‏نمایش پست‌ها با برچسب صندوق‌ذخیره‌ارزی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب صندوق‌ذخیره‌ارزی. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، خرداد ۱۷، ۱۳۸۸

آی دزد

بار‌ها شنیده‌ایم و شنیده‌اید که در جایی جمعیت زیادی دنبال هم می‌دویدند و فریاد می‌زدند «آی دزد، آی دزد» در این هیاهو هیچکس دزد را نمی‌شناخت. 
در روزهای اخیر در تبلیغات انتخابات و اکثرا در مناظره‌ها آقای «احمدی‌نژاد» بیشترین داد را می‌زند که «آی دزد! آی دزد!» و جالب است که در تمام مباحث پس از ادعای اینکه دوره مدیریتی او در دولت نهم بهترین دوره ریاست جمهوری بوده و او موفق‌ترین ریسجمهور ایران از خلقت آدم به این طرف بوده‌است، تلاش می‌کند ملت ایران را متقاعد کند حداقل چهار سال دیگر نیز اجازه دهند او در جایگاه ریاست‌جمهوری ایران بماند تا راحت‌تر بتواند از پشت صندلی ریاست‌جمهوری ایران دنیا را مدیریت کند.
آمار رسمی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد: دولت نهم در مقایسه با تمام دوره‌های ریاست‌جمهوری قبلی بیشترین درآمد از محل فروش نفت را داشته است. همچنین در دوره ایشان بود که برای اولین‌بار یارانه حامل‌های انرژی از سبد هزینه خانوارهای ایرانی حذف و به خزانه دولت واریز شد. با این توصیف منابع و درآمدهای دولت به یکباره رشد تساعدی فوق‌العاده‌ای داشته است. از طرف دیگر دولت هفتم و هشتم (دولت اصلاحات) برای اولین‌بار حداقل بیست میلیارد دلار پول برای دولت در صندوق ذخیره ارزی ذخیره کرده بود (موجودی به علاوه تعهدات مقروضین به صندوق). 
با همه این درآمدهای افسانه‌ای، شما چهار سال پیش هر قرص نان تقریبا خوب را می‌خردید حداکثر ۱۵ تومان، امروز هر قرص نان بد را می‌خرید ۲۰تومان. 
دزد وقتی دید مردم به او نزدیک می‌شوند فریاد زد «آی دزد، آی دزد»

سه‌شنبه، آبان ۲۱، ۱۳۸۷

سنگ بزرگ روی دست راست

آقای دکتر «احمدی‌نژاد» در تبلیغات ریاست جمهوری خویش سنگ‌های بزرگی را برداشت و هر چه رندان روزگار متذکر شدند که سنگ بزرگ نشانه نزدن است؛ دردشان دیده و حرفشان شنیده نشد که؛ بیان «احمدی‌نژاد» گرم‌تر بود و چونان «کارل مارکس» نقطه ضعف و درد مردم را می‌دانست و دست درست روی نقطه حساس گذاشته بود.
 در حالی که دردمندان به بیداری توده‌ها از خواب غفلت گرسنگی می‌اندیشیدند؛ «احمدی‌نژاد» در خاموشی توده‌ها وغفلت دردمندان مانیفست یک ماده‌ای خود که: حضور "نفت سر سفره و لزوم احساس تغییرات قیمت نفت در سبد هزینه خانوارهای ایرانی" بود را منتشر می‌کرد. اگرچه سایر داوطلبین صندلی ریاست‌جمهوری نهم نیز به اندازه آقای دکتر «احمدی‌نژاد» درد و زخم را می‌شناختند؛ اما هیچکدام به اندازه وی خود را تنها ناجی ملت از فقر و فاقه اقتصادی معرفی نمی‌کرد و هیچکدام چون او بر طبل مشکلات اقتصادی و ضرورت توسعه اقتصادی بیش و پیش از توسعه فرهنگی و سیاسی نمی‌کوفت.
  «احمدی‌نژاد» ریس جمهور شد و دست بر قضا در چشم بر هم زدنی قیمت نفت به سقفی رسید که از استخراج و فروش اولین بشکه‌ها تا کنون بازار؛ چنین قیمت و چنین افزایش جهشی در قیمت را به ثبت نرسانده بود.
 سرمستی ناشی از سر ریز شدن دلارهای باد آورده کار خود را کرد و ریس‌جمهور جوان نتوانست در آیینه ببیند آنچه را که سالیان سال زمامدارن پیر قبلی در خشت خام - بی‌اعتباری قیمتهای جهشی وناگهانی کالاهایی که اقتصاد تک محصولی کشور‌های جهان سوم یا در حال توسعه بدان‌ها وابسته است - دیده بودند و به این منظور «صندوق ذخیره ارزی» و ارزش‌گذاری واقعی در بودجه برای قیمت کالایی که پیش‌بینی قیمت آن نمی‌تواند دقیق باشد را پیش‌بینی کرده بودند.
 به دستور ریس جمهوربانک‌ها موظف به پرداخت وام‌های تبصره‌ای شدند و دولت خود را موظف دید از از ثروت بادآورده جای خالی را پر کند. ولخرجی‌های غیرمنطقی و غیرضروری در تنظیم بوجه شروع شد و جشن مایه‌داری پیش از موعد برگزار شد. در چنین شرایطی آقای «احمدی‌نژاد» خود را موظف به نجات گرسنگان دنیا دید و سخنرانی‌ها شروع شد و به دنبال آن قطعنامه‌ها و تحریم‌ها و.... و به یک باره سرچشمه ثروت بادآورده خشکید و دولت مایه‌داری مستعجل. «احمدی‌نژاد» در حالی که بانی تنظیم چند قطعنامه تحریم برعلیه ایران در سازمان ملل بود و به واسطه سخن‌های نسنجیده متعدد کشور را به چالشی عمیق با یک اراده جهانی کشانده بود؛ چاره را در آن دید که برای عملی نمودن نیم‌بند وعده‌های خود چوب حراج برموجودی «صندوق ذخیره ارزی» که با خون دل اصلاحات جمع آوری شده بود زند و شد آنچه نباید می‌شد.
 امروز قیمت نفت کمتر از پنجاه دلار در هر بشکه است؛ صندوق ذخیره ارزی خالی است؛ سونامی اقتصادی جهانی اتفاق افتاده وعوارض آن در راه است و آقای «احمدی‌نژاد» سنگ سنگینی است روی دست جناح راست. به راستی تقصیر توده‌های غفلت زده‌ای که در خواب‌زدگی داوطلبانه به سر می‌برند چیست؟ و تقصیر اقلیتی بیدارکه عمرشان به تلاش برای بیداری دیگران سپری شده است؟
 امروز تاوان اشتباهات دیروز را می‌پردازیم. تا فردا فرصت مغتنمی هست می‌توانیم موتورهای خود را دقیق تنظیم کنیم تا به قول دوستی در شرایط سخت به روغن‌سوزی دچار نشویم. 
چنین باد. یا حق