دوشنبه، شهریور ۱۱، ۱۳۹۲

از خودمان آغاز کنیم

وب‌سایت «الف» نزدیک به «احمد توکلی» در گزارشی، ضمن بازنشر مطلبی با عنوان «من کلاً آدم مودبی نیستم، قربة‌الی‌الله!» از این‌که برخی جوانان و «گاهی پیران در لوای دفاع از دین و انقلاب و ارزش‌های مقدسی چون عدالت، به سخیف‌ترین و زننده‌ترین واژه‌ها متوسل می‌شوند» انتقاد کرده است.

به نوشته «الف»، این افراد «در مقام آمر به معروف یا ناهی از منکر گاهی رکیک‌ترین دشنام‌ها را به زن و بچه مردم می‌دهند و لابد، در دل قصد قربت هم می‌کنند.»


 «احمد توکلی» انصافا ادم مؤدبی است و کارنامه سی ساله او در تمام پست‌های اجرایی و نمایندگی مجلس و فعالیت‌ها رسانه‌ای‌اش، چه در دوران همکاری با
روزنامه «رسالت»، چه در دوران عمر کوتاه روزنامه «فردا» و چه در دوران وب‌سایت «الف»، از این حیث کارنامه قابل دفاعی است.

این دفاع البته ناظر به کنش قلمی و بیانی شخص آقای «توکلی» است.

اما این‌که چرا ما به این‌جا رسیده‌ایم که عده‌ای برای ذخیرهٔ آخرت خود و با قصد «قربةالی‌الله» متوسل به
فحاشی و استفاده از کلمات رکیک می‌شوند، و به آن افتخار هم می‌کنند، و ظاهرا هم هراسی از بگیر و ببند ندارند، قطعنا آقای «احمد توکلی» در این پروسه بی‌تقصیر نیست. و تا زمانی که به تقصیر خود اعتراف نفرموده و در جهت اصلاح این پدیده زشت اقدامی صورت ندهند، در بر‌‌ همان پاشنه می‌چرخد و خواهد چرخید.

آقای «توکلی» و وب‌سایت «الف» دست‌کم ۵ سال در برابر هتاکی‌های بی‌شرمانه
«حسین قدیانی»(+) (+) (+)که مورد احترام و وثوق ویژه بوده و هست سکوت تایید‌آمیز پیشه نمود و‌ ای‌بسا اگر شتر توهین و هتاکی امروز به درخانه ایشان نمی‌رسید، باز ترجیح می‌دادند به سکوت خود ادامه دهند.


پدیده
توسل به ناسزاگویی و استفاده از ادبیاتی که‌ شأن یک مقام و جایگاه عالی را با خدشه جدی مواجه می‌سازد، البته نه مربوط به این نوجوانان امروزی است، و نه به درشت‌گویی و پرده‌دری‌های خارج از شرم و عرف «محمود احمدی‌نژاد» طی ۸ سال گذشته بر می‌گردد.

این قصه سر دراز دارد و از نخستین سال‌های پیروزی انقلاب اسلامی به ادبیات دولت‌مردان جمهوری اسلامی وارد شده، و هیچ‌گاه هم نه‌تنها نسبت به توضیح و توجیه آن اقدامی صورت نگرفته، که تشویق و ترغیب و برجسته‌سازی مثبت هم شده‌است.

قسمتی از این بار را هم آقای «توکلی» بر دوش داشته و تا آن‌را بر زمین نگذارد، آب این جوی همواره گل‌آلود خواهد بود.

اگر قبول کنیم که دولت مرحوم
دکتر «بختیار» در آخرین روزهای رژیم گذشته، دولت غیرقانونی بود و باید برکنار می‌شد، باز هم نوع ادبیات آیت‌الله «خمینی» در سخن‌رانی مشهور روز ۱۲ بهمن ۵۷ در بهشت زهرا، ادبیات قابل‌دفاعی نبود و نیست.

عبارت «من تو دهن می‌زنم»، اگر هنگام دعوای دو نفر و در اثر ناراحتی شدید بر زبان رانده شود، شاید قابل توجیه و دفاع باشد، اما کاربرد آن از طرف شخصییت کاریزماتیکی که محبوبیت بر قلوب بیش از ۹۰٪ شهروندان یک کشور دارد و ایدؤلوگ عقیدتی و اسطوره‌ای آن‌هاست، مسلما آثار نامطلوبی دارد.
شاید بی‌راه نباشد اگر بگوییم حکم «سیئات‌المقربین» را دارد.

باز و بر همین سیاق اگر قبول کنیم که کشور «ایالات متحده آمریکا» و دولت‌مردان آن، مجموعه ضعیفی هستند که قدرت سلطه‌گری و ظلم بر هیچ کشوری، یا دست‌کم کشور «ایران» را ندارند، باز استفاده از لفظ «غ.ل.ط.ی» در گزاره «آمریکا هیچ غ.ل.ط.ی نمی‌تواند بکند» توسط بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، قابل دفاع و توجیه نیست و باز بر همان سیاق، منجر به بازنشر چنین ادبیاتی ــ‌ البته با بار منفی و کراهت بیش‌تر ــ در میان قاطبه‌ی مردمی می‌شود که آیت‌الله را به‌عنوان پیشوا و قائد خود برگزیده و از رفتار او الگوبرداری می‌کنند.

این نوع رفتار و توسل به این ادبیات، شاید در مقطع زمانی سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب و شرایط روانی آن دوران قابل دفاع و توجیه می‌نمود، اما هر چه از آن روزگاران فاصله گرفتیم، بایسته و شایسته می‌نمود که اساتید اخلاق و بانیان فرهنگ در رفع و رجوع و توضیح و توجیه آن بکوشند، که چنان‌که پیش‌تر گفته آمد، نه‌تنها آن‌گونه نشد، که با برجستگی مورد تشویق و ترغیب، و سوگ‌وارانه پاداش هم قرار گرفت.

 نتیجه خیلی ملموس و منطقی آن، پس از ۲۵ سال، توسل با افتخار آقای
«احمدی‌نژاد» به ادبباتی سخیف و رکیک در سخن‌رانی‌های داخلی و خارجی و بر باد دادن آبروی ادب و اخلاق، در درجه نخست، و آبروی دیپلماتیک کشور و فرهنگ ایران در درجه بعدی بود و شوربختانه بازتولید و گسترش آن ادبیات در شکلی گسترده در بین هوادارن جوان ایشان بود.

 تا بدان‌جا که توسل به چنین ادبیاتی را با قصد قربةالی‌الله و ذخیره آخرت خود بدانند، بدون توجه به آن‌که بنده برگزیده خدا و فخر عالم هدف غایی بعثت خود را اتمام مکارم اخلاق می‌دانست که: «انی بعثت لاتمم مکارم‌الاخلاق».

«اخلاق»
حقیقتی است که افراد در نسبتی که با آن برقرار می‌کنند، مورد سنجش و قضاوت قرار می‌گیرند، نه آن‌که افراد میزان سنجش و تعریف «اخلاق» باشند.

اگر بر اساس اعتقاد قوی شیعه، قبول داریم که غیر از نبی مکرم اسلام و فرزندان طاهرش، بقیه‌ی بندگان خدا حتی علما و صلحا و مقربین، و از جمله مرحوم آیت‌الله «خمینی» از مقام عصمت برخوردار نیستند و ممکن است ترک‌اولی و اشتباه از آن‌ها سر بزند و از طرفی «اخلاق» معیار دقیقی برای پذیرفتن یا نپذیریفتن بعض رفتار علما و مراجع و مقربین است، شایسته‌تر خواهیم توانست ابزار توسل به خشونت‌های کلامی و زشت‌گویی و درشت‌گویی را از این جوانان و پیران، که امروز شتر هتاکی و توهین‌شان به سایت «الف» و خانه آقای «توکلی» رسیده است، بگیریم و آن‌ها را خلع‌سلاح کنیم.

این نوشته در جرس اینجا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر