نمایش پستها با برچسب زاکانی. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب زاکانی. نمایش همه پستها
سهشنبه، دی ۱۶، ۱۴۰۴
رسانه در ایران امروز، آگاهی رسان یا زیانرسان
خبرگزاری فارس ـ وابسته به سپاه ـ امروز در گزارشی با عنوان «تقابل ادعای نرجس سلیمانی با اسناد رسمی در مورد وضعیت مالی مؤسسه همشهری» رسما سمت هواداران زاکانی ایستاد و جناح مخالف زاکانی در شورای شهر تهران با این پشتیبانی رسانهای با بحران کاهش اعتبار روبهرو شدند.
سهشنبه، خرداد ۲۵، ۱۴۰۰
سروش در حمایت از همتی
در انتخابات ریاستجمهوری دور سیزدهم، که عموم شهروندان ناراضی از وضع موجود، و کثیری از فعالان سیاسی و جناحی میانهرو، آنرا در اعتراض به ردصلاحیت نامزدهای سابقه و نشاندار خود، به طرز معناداری تحریم کردهبودند، عبدالکریم سروش در بیانیهای منثور از نامزدی «عبدالناصر همتی» به این شرح حمایت کرد:
«این چند سطر بهاقتضای زمان و بهتقاضای دوستان نوشته شد: بر میرحسینِ روشنرای، درود میفرستیم. و با الهام از کروبیان، صندوقهای رای را تنها و تهی نمیگذاریم.
به رضایی رضایت نمیدهیم، و دلیلی در انتخاب جلیلی نمیبینیم. قاضی را به بازی نمیگیریم، و مهرِِ علیزاده را در دل نمینشانیم و زاغانی چون زاکانی را از در میرانیم.
همتی را نصرت میکنیم، تا ردای رئیسی بپوشد، و چشم خلایق به جمال عبدالناصر روشن شود.
و درود بر آیندهسازان باد.
▪️
در آن انتخابات، ابراهیم رئیسی، محسن رضایی، سعید جلیلی، علیرضا زاکانی، حسین قاضیزاده هاشمی، محسن مهرعلیزاده و عبدالناصر همتی نامزد تایید صلاحیت شده انتخابات بودند، که اکثرا به نفع رئیسی کنارهگیری کردند و تنها محسن رضایی و همتی و رئیسی تا آخر انتخابات ماندند و نهایتا رئیسی رئیسجمهور شد و همتی پس از رضایی و آراء باطله چهارم شد.
دوشنبه، بهمن ۱۳، ۱۳۹۹
از مردهشویی تا پولشویی
«احمد توکلی» عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و «حسین رجایی» معاون «سازمان دیدهبان شفافیت و عدالت» در یادداشت مشترکی اعلام کردهاند: کسی که جنازه مصباح یزدی را پیش از کفنودفن شستوشو داده «یک ابربدهکار بانکی است.»
خطاب توکلی و رجایی به صحبتهای کاظم صدیقی امامجمعه موقت تهران در یک برنامه تلویزیونی بود که میگفت: آیتالله مصباح یزدی هنگام غسل چشمان خود را باز کرد و نگاه مهربانانهای به حاضران انداخت و دوباره چشمانش را بست.»
مدتی بعد صدیقی مجبور شد از سخنانش کوتاه بیاید. اما قبلاش توضیح دادهبود که این حرفها را بهنقل از غسال مصباح گفتهاست.
هر چند خانواده مصباح بخشی از ماجرا را تکذیب کردند، اما در حقیقت بخش اصلی ماجرا که فردی وجود دارد که به بخشی از جریان روحانیت ایران بسیار نزدیک است و البته بدهیهای سنگینی به سیستم بانکی کشور دارد، تکذیب نشد.
آنچنانکه توکلی توضیح داده: «حتی اگر خبر نقلشده درست هم نبوده باشد، در تغسیل مرحوم آیتالله حقشناس در منزل فرد موضوع بحث و با مشارکت وی شکی نیست. بههمین دلیل در هشدار ما و لزوم توجه بزرگان، زمامداران و علما هیچ خللی وارد نمیشود. این خیرخواهی را بپذیرید و فریب کسانی را نخورید که میخواهند در سایه بزرگکردن یک موضوع فرعی (که مسبب آن نیز ما نبودیم) اصل موضوع را در سایه قرار دهند.»
توکلی و رجایی با اشاره به صحبتهای کاظم صدیقی در یادداشت خود نوشتهاند: «غسّال آیتالله مصباح، همان غسال مرحوم آیتالله حقشناس است.»
همین اشاره کافی است که ذهنها بهسمت «رضا مطلبیکاشانی» برود؛ همان ابرسرمایهداری که چندی پیش شراکت او و حجتالاسلام پناهیان حاشیه فراوان آفرید.
ماجرا این بود که خبری منتشرشد مبنی بر رابطه مالی حجتالاسلام پناهیان با مطلبی که ظاهرا در یک ساختمان شریک بودند.
پناهیان در واکنش به این خبر گفته بود ساختمانی را بهصورت شراکتی با فرد دیگری ساختهاند، و او سهم آن فرد [رضا مطلبی کاشانی] را خریده، چون مطلبی کاشانی به آن پول نیاز داشته و چون نام آن شخص در گواهی پایان کار ذکر شده، همهجا گفتهاند پناهیان با فلان کارخانهدار شریک است.
توکلی پیشتر درباره او نوشته بود: «نفوذ رضا مطلبی کاشانی خطرناک است، چون با لباس تاجرِ خیرِ متدین به علما و مسئولان تقرب میجست. البته آرزو و چشمداشت طعمهها، وسوسههایش را کارساز میکرد.»
بهگفته توکلی در این وضعیت اقتصادی مطلبی کاشانی فقط ۴۰ میلیارد تومان خمس پرداخت کردهاست.
رضا مطلبی کاشانی تنها چهره غیرسیاسی حاضر در تولیت آستان قدس، مالک تک ماکارون است. او در ماجرای دریافت ارز وارداتی، حدود ۶ میلیون یورو ارز دولتی دریافت کرده که این رقم میتواند میزان نفوذ او را نشان دهد.
سال ۹۱ مطلبی نفر اول فهرست ۶ نفره موسسان موسسه پژوهشی آموزشی اندیشههای امام خمینی بود. اگر نام ۵ نفر دیگر را مرور کنیم، به اسامی آشنایی میرسیم. مشهورترین آنها کاظم صدیقی است که با مطلبی در یک موسسه فعالیت دارد.
نام دیگری سیدمهدی خاموشی است که زمانی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی بود. سردار محمد حجازی جانشین فرمانده قدس سپاه و غلامرضا فیاضی نماینده خراسان شمالی در خبرگان از دیگر موسسان هستند.
مجمع خیرین امید کشور شرکت دیگری است که مطلبی در هیئت مدیره آن حضور دارد. حبیبالله بوربور (پدر سارا بوربور همسر مجتبی رضاخواه نماینده مجلس یازدهم) و مجتبی رحماندوست در هیئت مدیره این شرکت حضور دارند.
موسسه علمی فرهنگی علامه عسگری، دیگر جایی است که نام مطلبی در میان مدیران آن دیده میشود. وی از ۹۲ در این شرکت به سمت رئیس هیئتمدیره و خزانهدار و اسدالله امیراصلانی به سمت عضو هیئت مدیره و مدیرعامل انتخاب شدند.
امیراصلانی متهم ردیف اول پرونده مشهور به المکاسب بود که در نهایت تبرئه شد. با روی کار آمدن «احمدینژاد» او مدیر موسسه مالی اعتباری توسعه، و چندی پیش از او بهعنوان چهره برگزیده صنعت بانکداری تقدیر شد.
بنیاد خیریه غدیر بنیاد دیگری است که مطلبی در آن با مرتضی نبوی، سید مصطفی میرلوحی و ابراهیم انصاریان (نزدیکان مهدوی کنی) همکاری دارد. فرد دیگری که نام او در بنیاد خیریه غدیر دیده میشود، داوود مددی از همراهان احمدینژاد در دوره شهرداری تهران بود.
موسسه غیردولتی کمکهای مردمی به بیماران سرطانی که بعدا به نام شناخت و مهار سرطان (شمس) تغییر نام داد، نام یکی دیگر از موسسات غیرانتقاعی است که امیراصلانی در آن حضور دارد.
مهمترین شریک او در این شرکت، علیرضا زاکانی رئیس فعلی مرکز پژوهشهای مجلس است. جالبترین قسمت این موسسه اینجاست که وقتی نام این موسسه به شناخت و مهار سرطان تغییر کرده، زاکانی و مطلبی همزمان از این موسسه خارج میشوند.
شرکت دیگر مطلبی کاشانی، خیریه و نیکوکاری ریحانه است. این خیریه ۳ عضو هیئتمدیره دارد. ۲ نفر اول رضا مطلبی کاشانی و مهرداد نوری هستند. فردی که در سایر شرکتهای مطلبی نیز حضور دارد و بهنوعی مهمترین شریک او محسوب میشود. از «تک ماکارون» و «آرد داران» تا «زایشگاه الوند» و البته همین خیریه ریحانه.
عباس عبدی در واکنش به صحبتهای توکلی نوشت: «خانهای که در آن یک غسالخانه ویژه و طبعا لاکچری وجود داشتهباشد، دیدن دارد. از الان باید آنجا را ثبت فرهنگی و بعدا تبدیل به موزه کرد.»
رجانیوز در همین رابطه نوشت: توکلی در آخرین اظهارات خود بهدروغ مدعیشده که غسال آیتالله مصباح یزدی، یک ابَربدهکار بانکی است! این اتهام دروغ توسط فرزند مرحوم علامه مصباح تکذیب و به ایشان اطلاع دادهشده که البته تاکنون عذرخواهی نکرده است.
امیدی به اصلاح شخصیت مذبذب احمد توکلی نیست، اما انصاف حکم میکند که وی بابت این اتهامزنی دروغ از مقام معظم رهبری و خانواده آیتالله مصباح و جریان انقلابی عذرخواهی کند.»
چهارشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۹۶
دولت دورغ و دغل
عماد افروغ، علی مطهری، احمدی توکلی، الیاس نادران، علی لاریجانی، زاکانی تنها بخشی از نمایندگان اصولگرای مجالس هفتم، هشتم و نهم هستند که دولت و نزدیکان احمدینژاد را رسما به فساد سنگین متهم کرده و بارها و بارها وزاری دولت وی را برای پاسخگویی و استیضاح به مجلس کشاندند و برای نخستینبار بعد از انقلاب رئیسجمهور برای پاسخ به سؤال نمایندگان به مجلس احضار شد.
بهرغم حساسیت بالای مجموعه حاکمیت مبنی بر مخفیماندن تخلفات دولتی و رسدگی در پرده به آنها، اخباری از تخلفات و فساد مالی در زیرمجموعههای دولت احمدینژاد و تعقیب قضایی و بازداشت آنها در رسانههای رسمی منتشرشد که در طول سی سال گذشته بینظیر بودهاست.
همه اینها دقیقا زمانی اتفاق میافتاد که بالاترین مقام مملکتی با تحکم اصرار بر «کشندادن» موضوع داشت، اما عمق فاجعه بهحدی بود که کشندادن آن اساسا غیرممکن مینمود.
برای نخستینبار در طول تاریخ جمهوری اسلامی یک مجموعه قضایی مرکب از دادستان سابق تهران، و دو قاضی زیرمجموعه وی که دولت احمدینژاد از بیشترین همراهی آنها برخوردار بود، سلب مصونیت قضایی شده، و پس از طرح شکایت علیه آنها به انفصال دائم از مشاغل قضایی محکوم شدند.
البته این احکام فعلا در مرحله بدوی است.
علاوه بر اطلاع دولت از تخلفات قضایی این قضات «سعید مرتضوی» به سماجت شخص رئیسجمهور در چندین مرحله بهرغم حکم صریح دیوان عدالت اداری، ریاست یکی از پولسازترین ادارات دولتی را در اختیار داشته و دارد.
بر این سیاها میتوان حالاحالاها افزود و این موارد آنقدر فراوان است که نمیتوان تمام آنها را در چنین فرصت و سیاههها احسا کرد. اما از همه اینها گذشته، بهتعبیر شیخ شجاع: «تورم را نباید از آمار بهدست آورد، باید از ننجون من پرسید».
یک تحقیق میدانی ساده از وضعیت فقر فراگیر عمومی که لحظه به لحظه بر عمق و شدت آن افزوده میشود و حالاها حالاها جبران شدنی نیست، بهآسانی خبر از حال درون دولتی میدهد که بهنظر میرسد در طول تاریخ نمونه بوده و خواهد بود.
اینها همه جدای از وضعیت بینالمللی و انزوا و تحریمهایی است که بیگانگان در این آشفتهبازار فرصت کردند بر سر کشور و ملت و فرهنگ ما بگذارند.
جدای از همه بیمارانی که بدون دارو بر اثر تحریم ماندند و مردند و جدا از همه کودکانی که بهوعده پاداش یکمیلیونی احمدینژاد به دنیا آمدند و خبری از هدیه و پول برایشان نشد، جدای از فرزندانی است که بر اثر شعار خام توانای گنجایش ۱۵۰میلیونی جمعیت در کشور ایران که احمدینژاد مطرح کرد و رهبری پشت آنرا گرفت و عدهای را به صرافت انداخت و بچهدار شدند و فردا با سرنوشت آنها چه خواهد شد و ... .
با اینهمه اینها همه در مقابل از بینرفتن حساسیت جامعه چه در سطح خرد و چه در سطح کلان، نسبت به رذیله اخلاقی «دروغ» و شکستهشدن قبح آن در تمامی سطوح هیچ است.
دقت کنیم که تمام مسائل پیشگفته از نظر قلیلی از اصولگرایان، کذب محض است. یعنی آقای « ضرغامی» رئیس رسانه اصولگرایان در روزهای پایانی دوره دوم دولت آقای «احمدینژاد» مجلس و برنامهای ترتیب میدهد و از ایشان و آنچه او خدمات ایشان میداند تجلیل میکند.
معنی ساده این مراسم تجلیل، یعنی اینکه همه ادعای مطرحشده درباره خسارتبار بودن دوره و مدیریت احمدینژاد کذب است و تازه باید او تجلیل هم بشود.
یعنی قسمت عمدهای از اصولگرایان «دروغ» میگویند. این متهمکردن همدیگر به دروغگویی موجود ناخلف، اما اصل و اصیل دوره احمدینژاد است و برای اثبات اینکه این دوره خسارتبار بوده همین یک داغ دل بس است.
یکشنبه، شهریور ۱۷، ۱۳۹۲
رسانه اهرم قدرت شهروندان
در کنار سایر تبعیضهای موجود و متداول در ایران که بر مبنای «تعهد» و تعریف خاصی که از آن میشود و در کشور وجود دارد، یکی هم تبعیض اطلاعاتی و رسانهای است.
بر این اساس رسانههایی که با تعریف خاص موجود، متعهدتر باشند، از امکانات و کمکهای نقدی و یارانهای بیشتر نسبت به سایر رسانهها برخوردار میشوند.
همین برخورداری باعث میشود تا این رسانهها با استفاده از این امکانات، ضمن آنکه آن نوع خاص از «تعهد» را تبلغ و برجستهسازی میکنند، خود را هم به عنوان مصادیق آن تعهد معرفی نموده و پس از آنکه این تعرف نهادینه شد و جا افتاد، با استفاده از سایر ابزارها تنها خود را مستحق دریافت این کمک و امکانات دانسته و اگر محقق نشد، از سایر ابزار کمک گرفته و موانع عدم تحقق را بر میدارند.
در مسابقهای که رقیبی وجود ندارد، یا وجود دارد و مجبور است با پای برهنه و شکم گرسنه، با رقیبی مسابقه بدهد که هم بهترین کفش مسابقه را بهپا دارد، هم کالریهای مورد نیاز بدنش تأمین شده، هم کفش و کالری ذخیره و یدکی هم او را برای خطرات احتمالی در مسیر پشتیبانی میکنند، برنده از قبل مشخص است و نیازی به مسابقه نیست.
این پیروزی و برندهشدن البته پوشالی و توخالی است و شادمانی و جوایز آن هم هیچ لذتی ندارد.
در حوزه اطلاعرسانی و رسانه، با توجه به ظرفیتها و ظرافتهای ویژه و خاص، و با توجه به فلسفهی وجودی و رسالت رسانهها، مقرر شدهاست که اصحاب رسانه از پذیرش «هدیه» از هر کس، خصوصا مقامات دولتی خودداری کنند.
فلسفه این قاعده هم بدیهی و روشن است. برای آنکه اصطلاحا «نمکگیر» نشوند و بهدلیل این نمکگیری واقعیتی را وارونه جلوه ندهند، یا گزارشی را بهغلط بهنفع دولت و علیه شهروندان تنظیم نکنند.
از این منظر رسانهها قاعدتا باید ابزار دست و تریبون مردم باشند، نه دولت و حاکمیت.
تردیدی نیست که دولتها اگر هیچ تریبون و رسانهای هم فرضا نداشته باشند، اشکالی پیش نمیآید. چون فساد در ذات قدرت نهادینهشده و با آن تناسب بسیار نزدیک و ملازمه قوی دارد.
برای آنکه قدرتِ دولتمردان نامحدود نباشد و فساد فرصت نفوذ در آنها پیدا نکند، ابزاری برای کنترل این «قدرت» در دست شهروندان لازم است.
وقتی دولتمردان «قدرت» دارند، در مقابل آن شهروندان باید «رسانه» داشته باشند. در چنین شرایطی موازنه قوا بین دولت و شهروندان برقرار میشود.
حالا اگر ارباب رسانهها از اربابان قدرت «هدیه» بگیرند، ابزار خود را بیخاصیت نموده و خود را در مقابل سلاح دولتمردان «خلع سلاح» نمودهاند.
این درحالی است که این ابزار و اعتبار آنرا از مردم و شهروندان دارند و به همین دلیل است که هدیه گرفتن اصحاب رسانه خطایی بزرگ و غیر اخلاقی تعریف شده و در مقیاس بزرگ آن را به «فساد» تعبیر میکنند.
به گزارش تارنمای «سحامنیوز» یکی از معاونان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفته است: «حمید رسایی، عضو جبهه پایداری مجلس و مدیرمسئول نشریه ۹ دی، یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان و علیرضا زاکانی از نمایندگان مجلس، ۹۰۰ میلیون تومان بابت هفتهنامه پنجره دریافت نمودهاند.»
با این وصف، اینکه توقع داشته باشیم زاغانی که پنیر یارانهای از دولت گرفتهاند، صدای رسای مردم باشند، توقعی ناوجه است.
۱۶ شهریور
ب
اشتراک در:
پستها (Atom)

