نمایش پستها با برچسب سعید مرتضوی. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب سعید مرتضوی. نمایش همه پستها
دوشنبه، شهریور ۲۶، ۱۳۹۷
جلاییپورها
در نخستین ساعات ۳۰ فروردین، کانال سحامنیوز خبری مبنی بر بازداشت محمدرضا جلاییپور فعال سیاسی اصلاحطلب منتشر کرد.
چهارشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۹۶
دولت دورغ و دغل
عماد افروغ، علی مطهری، احمدی توکلی، الیاس نادران، علی لاریجانی، زاکانی تنها بخشی از نمایندگان اصولگرای مجالس هفتم، هشتم و نهم هستند که دولت و نزدیکان احمدینژاد را رسما به فساد سنگین متهم کرده و بارها و بارها وزاری دولت وی را برای پاسخگویی و استیضاح به مجلس کشاندند و برای نخستینبار بعد از انقلاب رئیسجمهور برای پاسخ به سؤال نمایندگان به مجلس احضار شد.
بهرغم حساسیت بالای مجموعه حاکمیت مبنی بر مخفیماندن تخلفات دولتی و رسدگی در پرده به آنها، اخباری از تخلفات و فساد مالی در زیرمجموعههای دولت احمدینژاد و تعقیب قضایی و بازداشت آنها در رسانههای رسمی منتشرشد که در طول سی سال گذشته بینظیر بودهاست.
همه اینها دقیقا زمانی اتفاق میافتاد که بالاترین مقام مملکتی با تحکم اصرار بر «کشندادن» موضوع داشت، اما عمق فاجعه بهحدی بود که کشندادن آن اساسا غیرممکن مینمود.
برای نخستینبار در طول تاریخ جمهوری اسلامی یک مجموعه قضایی مرکب از دادستان سابق تهران، و دو قاضی زیرمجموعه وی که دولت احمدینژاد از بیشترین همراهی آنها برخوردار بود، سلب مصونیت قضایی شده، و پس از طرح شکایت علیه آنها به انفصال دائم از مشاغل قضایی محکوم شدند.
البته این احکام فعلا در مرحله بدوی است.
علاوه بر اطلاع دولت از تخلفات قضایی این قضات «سعید مرتضوی» به سماجت شخص رئیسجمهور در چندین مرحله بهرغم حکم صریح دیوان عدالت اداری، ریاست یکی از پولسازترین ادارات دولتی را در اختیار داشته و دارد.
بر این سیاها میتوان حالاحالاها افزود و این موارد آنقدر فراوان است که نمیتوان تمام آنها را در چنین فرصت و سیاههها احسا کرد. اما از همه اینها گذشته، بهتعبیر شیخ شجاع: «تورم را نباید از آمار بهدست آورد، باید از ننجون من پرسید».
یک تحقیق میدانی ساده از وضعیت فقر فراگیر عمومی که لحظه به لحظه بر عمق و شدت آن افزوده میشود و حالاها حالاها جبران شدنی نیست، بهآسانی خبر از حال درون دولتی میدهد که بهنظر میرسد در طول تاریخ نمونه بوده و خواهد بود.
اینها همه جدای از وضعیت بینالمللی و انزوا و تحریمهایی است که بیگانگان در این آشفتهبازار فرصت کردند بر سر کشور و ملت و فرهنگ ما بگذارند.
جدای از همه بیمارانی که بدون دارو بر اثر تحریم ماندند و مردند و جدا از همه کودکانی که بهوعده پاداش یکمیلیونی احمدینژاد به دنیا آمدند و خبری از هدیه و پول برایشان نشد، جدای از فرزندانی است که بر اثر شعار خام توانای گنجایش ۱۵۰میلیونی جمعیت در کشور ایران که احمدینژاد مطرح کرد و رهبری پشت آنرا گرفت و عدهای را به صرافت انداخت و بچهدار شدند و فردا با سرنوشت آنها چه خواهد شد و ... .
با اینهمه اینها همه در مقابل از بینرفتن حساسیت جامعه چه در سطح خرد و چه در سطح کلان، نسبت به رذیله اخلاقی «دروغ» و شکستهشدن قبح آن در تمامی سطوح هیچ است.
دقت کنیم که تمام مسائل پیشگفته از نظر قلیلی از اصولگرایان، کذب محض است. یعنی آقای « ضرغامی» رئیس رسانه اصولگرایان در روزهای پایانی دوره دوم دولت آقای «احمدینژاد» مجلس و برنامهای ترتیب میدهد و از ایشان و آنچه او خدمات ایشان میداند تجلیل میکند.
معنی ساده این مراسم تجلیل، یعنی اینکه همه ادعای مطرحشده درباره خسارتبار بودن دوره و مدیریت احمدینژاد کذب است و تازه باید او تجلیل هم بشود.
یعنی قسمت عمدهای از اصولگرایان «دروغ» میگویند. این متهمکردن همدیگر به دروغگویی موجود ناخلف، اما اصل و اصیل دوره احمدینژاد است و برای اثبات اینکه این دوره خسارتبار بوده همین یک داغ دل بس است.
جمعه، تیر ۱۴، ۱۳۹۲
چاقو دسته خود را نمیبرد
بهحمد خدا شاهد از غیب رسید و حکم دادگاه «مرتضوی» صادر شد.
وقتی «حفظ نظام از اوجب واجبات» باشد، هیچ نظامی نخواهد توانست بپذیرد که دادستان عمومی و انقلاب امالقرای جهان اسلام این نظام میتواند مجرم باشد.
با قبول این فرض، به نظامی لطمه خوردهاست که حفظ آن از اوجب واجبات است. حالا اگر در اثر تقصیر او ۴ نفر که سهل است، ۴۰ نفر یا ۴ هزار نفر هم بیگناه جان خود را از دست داده باشند، مهم نیست.
جان همه انسانها و نفوس هم در قبال «حفظ نظام» کمترین ارزش و اعتباری ندارد. ۴ نفر که چیزی نیست.
مرتضوی اگر حقیقتا مجرم هم نبود، و در قضیه کهریزک تقصیری نداشت، نوع دفاع مضحک او، و اینکه با کودکانه و مضحکترین استدلال، پدر شهید «محسن روحالامینی» را بهدلیل اینکه از «نفوذ» خود برای جلوگیری از مرگ پسرش استفاده نکرده، مقصر اتفاق میداند و با این حقارت نشان میدهد که با وجود اینکه ابتدایترین مقدمات علم حقوق را نمیدانسته، بیش از ۸ سال دادستان کلانشهر تهران بوده، باید حکم سنگینتری از این دریافت میکرد.
حال که همه میدانند و نیاز به سندی نیست که تمام جرم بر گردن و در عهده او اتفاق افتاده است.
شنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۹۱
برزخ سیاست و «عباسعبدی»
![]() |
| عکس از اينجا |
برای خودش استدلالهایی هم دارد که من خیلی از آنها سر درنیاوردم یا نمیآورم.
مصاحبه و نظرات او با واکنشهای مختلف (+) و منتقد از طرف کنشگران سیاسی داخل و خارج روبهرو شده، و هریک از زاویهای نظرات و آرا او را به چالش کشیده (+) و نقد نمودهاند. (+)
من با اینکه آیا حرف او در کل درست است یا نه، و اینکه آیا تحریم شکست خورد یا نخورد، یا درست بود یا نبود، فعلا کاری ندارم.
اما در قسمتی از مصاحبه، ایشان تعدادی از کنشگران سیاسی را به جعل بیانیه و دروغگویی متهم میکند. من فرض را بر این میگذارم که حرف و ادعای ایشان راست است و وبسایت «کلمه» یا «جرس» یا اعضای شورای مرکزی راه سبز امید، بیانیه جعل نمودهاند و در حالی که زندانیان سیاسی هوادار جنبش قصد شرکت گسترده و همهجانبه در انتخابات مجلس نهم را داشتهاند، اینها در بیرون از زندان به نام آنها بیانیه جعل کردهاند که ما در انتخابات شرکت نمیکنیم.
خوب مشخص و مسلم است که «جیمیکارتر» ریسجمهور سابق ایالات متحده آمریکا و اعضای سفارت سابق آن کشور در ایران، چنین دروغی نگفته و چنان بیانیهای را جعل نفرمودهاند.
ناگفته پیداست رئیسجمهور فعلی آمریکا و رؤسای جمهور ماقبل ایشان تا آقای «کارتر» هم این کار را نکردهاند.
و باز ناگفته پیداست که از زمانی که آقای «عبدی» از دیوار سفارت آن کشور بالا رفت و آنجا را به اتفاق دوستانش اشغال کرد، تا کنون سفیر و سفارت و کارداری نمانده و نبودهاست که در کار آن جعل و دروغ دخالتی داشته باشند.
این بیانیه مسلما توسط اصولگرایان هم نوشته و جعلنشده و آن دروغ توسط آنها ساخته نشده. هرچه هست به قولی از قامت ناساز بیاندام دوستان دیروز و رفقای گرمابه و گلستان آقای «عبدی» است.
چرا آقای «عبدی» یکبار انقلابی عمل نمیکنند و از دیوار سفارتِشان بالا نمیورند و اسناد دروغ و جاسوسی و جعل بیانیه آنها را چاپ نمیکنند، تا همچون حماسه اشغال سفارت که ۳۲ سال است ملت از برکات آن متنعماند و بر دنیا سیادت میکنند، امروز هم منتفع شوند و آقایی کنند؟
آیا وقت آن نرسیده است که آقای «عبدی» همچنانکه شجاعانه دریافت نباید با «مشارکت» باشد و به ناگاه همه سوابق سوپر انقلابی و اصلاحطلبی خود را بوسید و کنار گذاشت، یکبار هم شجاعت بهخرج داده و بدون توجیه و تفسیر اعلام کند که از دیوار سفارت بالارفتن کار اشتباهی بود و از جامعه جهانی و از ملت آمریکا و از مردم ایران که سختترین تاوانها را برای آن پرداخته و میپردازند، عذرخواهی کند؟
اتفاقا من هم با آقای «عبدی» همراه و همدل هستم. جعل و دروغ و بیانیهسازی و از این نوع کارها، الی ماشاالله طی ۳۲ سال گذشته در کشور ایران و تحت نام اسلام و انقلاب و نظام وجود داشته است، اما رایدادن آقای «خاتمی» و ایشان در انتخابات مجلس نهم به کمرنگ شدن و رفع آن کمک که نمیکند هیچ، مطمئنا آنرا تقویت هم میکند.
تحریم انتخابات، پیش از آنکه مربوط به مجلس نهم باشد، خواسته قلبی بیش از ۸۰ درصد مردم ایران از دستِکم ۱۰ سال پیش به این طرف است.
اما ملتی که ۳۰ سال است عادت کرده خودش به خودش دروغ بگوید که نظام برای استخدام و یارانهدادن و اولویتدادن، به شناسنامهها نگاه میکند و اگر رای نداده باشید، در اولویت نیستید و دولت نبض حیات و زندگی او را در اختیار دارد، جرات چنین تحریمی وجود نداشته.
از طرف دیگر خود همین آقای «عبدی» در سالهای ۷۹ ـ۸۰ پیشنهاد خروج از حاکمیت را داد که نوعی تحریم از رنگ و لونی دیگر بود، اگرچه به آن عمل نشد.
اما نشان میدهد تحریم انتخابات و نظام به طریق اولی حرف دل مردم بوده و جرات بیاناش را نداشتهاند. حالا که بعد از سالها قحطی شجاعت، عدهای پیدا و پیشقدم شده و آنرا علنا پیشنهاد و مطرح کردهاند، مردم هم فرصت همراهی با آنرا مناسب یافته و بدان پیوستهاند.
حالا یک بیانیه هم در میان اینهمه دعوت و بیانیه حقیقی بهفرض آقای «عبدی» جعلی باشد، این دلیل استراتژی اشتباه یا شکست خورده نیست و چیزی از اصل آن کم نمیکند.
| عکس از اينجا |
دور اول، پس از نزدیک به یک سال بدون کمترین دلیل و توضیح بر علت زندان، بنده خدا را آزاد کردند و دریغ از یک عذرخواهی خشک و خالی.
بار دوم هم مجبور شد به دوربین مخصوص آقای «مرتضوی» بگوید که در زندان به او خوش گذشته و از همه چیز راضی بوده است.
اما همه اینها باعث نمیشود که او امروز در کمال خونسردی اعلام کند: همه چی آرومه.
یکشنبه، تیر ۰۷، ۱۳۸۸
پروژه اعتراف
در شرایطی که طبق تبصره (۱) ماده (۱۸۸) قانون آیین دادرسی در امور کیفری، انتشار گزارش محاکمات علنی دادگاه در رسانههای گروهی قبل از قطعیشدنِ حکم ممنوع است، رسانه ملی طی روزهای اخیر اقدام به پخش لحظهبهلحظه اعترافات بهاصطلاح خرابکاران روزهای اخیر نمودهاست.
این در حالی است که هنوز هیچ دادگاهی محکومیت افراد فوق را تایید نکرده، و بعید است در چنین شرایطی، با توجه به حجم وسیع دستگیریهای گسترده در سراسر کشور، چنین فرصت سریعی برای قوه قضاییه برای صدور حکم وجود داشته باشد.
در چنین شرایط بیقانونی، نگرانکنندهترین خبر برای علاقهمندان به اصلاحات و رایدهندگان به «موسوی» اعلام خبر انتساب «سعید مرتضوی» دادستان عمومی و انقلاب تهران برای رسیدگی و قضاوت به پرونده بازداشتهای اعتراضات اخیر بود.
«سعید مرتضوی» در بین نخبگان و روشنفکران به مسئول پروژه «اعترافسازی» مشهور است و این بزرگترین مایه نگرانی برای آنانیاست که احتمالا همسر، برادر، فرزند، یا وابستهای از آنان در روزهای اخیر بازداشت شدهباشد.
در حالی که هنوز جوهر اعلام این نگرانی در سطح وسیعی، از دیروز در سایتها و وبلاگها خوش نشدهبود، صبح امروز روزنامه «کیهان» در تیتر درشتی اعترافات تکاندهنده یک عضو ارشد «سازمان مجاهدین» و از اعضای ستاد مرکزی «میرحسین موسوی» را منتشر کرد تا مهر تاییدی باشد بر نگرانیهای موجود.
اما سوال بزرگ اینجاست: آیا اتاق فکر «اعترافسازی» از پروندههای متعدد طراحیشده تا کنون طرفی بسته است؟
و آیا تا کنون بهغیر از عوام بیسواد، این جریان توانسته است مخاطب اندکی را برای دروغهای خود در بین نخبگان جامعه پیدا کند؟
پروژه «اعترافسازی» آغازشده و اینها از نتایج سحر آن است. اما آیا صبح دولتی اینبار هم در انتظارشان خواهد بود؟
اشتراک در:
پستها (Atom)

