‏نمایش پست‌ها با برچسب بلوف. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بلوف. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، فروردین ۳۰، ۱۴۰۵

سه خبر و دو ملاحظه

خبر نخست همین مجموعه پیامک‌هایی است که این‌روزها از سرشماره‌های «خبر»، «پرزیدنت» یا سازمان‌های متکثر اطلاعاتی و امنیتی، بدون اجازه کاربران برای آن‌ها فرستاده می‌شود.

مضمون واحد آن خلاصه این است که: «آمریکا درب و داغون شد، همه دارند استعفا می‌دهند، کنگره یک‌سره استیضاح دولت و اعضای کابینه را اعلام وصول می‌کند، خسارات آمریکا در این جنگ‌ها در طول تاریخ بی‌نظیر بوده، زیان‌های اقتصادی دارد کمر آمریکا را می‌شکند و ضمنا آمریکا دائم باید به اسرائیل و راست‌افراطی حاکم بر آن گزارش بدهد».

خبر دوم مربوط به تعیین پاداش و بالابردن میزان آن، برای کسانی است که دستگاه‌های ماینر موجود در ایران را شناسایی و به مقامات انتظامی یا امنیتی گزارش داده و پاداش بگیرند.

خبر سوم هم مربوط به ادعای خبرگزاری‌های آمریکایی است که خلبان دوم جنگنده سرنگون‌شده این کشور، پس از چند روز با استفاده از یک فناوری فوق‌پیش‌رفته که تمام صداهای محیطی را خاموش، و فقط صدای ضربان قلب یک آدم منحصربه‌فرد (همان خلبان) را تشخیص می‌دهد، پیدا شده و به آمریکا منتقل شد.

ملاحظه ۱. آمریکا قادر است از فاصله بیش از ۱۰ هزار کیلومتری ضربان قلب یک شهروندش را در ایران شناسایی، و بر اساس آن موقعیت او را تشخیص داده و به‌آسانی بیاید و او را به‌سلامت برداشته و به کشورش منتقل کند، آب هم از آب تکان نخورد.

این ملاحظه بیش از ۹۰٪ ادعاهای پیامک‌های خبر نخست را نقش بر آب می‌کند.

ملاحظه ۲. جمهوری اسلامی که بر اساس سند چشم‌انداز ۲۰ ساله قرار بود تا پایان ۱۴۰۴ (یعنی یک‌ماه پیش) قدرت نخست نظامی، اقتصادی، فناوری، علمی و فرهنگی منطقه شود، هنوز قادر به رصد و تشخیص فرکانس‌های send و receive
شده از دست‌گاه‌های استارلینک یا سیم‌کارت‌های سفید خودش که شاید در فاصله ۱۰ متری رمزارز استخراج می‌کنند نیست.

مثل دوران تاریکی، چراغ‌بادی به‌دست از مردم می‌خواهد علیه هم‌دیگر جاسوسی کنند. 

جمعه، شهریور ۰۹، ۱۴۰۳

پرنده‌ اسرائیلی به ایران بیاید فرودگاهی برای برگشت ندارد

سید «مجتبی میردامادی» امام جمعه موقت اصفهان در خطبه‌های نمازجمعه این شهر که در مصلای بزرگ اصفهان برگزار شد اظهار داشت: امروز به واسطه توان‌مندی‌های دفاعی کشور از جمله پدافند هوایی می‌گوئیم که نه‌تنها اسرائیل بلکه آمریکا، انگلیس، آلمان و فرانسه جرأت نگاه کج به کشور ایران را ندارند.

میردامادی ادعاکرد: امروز اگر هواپیما یا پهپادی از کشوری مثل رژیم صهیونیستی به سمت ایران بیاید، اولاً دیگر راه بازگشت ندارد، ثانیاً اگر بازگردد دیگر فرودگاهی وجود ندارد که بخواهد در آن فرود بیاید.


وی گفت: افتخار می‌کنیم به رهبر فرزانه، حکیم و دانشمندی که تمام این‌ها به برکت رهنمودهای ایشان محقق شده و امروز کشور به نقطه‌ای رسیده که هیچ کشوری در هیچ کجای دنیا نمی‌تواند نگاه بد به ایران داشته باشد.


امام جمعه موقت اصفهان گفت: اگرچه شهید اسماعیل هنیه که ۶۰ نفر از خانواده خود را از دست داده بود در کشور ما به دست مزدوران تروریست شهید شد، اما هنوز انتقام این شهید بزرگ‌وار گرفته نشده است و مطمئن باشید
اگر روزی فرمانده کل قوا صلاح دانستند اسرائیلی روی کره زمین باقی نخواهد ماند.

وی افزود: رهبر انقلاب در دیدار با اعضای دولت ۱۳ توصیه به آن‌ها کردند، اول شکر الهی برای نعمت خدمت بود، در اسلام مقام افتخار نیست بلکه خدمت افتخار است و اگر کسی با قدرتش به مردم خدمت کرد ارزش دارد.


میردامادی اظهار داشت: در جنگ تحمیلی ما یک ضدهوایی نداشتیم، دشمن هر نقطه‌ای که می‌خواست را می‌زد. اما امروز ارتش و سپاه و مردم ارزش‌مند ما که تقوا فکرشان را باز کرده است، مملکت را به‌عنوان بزرگ‌ترین قدرت دنیا قرار داده‌اند، بنابراین از این نعمت باید استفاده کرد.


امام‌جمعه موقت اصفهان
انرژی هسته‌ای را از کارهای زیرساختی دانست و به دولت تاکید کرد: شما که قول عدالت و رفع تورم دادید باید به‌فکر کارهای فوری مانند گرانی و تورم باشید و صداقت و توان و امید خود را به منصه ظهور برسانید.

یکشنبه، مرداد ۱۷، ۱۳۸۹

اینجا چه خبر است؟

روزنامه «کیهان» در پاسخ به اظهارات آقای «مشایی» و تکذیبه ارسالی با امضای «"حسن بوشهریان"سرپرست ادره کل روابط عمومی» همایش ایرانیان خارج از کشور، توضیحاتی در شماره امروز خود منتشر نموده که جالب توجه و در عین حال حائز اهمیت بسیار است.
در پی برگزاری «همایش بزرگ ایرانیان خارج از کشور» با مدیریت ریس دفتر ریس جمهور، و دعوت از «هوشنگ امیر احمدی» ایرانی مقیم آمریکا در این همایش، روزنامه «کیهان» در یادداشت روز دوشنبه یازدهم مردادماه خود در مقاله ای با عنوان «آنجا چه خبر است» به قلم «حسین شریعتمداری» نماینده ولی فقیه در این روزنامه، به «... مقدمه چینی ها،زمینه سازیها،هزینه های چند ده میلیارد تومانی و بی حساب وکتاب، رایزنی های داخلی و خارجی، تهدیدها و تشویق ها، هویت برخی از ایرانیان دعوت شده،سوابق سوء و شناخته شده چند تن از دست اندرکاران اصلی همایش، صدور دستورالعمل ها و امریه ها خطاب به این دستگاه دولتی و آن مرکز امنیتی که مبادا...و خبر های مشابه دیگر...» به شدت اعتراض نموده و ضمن آنکه تلاش می کرد تمام اتفاقات واقع شده و در شرف وقوع این همایش را به دور از اطلاع و رضایت ریس جمهور و مجموعه حاکمیت نشان دهد اظهار امیدواری کرد که «...برادر ارجمندمان جناب اقای دکتر احمدی نژاد ریس جمهور مردمی و متعهد کشورمان از سوءاستفاده کسانی که با بینش و منش ایشان هیچ نسبتی ندارند، و برای بهره گیری از همایش یاد شده کیسه دوخته اند جلو گیری کنند»
اما ظاهرا نه ریس جمهور مردمی و متعهد کشور!! از این اتفاقات و اتفاقات در شرف وقوع، آنچنانکه «کیهان» سعی در القا آن داشت بی اطلاع بود، نه مجموعه حاکمیت. هیچکدام هم هیچگونه مخالفتی نداشتند با آنچه آن روزنامه «...نه فقط تاسف آور، بلکه سئوال برانگیز و نگران کننده... و از احتمال بروز رخدادی ناخوشایند حکایت می کرد...» می خواند.
به همین دلیل بدون کمترین حساسیتی از طرف ریس جمهور و و مجموعه تحت امر او و مجموعه عوامل اطلاعاتی، همایش به خیر و خوشی وبه سلامتی آقای «مشایی»و به کوری چشم همه دشمنان ایشان برگزار و به سرانجام رسید.
در این میان اما عکس العمل مهمان خوانده ای که در ساعتهای اولیه حضور در تهران به ناگاه «ناخوانده» معرفی شد و علیرغم تلاش برگزار کنندگان مراسم از موضوع اطلاع پیدا کرد بسیار جالب تر از سرگذشت دوستانی است که به این زودی بر سر تقسیم غنایم کودتای بیست و دوم خرداد 88 اینگونه به سمت یکدیگر اتهام افکنی می کنند و به زودی به سوی همدیگر اسلحه خواهند کشید.
«هوشنگ امیر احمدی» ایرانی مقیم آمریکا که بر اساس اسناد منتشره «کیهان» از طرف برگزار کنندگان به این همایش دعوت شده و همه درگیری و ناراحتی های «کیهان» و همراهانش به اعتراض به دعوت او فرو کاسته شد و مسئولین همایش در واکنش به اعتراضات آن روزنامه و همراهانش اعلام کرده بودند که وی به این همایش دعوت نشده، در روز دوم برپایی همایش تهدید کرد چنانکه مسئولین بر پایی همایش مسئولیت دعوت او را بر عهده نگیرند؛ فردا دعوت نامه وکارت مخصوص حضور در همایش خود را علنی خواهد نمود، اما پیش از آنکه چیزی راافشا نموده یا دعوتنامه ای را علنی نماید، کشور را به مقصد محل اقامت دائم خود «آمریکا»ترک کرد و حتی چند روز بعد که مهمان شبکه ماهواره ای «bbc» بود هم در مقابل سئوال مجری تلوزیون مذکور در مورد دعوت شدن یا نشدن خود، به ایران، از پاسخگویی طفره رفته و پاسخ سئوال تلوزیون مذکور را به دولت ایران حواله داد.
این مهمان جنجالی و بلوف زن در شرایطی که متهم به خیانت به ملت ونظام می باشد و طی اظهاراتی مسئولین جمهوری اسلامی را «عقب افتاده و خونخوار وقاتل وجانی» معرفی نموده، به راحتی به کشور تردد می نماید، در زمان حضورش در کشور مسئولین برگزاری یک همایش را علنا تهدید به افشاگری می نماید وبه راحتی هم از کشور خارج می شود تا مسئولین همایش با خیال راحت به روزنامه «کیهان» متذکر شوند که افشاگری آنها «مستند به یک تصویر جعلی است» و بلافاصله و با تحکم درخواست نمایند که متن جوابیه آنها."به مطلب مندرج در آن روزنامه به تاریخ 89/5/14با عنوان«مشایی: امیر احمدی را دعوت نکرده ایم،متن دعوت نامه درکیهان امروز»" را جهت تنویر افکار عمومی و و حسب قانون مطبوعات در روزنامه چاپ نماید.
«کیهان» این جوابیه را چاپ نموده و توضیحات خود را نیز که بسیار جالب توجه و ارزشمند است به آن پیوست نموده است.
جوابیه مذکور چنانچه قید شد به امضای «سرپرست اداره کل روابط عمومی» همایش تنظیم شده اما جوابیه روزنامه خطاب به آقای «مشایی» است و مجددا همچون تلاش نافرجام نوشته پیشین تلاش نموده است دامان ریس جمهوری از اتهامات ذکر شده را پاک نشان داده، همه تقصیرها را به گردن ریس دفتر و نماینده تام الاختیار ایشان در همایش بیاندازد.
«جوابیه» ادعا می کند متن دعوت نامه منتشر شده در روزنامه «کیهان» جعلی است و روزنامه «کیهان» از مسئولین همایش دعوت می کند که برای اثبات ادعای خود مبنی بر جعلی بودن سند «کیهان» «متن چند ایمیل دیگر که برای سایر دعوت شدگان ارسال کرده است را منتشر کند تا مردم با مقایسه آن ایمیل ها و ایمیل منتشر شده در کیهان دروغگو را بشناسند» وبسیار جالب توجه در ابتدای این دعوت؟؟؟ تهدید می فرمایند که «اگر جرات دارند» چنین دعوتی را اجابت کنند. در ادامه به خوانندگان خود با اشاره به داستان چاپ اسکناس 32 تومانی ضمن متهم کردن جریان مشایی به «جعل سند» اطمینان می دهند که خاطرتان جمع باشد کسی نمی تواند کلاه از سر کلاه بردار! بردارد.
کیهان در ادامه یک گام بلند برداشته و با چاپ پاسخ «هوشنگ امیر احمدی» به ایمیل دعوت مسئولین همایش از آقای «مشایی» توضیح می خواهد غافل از آنکه مخاطبان نامحرم و البته آگاه آن روزنامه بلافاصله خواهند پرسید: چگونه روزنامه «کیهان» و مسئولین آن به آرشیو ایمیل یک نهاد دولتی که قاعدتا باید گذرواژه و رمز عبور آن در اختیار شخص خاصی باشد، دسترسی داشته اند؟ البته پر واضح است که مخاطبان نامحرم «کیهان» جواب این سئوال خود را به خوبی می دانند اما آنکه پس از رویت این متن در بهت و حیرت فرو رفته؛ مسئولین برگزاری همایش هستند که در نتیجه غفلت و فساد عمیق متوجه اتفاقات اطراف خود نیستند.
این متن ایمیل آقای «امیر احمدی» در پاسخ به ایمیل مسئولین برگزاری همایش است:
«ضمن سلام و تشکر از پذیرش درخواست بنده برای شرکت در همایش بزرگ ایرانیان خارج از کشور، اطلاعات داده شده در فرم ثبت نام صحیح می باشد. اینجانب بلیط خود را خریداری نموده ام و اطلاعات آن را هم به پیوست این ایمیل دوباره می فرستم.برابر مقررات شما هزینه بلیط را در ایران دریافت خواهم کرد.
ارادتمند
هوشنگ امیر احمدی»
این ایمیل نشان می دهد که حق تا حدودی با ریس دفتر ریس جمهور و مسئول برگزاری همایش است و آقای «امیر احمدی» قبل از آنکه از سمت طرف ایرانی به همایش مذبور دعوت شود خود اقدام به درخواست حضور نموده و پس از پذیرش طرف ایرانی با ارسال این ایمیل مراتب تشکر خود را اعلام نموده است و پس از آنکه حضور او در ایران با عکس العمل اعتراضی گروهی و در مقابل سکوت وتکذیب دعوت کنندگان همراه شده، ترجیح داده در یک بازی برد برد و یک معامله پنهانی به «کیهان» نزدیک شده و متن ایمیل دریافتی و پاسخ ارسالی خود به آن را در قبال امتیازاتی در اختیار «کیهان» قرار دهد. و حالا کیهان احساس می کند بزرگترین برگ برنده برای فشار بر «احمدی نژاد» برای برکناری «مشایی» را در اختیار دارد.به همین دلیل است که در نوشته خود به راحتی ریس دفتر ریس جمهور یعنی شخص دوم مملکت را متهم به «جعل» و «دروغگویی» نموده و از او دعوت می نماید که آگر جرات دارد!!! با «کیهان» در افتد.
اما دقت کنید که هم «کیهان» هم آقای «امیر احمدی» و هم همایشی ها آنقدر از گافها و سوء استفاده ها بر علیه همدیگر ذوق زده بوده اند که فراموش کردند آثار چرم را پاک نمایند.
درمتن جوابیه «سرپرست ادره کل روابط عمومی» هیچ نامی از «هوشنگ امیر احمدی» برده نمی شود و به استثنا قسمت ابتدای جوابیه که به متن یادداشت «کیهان» اشاره می کند در تمام موارد از آقای «امیر احمدی» به عنوان «نامبرده»«شخص مورد نظر»«فرد موصوف»«فرد مورد نظر» یاد می شود، این در حالی است که در متن توضیحات «کیهان» قضیه کاملا برعکس می باشد و در تمام موارد به نام ایشان اشاره می شود.
حالا نوبت آقای «امیر احمدی» است که در یک برنامه تلوزیونی زنده در تلوزیون «بی بی سی فارسی» ظاهر شده و مجری برنامه که تمام تلاش خود را برای یافتن این پاسخ که آیا ایشان به همایش دعوت شده بود یا خیر را؟ ناکام بگذارد.
اما برگردیم بر سر دلیل دیگری؛ «کیهان» در متن توضیحات خود به «IP» ایمیلها اشاره می کند و اینکه همه از یک کامپیوتر واحد ارسال شده است.اینکه در بین مهمانان همایش کسانی با آقای «شریعتمداری» دوست صمیمی بوده اند و «IP» ایمیل خود را در اختیار ایشان قرار داده اند، نه تنها بعید نیست بلکه کاملا محتمل است. اما «کیهان» و آقای «شریعتمداری» به «IP» ایمیل آقای «امیر احمدی» چگونه دسترسی پیدا نموده اند؟
این سئوالی است که «شریعتمداری» گمان می کند فقط او جواب آن را در اختیار دارد. و از این بابت این روزها در پوست خود نمی گنجد.
و اما آقای «شریعتمداری» پس از آنکه اسناد خود را برای فشار بر « احمدی نژاد» برای برکناری «مشایی » ارائه نمود و در جواب، خند تمسخر «احمدی نژاد» را دریافت نمود تازه متوجه خواهد شد برگ برنده ای که «امیر احمدی» در اختیار او گذاشته، سالها پیش تر از اینها رو شده و آس آخر دردستان «مشایی» است.
می توانید قیافیه «شریعتمداری» را تصور نمایید؟
این نوشته در خبرنگاران سبز
این نوشته در جرس
لینک نوشته در بالاترین

شنبه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۸۹

خیمه شب بازی

روزنامه «کیهان»در تاریخ 78/2/1 در مطلبی تحت عنوان «درخواست استفاده از عامل سیا» در ستون خبر ویژه نوشت که آقای «هوشنگ امیر احمدی» با مساعدت آقای «رحیم مشایی» در ایران است.
نزدیک به دو سال بعد از پخش این خبر توسط روزنامه «کیهان» و در بهمن ماه گذشته آقای «مشایی» مشاور و ریس دفتر رییس جمهور، در جلسه هفتگی «جامعه اسلامی وعاظ » و در پاسخ به سئوالی در مورد «هوشنگ امیراحمدی» گفت:« خدا شاهد است كه اين دروغ است من به همين جهت عليه روزنامه كيهان شكايت كرده‌ام و حتما اين روزنامه محكوم خواهد شد.اگر اين روزنامه محكوم نشود من مسلمان نيستم. چون دروغ بسيار بزرگي را نوشته است».
کمتر از دو هفته پیش دادگاه مطبوعاتی روزنامه «کیهان» در پی شکایتهای متعدد و از جمله شکایت آقای «مشایی» برگزار وبا صدور حکم برائت از تمامی موارد اتهامی به کار خود پایان داد.حالا باید «جامعه اسلامی وعاظ» تشکیل جلسه داده و آقای «احمدی نژاد» را به علت انتساب یک غیر مسلمان به سمت ریاست دفترخود مواخذه نمایند.اما اخیر یک مقام مشابه آقای «مشایی» در پاسخ به اتهاماتی متفاوت با اتهامات آقای « مشایی» و در پاسخ به نگرانیهای همان «جامعه اسلامی وعاظ تهران»ادعای جالبی نموده است. ادعایی در راستای ادعای آقای «مشایی»
واما پس از آنکه آقای «عبدالله رمضانزاده» استاندار اسبق کردستان در دوره اصلاحات، اتهاماتی را متوجه آقای «محمد رضا رحیمی» استاندار اسبق همان استان در دوره سازندگی و معاون اول ریس جمهورتقلبی امروز کرد و پاسخی جز زندان دریافت نکرد، اخیرا آقای «الیاس نادران» نماینده حامی ریس جمهورتقلبی در مجلس اتهاماتی مشابه و البته سنگین تررا متوجه نامبرده نمود و پس از آن چند تن از نمایندگان دیگر اصولگرا از جمله آقایان «توکلی» و «زاکانی» نماینگان اصولگرا و طرفدار آقای «احمدی نژاد» و «مطهری» نیز با ایشان در طرح و توجه اتهام همراه شدند. اما طرح آن اتهامات بزرگ، کوچکترین واکنش و توضیحی را به دنبال نداشت یا دستکم تاکنون به دنبال نداشته است.
اما پس از آنکه با همان عملیات مخصوص پشت پرده آبها از آسیاب افتاد، آقای «رحیمی» اخیرا به حرف آمده و در واکنش به اتهامات آقایان نماینده ، ادعا نموده است که :«اگر یکی از این اتهامات ثابت شود حاضرم دستم را قطع کنم».
البته که همانطور که در مورد کیهان و آقای «مشایی» اتفاق افتاد و تمام حساسیت «جامعه اسلامی وعاظ» تمام شد و آب از آب هم تکان نخورد، در مورد اخیر هم همین اتفاق خواهد افتاد . اما دیری نمانده است تا پرده از روی این عروسکهای «خیمه شب بازی» فرو افتاد وحقیقت چهره های دروغین شان بر ملا شود. اما آنروز مردم چونان امروزتنها تماشاگران ساده «خیمه شب بازی » نخواهند بود.
مطالب مرتبط:
نامه آقای نادران به آقای رحیمی
همه چیز در مورد آقای رحیمی

جمعه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۸۹

لحاف ملا

ظاهرا دوره حساسیت آقای دکتر «احمدی نژاد» به ثروت های بادآورده و دانه درشتها و پیگیری سوء استفاده های مالی آقازاده ها و ... تمام شده و «مدیرت جهان» فرصت رسیدگی به امورجزئی از این دست را به ایشان نمی دهد.
حامیان پروپا قرص و رای دهندگان به این «مردی از جنس مردم» هم اینروزها یا شعارهای آنروزهای آقای دکتر را فراموش کرده اند، و یا از نزدیک در جریان برنامه های متعدد ایشان برای «مدیریت جهان» قرار دارند و باتوجه به شلوغی برنامه ها توقع پیگیری شعارها در باره «ثروت های باد آورده » و « فساد مالی بعضی دانه درشتها» و... از ایشان را ندارند.
اگر فراموش نکرده باشید آقای «احمدی نژاد» در شب سیزدهم خرداد ماه گذشته و در مناظره رودررو با «میر حسین موسوی» در یک اقدام زشت وبه قصد تخریب شخصیت رقیب، با طرح اتهاماتی بر علیه آقای «ناطق نوری» و فرزندانش و همچنین فرزندان آقای «هاشمی» در هیئت اولین مصلح اجتماعی بزرگ و حامی فعال محرومان ومستضعفان، ظاهر شد و رقیب را به همراهی با نامبردگان متهم کرد. اتهامی که پیش از طرح، واهی و کذب بودنش مشخص بود.
پس از انتخابات طرفداران ایشان، طرح اتهام در مورد آقای «ناطق نوری» را به سکوت برگزار کردند همچنانکه خود ایشان(ناطق نوری) نیز ترجیح داد و سفارش شد که بهتر است در قبال این هتک حیثیت اجتماعی- که جدای از آبروی نامبردگان بازی خطرناکی بود و باید در جامعه سالم بر علیه مطرح کننده اتهام و به قصد تنویر افکار عمومی و جلو گیری از شیوع بیمار گونه این نوع اتمام زنی و شبهه افکنی ها به عنوان یک نا بهنجاری اجتماعی ،اقامه دعوا می شد که نشد!-،سکوت کند.
در مورد آقای «هاشمی» اما اوضاع کاملا متفاوت بود و از همان لحظات ابتدای طرح اتهام تاکنون شخص ایشان و مجموعه خانواده و نزدیکانشان کانون توجه رسانها بوده و طرفداران آقای «احمدی نژاد» بارها و بارها از تریبونهای متعدد ضمن تخریب مجددایشان خواستار پیگیری قضایی اتهامات مطرح شده توسط آقای «احمدی‌نژاد» در مناظره سیزدهم خرداد88 شدند.درخواستهای مکرر کار را بدانجا کشاند که حکم جلب آقای «مهدی هاشمی» توسط دادستانی تهران صادر و از طریق تمام رسانه‌های داخلی و خارجی منعکس شده و روی آن مانور سیاسی خاصی نیز داده شد.اما همه می‌دانشتند که آقای «مهدی هاشمی» که دانشجوی دوره دکتری در دانشگاه آزاد ایران است از ماه‌ها قبل به بهانه ادامه تحصیل تا اخذ مدرک دکتری از ایران خارج و هم بنا به اظهارات شخص خودش و هم اظهارات شفاف پدرش قصد مراجعت دوباره به ایران را ندارد. حکم جلب ایشان پس از این اظهارات صادر شده بود.
به فاصله یک ماه پس از صدور حکم بازداشت و جلب آقای «مهدی هاشمی» اخیرا همسر و دو فرزند ایشان هم به سلامتی کشور ایران را به قصد پیوستن به ایشان در کشور انگلیس ترک نمودند. و در این میان نه تنها آب از آب تکان نخورد بلکه همان مشغولیت بسیار شدید آقای «احمدی‌نژاد» به پروژه «مدیریت جهان» اجازه نداد تا ایشان از این خروج مطلع شود تا درباره آن به مدافعین و طرفدارن خود توضیح دهد و البته عرض کردم طرفداران ایشان هم به شلوغ بودن سر ایشان واقفند و به همین دلیل اصلا خواستار هیچگونه توضیح یا موضع‌گیری از طرف ایشان هم نیستند و البته اکنون دوره آب گل‌آلود انتخابات و رقیب پاک دستی چون «میرحسین» هم سپری شده‌است.
«ملا‌نصرالدین» به اتفاق همسر محترمه روی پشت بام منزل خوابیده بودند که در کوچه جنگی درگرفت. شب سردی بود، ملا پتو به خود پیچیده به کوچه آمد. طرفین دعوا، دعوا فراموش کرده پتوی ملا را دزدیده و متواری شدند دعوا هم خوابید. ملا بدون پتو نزد همسر برگشت .همسرش پرسید دعوا بر سر چه بود . ملای بخت برگشته فرمودند : بر سر لحاف ملا!

یکشنبه، خرداد ۱۷، ۱۳۸۸

آی دزد

بار‌ها شنیده‌ایم و شنیده‌اید که در جایی جمعیت زیادی دنبال هم می‌دویدند و فریاد می‌زدند «آی دزد، آی دزد» در این هیاهو هیچکس دزد را نمی‌شناخت. 
در روزهای اخیر در تبلیغات انتخابات و اکثرا در مناظره‌ها آقای «احمدی‌نژاد» بیشترین داد را می‌زند که «آی دزد! آی دزد!» و جالب است که در تمام مباحث پس از ادعای اینکه دوره مدیریتی او در دولت نهم بهترین دوره ریاست جمهوری بوده و او موفق‌ترین ریسجمهور ایران از خلقت آدم به این طرف بوده‌است، تلاش می‌کند ملت ایران را متقاعد کند حداقل چهار سال دیگر نیز اجازه دهند او در جایگاه ریاست‌جمهوری ایران بماند تا راحت‌تر بتواند از پشت صندلی ریاست‌جمهوری ایران دنیا را مدیریت کند.
آمار رسمی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد: دولت نهم در مقایسه با تمام دوره‌های ریاست‌جمهوری قبلی بیشترین درآمد از محل فروش نفت را داشته است. همچنین در دوره ایشان بود که برای اولین‌بار یارانه حامل‌های انرژی از سبد هزینه خانوارهای ایرانی حذف و به خزانه دولت واریز شد. با این توصیف منابع و درآمدهای دولت به یکباره رشد تساعدی فوق‌العاده‌ای داشته است. از طرف دیگر دولت هفتم و هشتم (دولت اصلاحات) برای اولین‌بار حداقل بیست میلیارد دلار پول برای دولت در صندوق ذخیره ارزی ذخیره کرده بود (موجودی به علاوه تعهدات مقروضین به صندوق). 
با همه این درآمدهای افسانه‌ای، شما چهار سال پیش هر قرص نان تقریبا خوب را می‌خردید حداکثر ۱۵ تومان، امروز هر قرص نان بد را می‌خرید ۲۰تومان. 
دزد وقتی دید مردم به او نزدیک می‌شوند فریاد زد «آی دزد، آی دزد»