جمعه، فروردین ۰۷، ۱۴۰۵

جمهوری اسلامی نماد بلاهت و سفاهت

جمهوری اسلامی ـ خصوصا در این ۱۰ سال اخیر ـ نماد و نمونه واضح استیصال و بلاهت است. درآمدهای‌اش را در غیر موضع موجه هزینه می‌کند، در موضع موجه کم می‌آورد.

مثلا برای جبران کسری بودجه، نرخ بنزین را افزایش می‌دهد. مردم ناراضیِ به این افزایش قیمت، به خیابان می‌ریزند و در همان شب نخست اعتراض، بخشی از وجهی که مورد نظر دولت از افزایش بنزین بوده را با آتش‌زدن پمپ‌بنزین‌ها و خسارت به اماکن دولتی و کشتن شهروند و پلیس و ... می‌سوزانند.

این تنها بخش بسیار کوچکی از هزینه‌های آنی این تصمیمات محیرالعقول است. والا نتایجی که بر این خسارت‌ها و هزینه‌ها به‌مرور بار می‌شود، از کل بودجه چند سال کشور هم عبور می‌کند.


اما بلاهت آن‌است که این رفتارِ تست و آزموده و خطاشده، درس عبرت نمی‌شود.

دوباره بخشی از درآمدهای کشور صرف نکوداشت و گرامی‌داشت یاد مثلا دلاورمردان، و هزینه تشویق به کشتن مثلا قاتلان «عجمیان»ها و هدیه پژوپارس به خالقان ۹ دی‌ها می‌شود.

 جای همین هزینه‌ها در بودجه سال بعد خالی می‌شود. چه می‌کنند؟ دوباره گران‌کردن بنزین، هزینه بسته‌های تلفن همراه، گران‌کردن دلار، چاپ اسکناس. خلاصه کاری که
درمان نیست، مسکن موقت است، و بیش از تسکین کوتاه‌مدت، عوارض میان‌مدت و بلندمدت دارد.


بی عوارض کوتاه‌مدت هم البته نیست. یعنی باز ناراضیانی می‌ریزند به خیابان و باز خسارت‌هایی به اماکن دولتی می‌زنند و نیروهای عزیز پلیس و شهروندان نگون‌بخت کارگر و طبقه پایین، زیر دست و پای این خشونت غیرقابل کنترل، پای‌مال می‌شوند و کلی هم هزینه خبرسازی رسانه‌ای می‌شود که کار نفوذی‌ها بود و این‌ها ایرانی نبودند و از بیرون مرز پشتیبانی می‌شدند و ... .

و این لوپ یا سیکل یا دور باطل، هزینه برای خبرسازی اقتدار سربازان گم‌نام از یک‌طرف و هزینه برای خبرسازی ناکامی این سربازان گم‌نام امام زمان در محال این نفوذ و اقدامات این نفوذی‌ها تا پیش از اقدام از طرف دیگر، هی تکرار می‌شود.


یکی از مواردی که جمهوری اسلامی درآمدی‌های این مردم نگون‌بخت را به‌قول عطار «به ناوجه» هزینه کرد،
سوریه بود.

۳۰میلیارد دلاری که به‌گفته «فلاحت‌پیشه» رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس می‌گوید که تأیید منابعی در سوریه زمان «بشار اسد» بر این مبلغ را گرفته، جز‌ئی ناچیز از هزینه‌های مستقیم آن خطاست.


این مبلغ به گرد پای هزینه‌های رسانه‌ای توجیه تولد
داعش پیش از حضور ایران در سوریه، توجیه دفاع از حرم، و توجیه اعتراض دولت وقت و رسانه‌های کابل برای این‌که ایران تیپ فاطمیون غیرداوطلب مهاجر افغانستانی به سوریه فرستاده و ... هم نمی‌شود.

 از هزینه‌های بین‌المللی تخریب وجهه جهانی کشور و فرهنگ صلح‌طلب و مداراگر ایران و ایرانی، و تغییر نگاه افکار عمومی جهان نسبت به ایران از یک کشور صلح‌طلب اهل بالاترین میزان حسن هم‌جواری و مدارا با همسایگان، به یک کشور نسل‌کشِ ویران‌گر و مخرب و ماجراجو در کشورهای دیگر، و دیگر هزینه‌هایی که اکنون کاشته و بعدا به مرور سبز خواهند شد عجالتا می‌گذریم.


اما جدای از هزینه‌های مادی که برای برساختن توجیه این خطا می‌شود، یک خطای راه‌بردی دیگر نظام که حکم «گره برباد زدن» دارد، تقدس‌سازی از
«قاسم سلیمانی» است، که هرچه «آیشمن» در «آلمان» فراموش کرده بود را، او در سوریه از قلم نینداخت.

همین آدم بیش از دو دهه میدان‌دار عرصه دیپلماسی کشور بود. وزارت خارجه کلی برنامه برای عادی‌سازی روابط و تطهیر چهره کشور انجام می‌داد، از آن‌طرف او می‌رفت با هزینه از جیب شهروندان نگون‌بخت این کشور خنثی می‌کرد.


اما نکته دردناک‌اش این‌جاست. تریبون رسمی این کشور را در اختیار می‌گرفت. خلاف بدیهی‌ترین عرف رفتاری یک انسان معمولی ـ نه یک انسانِ مسلمانِِ نماینده یک کشور مسلمانِ ۸۰ میلیون نفری ـ خطاب به رئیس‌جمهور یک کشور ضعیف و کمونیست و منزوی و عقب‌مانده مثل کره شمالی نه، خطاب به رئیس‌جمهور کشور مسیحی باورمندِ صاحب بزرگ‌ترین اقتصاد و ارز جهانی و تأمین‌کننده بخش قابل‌توجهی از بودجه نهادهای بین‌المللی و ... در کمال بی‌ادبی رجز می‌خواند: «ترامپ قمارباز حریفت منم».


ترامپ
قمارباز نیست. ترامپ با افتخار می‌گوید لب به مشروب و سیگار و هیچ مخدری نزده و نمی‌زند. و ترامپ مومن به دیانت مسیح است. مسیحی و مسیحی‌زاده است. ترامپ تاجر و بیزینس‌من است. قمارباز نیست. قمارباز هم بود اشکالی نداشت. قمار در آمریکا غیرقانونی نیست.

اما این یک
بهتان غیرشرعی علنی و در قالب یک رجز است که خوانده می‌شود. پاسخ‌ این رجز‌ها را ترامپ با کیاست فوق‌العاده‌اش به‌سادگی می‌دهد.

در حضورش به یکی گفته شد به ترامپ توهین کردی، رفت توجیه کند، ترامپ خندید و گفت: «راحت باش من از توهین بدم نمی‌آید، توجیه نیازی نیست.»

 اما جواب رجز سلیمانی را در خاک عراق داد کم‌تر از یک‌سال!


چرا باید خون او که خودش رسما، علنا، از تریبون رسمی اعلام کرده‌بود «حریفت منم» را باید یک ملت بدهد؟ یک کشور بدهد که ژنرالی در خاک کشوری دیگر داشته به‌نام «دفاع از حرم، مبارزه با داعش، در سوریه می‌جنگیم که تهران نجنگیم» اما هم حرم بدون آن‌ها سرجایش ماند و کسی کاری به‌کار حرم نداشت. هم
داعش به تأیید و تأکید سرداری دیگر از همین سپاه دو سال بعد از ورود آن‌ها به سوریه پیدا شد، هم سردار دیگری رسما افشا کرد که آقا به قاسم سلیمانی گفت: «برو سوریه بشار سقوط نکند»، هم بشار سقوط کرد. علاوه بر این‌ها در تهران هم جنگیدیم.

هزینه این‌همه بلاهت و حماقت و سفاهت را چرا باید مردم ایران بدهند؟


از این‌ها گذشته، کدام انسان فهیم و با اخلاق آلمانی، مجسمه هیتلر یا آیشمن را می‌سازد؟ کدام‌یک از خیابان‌های آلمان به‌نام آیشمن است؟ کدام دانشگاه به‌نام هیتلر؟ کدام به‌نام گوبلز؟


چرا باید «دهن‌دریدگی و رجزخوانی متوهمانه و خلاف شرع»، «سفاکی و کودک‌کشی»، «ماجراجویی‌های افسارگیسخته» و قتل‌عام میلیون‌ها شهروند نگون‌بخت سوری را تقدس بخشید؟ چرا مجسمه کسی را می‌سازیم که مردم آتش می‌زنند؟

 در همه دنیا رسم است که به بازماندگان جنگ‌ها و ایثارگران و کهنه‌سربازان، در قید حیات‌شان بدون اجبار، و با کمال میل احترام می‌گذارند و تربت‌شان را بدون سهمیه و هزینه متبرک می‌کنند.

وقتی مجمسه‌ها را آتش می‌زنند، ساده‌ترین نشانه است که اگر فرض بگیریم صاحب آن تندیس آدم خوبی بوده، قطعنا سازندگان این تندیس‌ها و تقدس‌بخشندگان نامقدس‌اند که مردم این‌گونه واکنش نشان می‌دهند.


پاسخ یک پرسش پیش‌بینی شده را هم بدهم که اگر محبوب‌القلوب نیست، چرا تشییع‌جنازه‌اش این‌قدر شلوغ بود؟

 اولا تشییع‌جنازه خمینی ثبت گینس شده، ولی هنوز به‌قول نوه‌اش کفن خمینی خشک‌نشده در حرم‌اش نوه‌اش را در سال‌گرد فوت‌اش «هو» کردند.

بگذارید آب‌ها از آسیاب بیفتد و اسناد فساد در سوریه شفاف شود، آن‌وقت مجبور خواهید شد نگهبان سر قبرش بگذارید که این‌بار به‌جای تندیش جنازه‌اش را آتش نزنند.


دوم: اگر خبر ندارید، خیلی از آن‌ها که این‌همه به
«هاشمی» توهین می‌کنند و او را باعث و بانی این اوضاع می‌دانند، و در خط مقدم آن تشییع‌جنازه حضور داشتند، نمی‌‌دانستد که همین قاسم سلیمانی انگشترش را تبرکا فرستاد در کفن هاشمی بگذارند.

بگذارید آب‌ها از آسیاب بیفتد و سند فساد نبویان که قسم خورد «ظریف» به آمریکا قول داده قاسم سلیمانی را کَت‌بسته در قبال تصویب FATF تحویل آمریکا دهد بیرون بیاید& بعد اگر حال‌تان از این محبوب‌القلوب، محول‌الحال نشد، حق با شماست. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر