‏نمایش پست‌ها با برچسب حمید رسایی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حمید رسایی. نمایش همه پست‌ها

شنبه، اسفند ۰۲، ۱۴۰۴

گر در یمنی، چو با منی، پیش منی

در تجاوز ۱۲روزه اسرائیل به ایران، زندان اوین نیز از این حملات مصؤن نماند و در نتیجهِ شلیک به حوزه قضایی مستقر در این زندان، یک قاضی که بعدا مشخص شد عموما بازجو ـ بازپرس ـ قاضی زندانیان سیاسی بوده، جان خود را از دست داد. 

در همان زمان، خیلی از زندانیان سیاسی که سوابق بازداشت در این زندان را داشتند، از برخوردهای غیرمدنی و غیرحقوقی این بازجو ـ بازپرس ـ قاضی که بیش از آن‌که برای تصمیم‌گیری و داوری به اصول آیین دادرسی وفادار باشد، به آن‌چه باورداشت، یا به او دیکته‌ می‌شد، تکیه می‌کرد و وفادار بود، نوشتند و تلویحا و تخفیفا از جان‌باختن او اظهار شادمانی نهان هم کردند. 


در میان این افراد، یک نفر هم که چند روزی
«مهمان» اوین بود از جان‌باختن این بازجو ـ بازپرس ـ قاضی اظهار تاسف و تأثر شدید کرد و رفتار ـ به‌اصطلاح ایشان قانونی ـ او در حق زندانیان را ستود. 

این زندانی در ستایش خود از یک بازوی جنایت، دو خطا مرتکب شده‌بود. یکی این‌که رفتار توأم با احترام این قاضی با خودش را، به رفتار او با همه متهمان سیاسی برابرانگاشته، و
تعیم ناروا داده بود.

ظاهرا هم نخواسته بود روایت‌های متناقضِ متکثر از ناداوری‌های این بازوی سرکوب که از سوی سایر زندانیان روایت، و با روایت خودش تفاوت و تناقض شدید داشت را بخواند، یا خوانده و به‌نخواندن زده‌بود. 


دوم این‌که رفتار آن قاضی ـ اگر روایت این متهم درست باشد ـ بی‌طرفی داور که یک اصل اساسی آیین داوری است را مخدوش می‌کرد.  


اما نکته دردآورتر، هم‌داستانی این فرد و رسانه‌اش با
«حمید رسایی» نماینده تندرو اصول‌گرای متعلق به جبهه پایداری بود، که در این داستان با متهم یادشده هم‌داستان بود و جان‌باختن آن قاضی را «شهادت» تعبیر می‌کردند.

 اما رسانه این متهم ۱۲ سال پیش از آن «حمید رسایی» را به ویژه‌خواری و رانت متهم، و در آن اتهام، عکس‌هایی از ایشان منتشر کرده بود که نشان می‌داد رسایی پرنسیب یا شخصیت یک رجل سیاسی که بتواند جای‌گاه نمایندگی مجلس را احراز کند باشد را نداشت و البته ندارد.


البته این رفتار سخیف رسایی، تکرار تراژیک رفتار کمدی
ابراهیم رئیسی در جایگاه نامزدی ریاست‌جمهوری بود که به شکست او انجامید.

اما سوگ‌وارانه این رفتارِ دون شأنِ یک رجلِ سیاسی، باعث رد صلاحیت رسایی برای نامزدی مجلس، و رد صلاحیت رئیسی برای ریاست قوه‌قضاییه و نامزدی ریاست‌جمهوری در دور بعد نشد. 


با این وصف، این جانب، طرف، و هواداری از یک نفر، و مخالفت با نفر، جای‌گاه و جناح دیگر، بیش و پیش از آن‌که مبتنی بر دفاع از حق، و تقابل با باطل باشد، مبتی بر نسبتی است که آن فرد، جای‌گاه یا جناح با «من» برقرار می‌کند. اگر «هوای» من را داشته باشد «شهید» و حق و عزیز، وگرنه «به درک واصل شده» است.

پنجشنبه، بهمن ۲۳، ۱۴۰۴

رضاشاه: بالاتر!

نقل است روزی به رضاشاه خبر می‌دهند: کرایه درشکه خیلی گران شده‌است! 

رضاشاه لباس مبدلی پوشیده، می‌رود میدان توپخانه. از یک درشکه‌چی می‌پرسد: «آهای! تا شمرون چه‌قد می‌گیری؟»


درشکه‌چی با تبختر خاصی می‌گوید: ما به نرخ دولتی کار نمی‌کنیم.

رضاشاه می‌پرسد: ۵ شاهی؟ درشکه‌چی: برو بالا! رضاشاه: ۱۰ شاهی؟ درشکه‌چی: برو بالا! رضاشاه: ۱۵ شاهی؟ درشکه‌چی: بالاتر! رضاشاه: ۳۰ شاهی؟ درشکه‌چی: بزن قَدِش!

رضاشاه سوار می‌شود. درشکه‌چی نگاهی به مسافر انداخته می‌پرسد: سربازی؟ رضاشاه: برو بالا! درشکه‌چی: گروه‌بانی؟ رضاشاه: برو بالا! درشکه‌چی: افسری؟ رضاشاه: برو بالا! درشکه‌چی: فرمان‌دهی؟ رضاشاه: بالاتر! درشکه‌چی: نکنه رضاشاهی؟ رضاشاه: بزن قَدِش!

رنگ از رخ درشکه‌چی می‌پرد. رضاشاه نگاهی به رنگ‌پریده انداخته و می‌پرسد: ترسیدی؟ درشکه‌چی: برو بالا! رضاشاه: لرزیدی؟ درشکه‌چی: برو بالا! رضاشاه: شا...یدی؟ درشکه‌چی: بالاتر! رضاشاه: .. دی؟ درشکه‌چی: بِزَن قَدِش!


بعد درشکه‌چی از رضاشاه می‌پرسد: منو می‌برید زندان؟ رضاشاه: برو بالا! درشکه‌چی: تبعید می‌کنید؟ رضاشاه: بالاتر! درشکه‌چی: اعدام می‌کنید؟ رضاشاه: بِزِن قَدِش!


حمید رسایی توییت زده: بعد از ۴۷ سال تحریم اقتصادی، تحمیل جنگ نظامی، تبلیغات رسانه‌ای منفی، فتنه‌های متعدد، کشتار مردم و ...، حضور در قیام ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، بیش از ۳۴ میلیون نفر تخمین زده‌شد.

ساعت ۱۲:۳۸دقیقه یعنی حدود سر ظهر و اوج زمان راهپیمایی و پیش از توییت رسایی، روحانی ارزشی دیگری توییتی زده‌بود که «رنگ رخساره»‌اش خبر از حال درون راهپیمایی می‌داد.

احسان عبادی ضمن نقد به همه باحجاب‌ها و مسلمان‌های به‌قول او حجتیه‌ای نوشته بود: «
خانم بی‌حجاب و کم‌حجابی که امروز پای کار نظام بودی و ا‌ومدی، درد و بلات بخوره تو سر اون چادری با تفکر انجمن حجتیه‌ای خشک‌مغز متحجر. درد و بلات بخوره تو سر اون محجبه خودعمارپنداری که به فرماندهان عزیز شهید ما می‌گفت تعلل‌کار و ترسو».

همه ادبیات این توییت یک گزارش میدانی بود که امسال برخلاف همه سال‌های دیگر، خیلی از محبجه‌ها نیامده‌بودند، خیلی عماریون نیامده‌بودند. درواقع به نوشته این توییت خیلی از آن‌ها که تا سال قبل «پاکار» نظام بودند، امسال نیامده بودند.

عبادی ساعت ۱۲:۱۱ دقیقه بامداد در توییت دیگری نوشت: «انتخابات نیامد، اما راهپیمایی ۲۲ بهمن آمد، چون تمامیت ارضی کشور برایش خط قرمز است».


یعنی حضور در راهپیمایی امروز به‌گزارش این شاهد میدانی، از انتخابات هم کم‌تر بوده‌است. مشخص است که منظور نویسنده انتخابات دوم خردا ۸۶ یا انتخاباتی که به انتخاب‌شدن
«حسن روحانی» انجامید، نبوده و دو انتخابات اخیر منظور نظر بوده که پایین‌ترین میزان مشارکت بعد از انقلاب در آن ثبت شده‌است. 

با این وصف، راهپیمایی‌ای که در سال‌های قبل که همه ـ حتی اصلاح‌طلب‌ها ـ هم در آن شرکت می‌کردند و به ۳۴ میلیون نفر نمی‌رسید، چه‌طور امسال با این همه «نیامدن» از همه سال‌ها «بالاتر» بوده‌است؟
▪️
پس از توییت حمید رسایی و البته بسیاری از کاربران ارزشی ـ انقلابی که بنر ثابتی با عدد ۳۴ با فونت لاتین را به‌طور یک‌سان بازنشر کرده‌بودند، کانال تلگرامی رجانیوز نیز کلاه مشارکت را پس معرکه دید و ترجیح داد میران حضور مردم در راهپیمایی را ۴ میلیون کم‌تر و «تقریبی» ۳۰ میلیون نفر اعلام کند. هر چند دست‌کم ۱۰۰ برابر میزان واقعی حضور مردم بود. 

به نظر می‌رسد بنر مشترک از روز قبل برای تمرکز بر این عدد طراحی، و برای انتشار از ساعت ۱۴ به بعد در اختیار رسانه‌های هم‌سو قرارگرفته، اما ساعاتی پس از انتشار متوجه شدند که ظاهرا در برخی شعب صندوق اخذ جمعیت تعرفه کم آمده و راهپیمایی تمام شده، بنابراین ترجیح دادند در برخی رسانه‌ها میزان مشارکت را «تقریب» به ۳۰ میلیون اعلام کنند.

آمار تفکیکی متعاقبا به اطلاع ملت شریف ایران خواهد رسید. برو بالاتر!