‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات‌دهم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات‌دهم. نمایش همه پست‌ها

شنبه، تیر ۰۶، ۱۳۸۸

ریس‌جمهور دهم کیست؟

امروز وارد پانزدهمین روز پس از برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران شدیم ولی هنوز تمام کشور به نوعی در تب وتاب انتخابات و حقایق تلخ بعد از آن قرار دارند. برای اولین‌بار ـ با نظر به تعداد فوق العاده کم تبریک‌ها به برنده دهمین انتخاب ـ می‌توان گفت؛ هنوز مراجع رسمی بین‌المللی و کشورهای خارجی انتخابات اخیر ایران را به رسمیت نشناخته‌اند. از طرفی تاخیر بیش از پیش قم در اعلام تبریک که تاکنون هم به قوت خود باقی است، عدم رسمیت داخلی را تایید می‌نماید.
دو کاندیدای این انتخاب به شدت به نتیجه و انچه رسما به عنوان نتیجه اعلام شده، به شدت تمام معترض می‌باشند. رد و تایید اخبار مربوط به بازپس‌گیری شکایت دیگر کاندیدای بازنده انتخابات هم به نوعی اعلام می‌کند؛ در شرایط فعلی ظاهرا طیف وسیعی از نیروهای نظام در کنار جمعیتی غالب از مردم کشور به انتخابات، سلامت برگزاری، و نتایج آن به دیده تردید می‌نگرند. حق با کیست؟
حقیقت آنست که بافرض قبول سلامت کامل برگزاری انتخابات و نتیجه اعلام شده با توجه به رفتار غیر اخلاقی ریس‌جمهور نهم و منتخب دهم در تبلیغات انتخاباتی و فرافکنی در قبول انتقادات شفاف و روشن مطرح شده توسط نخبگان و اتهام‌زنی به بعضی از رجال بزرگ و استوانه‌های اصیل نظام و اتکا به اتهاماتی که در هیچ دادگاهی ثابت نشده و پس از انتخابات نیز توسط رهبری نظام تقبیح شد و ... صلاحیت شخص آقای دکتر «محموداحمدی‌نژاد» بیش از پیش زیر سوال است، و با توجه به اینکه اکثر آرا نامبرده به دلیل همان رفتار سوء وی به سمت او سرازیر شده ظاهرا با نگاه شرعی نیز حرمتی برای این رای می‌توان متصور بود.
با چنین شرایطی آیا به راحتی می‌توان سکان امور اجرایی کشور را به آسانی به آقای «احمدی‌نژاد» سپرد؟ و آیا می‌توان از اینهمه وقت، هزینه و... گذشت و سرنوشت دیگری برای این اتفاق و انتخاب بزرگ تصور کرد؟
علی المدبر فتامل

+ علی مصلحی ; ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٦
اگر به خانه من آمدي،براي من اي مهربان چراغ بياور(1چراغ

چهارشنبه، مهر ۱۷، ۱۳۸۷

خاتمی نمی‌آید

من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم / محتسب داند که من این کارها کمتر کنم
از شروع دوره رهبري آقاي «خامنه‌اي» تاكنون، شرايط بدينگونه بوده است كه، وقتي دوره مديريت هر يك از روئساي سه قوه تمام مي‌شده، ريس مربوط در يكي از جايگاههاي: «حوزه مشاوران رهبري» يا «نماينده مقام رهبري در مجمع تشخيص مصلحت» يا «امام‌جمعه موقت تهران» كه شوراي سياستگذاري آن توسط رهبري انتخاب و اداره مي‌شود، انتصاب و مشغول بكار مي‌شده است. از آن زمان تا كنون اين قاعده يك استثنا داشته و آن شخص «ريس دولت هفتم و هشتم» آقاي «خاتمي» بوده است. به نظر مي‌رسد اراده‌اي قوي‌تر از اراده راي مردم و اراده اربابان علم و هنر و منطق كه دوره رياست جمهوري آقاي «خاتمي» را دوره درخشاني دانسته و خواستار رجوع به مديرت و تفكرات مديريتي او هستند وجود دارد، كه نه تنها چنان مديريت و تفكري را برنمي‌تابد، بلكه آن مديريت را مخرب دانسته و معتقد است در دوره «قحط الرجال» زندگي مي‌كنيم و از بزرگترين موهبت‌ها در اين دوره حضور شخص و تفكر آقاي دكتر «محموداحمدي‌نژاد» است.
از نظر اين اراده هرگونه دليل و مدرك علمي و منطقي كه به عنوان محكي براي مقايسه دوره‌هاي مختلف مديريت كشوري ارايه شود فاقد اعتبار است، و تنها مرجع محل اعتبار، گزارشها و آمارهاي ارايه شده آقاي دكتر «احمدي‌نژاد» و دوستان اوست.
در چنين شرايطي حضور «خاتمي» كه سهل است، حضور«افلاطون» هم كمترين بهانه و توجيهي براي دلبستن به «اصلاح» نيست.
«خاتمي » نمي آيد. «خاتمي» هنوز سر از آن دريايي كه در پيشاني انتخابات دوره هشتم رياست جمهوري براي صيد «دردانه عشق» در آن غوص كرد برنياورده است.
«پيش‌شرط‌هاي» «خاتمي» پيش از آنكه شرط باشد، بيان صريحي است كه : نه تنها من نمي‌آيم بلكه از دلبستگان «واقعي» مردم و نظام هم مي‌خواهم كه اجازه دهيد حداقل يك دوره ديگر آقاي «احمدي‌نژاد» رييس‌جمهور باشد.
عشق دردانه ست و من غواص و دريا ميكده / سر فرو بردم در آنجا تا كجا سر بر كنم