رجانیوز و رازهای که نمیتواند نگوید
رجانیوز پس از یک نبرد تنبهتن با تسنیمنیوز و در حالی که هنوز از آسیبهای آن رهایی کامل پیدا نکرده، در مطلبی با عنوان «چرا دروغ و اهاننت علیه مصوبان مستقیم رهبری هیچ هزینهندارد» به نبرد یکتنه با یخش دیگری از آنچه رجا آنها را ـ نواصولگرایان ـ و درواقع هرچه رجانیوز را خوش نمیآمد پا گذاشت.
پیش از آنکه وارد بحث محتوایی در مورد این مطلب سراسر تناقض رجانیوز شویم، همین تیتر مطلب نشان میدهد رجانیوزها دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند، و به سیم آخر زدهاند. چه اینکه مخاطب این تیتر؛ صدر تا ذیل نظام و در أس آنها رئیسدستگاه قضا است که فعلا کسی جلودارش نیست.
این اشاره رجا به «گفوتگوهای دور دوم با دستور مستقیم رهبر انقلاب ممنوع شد»، برخلاف نظر حاجبابایی نائبرئیس مجلس است که گفته بود: «ما برای مذاکره و گفتوگو به اسلامآباد نرفتیم بلکه برای پیگیری تسلیم آمریکا در سازمان ملل به اسلامآباد رفتهبودیم».
این اشاره تأیید میکند که جمهوری اسلامی برای مذاکره به اسلامآباد رفته است لازم باشد برای حفظ نظام، نه فقط به اسلام میروند که خون هر کسی را هم میریزند «ولو جان ولیعصر».
رجا خودش را نماینده مردم و افکار عمومی فرض گرفته، و از قول آنها مدعی شده: «دقیقا در زمانی که افکار عمومی انتظار دارد نهادهای امنیتی با دروغبستن به منصوبان رهبری برخورد کنند» و بلافاصله یادآور شده: «عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس از فشار شعام به رسانههای انقلابی خبر میدهد!» این نشان میدهد در هر صورت حق با رجانیوز نیست.۱. رجانیوز نماینده افکار عمومی نیست. میزان دنبالکنندگان این رسانه در تمام شبکههای اجتماعی دهها برابر کمتر از همان تسنیمی است که تازه آن هم نماینده افکار عمومی تلقی نمیشود.
در انتخابات مجلسی که با پایینترین میزان مشارکت شکل گرفت، این دو رسانه در خط مقدم تشویق افکار عمومی به شرکت پرشور بودند. و پایینترین میزان مشارکت بعد از ۵۷ جواب افکار عمومی به آن تشویق و ترغیبها بود.
۲. مفروض که رجا نماینده افکار عمومی باشد، «افکار عمومی خواستار برخورد با «دروغ بستن مطلق» به هرکسی است، نه فقط «دروغ بستن به منصوبان رهبری».
۳. اما عضو کمیسیون امنیت ملی همین مجلس اقلیت هم خبر میدهد که آنچه افکار عمومی انتظار دارد محقق نشده و خبر از «فشار شعام به رسانههای انقلابی میدهد.» پس باز هم چمع صفر با هم صفر میشود.
اما اساسا داستان این است که شغال نبود و گرگ بود، یعقوب نبود و یوسف بود، سر منار نبود و ته چاه بود و الخ. اساسا اصل داستان گرگ و یوسف دروغ بود.
نکته بعد این است که بالاخره دایره شمول «بیبصیرتی» از جنشسبز و اصلاحطلبان، به ساکتان فتنه، بعد روحانی و ظریف و علی لاریجانی، و حالا قالیباف و تسنیم و مشرقنیوز و ... گسترش پیداکرده و بهزودی رجایی که نام و عکساش، و رئیسی که عکشش هدر و لوگوی رجانیوز است هم را هم شامل، و بصیرت در شخصیت جلی و جلیل «سعید جلیلی» خلاصه تنگ و ضیق خواهد شد.
آنچه رجانیوز از آن به اسکات مردم در خیابان نام میبرد، از اساس کذب محض است.
حدود نیم قرن تجمعات بزرگ در این کشور (سه سال پیش از انقلاب و ۳۷ سال پس از انقلاب) از میدان کوچک و تنگ انقلاب، و سایر معابر و میادین تهران آغاز، و به میدان با گنجایش چندده برابری «آزادی» و خیابانهای اطراف آن که قابل عکاسی با لنزهای معمولی هم بود ختم میشد.
کمتر از یکسال است تجمعات حکومتی از «آزادی» به «انقلاب» کوچ کرده، و عکاسی با نمای باز از آن تجمعات هم مموع است. اینکه تجمعات از آزادی به انقلاب و از روز به شب موکول شده، طابق قاعده انتشار شبنامه بهجای روزنامه، و بهتان و جعل و واروگونهگویی و کژتابی، بهجای واقعیت و شفافیت و عیان بودن است. هر چند آنرا که عیان است «حاجتی» به بیان «مهدی» نیست.
اشاره تلویحی به «تأیید ضمنی» نامه از سوی رجا نشانگر آناست که «چیزکی» بوده که از آن «چیزها» نقل میشود. البته چیزهای زیادی هست که حتما و بسیار بسیار زیاد هست، اما اینجا مهم اعتراف ناخواسته رجا به چیزکی است که به ادعای رجا حاوی محتوای «موهن» بودهاست.
پیش از همین اشاره رجا تأیید میکند که اینها «توان ظاهرسازی» ندارند ولی خوب و خیلی خیلی هم خوب؛ اثبات شیئ نفی ما عدا نمیکند همانگونه که رهبری سابق تأکید کردهبود: «بر فرض محال رابطه با آمریکا ... با دولت ترامپ هرگز»! ولی هم تصور محال ممکن شد هم تصویر آن!
اشاره تخفیفی و تحقیری رجا به «تریبونداران تازهکار این شبها» در نوع خود کمنظیر نیست، بینظیر است. بینظیر است که رجا همین جماعت شبکاره و شبباره و شبنامهای خلوت شب را هم «تریبونداران تازهکار این شبها» بخواند. میشود حدس زد اشاره رجا چندانکه طی یک هفته گذشته سابقه نواختن دارد «میثم مطیعی» باشد که رجا او را با تسنیم و مشرقنیوز با هم فرمالیده بود.
تأکید موکّد «برخی از توییتبازها و میکروفونبهدستهای این روزها و شبها» جای هیچ «خالی بهر خاله» وانمیگذارد، و نهایتا رجا ناخواسته اعتراف میکند از نفس مذاکره ناراحت نیست بلکه «منصوبان مستقیم رهبری شهید، شان و منزلت کمتری از منصوبان پزشکیان در مذاکرات دارند» ناراحت است.
.
آنچه روشنتر از خورشید است این است پزشکیان در انتخاباتی رأی آورد که علی لاریجانی فاقد صلاحیت تشخیص داده شد. و اگر او تأیید صلاحیت میشد، نه پزشکیانی رأی میآورد و نه مشارکتی به این اندازه در کار بود که کسی مثل دکتر «محمدعلی موحد» آبروی یکصد ساله خود را به پشتوانه کسی به میدان آورد که در برنامهها تبلیغی خودش «ذمتی بما اقول رهینه» میخواند و بعد بر کرسی که نشست، حتی وزیر راهاش را هم رهبری دستور میدهد.
پس پزشکیان نه منصوب مردم است، نه کسی را به نمایندگی از مردم منصوب کرده الا «جعفر» که استاداسدی تیم ملی باشد.
آنهایی هم که امروز به دائم میان اسلامآباد و عمان و روسیه و آنکارا در پرواز و سفر زمینی هستند، اولا بنا به ادهای خود پزشکیان، و دوم عرف ۴ دهه گذشته نمیتوانستهاند بدون رضایت رهبری نصب یا عزل شوند.
چنانکه ظریف مجبور شد اسعفایاش را در اینستاگرام منتشر کند، و استعفای پذیرفتهشده حیدر مصلحی به حکم حکومتی ملغی شد، و منوچهر متکی در سفر بود که برکنار شد. احمدینژاد حتی اجازه انتصاب یک رئیسدفتر مطابق میل خودش را نداشت. پزشکیان که جای خود دارد.
و آنانکه «دادند رفت»، فتحعلیشاه قاجار بود و ملامحمد مجاهد طباطبایی، و آنکه جلو از دسترفتن تبریز را به کیاست گرفت، «مرزا ابوالقاسم قائممقام فراهانی» داماد فتحعلیشاه بود که نوهاش محمدشاه داد او را چنان بکشند که خوناش بر زمین ریخته نشود. چون در حضور پدرش «عباس میرزا» مجاور ضریح امام رضا قسم خورده بود که خون شوهر عمه را نخواهد ریخت. هرچند که «هنگام خبهکردن چند قطره خون از دهاناش بر فرش چیکید.»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر