را «غلامعلی عادل حداد!!» خطاب کرد. مشخص بود پیش از سخن‌گفتن، کسی حرف‌ها را به او دیکته کرده و آن بنده خدا آن‌قدر از سیاست به‌دور است که یک نام مشهور و متعارف و متعلق به یکی از سران عالی نظام را بلد نیست.

خیلی از این بنده‌های خدا هم شاید اصلا نمی‌دانند مدافع حرم یعنی چه.

این نوشته در مرداماه ۹۵ در نگام منتشر شده است. 

شنبه، مهر ۲۷، ۱۳۹۲

آقازادگى بد دردى است

اكثر آقازاده‌ها كوررنگى دارند، بيشتر واقعيات زندگى را وارونه مى‌فهمند، و همين است كه باعث مى‌شود از ابتدا خود را در برج عاج و سايرين را محكوم و ضعيف ببينند.

 آن‌ها اغلب ارزش فردى خود را درنمى‌يابند، چون پله‌ها را يكى‌يكى بالا نيامده‌اند و ياد نمى‌گيرند حباب بالاى سرشان را از ابتدا بتركانند و مثل بقيه مردم، عادى و ساده و بى‌كمک باشند.

بيش‌تر آن‌ها دچار یک وهم ويران‌گرند. اين را با غصه مى‌گويم. دلم براي‌ِشان واقعا مى‌سوزد.

از ابتدا كه چشم باز مى‌كنند، خود را در جام بلورين غيرقابل دسترس مى‌بينند. به همين خاطر است كه اصرار دارم هر آقازاده‌اى براى آن‌كه خودش را بشناسد، بهتر است مدتى گم‌نام در جامعه زندگى كند تا از خيالات بيرون بيايد و بفهمد چند مره حلاج است.

خود ما مردم هم كم مقصر نيستيم. بله من و شما كم نقش نداريم در اين وضعيت ناگوار.

ما با بيان تعارفات و كف‌زدن‌های‌ِمان چنين توهمى را دامن مى‌زنيم. چرا بدون دليل در همين فضاى مجازى براى آن‌ها تقاضاى دوستى مى‌فرستيم؟

چرا مطالب پايين‌تر از سطح عادى‌شان را لایک مى‌كنيم؟ و از همه بدتر، چرا بدون آن‌كه شايسته آن باشند، به‌به و چه‌چه‌شان مى‌كنيم؟

خوب! آن‌ها خوش‌ِشان مى‌آيد. اين محبوبيت كاذب را زود باور مى‌كنند. به‌نحو بيمار‌گونه‌اى باد مى‌كنند.

حق دارند خودشان را گم كنند و فكر كنند مدرسه‌نرفته مسئله‌آموز شده‌اند.

من مى‌دانم كه اين درد فقط محدود به مرزهاى ما هم نيست. ولى در بسيارى نقاط ديگر اولياى اين‌ها متوجه اين نقش ويران‌گر هستند، و تلاش مى‌كنند به‌خاطر آينده فرزندشان، از اين توهم، حتى‌المقدور جلوگيرى كنند.

 ولى در جامعه‌ٔ ما، مثل خيلى چيزهاى ديگر اين هم كم است! و مى‌دانم كه همين‌ها به اضافه رانت سخاوت‌مندانه‌اى كه از جيب ملت مى‌رسد، اين بينواها را از رشد و بالندگى واقعى بازمى‌دارد.

 آقاجان بد دردى است اين آقازادگى.
©️فیس‌بوک کریم ازغنده‌پور