یکشنبه، فروردین ۰۲، ۱۴۰۵

رضایت از مرگ دیگران

دونالد ترامپ رئیس‌جمهور جنجالی آمریکا در واکنش به درگذشت «رابرت مولر» رئیس پیشین FBI در سن ۸۱ سالگی در پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشیال نوشت: «رابرت مولر مرد. خوب است. خوشحال‌ام که مرد. او دیگر نمی‌تواند به آدم بی‌گناه آسیب برساند.»


چه باورمند به روز جزا باشیم و چه نباشیم، هر انسان به اندازه خودش ظرفیت و قابلیتی برای این‌که تشخیص دهد زندگی و ادامه حیات یک انسان آیا به سود جامعه است یه به زیان جامعه، دارد. 

فاکتورهای این تشخیص نزد باورمندان مختلف، متفاوت است و ممکن مرگ یک نفر از نظر فردی به سود جامعه و از نظر فرد یا افرادی دیگر به زیان جامعه باشد. داوری نهایی برای باورمندان در روز داوری بزرگ است و برای ناباوران منطق و عقل و استدلال و البته می‌تواند شیطانی و ناشی از نخوتی درونی باشد. 

با این‌ حال از زمان‌های کهن شادی یک انسان برای مرگ انسان دیگر را به اشتباه به یک «تابوی اخلاقی» تبدیل کرده و اگر کسی از مرگ دیگری اظهار شادمانی می‌کرد، نسبت به او احساسی بد شکل می‌گرفت. 

انسان‌ها هخمه احساس و عاطفه دارند و این احساس و عواطف‌شان گاهی از سوی انسان‌های شرور، بدطینت و بدنیت لطمه شدید می‌خورد. حق طبیعی است که اگر آسیب‌زننده مُرد، قربانی احساس خوش‌آیندی داشته باشد و عموما هم دارند اما به‌خاطر ترس از قضاوت به‌خاطر همان تابوی اخلاقی از بیان آن احساس حیا می‌کنند. 

من البته «رابرت مولر» را نمی‌شناختم و درباره او خیلی آگاهی نداشتم که حیات یا ادامه حیات او به سود منافع جهانی بشری (یا بنی‌آدم) بود یا زیان آن‌ها. این تشخیص به ترامپ که اظهار شادمانی کرده مربوط است. 

ولی من با وجود همه ایرادهایی که به ترامپ دارم و شخصیت او را به زیان منافع جامعه بشری در کلان می‌دانم، اما از این تابوشکنی‌های شیطنت‌آمیزش ـ منهای مصادیق آن راضی‌ام.

اعتراف می‌کنم که از کودکی بارها از شنیدن خبر مرگ برخی از حتی صمیمی‌ها به‌خاطر نخوتی که در وجودشان بود و در دوره صمیمیت متوجه آن شدم و تصور می‌کردم که این نخوت یا جاه‌طلبی به زیان جامعه است، خوشحال می‌شدم اما جرأت بیان نداشتم. 

و همیشه برای بیان این احساس درونی، جمله‌ای معروف از مارک تواین را با این مضمون که «آروزی مرگ کسی را ندارم اما از خواندن برخی از آگهی‌های تسلیت در روزنامه‌ها خوشحال می‌شوم» می‌گفتم یا می‌نوشتم. 

رابرت مولر البته مهم‌ترین شخصیتی بود که مدعی شد روسیه روی انتخابات آمریکا که به پیروزی دور نخست ترامپ منجر شد تأثیر متقلبانه داشته است. ادعای گزافی بود. تلاش کرد شواهد و اسنادی هم برای آن ارائه کند. اما موفق نشد. شاید ۳۰ سال دیگر که اسناد آمریکا از طبقه‌بندی بسیار محرمانه خارج شد، این راز سر به مهر هم عیان شود.

اما بر اهل سیاست پوشیده نیست که بعد از پایان جنگ سرد، برای نخستین‌بار سران آمریکا و روسیه به‌هم نزدیک شدند و پوتین در این نزدیک‌شدن‌ها نقش موثر، و تلاش موثری بر تأثیر شدید روی شخصیت و تصمیم ساکنان کاخ سفید داشت. شاید در مورد بوش کمی موفق شد. اما هرچه چاه برای این رئیس‌جمهور بی‌پرت‌وپلای سرخ‌مو کند، خودش با سر در آن افتاد.   

بعد هم ایرنا برای این خبر یک عکس گذاشته که دربه‌در دنبال آن دبستانی می‌گردم که به دبیر سرویس عکس ایرنا تصدیق شش ابتدایی داد. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر