‏نمایش پست‌ها با برچسب تتلو. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تتلو. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، فروردین ۲۰، ۱۴۰۵

تتلو از رئیسی تا تنگسیری یکی از یادگاری‌هایِ جاودان

یکی از یادگاری‌های جاودان دریادار علیرضا تنگسیری، اجرای نماهنگ «خلیج فارس» روی عرشه یک ناو در همین خلیج با اجرای امیرحسین مقصودلو بود. 

مقصودلو اکنون در زندان است و حکم اعدام او صادر، اما قطعیتی در مورد سرنوشت نهایی حکم و پرونده او وجود ندارد. و هرازگاهی اخبار متناقضی از جمله تخیف یک درجه در حکم اعدام او و بدل به حبس‌ ابد شدن، یا عفو، یا خودکشی‌، یا توبه و دوباره پشیمانی از توبه او، و باز تکرار همین سیکل سردرگمی و ابهام خبری ادامه دارد. 

به‌گواهی روان‌کاوانی که رفتارهای این آوازخوان را غیرمستقیم داده‌کاوی کرده‌اند، او مبتلا به روان‌پریشی و نیازمند توجه و مراقب‌های روانی است و جرائمی هم که مرتکب شده بازتاب و واکنشی به خشم‌های فروخته او بوده‌است. 

شنبه، اسفند ۰۲، ۱۴۰۴

گر در یمنی، چو با منی، پیش منی

در تجاوز ۱۲روزه اسرائیل به ایران، زندان اوین نیز از این حملات مصؤن نماند و در نتیجهِ شلیک به حوزه قضایی مستقر در این زندان، یک قاضی که بعدا مشخص شد عموما بازجو ـ بازپرس ـ قاضی زندانیان سیاسی بوده، جان خود را از دست داد. 

در همان زمان، خیلی از زندانیان سیاسی که سوابق بازداشت در این زندان را داشتند، از برخوردهای غیرمدنی و غیرحقوقی این بازجو ـ بازپرس ـ قاضی که بیش از آن‌که برای تصمیم‌گیری و داوری به اصول آیین دادرسی وفادار باشد، به آن‌چه باورداشت، یا به او دیکته‌ می‌شد، تکیه می‌کرد و وفادار بود، نوشتند و تلویحا و تخفیفا از جان‌باختن او اظهار شادمانی نهان هم کردند. 


در میان این افراد، یک نفر هم که چند روزی
«مهمان» اوین بود از جان‌باختن این بازجو ـ بازپرس ـ قاضی اظهار تاسف و تأثر شدید کرد و رفتار ـ به‌اصطلاح ایشان قانونی ـ او در حق زندانیان را ستود. 

این زندانی در ستایش خود از یک بازوی جنایت، دو خطا مرتکب شده‌بود. یکی این‌که رفتار توأم با احترام این قاضی با خودش را، به رفتار او با همه متهمان سیاسی برابرانگاشته، و
تعیم ناروا داده بود.

ظاهرا هم نخواسته بود روایت‌های متناقضِ متکثر از ناداوری‌های این بازوی سرکوب که از سوی سایر زندانیان روایت، و با روایت خودش تفاوت و تناقض شدید داشت را بخواند، یا خوانده و به‌نخواندن زده‌بود. 


دوم این‌که رفتار آن قاضی ـ اگر روایت این متهم درست باشد ـ بی‌طرفی داور که یک اصل اساسی آیین داوری است را مخدوش می‌کرد.  


اما نکته دردآورتر، هم‌داستانی این فرد و رسانه‌اش با
«حمید رسایی» نماینده تندرو اصول‌گرای متعلق به جبهه پایداری بود، که در این داستان با متهم یادشده هم‌داستان بود و جان‌باختن آن قاضی را «شهادت» تعبیر می‌کردند.

 اما رسانه این متهم ۱۲ سال پیش از آن «حمید رسایی» را به ویژه‌خواری و رانت متهم، و در آن اتهام، عکس‌هایی از ایشان منتشر کرده بود که نشان می‌داد رسایی پرنسیب یا شخصیت یک رجل سیاسی که بتواند جای‌گاه نمایندگی مجلس را احراز کند باشد را نداشت و البته ندارد.


البته این رفتار سخیف رسایی، تکرار تراژیک رفتار کمدی
ابراهیم رئیسی در جایگاه نامزدی ریاست‌جمهوری بود که به شکست او انجامید.

اما سوگ‌وارانه این رفتارِ دون شأنِ یک رجلِ سیاسی، باعث رد صلاحیت رسایی برای نامزدی مجلس، و رد صلاحیت رئیسی برای ریاست قوه‌قضاییه و نامزدی ریاست‌جمهوری در دور بعد نشد. 


با این وصف، این جانب، طرف، و هواداری از یک نفر، و مخالفت با نفر، جای‌گاه و جناح دیگر، بیش و پیش از آن‌که مبتنی بر دفاع از حق، و تقابل با باطل باشد، مبتی بر نسبتی است که آن فرد، جای‌گاه یا جناح با «من» برقرار می‌کند. اگر «هوای» من را داشته باشد «شهید» و حق و عزیز، وگرنه «به درک واصل شده» است.