یکشنبه، تیر ۰۲، ۱۳۹۲
نظامی که مشروعیت مردمی ندارد
روزنامه کیهان بهعنوان نماینده و مشتی نمونه خروار از هواداران و طرفداران آیتالله «خامنهای» است که طی ۲۴ سال گذشته عنداللزوم منکر تمام حقایق روشنتر از آفتاب شده و اگر لازم آمده، برای اثبات امروز، دیروز خود را هم زیر سؤال اساسی برده است.
پنجشنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۹۲
بد نگوییم به مهتاب
کار بد مصلحت آنست که مطلق نکنیم.
ناسزا گفتن و توهین کردن به هر انسانی، با هر عقیدهای و نژادی و قومیتی و رنگی دور از ادب و شخصیت اجتماعی است
ناسزا گفتن و توهین کردن به هر انسانی، با هر عقیدهای و نژادی و قومیتی و رنگی دور از ادب و شخصیت اجتماعی است
همیشه لازم نیست برای «بد گفتن به مهتاب»، تب داشته باشیم. گاهی حواسمان نیست. گاهی در جایی و جایگاهی قرار میگیریم که نباید قرار بگیریم. گاهی همنشینی داریم که نباید داشته باشیم و شاید خیلی دلایلی دیگر باشد که نادانسته و ناخواسته کاری بکنیم که نباید بکنیم یا حرفی بزنیم که نباید بزنیم.
کار بد مصلحت آنست که مطلق نکنیم. ناسزا گفتن و توهین کردن به هر انسانی، با هر عقیدهای و مرامی و مسلکی و سنی و جنسی و نژادی و قومیتی و ملیتی و رنگی و نشانی و... کار بد و دور از ادب و شخصیت اجتماعی است. آلوده کردن زبان به توهین و ناسزا فقط کار آدمهای ضعیفالنفس، بیاراده و فاقد شخصیت مطلوب اجتماعی است. آدمهایی بدون پرنسیب و محروم از تربیت و کلاس خانواده و اجتماع.
این اصل هم مورد تایید ادیان بزرگ آسمانی است، و هم آیینها و مکاتب بشری مترقی و متمدن که بر شالودههای منطقی و عقلی استوار و بنا شدهاند، به همراهان خود توصیه نمودهاند که از ناسزا گفتن و توهین کردن به دیگر انسانها پرهیز کنند.
آدمی گاهی ممکن است بر اثر فشار مصائب و ناراحتیهایی که از طرف دیگران بر او وارد شده و اصطلاحا طاقتش را طاق نموده، سطح تحمل بالای خود را از دست داده و در شرایط نامطلوب روحی و روانی، دچار لغزش اخلاقی شده و به شخص یا اشخاصی که باعث و بانی مصیبت و ناراحتی او بودهاند ناسزا بگوید یا آنها را مورد توهین و بیحرمتی قرار دهد. اما اندکی که از شرایط اظطرار فاصله گرفت و کمی ناخوشایندیاش کاهش پیدا کرد و سطح تحملاش بهبود یافت، بلافاصله از کرده خود پشیمان شده و سعی میکند جبران مافات کند. تنها در سایه این رفتار درست و منطقی است که میتوان امیدوار بود بستر تعامل و آرامش برای جامعه و نفس کشیدن آرام و همراه با احترام انسانها در کنار هم فراهم خواهد شد. در غیر اینصورت هر انسانی خود را مجاز به خشونت زبانی برعلیه انسان دیگر دانسته و در سایه آن آستانه تحمل و شکیبایی جامعه پایین خواهد آمده. خشونتهای کور رفتاری، ابتداییترین دستاورد و نتیجه اینگونه گسترش خشونت گفتاری خواهد بود.
پس از انتخابات جنجالبرانگیز ۲۲ خرداد ۸۸ و توسل «محموداحمدینژاد» در تریبونهای عمومی به ادبیاتی همراه با توهین و تحقیر درباره معترضین به نتایج انتخابات و استفاه از الفاظ سخیف درباره آنها و «خس و خاشاک» نامیدن آنها، بهعلاوه استفاده وسیع ایشان از ادبیاتی دونشان یکه مقام دیپلماتیک در تریبونها عمومی بینالمللی، طی ۴ سال اول ریاست جمهوری ــ که در دور دوم نیز ادامه پیدا کرد ــ و نتایج خشونتبار آن در فضای عمومی، گاها مخالفین در فضاهای مجازی و حقیقی عمومی را به واکنش واداشت و متاسفانه بعضی به رفتاری دونشان یک انسان از یکطرف، و دونشان انسانی که مدعی مدنیت و ترقی است از طرف دیگر متوسل شده و با الفاظ توهین و تحقیرآمیز با شخصیت وی برخورد کردند. نتیجه این تخریبها که واکنش و اعتراض بهموقع اساتید اخلاق و کنشگران اجتماعی را به دنبال نداشت، گسترش وسیع این ادبیات از فضای حقیقی و شعارهای خیابانی به فضاهای مجازی، و بازتولید و تکثیر آن در شکل آثاری در قالبهای کارتون و کاریکاتور و کاریکلماتور و هزل و هجو و... بود. کمترین تردید وجود ندارد که قسمتعمدهای از بار روانی این ناهنجاری از این طرف به طرف دیگر منتقل، و تاوان این اشتباه و افراط را آنانی به سختی پس دادند که در سلولهای انفرادی به علت ابراز عقیده شفاف خود در مخالفت با سیاستهای غلط آقای «احمدینژاد» گرفتار شده، و حالا سربازجویی طرفدار «احمدینژاد» بهترین فرصت را به دست آورده بود تا غرور خورد شده خود از توهینهای خیابانی و فضای مجازی به «احمدینژاد» را بر سر کنشگر گرفتار شده بدبختی خالی کند که خودش هم به آن شعارها و توهینها معترض بودهاست.
آن دوران ۸ ساله پر التهاب و آمیخته با درد و دردسر، دارد تمام میشود و کمتر دو ماه دیگر «محمود احمدینژاد» بنیانگذار خشونت کلامی و توهین و ناسزا و درشتگویی که خود بزرگترین قربانی و سیبل این چرخه باطل بود، با ریاستجمهوری خداحافظی میکند. اما اعتبار تخریب شده جایگاه ریاستجمهوری و جایگاههای معتبر اجتماعی نیازمند ترمیم اساسی است و تلاش و توجه شایسته اساتید اخلاق و کنشگران اجتماعی و سیاسی را طلب میکند.
پس از اعلام نتایج حیرتانگیز انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم و رای قاطع شهروندان به دکتر «حسن روحانی» مشاهده شد که در بعضی از اجتماعات، مردمی که برای ابراز خشنودی از این اتتخاب به جشن و سرور مشغول بودهاند متاسفانه شعارهایی بر علیه بعضی از نامزدهای ناکام انتخابات سر دادهاند که حاوی توهین و تحقیر آنها بوده است.
خوشبختانه اینبار برخلاف نوبت قبل خیلی سریع در شبکههای اجتماعی فعالین سیاسی از هر جناحی نسبت به این بداخلاقیها واکنش نشان داده و همگان را به پرهیز از این گونه رفتار ترغیب نمودند. اما آنچه در تمام این تذکرات و واکنشها غایب بود آنکه اغلب به شخصیت جانباز «سعید جلیلی» و شخصیت بسیجی «قالیبافب» توجه نموده و هشدار دادند که نباید به اینها که زمانی از جانشان برای حفظ وطن مایه گذاشتهاند توهین شود. این گزینه درست اما ناقص است. درستتر و کاملتر آنست که بگوییم نهتنها نباید به سربازان فداکار و شهیدان شاهد جنگ توهین نموده و باید احترام آنها را به صورت ویژه داشته باشیم، بلکه به هیچ انسانی با هر عقیده و مرام و مسلک و نژاد و رنگ و جنسی، فارغ از اینکه زمانی رمنده و سرباز فداکر و جانباز بوده یا نبوده نباید توهین کرد.
تنها با چنین دیدگاه و بستر چنین نگاهی است که خواهیم توانست شادمانی امروز مردمان ایران زمین برای همه به یکسان برای همیشه نگاهبانی کنیم.
این نوشته در جرس اینجا
اشتراک در:
نظرات (Atom)