چهارشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۹۶

دولت دورغ و دغل

عماد افروغ، علی مطهری، احمدی توکلی، الیاس نادران، علی لاریجانی، زاکانی تنها بخشی از نمایندگان اصول‌گرای مجالس هفتم، هشتم و نهم هستند که دولت و نزدیکان احمدی‌نژاد را رسما به فساد سنگین متهم کرده و بارها و بارها وزاری دولت وی را برای پاسخ‌گویی و استیضاح به مجلس کشاندند و برای نخستین‌بار بعد از انقلاب رئیس‌جمهور برای پاسخ به سؤال نمایندگان به مجلس احضار شد.

به‌رغم حساسیت بالای مجموعه حاکمیت مبنی بر مخفی‌ماندن تخلفات دولتی و رسدگی در پرده به آن‌ها، اخباری از تخلفات و فساد مالی در زیرمجموعه‌های دولت احمدی‌نژاد و تعقیب قضایی و بازداشت آن‌ها در رسانه‌های رسمی منتشرشد که در طول سی سال گذشته بی‌نظیر بوده‌است.

 همه این‌ها دقیقا زمانی اتفاق می‌افتاد که بالاترین مقام مملکتی با تحکم اصرار بر «کش‌ندادن» موضوع داشت، اما عمق فاجعه به‌حدی بود که کش‌ندادن آن اساسا غیرممکن می‌نمود.

برای نخستین‌بار در طول تاریخ جمهوری اسلامی یک مجموعه قضایی مرکب از دادستان سابق تهران، و دو قاضی زیرمجموعه وی که دولت احمدی‌نژاد از بیش‌ترین همراهی آن‌ها برخوردار بود، سلب مصونیت قضایی شده، و پس از طرح شکایت علیه آن‌ها به انفصال دائم از مشاغل قضایی محکوم شدند.
البته این احکام فعلا در مرحله بدوی است.

علاوه بر اطلاع دولت از تخلفات قضایی این قضات
«سعید مرتضوی» به سماجت شخص رئیس‌جمهور در چندین مرحله به‌ر‌غم حکم صریح دیوان عدالت اداری، ریاست یکی از پول‌سازترین ادارات دولتی را در اختیار داشته و دارد.

بر این سیاها می‌توان حالاحالا‌ها افزود و این موارد آن‌قدر فراوان است که نمی‌توان تمام ‌آن‌ها را در چنین فرصت و سیاهه‌ها احسا کرد. اما از همه این‌ها گذشته، به‌تعبیر شیخ شجاع: «تورم را نباید از آمار به‌دست آورد، باید از ننجون من پرسید».

 یک تحقیق میدانی ساده از وضعیت فقر فراگیر عمومی که لحظه به لحظه بر عمق و شدت آن افزوده می‌شود و حالا‌ها حالا‌ها جبران‌ شدنی نیست، به‌آسانی خبر از حال درون دولتی می‌دهد که به‌نظر می‌رسد در طول تاریخ نمونه بوده و خواهد بود.

این‌ها همه جدای از وضعیت بین‌المللی و انزوا و تحریم‌هایی است که بیگانگان در این آشفته‌بازار فرصت کردند بر سر کشور و ملت و فرهنگ ما بگذارند.

جدای از همه بیمارانی که بدون دارو بر اثر تحریم ماندند و مردند و جدا از همه کودکانی که به‌وعده پاداش یک‌میلیونی احمدی‌نژاد به دنیا آمدند و خبری از هدیه و پول برایشان نشد، جدای از فرزندانی است که بر اثر شعار خام توانای گنجایش ۱۵۰میلیونی جمعیت در کشور ایران که احمدی‌نژاد مطرح کرد و رهبری پشت آن‌را گرفت و عده‌ای را به صرافت انداخت و بچه‌دار شدند و فردا با سرنوشت آن‌ها چه خواهد شد و ... .

با این‌همه این‌ها همه در مقابل از بین‌رفتن حساسیت جامعه چه در سطح خرد و چه در سطح کلان، نسبت به رذیله اخلاقی «دروغ» و شکسته‌شدن قبح آن در تمامی سطوح هیچ است.

دقت کنیم که تمام مسائل پیش‌گفته از نظر قلیلی از اصول‌گرایان، کذب محض است. یعنی آقای « ضرغامی» رئیس رسانه اصول‌گرایان در روزهای پایانی دوره دوم دولت آقای «احمدی‌نژاد» مجلس و برنامه‌ای ترتیب می‌دهد و از ایشان و آن‌چه او خدمات ایشان می‌داند تجلیل می‌کند.

معنی ساده این مراسم تجلیل، یعنی این‌که همه ادعای مطرح‌شده درباره خسارت‌بار بودن دوره و مدیریت احمدی‌نژاد کذب است و تازه باید او تجلیل هم بشود.

یعنی قسمت عمده‌ای از اصول‌گرایان «دروغ» می‌گویند. این متهم‌کردن هم‌دیگر به دروغ‌گویی موجود ناخلف، اما اصل و اصیل دوره احمدی‌نژاد است و برای اثبات این‌که این دوره خسارت‌بار بوده همین یک داغ دل بس است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر