‏نمایش پست‌ها با برچسب باب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب باب. نمایش همه پست‌ها

شنبه، دی ۰۶، ۱۴۰۴

تاریخ‌نگاری آدمیت

 «فریدون آدمیت» در چاپِ نخست جلد دوم کتاب معروف خود «امیرکبیر و ایران» ادعا کرد که «ملاحسین بشرویه» نخستین پیرو «سید علی‌محمد باب»، عامل دولت انگلیس بود و «آرتور کانولی» افسرِ اطلاعات، محقق و نویسندۀ انگلیسی، او را برای جاسوسیِ دولتِ فخیمه استخدام کرده بود.

 آدمیت مدعی‌شد سند این اتھام در کتاب کانولی به‌نام «سفر زمینی از انگلستان به شمال ھندوستان از طریق روسیه، ایران و افغانستان» وجود دارد و در این اثر به ملاقاتِ «ملاحسین» و «کانولی» در سال ۱۸۳۰ میلادی در طولِ سفرِ کانولی به خراسان اشاره شده‌است.

زمانی که مورخ و استاد نامدار دانشگاه تهران
«مجتبی مینوی»، با در دست داشتن نسخه‌ای از کتاب «کانولی» با «آدمیت» ملاقات نمود و از او خواست اشارۀ «آرتور کانولی» به ملاقاتش با «ملاحسین» را در کتابِ این افسرِ اطلاعاتِ دولتِ انگلیس به وی نشان دهد، آدمیت مجبور شد اعتراف کند که ادعای او جعلی است.

 او این مطالب ساختگی را در چاپ‌های بعدی کتاب‌اش حذف کرد.


سه‌شنبه، تیر ۱۵، ۱۳۸۹

کیهان شریعتمداری، «شریعت» بر مدار «کیهان»

طی بیست سال گذشته «روزنامه کیهان» یکه تاز عرصه خبررسانی رسمی و دولتی بوده، و در تمام ادارات دولتی بزرگ و کوچک در صورتی که کارمندی دون پایه یا عالی رتبه، قصد کسب اطلاعات و اخبار و تحلیلهایی پیرامون آن اخباردر روزنامه ای را داشت، علی القاعده تنها روزنامه موجود «کیهان» بوده، تا آنجا که کیهان به بولتن اختصاصی و ویژه نظام تبدیل شده است.
روزنامه های «اطلاعات» «ایران» «همشهری» در بعضی مواقع البته به شکل بسیار کم رنگ تری در این عرصه حضور داشتند.
در این پروسه «حسین شریعتمداری» تبدیل به چهره اصلی و مغز متفکر تحلیل و تفسیر و ریشه شناسی و دشمن شناسی و فتنه شناسی و... در تمام عرصه ها تبدیل شده و بیش ار هشتاد درصد مقامات رده بالا در تمامی حوزه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، و برجسته ترین آنها مذهبی، تحت تاثیر شدید القائات و تحلیلهای او قرار گرفتند و فرایند تحلیل در اصولگرایان از سرچشمه «حسین شریعتمداری» و کیهان شروع می شد و در تمامی تحلیلهای به اصطلاح مستقل اما وابسته به اصولگرایان چای پا و ریشه ذهن و تفکر «شریعتمداری» تا همین دو سال پیش قابل مشاهده بود. کار و بار بالا گرفته، پروژه «بولتن نویسی محرمانه» هم به آن اضافه شد و با هدایت و مدیریت ایشان زمینه برای پیاده کردن بعض «خواص بی بصیرت» در آینده از کشتی نظام کلید خورد. اقداماتی که «نتایج سحرش» اکنون به خوبی قابل رویت است.این اتفاق به علاوه فعالیتهای مخرب جانبی ،مثل بازجویی از بازداشت شدگان سیاسی و در ادامه آن پروژه تواب سازی آرام آرام «شریعتمداری» را به توهم «ربانیت» انداخت. اجازه بدهید داستانی از تاریخ برای توجه بیشتر مطلب برایتان نقل کنم.به گمانم «دالگورکی» نماینده روسیه تزاری در ایران نقل می کند که در کلاسهای درس «سیدکاظم رشتی»، مدرس حوزه علمیه ای که «سیدعلی محمدباب» (پیشوای بابیان) در آن درس می خوانده شرکت داشته و دردرسهای مربوط به بحث «رکن رابع» و امام زمان با ترفندهای مخصوص، «به محمد علی باب» چنین القا می کند که تو «رکن رابع»ی و به رغم قبول او، اصرار نموده و ترفندها را شدیدتر می کند. کم کم توهمی بر «باب» مستولی می شود. حالا نوبت تلقین شخصیت کاذب بعدی است. با ترفندی در قلیان وی چرس می ریزند و تغییر حالات روانی ناشی از تخدیر چرس را برای او کرامات مخصوص تعبیر می کنند و تلقین «امام زمان» به او را در دستور کار قرار می هند. ادعای نبوت و ربانیت بعد از آن خود به خود به سراغ «باب» می آید و بقیه داستان که می دانید وبرای اطلاعات بیشتر شایسته است به «کشف الحیل» نوشته «عبد الحسین آیتی» مراجعه کنید.
«حسین شریعتمداری» با زمینه ای تقریبا مشابه اما با شکل متفاوت با این داستان دچار توهم «ربانیت» و «الوهیت» شده و بر این سیاق، اگر همین فردا «سید علی خامنه ای» به اشتباهاتش اقرار و اعتراف نماید و پرده از تمام تقلبها و خیانتها بیفتد بلافاصله «شریعتمداری» او را از کشتی نظام که ساخته خود همین «خامنه ای» است، پیاده می کند چرا که «خامنه ای» با همه کرامات مخصوص یک انسان جایز الخطاست و او یعنی «شریعتمداری» یک مافوق انسان و «خدا»یی که ذاتش از هرگونه خطاهای انسانی و ... مبری است.
همین توهم باعث شده که «شریعتمداری» هیچکس را غیر از خودش قبول نداشته باشد و در تحلیلها و تفسیرها به سمتی توجه داشته باشد که با نظر او همراه و هم رای و هم نظر است و چون ذاتا نظر همه مردم به هم شبیه نیست و علایق و عقاید و نظرها متاثر از گذشت زمان و تاثیر و تاثرات تاریخی و جغرافیایی و ... تغییر می کنند، بنابراین افراد مورد علاقه آقای «شریعتمداری» هر از چند گاهی تغییر می کنند. امرزوه این زمان برای تغییر از چند سال به چند روز تغییر کرده و هر روز شخص جدیدی کشتی مخصوص نظام آقای «شریعتمداری» را به قصد سکونت در قرارگاه «سران فتنه» یا «خواص بی بصیرت» ترک می کند.
اگر سالهایی نه چندان دور آقای «هاشمی» به عنوان یکی از استوانه های اصلی نظام سوژه اصلی نوشته های «کیهان» بود و تیم مدیریتی «کیهان» و بولتن نویسان، شعار «مخالف هاشمی، مخالف رهبر است ،مخالف رهبری، دشمن پیغمبر است» را برای جماعت ساندیس خور حاضر در حاشیه نماز جمعه طراحی و هدایت می نمودند، امروزه «هاشمی» به عنوان یکی از سران فتنه و درکنار رهبران اصلی آنها سوژه اصلی «کیهان» است و شریعتمداری تلاش می کند چهارچوبهای لازم را در شخصیت وی برای انطباق با تعریف صفت «خواص بی بصیرت» پیدا کند.
کمی جلوتر از اینها اغلب خانواده شهدای هشت شهریور و هفتم تیر و از جمله خانواده محترم شهید مظلوم«بهشتی» و بسیاری از خانوداه های شهدای دفاع مقدس و از جمله خانواده شهیدان «باکری» و «همت» و... موردتوجه ویژه و اختصاصی روزنامه « کیهان» و مدیر یت آن بودند اما امروزه در همان دسته معروف «فتنه» طبقه بندی می شوند.
حملات جسته و گریخته «شریعتمداری«» به برادران «لاریجانی» فرزندان شهید «مطهری»و بعض دیگر از اصولگرایان منتقد دولت کودتا، نوید فردایی را می دهد که روزنامه «کیهان» تبدیل به فحش نامه ای بسیار شدید بر علیه «محمود احمدی نژاد» « اسفندیاررحیم مشایی» و «محمدرضا رحیمی» و در کنار آنها «سید علی خامنه ای» و «عزیز خوشوقت» و «مجتبی خامنه ای»و دیگر همراهان امروز و دشمنان فردایی چون «حمید رسایی» و «کوچک زاده» و... بشود.
در این پروسه که به زودی اتفاق می افتد البته «روح الله حسینیان» آخرین کسی است که از کشتی نظام «حسین شریعتمداری» پیاده شده و به اتفاق راهی زندان اوین خواهند شد. اما «جنبش سبز» با تمامی این فتنه گران بر اساس «منشور جهانی حقوق بشر» و در کمال رافت انسانی رفتار خواهد کرد و از هر گونه خشونتی که امروزه آنها بر علیه جنبش به کار گرفته اند خود داری خواهد نمود. اگر باور ندارید سرمقاله امروز کیهان و یاداشت روز آقای شریعتمداری را بخوانید و برای چند ماه آینده هم که این روزنامه با این مدیریت روزهای آخر خود را رقم می زنند لطف خواندن آن را از دست ندهید. ادامه دارد. یا حق.