‏نمایش پست‌ها با برچسب مدافع حرم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مدافع حرم. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، مرداد ۲۱، ۱۴۰۴

فریاد «چاه‌کنان متوهم» از ته‌ چاه

 یکی دو روز پیش رئیس‌جمهور پزشکیان، در میان انبوه پرت‌وپلا‌گویی‌ها، یک سخن «واقع‌بینانه» هم گفت: «اومد زد، باز بسازیم، دوباره می‌آید می‌زند.»

این سخنان واقع‌گرایانه و به‌دور از رؤیابافی و خیال‌پردازی متعارف نزد سران نظام، با واکنش‌ افراطی در میان نیروهای موسوم به انقلابی روبه‌رو شده‌، و آن‌را به
«ضعف‌نشان‌دادن» تعبیر کرده و نسبت به عواقب آن هشدار داده‌اند. 
ارزشی‌ و انقلابی‌ها، نه‌تنها «حافظه تاریخی»، که «حافظه کوتاه‌مدت» هم ندارند. همین رئیس‌جمهور، چند ماه پیش مثل آن‌ها رؤیابافانه و مبتی بر توهم گفته‌بود: «بزن ما دوباره می‌سازیم.»

اما نکته دردناک این است که اگر این سخنان واقع‌بینانه را یک مقام ارشد نظامی بزند، «ضعف‌نشان‌دادن» نیست، اما اگر ۷ ماه بعد رئیس‌جمهور بزند «ضعف‌نشان‌دادن» است.

به همین خاطر عرض می‌کنم حافظه کوتاه‌مدت هم ندارند تا از تجربه‌ها درس بگیرند و خودزنی نکنند. 


چرا وعده صادق ۳ اینقدر به تأخیر افتاده است؟
سوم دی‌ماه ۱۴۰۳ (حدود ۷ ماه پیش) «محمد منان رئیسی» نماینده مردم قم در مجلس در یادداشتی نوشت: این‌که بعد از تقدیم حدود ۶ هزار شهید مدافع حرم و صرف میلیاردها تومان هزینه، طی فقط یک هفته سوریه را دو دستی تقدیم تکفیری‌ها کردیم، اگر غضب الهی نیست پس چیست؟!
 
حدود دو هفته قبل، در حاشیه مراسمی، ملاقاتی بسیار کوتاه با یکی از بلندپایه‌ترین مقامات نظامی کشور داشتم. به ایشان عرض کردم که پس این وعده صادق ۳ چه شد؟! لبخندی زدند و گفتند که بزنیم که نیم ساعت بعدش دوباره اسرائیل ما را بزند تا بعدش مردم مطالبه وعده صادق ۴ را بکنند؟!

از پاسخ ایشان چنان متعجب شدم که تا چند روز در حیرت به‌سر می‌بردم. حالا هم که دو هفته از آن زمان گذشته است، دائما این سوال در ذهن حقیر موج می‌زند که مگر آقا همین ۴۰ روز پیش نفرمود که "بایستی خطای محاسباتی رژیم صهیونیستی به‌هم بخورد؟".

 
این‌که سوریه را بعد از این همه خون، یک‌هفته‌ای تقدیم‌شان کردیم، در راستای به‌هم‌خوردن خطای محاسباتی اسرائیلی‌ها بوده؟!

ظاهرا برخی از عزیزان ما فرمایش آقا را سر و ته فهمیده‌اند و تصمیم‌شان این بوده که جوری عمل کنیم که خطای محاسباتی خود ما به‌هم بخورد!»
▫️
با اعتراضات امروز، بدون توجه به سخنانی که ۷ ماه پیش از یک فدایی رهبری صادر‌شده، به‌سادگی می‌توان این نتیجه را هم گرفت که تجاوز ۲۳ خرداد اسرائیل به جمهوری اسلامی که ۱۲ روز طول کشید، نتیجه ضعفی است که حدود ۳ ماه قبل از آن آقای «محمد منان رئیسی» در نوشته خود نشان و گرا داده بود. و این یعنی خودزنی.

اندکی در فرمایشات و اعتراضات خودمان تامل کنیم و به‌قول قدیمی‌ها «پس و پیش‌ را بپاییم». 

سه‌شنبه، خرداد ۱۶، ۱۴۰۲

به تصمیم قهرمانان ملی در اهداء مدال‌هایشان احترام بگذاریم

«حمید سوریان» که امسال به طرز تاسف‌آوری در المپیک ناکام شد و مردم هم با ناکامی‌اش تلخ‌کام شدند، مهرماه ۸۸ بعد از بازگشت از رقابت‌های قهرمانی کشتی فرنگی مردان جهان در دانمارک، مدال طلای جهانی خود را به «محمود احمدی‌نژاد» رئیس‌جمهوری اسلامی ایران تقدیم کرد.

این‌کار «سوریان» در حالی که فضای جامعه از حوادث بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، به‌شدت ملتهب بود و بخش عمده‌ای از جامعه سهم زیادی از این التهاب را متوجه «احمدی‌نژاد» می‌دانستند، و از طرفی رویکرد شخصیتی احمدی‌نژاد در ۴ سال نخست ریاست‌جمهوری و  شهرداری تهرانش خیلی قابل‌پسند طبقه متوسط نبود، با واکنش منفی عمومی مواجه شد و مردم نسبت به این کار «سوریان» اظهار سرگرانی و نادلخوشی کردند.

البته میزان بالای محبوبیت سوریان در بین مردم باعث شد تا اعتراض‌ها به این رفتار او بسیار کمتر از اعتراض‌هایی باشد که مردم نسبت به «علیرضا افتخاری» در واکنش به در آغوش‌کشیدن «احمدی‌نژاد» در یک آیین رسمی داشتند. واکنش‌هایی که ترکش‌های آن تا چند سال بعد ادامه داشت و گویا هنوز هم ادامه دارد.

«افتخاری» بعد‌ها جسته و گریخته از قرار‌گرفتن در شرایط عمل انجام‌گرفته و تلویحا از مهندسی فضا برای انداختنش به دام «احمدی‌نزاد» سخن گفت و البته صدایش به جای نرسید.

«سوریان» اما صبر کرد تا در یک فرصت مناسب و در زمانی که «احمدی‌نژاد» از اسب افتاده بود و دیگر سمتی نداشت، از طریق رسانه ملی و چشم در چشم مردم ایران پرده از سکوت چند ساله برداشت و اعلام کرد که داستان اهداء مدال به رئیس‌جمهور، نه براساس میل باطنی و شخصی، که بر اساس برنامه مدیریت و مهندسی شده‌ای بوده است که او در آن دخالتی نداشته‌است.  «محمد بنا» را هم بر گفته‌ها و ادعای خود شاهد گرفت و «بنا» هم حرف‌های «سوریان» را تایید کرد.

***
در جریان مسابقات المپیک ریو ۲۰۱۶، «کیانوش رستمی» و «سهراب مرادی» که در وزنه‌برداری مدال طلا، و «سعید عبدولی» که در کشتی فرنگی مدال برنز، گرفتند، بلافاصله در مصاحبه‌هایی اعلام کردند که مدال‌های خود را به «مدافعان حرم» تقدیم می‌کنند.

این رفتار ورزش‌کاران مدال‌آور المپیکی ما با واکنش‌های متفاوت و البته آلوده به ادبیات کلامی ناپسندی در بین شهروندان ایرانی و در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شد.

عده‌ای صدرصد معتقد بودند که کار آن‌ها بهترین کار بوده و آن‌ها را تحسین کردند. عده‌ای کار آن‌ها نپسندیدند، اما این حق را به آن‌ها دادند که هر کاری که دلشان خواست با مدال و عنوان جهانی خود بکنند، و عده‌ای هم قویا و سوگ‌وارانه با توسل به ادبیات نامناسب به این رفتار واکنش اعتراضی نشان دادند.
***
یک ورزش‌کار ملی، یک هنرمند، یک دانشمند یا یک چهره مشهور و به قول فرنگی و امروزیش «سلبریتی»، پیش از آن‌که متعلق به قلمرو عمومی باشد، یک انسان با حدود و حقوق شخصی و فردی است و حق دارد در حوزه و قلمرو شخصی خود، رفتاری داشته باشد که به هیچ کسی ربطی نداشته باشد.

از این منظر هم «حمید سوریان» حق دارد مدال طلای جهانی کشتی فرنگی خود را به «احمدی‌نژاد» تقدیم کند و هم «رستمی» و «مرادی» و «عبدولی» حق دارند هر بلایی که دلشان می‌خواهد بر سر مدال المپیکی خود بیاورند، و هیچ کسی حق ندارد به آن‌ها اعتراض کند.

از طرف دیگر اما، سلبریتی‌ها، تمام یا بخش عمده‌ای از محبوبیت و سرمایه اجتماعی خود را مدیون شهرتی هستند که در بستر و فضای عمومی جامعه برایشان فراهم شده، و از این منظر، شایسته است که در بذل و بخشش این سرمایه و سرمایه‌گذاری صحیح آن، نهایت دقت و احتیاط را اعمال، و رویکرد مثبت یا منفی عمومی جامعه را هم مورد توجه داشته باشند.

با این وصف اگرچه هر قهرمان ملی، هنری، علمی یا یک شخصیت محبوب، حق دارد سرمایه خود را هرجا که می‌خواهد هزینه و خرج کند، اما قطعنا اگر به توقع مثبت جامعه یا هواداران خود در این سرمایه‌گذاری و بذل و بخشش‌ها توجهی نشان ندهد، قطعنا بالا‌ترین زیان متوجه خود او و سرمایه‌ اجتماعی‌اش خواهد شد.

از‌ این منظر می‌توان با چهره مشهوری که به این اصل توجه نکرده، همدل نبود و حتی می‌توان از دستش عصبانی هم بود، اما ابدا حق توهین و طلب‌کاری و رفتار ناشایست از این دست نسبت به وی وجود ندارد.

با این همه اما، همچنان‌که «حمید سوریان» و «علیرضا افتخاری» فرصت و البته شجاعت پیدا کردند تا پشت‌پرده هزینه‌کردن از عنوان قهرمانی و سرمایه‌ اجتماعی‌‌شان به نفع شخصیتی که اقبال عمومی با او نبود را افشا کنند و اعتبار خود را ترمیم و بازسازی کنند، شاید قهرمانان امروز ما هم بعد‌ها این فرصت و شهامت را یافتند که پشت پرده تصمیم رفتار امروزشان را برملا کنند.

«حسین رضا‌زاده» که امروز زبان درآورده و مثل بلبل حرف می‌زند، بعد از یکی از قهرمانی‌هایش برابر دوربین تلوزیون، ریاست مجلس شورای اسلامی را «غلامعلی عادل حداد!!» خطاب کرد. مشخص بود پیش از سخن‌گفتن، کسی حرف‌ها را به او دیکته کرده و آن بنده خدا آن‌قدر از سیاست به‌دور است که یک نام مشهور و متعارف و متعلق به یکی از سران عالی نظام را بلد نیست.

خیلی از این بنده‌های خدا هم شاید اصلا نمی‌دانند مدافع حرم یعنی چه.

این نوشته در مرداماه ۹۵ در نگام منتشر شده است.