‏نمایش پست‌ها با برچسب تحریم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تحریم. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، فروردین ۱۲، ۱۴۰۵

تحریم‌های جدید اتحادیه اروپا و آمریکا

مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اعلام کرد: «این اتحادیه از قبل تحریم‌های گسترده‌ای علیه ایران اعمال کرده، اما امروز ما به توافق سیاسی برای گسترش  تحریم‌های خود و هدف قراردادن مسئولان نقض آزادی دریانوردی نیز دست یافتیم.»

به گزارش ایسنا به‌نقل از اسپوتنیک؛ «کایا کالاس» شام‌گاه سه‌شنبه در کنفرانس مطبوعاتی در لوکزامبورگ گفت: «اگر درگیری امشب از سر گرفته شود، هزینه بسیار زیادی برای همه خواهد داشت. به‌همین دلیل مهم است که دور بعدی مذاکرات برگزار شود.»

 کالاس خواستار برگزاری دور جدیدی از مذاکرات بین ایالات متحده و ایران قبل از اتمام مهلت
آتش‌بس شد.

وی با تاکید بر این‌که آزادی دریانوردی در تنگه هرمز «قابل مذاکره نیست» تصریح کرد: «عبور و مرور از طریق این تنگه باید رایگان باقی بماند.»

هم‌چنین «سی‌ان‌ان» از قول وزیر خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد: «ایران باید به‌خاطر اخاذی از بازارهای جهانی انرژی و هدف قراردادن بی‌هدف غیرنظامیان با موشک و پهپاد پاسخ‌گو باشد.»


 «اسکات بسنت» گفت: این تحریم‌ها یک شرکت مستقر در ترکیه را به‌لیل ارسال «صدها محموله پنبه» به یک شرکت ایرانی که از قبل تحریم شده‌بود، هدف قرار داد.


به گفته وزارت خزانه‌داری آمریکا، «پنبه به نیتروسلولز تبدیل می‌شود که برای به‌بود عملکرد موتورهای موشک با سوخت جامد استفاده می‌شود و از طرفی، موتورهای موشک با سوخت جامد معمولا برای موشک‌های بالستیک استفاده می‌شوند».


وزارت خزانه‌داری آمریکا همچنین چند نفر مرتبط با
ماهان‌ایر را به‌دلیل آن‌چه «ارائه پشتیبانی به نیروی قدس سپاه» خوانده می‌شد مورد تحریم قرار داد.

به گزارش ایسنا،
«محمدباقر قالیباف» رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیئت مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی در پیامی در شبکه X اعلام کرد که ایران تحت فضای تهدید مذاکره نمی‌کند.
◾️
جمهوری اسلامی بیش از دو دهه است که مورد شدیدترین تحریم‌های بین‌المللی از سوی آمریکا، اروپا و سازمان‌های بین‌المللی است، و کادرهایی در سطوح مختلف کشوری و لشکری این کشور از مردم می‌خواهند که در نمازشب‌ها دعا کنند آمریکا بیش‌تر ایران را تحریم کند. 


احمدی‌نژاد
رئیس‌جمهور اسبق جمهوری اسلامی هم تحریم‌ها را کاغذپاره می‌خواند و مدعی بود مردم ایران هم نمی‌دانند تحریم یعنی چه. وی به گویش ترکی آذری تحریم را تمسخر و می‌گفت مردم می‌گویند: «تحریم نمنه‌دی»!

دوشنبه، مهر ۱۴، ۱۴۰۴

برجام را ایران آتش‌زد یا ترامپ پاره‌‌کرد

 در ماه‌های گذشته، اظهارنظر‌های مختلفی از مقامات و نزدیکان دولت دوازدهم در رسانه‌ها منتشرشد که در آن ادعا شده بود: دولت دوازدهم در بهار ۱۴۰۰ تنها یک امضا تا دست‌یابی به توافق هسته‌ای فاصله داشت، ولی عده‌ای نگذاشتند تا به‌زعم این افراد، پایان دولت حسن روحانی با «موفقیت» تمام نشود.

«مهدی مجاهد» که در دولت رئیسی، معاون پیگیری‌های ویژه دفتر رئیس‌جمهور بوده در پاسخ به این ادعا نکاتی را به این شرح در کانال شهید جمهور مطرح کرده‌است:

۱. این ادعا کاملاً غیرواقعی و دروغ محض است. اولاً، اگر چنین توافقی در آن برهه حساس وجود داشت، چه دلیلی داشت که خود دولت پیشین آن‌را امضا نکند؟ مگر آن‌ها در آن روز‌های پایانی، برای هیچ یک از تصمیمات خود از آقای رئیسی یا مقامات دیگر کشور مشورت یا اجازه می‌گرفتند؟ خیر. 

 ۲. ثانیاً، شهید رئیسی با حرکتی کاملاً حکیمانه و به‌منظور جلوگیری از هرگونه دوگانگی در تصمیم‌گیری و مدیریت امور کشور، به‌طور کامل از حضور در دولت و حتی دخالت در امور مرسوم و عادی پرهیز کرده و تأکید داشتند که تا روز تنفیذ، تنها یک فرمانده واحد اجرایی در کشور وجود دارد و آن‌هم آقای روحانی است و حتی ایشان از روزی که رأی آورد تا روزی که تنفیذ انجام شد (حدوداً ۴۵ روز) در نهاد ریاست‌جمهوری پا نگذاشت. 


علاوه بر این، دولت پیشین (دوازدهم) تلاش می‌کرد در روز‌های پایانی به هر قیمتی شده توافقی بکند تا بعد‌ها بتواند ادعا کند که دولت را در شرایط
توافق خارجی تحویل داده‌است، نه تخاصم و تحریم! 

۳. فارغ از این که شهید رئیسی، امیدی به اداره کشور با تکیه بر
برجام نداشت و دلیل آن هم، اثبات ناکارآمدی و عدم اثربخشی آن در رفع تحریم‌ها بود، اساساً نوع روش دولت دوازدهم در پرونده هسته‌ای به‌نحوی کشور را دچار چالش کرده بود که نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی اقدام به تصویب قانون راهبردی کردند که با تأییدات مکرر رهبر معظم انقلاب هم مواجه شد. 

۴. علاوه بر این، امضای «توافقی شکننده» با تعهدات سنگین جدید در چهارچوب همان
«برجام پاره‌شده»، نه تنها افتخار محسوب نمی‌شد، بلکه هزینه‌ای سنگین برای دولت جدید بود. 

۵. با شناختی که همگان از شخصیت و روحیات شهید آیت‌الله رئیسی دارند، «محال» بود که اگر امری منفعت مردم در آن بود، حتی یک‌ساعت آن‌را به تأخیر بیندازند تا به نام خودشان تمام شود. 

 آیت‌الله رئیسی با نگاهی واقع‌بینانه و استفاده از ابزار دیپلماسی برای رسیدن به اهداف، پرونده مذاکرات را تحت نظارت مستقیم خود قرار داد.
ایشان یک تیم «قابل اعتماد» و کاملاً «حرفه‌ای» را برای این مسئولیت خطیر منصوب کردند


۶. این تیم با رویکردی «انقلابی و محور قراردادن منافع ملی و واقع‌بینانه»، علاوه بر مدیریت حرفه‌ای پرونده هسته‌ای، دستاورد‌های بزرگی مانند عضویت رسمی ایران در سازمان
شانگهای و بریکس را نیز برای کشور به ارمغان آوردند. 

بنابراین این ادعا‌ها در حالی است که مذاکرات نیمه‌تمام دولت پیشین اولاً به نتیجه نهایی نرسیده بود (که مرور مصاحبه‌های مسئولان وقت وزارت خارجه دولت دوازدهم که اکنون نیز در تیم مذاکرات حضور دارند، مؤید این مسئله است)، ثانیاً در محتوا حداقل‌های منافع جمهوری اسلامی ایران را نیز تأمین نمی‌کرد.


متأسفانه، ادعا‌های مقامات دولت دوازدهم «فرافکنی» برای عوض‌کردن زمین بازی و فرار از پاسخ‌گویی در قبال عملکرد خودشان است.
پی‌نوشت:
۱. این ادعا مربوط به الان نیست و مربوط به روزهای قبل از شروع دولت ۱۳ است که بارها و بارها مطرح شده و در طول ۴ سال گذشته عملا با بی‌ارزش‌پنداری برای پاسخ، تاکنون بی‌پاسخ مانده بود. اما فعال‌شدن مکانیسم ماشه دوباره در افکار عمومی برجسته پاسخ‌یاب شد.

۲. الف) در مورد بند ۲، نه فقط آقای رئیسی بلکه همه رئیس‌جمهور‌ها تا برگزاری مراسم تنفیذ و سوگند و اجرای تشریفات تحویل دولت به ریاست جمهوری پا نمی‌گذارند، و دفتر مخصوصی برای «رئیس‌جمهور منتخب» تا رمان تحویل دولت، برای طی شدن تشریفات تحویل و تحول و ملاقات با نمایندگان خارجی تا پیش از استقرار برایشان وجود دارد. 

ب) مرحوم رئیسی در زمانی که به‌‌عنوان رئیس دولت سیزدهم رای آورده بود، هنوز رئیس قوه قضاییه بود و رسیدگی به امورات ریاست یک قوه دیگر اساسا فرصتی برای ایشان برای حضور در ریاست‌جمهوری باقی نمی‌گذاشت. البته در میانه‌های این زمان خودشان در نامه‌ای به رهبری درخواست کرد که رئیس قوه قضايیه را تعیین کنند که آقای اژه‌ای تعیین شد. 

ج) دو روز مانده به آغاز به‌کار دولت 
«احمدی‌نژاد» رهبری دستور داد «محمد خاتمی» که در ۸ سال ریاست‌جمهوری‌اش خلاف پروتکل‌های بین‌المللی رفتار نکرده بود، مهروموم مرکز «یوسی‌اف» اصفهان را خلاف تعهد ایران بشکند تا این بدنامی به‌نام خاتمی ثبت شود. 

۳. نوشته‌اند مرحوم رئیسی امیدی به برجام نداشت. کذب محض است. اگر امیدی به برجام نداشت، مذاکرات وین، قطر، وین، امید کور زمستان سخت، برای چه بود؟ با احتمال صدق بالا اگر روسیه «درِ باغ سبز» زمستان سخت را به آن‌ها نشان نمی‌داد، در دور دوم مذاکرات وین همان
برجام پاره‌شده را می‌پذیرفتند. 

۴. برجام پیش از آن‌که «پاره‌شده» تلقی شود، در مجلس با افتخار آتش زده‌شد، اقدام راهبردی برای آن نوشته شد و همه این‌ها تاییدات موکد مرحوم رئیسی را داشت که نشان از ترجیح «میدان» بر «دیپلماسی» است. آن مرحوم بسیاربسیار بیشتر از آن‌که قائل به دپیلماسی» باشد، «میدان‌‌»‌دار بود. 

۵. لطفا بعدا نگویید مقدمات شانگهای را قبل از آقای رئیسی دیگران فراهم کرده‌بودند و تقصیر ایشان نیست. مسئولیت همین دو خسارت شانگهای و بریکس را لطفا قبول کنید تا صبح دولت‌تان بدمد. 

پنجشنبه، مهر ۰۳، ۱۴۰۴

برجام برنامه زندگی، اما شما انقلابی بودید

 «امیرحسین ثابتی» نماینده رادیکال مجلس شورای اسلامی ـ که همه او را از خود می‌دانند و او خود را مستقل می‌داند ـ با تلویزیون اینترنتی جدال به مدیریت «علی علیزاده» معروف به علیز گفت‌وگو کرده‌است. چند نکته قابل تامل در این گفت‌وگو وجود دارد:

۱. هنوز چند ماهی از توهین بی‌سابقه مستقیم علیز به نظام، و بی‌ادبانه غیرمستقیم به
خامنه‌ای در تلویزیون جدال نگذشته، که در آن شفاف گفت: «آقای جمهوری اسلامی تو‌ که نمی‌توانی تنبانت را بالا بکشی، غلط می‌کنی ادعای آقایی منطقه می‌کنی»، ثابتی و رسایی بدون کمترین هراس و تعقیب از اتهام تبلیغ علیه نظام و گفت‌وگو با رسانه‌های معاند با جدال مصاحبه می‌کنند. این یعنی استاندارد دوگانه در تعریف متهم و مجرم و اتهام و جرم.

۲. در این گفت‌وگو ثابتی ادعا کرده که فقط بالاشهری‌ها از توافق
برجام خوشحال شدند. فارغ از خطاهای مکرر روحانی و ظریف در برنامه اقدام جامع موصوف به برجام که علی‌اکبر ناطق‌نوری حرأت کرد و گفت: «رهبری در جریان صفر تا صد برجام قرار داشت»، ولی این‌ها چنین جرأتی نداشته و ندارند، برجام اگر آورده‌هایش در چاه ویل جاه‌طلبی‌ها ریخته نمی‌شد، باعث خوشحالی همه مردم ایران بود.



۳. آقای ثابتی که غیرمستقیم بالاشهری‌ها را تحقیر می‌کند و خوشحالی‌شان را فاقد ارزش می‌داند، خودش ساکن خیابان پاسداران از مناطق بالای شهر و گران‌قیمت تهران است.

۴. در
برجام ما دردمندانِ رنجورِ پایین‌شهر و دهاتی، بسیار بیشتر خوشحال شدیم، مثل این خانم (مژگان خطیبی) بیمار که مبتکرانه برای حس و لمس یکی از آورده‌های برجام، از حضار خواست لحظاتی نفس‌ِشان را حبس کنند تا درد او و درد همه دردمندانی که تحریم درد آن‌ها را به مرگ پیوند زده را درک کنند.

حسن روحانی می‌خواست برجام را مصادره، و به‌نام خودش سند بزند. برجامی که به تاکید مکرر نمایندگان فعلی و دوره‌های گذشته مجلس، با میان‌داری
«علی لاریجانی» کم‌تر از ۲۰ دقیقه از تصویب مجلس و سپس شورای نگهبان گذشت، ابدا نمی‌توانست تاییدیه در سطوح عالی نظام و رهبری را نداشته باشد. 

اما وقتی رهبری احساس کرد قرار است موفقیتی به‌نام و کام حسن‌ روحانی ـ که هم سودا و هم قابلیت رهبری را دارد ـ باشد، ناگهان یادش افتاده که چندین شرط را در توافقی که بسته و امضا و اجرا شده، نگنجانده‌است.

همین تذکر کافی بود که هواداران هسته سخت قدرت تمام تلاش خود را به‌کار گیرند که پیش‌بینی‌های رهبری که قبل از آن هم گفته بود «به غربی‌ها اعتماد ندارد» را محقق کنند. 

پس ابتدا مانع از هرگونه سرمایه‌گذاری غربی در کشور به دستور رهبری شدند، سپس مانع از خرید هواپیما از شرکت آمریکایی بوئینگ باز به دستور رهبری شده و دست آخر مانور‌های موشکی با شعار محو اسرائیل که می‌تواند بهانه به طرف‌های غربی بدهد را در دستور کار قرار دادند. 

حتی بدتر از این‌ها وقتی ترامپ قدرت را در آمریکا به‌دست گرفت و درخواست کرد طرف ایرانی دوباره همان قرارداد را با تغییراتی مختصری به امضای ایشان برساند موافقت نکردند تا ترامپ از برجام خارج شد. 

بعد از این باز هم روزنه‌هایی برای بازگشت به برجام در زمان بایدن گشوده شد، اما رئیسی با ادعای این‌که ما توافق بهتری خواهیم داشت، از توجه به آن خود‌داری کرد.

حالا مردم ایران مانده‌اند و میلیاردها دلار زیان از یک طرف و عدم‌النفع از طرف دیگر که مهم‌ترین دلیل آن «جاه‌طلبی»‌ و رقابت‌های درون هسته سخت قدرت بود و همین رقابت‌ها نهایتا به پشیمانی شدید‌شان خواهد انجامید. 
 

شنبه، شهریور ۲۲، ۱۴۰۴

منفعتِ جلوگیری از ضرر

 سخن‌گوی دولت از جمع‌بندی مثبت قوه مجریه برای صدور مجوز کاشت خشخاش در کشور برای تأمین نیاز کارخانه‌های داروسازی خبر داده‌است. 

فاطمه مهاجرانی
گفته: کاشت خشخاش با توجه به نیازهای دارویی و دسته ضد دردها، ریشه در پیش از انقلاب دارد که بعد از انقلاب از این امر استعفا داد و به سمت واردات حرکت کرد.

مهاجرانی یادآور شده؛ با توجه به تغییرات سیاسی در
افغانستان، منابع ما رو به کاهش گذاشت. راهی که وجود داشت، یا واردات، یا تأمین داخلی بود که با توجه به این‌که امکان کاشت آن وجود دارد، و این‌که واردات آن ممکن است با توجه به تحریم‌ها و برخی سایه‌های سیاسی در این زمینه ما را دچار ناپایداری کند، جمع‌بندی بر تولید داخلی قرارگرفت که با سازوکارهای نظارتی انجام می‌شود. 
پی‌نوشت:
۱. جلو ضرر را هر وقت بگیری منفعت است. البته به‌قولی «هنوز نه به بار است، نه به دار»، و با توجه به ناپایداری کلی امر سیاست در ایرانِ فعلی، و فعالیت گسترده «جبهه پایداری» در سایه، باید منتظر ماند که این «جمع‌بندی» عملی می‌شود یا خیر. اما اگر بشود، جلو چندین ضرر و زیان، و مجموعه‌ای از سیاست‌های غلط و هزینه‌های بی‌‌هوده در کشور به‌مرور گرفته خواهد شد.
 

۲. خشخاش یا شیره آن «تریاک» فقط مربوط به دسته دارویی «ضد دردها» نیست. و اصلا تو بگو مگر دارو یا دوای غیر ضد درد هم داریم؟ تریاک ماده موثره بیش از ۸۰٪ داروها از جمله دارو برای ابربیماری‌ها و به‌ویژه بیماری‌های روحی و روانی خصوصا «اضطراب» است. یعنی اگر این مادر درمان شود، خیلی از فرزندان او یعنی دردها و بیمارهای حاشیه‌ای هم کاهش چشم‌گیری خواهند یافت. 

۳. سیاست منع کشت خشخاش و تشدید مجازات مصرف‌کنندگان که از ابتدای انقلاب در دستور کار قرار گرفت، بسیاربسیار بیش‌تر از آن‌که «سود» داشته باشد، «زیان» داشت. نه مصرف را کاهش داد، نه جلو قاچاق آن‌را گرفت، نه قیمت آن‌را کاهش داد.
 
نه‌تنها این
کاهش‌ها را نداشت، که هم مصرف آن تساعدی افزایش یافت، هم قاچاق و قیمت آن، هم کیفیت و بیماری‌های ناشی از سوء‌مصرف آن، و هم بودجه‌هایی که هر ساله برای گسترش مرزبانی و جلوگیری از قاچاق آن هزینه می‌شد، و هم هزینه‌های سیاسی در حوزه دیپلماسی و محکومیت مکرر ایران به‌خاطر اعدام قاچاق‌چیان، و از طرف دیگر هم شهادت مرزبانان و سربازان عزیز در مبارزه با کارتل‌های حمل و قاچاق مواد مخدر. 

از طرفی
تغییر الگوی کشت و محصولات جایگزین هم نتوانست جواب‌گوی اشتغال و درآمد کشاورزانی باشد که خشخاش می‌کاشتند، شیره آن‌را می‌گرفتند، و به دولت تحویل می‌دادند و بیش از ۹۵ درصدشان هم لب به تریاک یا بافور و ... نمی‌زدند.
 

۴. همه این عرایضی که بنده در ۳ بند قبلی به آن‌ها اشاره کرده‌ام را مرحوم استاد «باستانی پاریزی» در ۷۰۰ صفحه کتاب «از سیر تا پیاز» مفصل توضیح داده، و دست‌کم ۳۵ سال پیش توصیه کرده‌‌بود که دست از این سیاست «منع» برداریم و بدون لجبازی، جلو ضرر را بگیریم که متاسفانه در آن زمان شنیده نشد. ولی به قولی جلو ضرر را هر وقت بگیری منفعت است و امیدواریم این‌بار درست شنیده و عمل شود.

سه‌شنبه، مرداد ۱۴، ۱۴۰۴

هزینه و فایده هسته‌ای‌شدن جمهوری اسلامی

 سایت هسته‌ای «فردو» که زمانی سمبل بلندپروازی‌های سرداران سپاه در خاورمیانه بود، اکنون چیزی جز تَلی از خاک و آهن‌های خمیده نیست. ۶ گودال به‌جا مانده‌ از آن سایت، اما برای ما به‌نوعی گورستان هزاران میلیارد دلار و میلیون‌ها آرزوست.

بیش از دو [۳] دهه از آغاز برنامه هستەای جمهوری اسلامی می‌گذرد. برنامەای که هدف آن ـ طبق ادعای سران حکومت ـ تولید «انرژی پاک» بود؛ هزینەی خالص توسعەی این برنامه، تا امروز بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار بوده است.


با احتساب زیان‌های ناشی از تحریم‌‌ها این عدد به رقم ۲ تا ۳ هزار میلیارد دلار می‌رسد.
تنها از زمان علنی‌شدن این برنامه در سال ۲۰۰۲، ایران به‌طور متوسط سالیانه حدود ۵۰ میلیارد دلار زیان ناشی از تحریم نفتی متحمل شده‌است (یعنی تاکنون بیش از هزار میلیارد دلار).

علاوه بر این، هزینه دورزدن تحریم‌ها، کاهش کیفیت واردات و صادرات، و پرداخت مبالغ گزاف برای واسطه‌ها، سالانه حداقل ۳۰ میلیارد دلار دیگر هزینه روی دست اقتصاد ایران گذاشته است.


برای درک تأثیر این ارقام بر زندگی روزمره مردم ایران، کافی‌ست تنها به کوچک‌ترین عدد در برآورد هزینه‌های برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی تمرکز کنیم: «۱۰۰ میلیارد دلار هزینه برای توسعه‌ی برنامه هسته‌ای!»

بودجه سالانه آموزش در ایران حدود ۱۸ میلیارد دلار است؛ یعنی این رقم معادل بیش از پنج سال بودجه آموزشی کشور در تمامی مقاطع تحصیلی‌ است.

هزینه ساخت یکی از طولانی‌ترین خطوط متروی تهران (خط آبی) حدود ۵ میلیارد دلار برآورد شده است. با ۱۰۰ میلیارد دلار، می‌توان پروژه‌های نیمه‌تمام متروی شهرهایی چون تبریز، مشهد، اصفهان و شیراز را نیز به‌طور کامل تکمیل کرد.

در سال ۱۳۹۷ با ۱۲۰ میلیون دلار، ۸ بیمارستان با مجموع ۱ هزار و ۲۰۰ تخت در ایران ساخته شد. یعنی به‌طور متوسط ۱۵ میلیون دلار برای هر بیمارستان. با ۱۰۰ میلیارد دلار می‌شد بیش از ۶ هزار و ۶۰۰ بیمارستان جدید با ظرفیت نزدیک به یک میلیون تخت تأسیس کرد.
این در حالی‌ست که کل ظرفیت فعلی بیمارستان‌های ایران بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تخت تخمین زده می‌شود.

به‌عبارت دیگر، با این سرمایه، امکان ۵ برابرکردن ظرفیت درمانی کشور وجود داشت. اقدامی که می‌توانست در بحران‌ کرونا جان صدها هزار نفر را نجات دهد.

با ۱۰۰ میلیارد دلار چه می‌شد برای انرژی انجام داد؟ یکی از روش‌های قابل‌ اتکا در قرن ۲۱ برای تولید انرژی پاک، استفاده از توربین‌های باد است. از نظر اقتصادی، احداث «مزرعەهای بادی» در مناطقی با سرعت متوسط باد، حداقل بین ۵ تا ۶ متر بر ثانیه کاملاً مقرون بەصرفه است.

در ایران، مناطقی مانند زابل و هامون در سیستان و بلوچستان، غرب استان بوشهر، دشت‌های اردبیل و آذربایجان، منطقه لامرد در فارس و بخش‌هایی از استان کرماشان/کرمانشاه و ایلام، پتانسیل بسیار بالایی برای احداث کمپلکس‌های بادی دارند.


هزینه احداث یک توربین بادی ۳ مگاواتی در خشکی حدود ۱.۷ میلیون دلار است. با سرمایه‌ای در حدود ۱۰۰ میلیارد دلار، ایران می‌توانست بیش از ۲۰ هزار توربین بادی بسازد. این تعداد توربین بادی علاوه بر تامین برق مورد نیاز جمعیت کشور (۲۴ میلیون خانوار) با در نظر گرفتن قیمت فعلی صادرات برق ایران به عراق و پاکستان (۱.۵ سنت برای هر کیلووات) درآمد سالانه ۷ تا ۱۰ میلیارد دلاری برای کشور هم به‌دنبال داشت.

در دوران طلایی فروش نفت (۱۹۸۰ - ۲۰۱۰ میلادی)، آن‌‌زمان که دلارهای نفتی می‌توانستند زیربنای پروژه‌هایی باشند که ایران را به ستون‌های اقتصاد جهانی پیوند بزنند، کشور در چنگال تصمیماتی گرفتار شد که نه بر مبنای مصلحت عمومی، بلکه بر محور اراده‌های فردی و سودای قدرت شکل گرفت.

در همین دوران کشورهایی با وزن جغرافیایی و ژئوپولیتیکی کم‌تر، چون قطر، امارات، کویت و بعدها عربستان و عمان، توانستند درآمدهای نفتی‌شان را به شریان‌های حیاتی اقتصادهای بزرگ جهان تزریق کنند، و مسیرشان را به دریای توسعه باز کنند.


علی خامنه‌ای و مافیای پیرامونش، سال‌ها با نقاب «انرژی پاک» در رویای ساخت بمب اتم، آینده‌ای را سوزاندند که می‌توانست روشن‌ترین فصل تاریخ معاصر ما باشد.

برای ما، آن تصویر تنها چاله‌هایی چنگ‌زده بر چهره‌ی زمین نیستند، آن گودال‌ها، گور میلیون‌ها امید و آرزواند، که در آن نه‌فقط میلیاردها دلار، که جوانیِ چند نسل خاک شد.

این بخشی از یک پژوهش چند هفته‌ای بود که نتیجه آن در (Middle East Uncovered) منتشر شد.

پنجشنبه، مرداد ۰۹، ۱۴۰۴

آقای پزشکیان! شما «نهج‌البلاغه» را نردبان قدرت کردید

جناب آقای دکتر «مسعود پزشکیان» رئیس‌جمهوری اسلامی ایران
سلامٌ‌علیکم.
پس از سلام و احترام.
قرآن می‌فرماید: از بعضی از
«ظن‌»ها اجتناب کنید، چون «بعضی» از «ظن‌»‌ها گناه است. (حجرات ۱۲)
با این حال من در مورد حضرتعالی «ظن» دارم که اعتقادی به روز جزا و یوم‌الحساب ندارید، و احتمال هم می‌دهم که این ظن من، مشمول ظنون «اثم» و گناه نباشد.

شما برخلاف توصیه امیرمومنان علی (ع) که می‌فرمایند: «من شما را برای خدا می‌خواهم، اما شما من را برای خودتان می‌خواهید»
(نهج‌البلاغه خطبه ۱۳۶) هم «نهج البلاغه» را نردبان بالارفتن خود تا قدرت کردید، و با این کار به‌جای آن‌که دست‌تان را به «مولی علی» بدهید و آسمانی شوید، به پای او چسبیدید و «مولا علی» را زمینی کردید.

من ندیدم بعد از رئیس‌جمهور‌شدن شما، بودجه
«موسسه فرهنگی، تبلیغاتی امیرالمومنین» متعلق به مرحوم «محمد دشتی» کم یا حذف شده‌باشد.

این یعنی شما خبر ندارید که از ۷۶ به این طرف، این موسسه چه بر سر نهج‌البلاغه، بر سر «امیرالمؤمنین» (ع) و بر سر دین مردم آورد.

حتما بهتر از من می‌دانید که کتاب بسیار ارزش‌مند ـ و نه مقدس ـ نهج البلاغه را،
سید رضی قرن پنجم از خطبه‌ها، نامه‌ها، و حکمت‌های پراکنده منسوب به مولی علی گردآوری کرد.

در آن زمان نه
علم رجالی بود، نه درایةالحدیث. البته اهل سنت و جماعت این فنون استاندارد، و شاخص‌ها برای تشخیص اصل از بدل را داشتند، و بر اساس آن «صحاح سته» نوشته‌بودند، اما در شیعه هر روایتی از هر راوی نقل، و گردآوری می‌شد، بدون این‌که شاخصی برای تعیین اعتبار آن وجود داشته‌باشد.

علوم رجال و درایه، در قرون متاخر، وسیله
شهید ثانی در شیعه تاسیس شد، که البته تاسیس آن هم با مخالفت شدید بزرگان فقه و روایت، از جمله «شیخ حر آملی» مواجه شد که این‌جا جای بحث آن نیست.

نهج‌البلاغه‌ٔ اعتبارسنجی‌نشده را
«ابن‌ابی‌الحدید» معتزلی، یک عالم بزرگ اهل سنت و جماعت شرح کرده است، که این شرح نیز با اگر و اماهایی از سوی برخی از بزرگان شیعه مواجه شده‌است.

فرض بر این بگذاریم که این نهج‌البلاغه تماما و بدون کم‌وکاست و تحریف کاستی یا افزایشی، خالص متعلق به مولی علی باشد. با این فرض، در قرون ماضی، بعضی از دانش‌مندان استخوان خوردکرده در صرف و نحو عربی و مسلط به ادبیات عرب، این کتاب را از عربی برای استفاده فارسی‌زبانان به فارسی برگردانده بودند.

من برای نمونه به دو نام اشاره می‌کنم که «نام احمد نام جمله انبیاست/چون که صد آمد نود هم پیش ماست.»

اولی
استاد محمدتقی جعفری عارف، فیلسوف، حکیم، ادیب و دانشمند نامور معاصر است که او را «ابن‌سینای معاصر» لقب داده‌اند.

این دانشمند بلندمرتبه، ترجمه‌ای از نهج‌البلاغه به‌زبان فارسی با شرح و تفسیر مختصر دارد، که نیازی به بیان در اعتبار آن از شدت عیان‌بودن نیست.

ترجمه دوم متعلق است به
سید «جعفر شهیدی» فقیه، لغت‌شناس، ادیب، مترجم، دکتری در زبان و  ادبیات عرب، و مسلط به زبان و ادبیات و صرف و نحو فارسی.

درباره این ترجمه هم از شدت عیان‌بودنِ ارزش و اعتبار، نیازی به توضیح اضافی نیست.

ترجمه‌های معتبر دیگری هم از نهج‌البلاغه وجود دارد که نام مترجمین در کنار این دو نام خیلی به‌چشم نمی‌آید، اگرچه هیچ استبعادی ندارد که مترجمان خوبی هم باشند.

اما در سال ۱۳۷۶ که
سید محمد خاتمی وارد عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری شد، جوانی جویای نام و پرهیجان به‌نام ‌«محمد دشتی» در دفاع از نامزد مورد علاقه خود و حاکمیت ـ علی‌اکبر ناطق‌نوری ـ حمله به محمد خاتمی را در دستور کار قرار داد، و از هرگونه بهتان و افترا علیه این سیدِ نجیب و اصیل و با ریشه خودداری نکرد.

کاری که هم‌زمان به‌شکل موازی دستور کار
مرحوم کردان، حسن عباسی، سعید قاسمی، انصارحزب‌الله و ... هم بود.

نتیجه این حملات اگر برای
ناطق‌نوری و اصول‌گرایان سنتی آبی نداشت، اما برای مرحوم «دشتی» نان داشت. ایشان به‌واسطه آن حمله و بهتان‌ها، مورد حمایت حاکمیتِ شکست‌خورده قرارگرفت و  ترجمه نهج‌البلاغه‌اش را از سوی حاکمیت برکشید.

حاکمیت هم که در این مواقع
«کیفیت» برایش چندان مهم نیست، تمام ترجمه‌های فارسی دیگر «نهج‌البلاغه» را کنار گذاشته، و تمام تمرکزش را روی نهج‌البلاغه ترجمه محمد دشتی گذاشت.

به تمام مدارس، دانشگاه‌ها، مساجد، هیئات مذهبی، کتاب‌خانه‌ها، پایگاه‌های بسیج و اغلب حوزه‌های علمیه و خلاصه هرچه مرکز فرهنگی در کشور بود، دیکته‌شد که فقط باید این ترجمه را استفاده کنند.

در سال ۱۳۸۰ مرحوم «دشتی» در ۵۰ سالگی در اثر تصادف از دنیا رفت. خانواده او دیداری با رهبری نظام داشتند. رهبری که ۱۰ سال قبل از آن در دیداری با خود آن مرحوم، وی را مورد عنایت ویژه قرارداده بود، این‌بار در بیانی اغراق‌آمیز، تعریف‌ها از کتاب‌های آن مرحوم کرد و گفت که اکثر کتاب‌های ایشان را (بیش از ۱۰۰ جلد) خوانده است.(
+) (این هم نوعی خودتعریفی از آن نوع بود که «غلات او» می‌گفتند: «رمان معتبری نیست که حضرت‌ آقا نخوانده باشد.»
این تعریف‌ها، چنان بادی در پاچه موسسه دمید که در حدود یک‌ دهه، این ترجمه به چاپ‌های بیست به بالا و در تیراژهای بالاتری رسید.

اما نکته دردناک این است که این ترجمه بسیار‌بسیار پرغلط، به‌لحاظ محتوایی ـ که برخی مواقع تنه به به‌سخره‌‌‌گرفتن دین می‌زند ـ از همان چاپ نخست تا واپسین چاپ که بنده فرصت مطالعه و مطابقه آن‌را پیدا کردم داشته، و از نظر شکلی نیز یک «واو» تغییر نداشته و تمام غلط‌های تایپی، املایی، نگارشی، ویرایشی، (از هزار تجاوز می‌کند) از چاپ نخست، در چاپ واپسین عینا کپی و پیست شده‌است.

البته برای هر چاپ حقوق و مزایای عالی تایپیست‌ها، ویراستاران و سایر دست‌اندکاران از بودجه عمومی کشور پرداخت شده‌است.

این‌که عرض می‌کنم تردید دارم که درد دین و آخرت داشته‌باشید، به این علت است که مولی علی (َع) وقتی می‌خواست کار فردی شخصی را انجام دهد،
شمع بیت‌المال را خاموش می‌کرد، اما این‌جا برای کارهای فردی و شخصی تازه چراغ ردیف بودجه را روشن می‌کنند. آن هم نه برای کار درست، بلکه برای کار غلط انجام‌شده و اصلاح‌نشده و سیکل معیوبی که ادامه دارد.

گذشته از این‌ها، شما در قول‌های انتخاباتی‌ به رای‌دهندگان قول‌هایی دادید و در تضمین آن فرمودید که
«ذمتی بما اقول رهینه» گردن خودم را رهن قول‌هایم می‌گذارم. (نهج‌البلاغه خطبه ۱۶) اما وقتی به بام قدرت رسیدید، نردبان نهج‌البلاغه را فروانداختید و به‌جای رفع فیلتر «لایحه مقابله با انتشار محتوای خلاف واقع» را خلاف‌نظر اکثریت حقوق‌دانان، و به‌رغم انذارها و هشدارهای آنان که این لایحه با بدیهی‌ترین حقوق شهروندی در تعارض است، با دو فوریت در دستور کار قرار داده و به‌تصویب رساندید.

در مورد وعده رفع تحریم‌ها، فرمودید که بنده موافق مذاکره و حتی رابطه با آمریکا هستم، اما رهبری مخالف است. این فرمایش‌ِتان مصداق «از کرامات شیخ ما این است/شیره را خورد و گفت شیرین است» بود.

اصل تحریم‌ها و تنگناهای اقتصادی، تقصیر گلوگاه اصلی تصمیم‌گیر در کشور ـ یعنی رهبری نظام ـ است. شما شق‌القمر کردید که مردم را به پای صندوق‌های رای فراخواندید و قول‌ها دادید که بعدا توجیه بیاورید من می‌خواهم، رهبری نمی‌خواهد؟

البته اگر تقصیر شما در این حد می‌ماند، شاید برای
روزنه‌گشایان‌ و آن‌ها که به شما رای داده بودند «قابل توجیه بود»، اما وقتی کاتولیک‌تر از پاپ شروع به رجزخوانی علیه غرب و آمریکا کردید و رسما اعلام کردید با وجود شرکایی چون چین و روسیه نیازی به آمریکا و غرب نداریم، این‌جا بود که روی سر روزنه‌گشایان هم شاخ سبز شد.

با این همه شاید یک راه برای شما مانده باشد که با انجام آن دِینی به دین‌ و آخر و عاقبت‌ِتان ادا کنید. عمل به آخرین وعده که «اگر نگذاشتند، کناره‌گیری می‌کنم و شفاف با مردم سخن می‌گویم». 

اگرچه البته خیلی دور و دیر است و دردی از مردم دوا نمی‌کند، اما شاید «مثقال ذرة خیراً یره»ای برای آخر و عاقبت‌تان باشد.
و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين
در همین رابطه:
نمی‌توانید جلو کوری فرزندان این کشور را بگیرید استعفا بدهید

جمعه، تیر ۲۷، ۱۴۰۴

قطعنامه ۵۹۸

«قطعنامه ۵۹۸» شورای امنیت سازمان ملل، ۲۹ تیر ۱۳۶۶ برای پایان‌دادن به جنگ ایران و عراق صادرشد.

این قطعنامه برخلاف قطعنامه‌های قبلی، ذیل فصل ۷ منشور سازمان ملل (اصول ۳۹ و ۴۰) صادر شد. یعنی موجب
تحریم اقتصادی یا حمله نظامی قدرت‌های جهانی علیه کشور متخلف می‌شد.

متن آن با قطعنامه‌های 
قبلی تفاوت داشت. موضوع «مسئولیت منازعه» که همان «تعیین متجاوز» مورد نظر ایران بود، برای نخستین‌بار در آن مطرح شده‌بود.

قطعنامه تمام خواست‌های ایران را تأمین نمی‌کرد، زیرا ایران اصرار داشت نخست، متجاوز تعیین شود و بعد قطعنامه را بپذیرد، در حالی‌که شورای امنیت این شرط را قبول 
نداشت (تعیین متجاوز بعد از جنگ کویت و در شرایطی صورت گرفت که عراق حمایت غرب را از دست داده‌بود).

قطعنامه ۲ روز بعد (۳۱ تیر ۶۶) از سوی
عراق پذیرفته شد. ولی ایران با یک‌سال تاخیر در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ آن‌را پذیرفت، و آیت‌الله خمینی در ۲۹ تیر ۶۷ در پیامی قبول آن‌را به «نوشیدن جام زهر» تشبیه کرد.

هنگام صدور قطع‌نامه ایران به‌لحاظ نظامی دست بالاتری نسبت به عراق داشت و بخش کوچکی از خاک این کشور نیز در تصرف ایران بود. 

محمدجواد ظریف
از دیپلمات‌های ایران در سازمان ملل، در این‌باره می‌گوید حدود دی‌ماه ۶۶: «مایکل اشتاینر من را صدا کرد و گفت که من یک نکته‌ای را به تو بگویم، و آن این است که شما الان دست بالا را دارید، ولی امسال سال شکست شما در جنگ است. قبل از این‌که شکست بخورید قطعنامه را بپذیرید.»(۱)

 با این وجود اما در تهران و جماران، تمام مواضع قبلی با قدرت هرچه تمام‌تر در دستور کار بود و هیچ نشانه‌ای از «کوتاه‌آمدن» یا آمادگی اندکی برای یک آتش‌بس موقت هم نبود.

این مواضع دقیقا تا دو هفته مانده به پذیرش رسمی قطع‌نامه ادامه داشته است. 

آیت‌الله خمینی تنها دو هفته پیش از پذیرش قطع‌نامه گفته بود: «امروز تردید به هر شکلی خیانت به اسلام است، غفلت از مسائل جنگ، خیانت به رسول‌اللّه‏ (ص) است». 

در همان زمان یک فروند هواپیمای مسافربری ایران به‌دست آمریکا بر فراز آسمان خلیج فارس هدف قرار گرفت و تمامی سرنشینان آن جان خود را از دست دادند.

پس از این اتفاقات و پس از آن‌که شهامتی نزد نیروهای سیاسی یافت شد تا واقعیات جنگ را بی‌پرده و بدون هراس به اطلاح رهبر نظام برسانند، ناگهان همه چیز تغییر کرد و ایران قطع‌نامه ۵۹۸ را با یک‌سال تاخیر پذیرفت.

در هفته بعد از پذیرش قطع‌نامه، عراق که در این وقت در موقعیت بهتر نظامی بود، به حمله ادامه داد، و دوباره داخل خاک ایران شد، اما موفقیتی به‌دست نیاورد و جنگ در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ پایان یافت.

۲۶ تیر ۶۷ یعنی یک روز پیش از پذیرفتن قطع‌نامه از سوی ایران روزنامه کیهان ـ به سرپرستی سید محمد خاتمی با حروف قرمز ـ که تا آن‌زمان متعارف نبود ـ به‌تندی به نهضت آزادی ایران تاخته بود که چرا یک سال است این گروه سیاسی منتقد ادامۀ جنگ و خواستار قبول قطعنامۀ ۵۹۸ است.

پانوشت‌ها
(۱)دیپلماسی ایران و قطعنامه ۵۹۸ ص ۲۴۹ 

پنجشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۹۹

از موشک‌‌زدن تا ماهواره‌پرانی زنگیان مست

 بزرگ‌ترین و خطرناک‌ترین دشمن بشریت و حیات و سیاست و اقتصاد و ... در شرایط حاضر «کرونا» است.

در این شرایط بحرانی که‌ همه‌گیری ویروس کرونا، نه‌تنها سیاست‌مداران، که جهان پزشکی را هم گیج کرده است، بدیهی است که آدم و دولت عاقل با سیاست‌ورزی، محافظه‌کاری و احتیاط، حواس دشمنان سابق‌اش را به جایی دیگر مشغول، و همه توش و توان و حواس‌اش را جمع دفع این خطر و دشمن کند.

لجبازترین دولت‌ها هم در شرایط فعلی دست از لجبازی برداشته و رفتاری عقلانی با محافظه‌کاری شدید در برابر دشمنان و در تعامل با دوستان پیشه ساخته‌اند.

 زیان‌‌های وحشتناک اقتصادی ناشی از زمین‌گیرشدن مشاغل از یک‌طرف، و افزایش هزینه‌های مقابله با همه‌گیری ویروس کرونا از طرف دیگر، دولت‌ها و افراد را محکوم و مجبور به رعایت نهایت صرفه‌جویی و ریاضت اقتصادی کرده‌است.

هرگونه هزینه‌های فانتزی و تجملاتی از طرف دولت‌ها و افراد در شرایط حاضر حذف شده تا جایی که مناسک و برنامه‌های ویژه دفن اموات و برگزاری مراسم‌های ترحیم آن، حذف و آیین‌های تشییع جنازه با حضور کمترین افراد برگزار می‌شود.

مناسک مذهبی  و اماکن مذهبی معتبر ادیان بزرگ از جمله حج ابراهیمی و اجتماع در خانه کعبه که متعلق به مسلمانان جهان است و همچنین اجتماع در کلیسا‌ها و برنامه‌های مخصوص واتیکان نیز تعطیل شده است.

بر این سیاهه بسیار می‌توان افزود که سایه سیاه کرونا چه بر سر دنیا آورده و دوراندیشان جهان، چه تمهیداتی را اندیشیده و چه وسواس و ظرافتی را برای مهار بیماری و عبور  ایمن از این مرحله سرلوحه رفتار‌های خود قرار داده‌اند.

می‌شود به عینه دید که عقلای دنیا اکنون به این حس مشترک رسیده‌اند که دنیا حکم یک کشتی را دارد که سوراخ‌کردن هر نقطه از آن، به غرق‌شدن همه آن می‌انجامد، بنابراین مسالمت‌جویی، ترک مخاصمه، حفظ آرامش و فاکتورهایی از این دست در رفتار عقلای جهان حرف نخست را می‌زند.
***
در چنین شرایطی فقط دیوانه‌ها به دنبال ماجراجویی و زنده‌کردن خصومت‌های دیرین و تنش و التهاب می‌روند. تنش و التهابی که به سادگی می‌‌تواند زنگیان مست را مسلح به تیغی کند که کمترین نتیجه رفتارشان سوراخ‌کردن «کشتی انسانیت» و غرق‌شدن همه انسان‌ها و البته نخست؛ آن‌ها که در کناره‌های فقر و سیاه‌بختی نشسته‌اند و نهایتا هم تخته‌پاره‌ای نصیب‌شان نمی‌شود، باشد.

ماهواره نظامی به فضا فرستادن از طرف کشوری که طی دو ماه گذشته تمام امور درمانی آن با مشارکت مردم اداره شده و دولت رسما اعلام کرده از عمل به وظایف ذاتی خود به‌خاطر فقر اقتصادی عاجز است، دقیقا مصداق چنین دیوانگیی است.

همه شواهد و قرائن نشان می‌دهد که دیوار آهنینی که ۴ دهه پیش به دور ایران کشیده شد، ایران را به یک کشور منزوی و عقب‌افتاده در همه زمینه‌ها خصوصا در حوزه علمی و به تبع آن نظامی در حوزه نرم‌افزار و تسلحاتی تبدیل کرده‌است.

تمام رجز‌خوانی‌های نظامی و ادعاهای ایران تحت عنوان دست‌یافتن به  سخت‌افزار پیچیده نظامی و موشک‌های نقطه‌زن و ... جنبه تبلغاتی داخلی، و برای ارضای غرور ملی جمع اندکی ساده‌لوح که نمی‌خواهند واقعیت را بپذیرند کاربرد داشته است.

این رجز‌خوانی‌ها البته در سطح جهانی بهترین بهانه‌ها برای اعمال فشار و تحریم و شکنجه مردم ایران را به دست کشور‌های بزرگ و نهادهای بین‌المللی می‌دهد.

شوربختانه تاوان این تحریم و فشار و شکنجه را زنگیان مستی نمی‌دهند که رجز می‌خوانند و اسباب‌بازی موشک و ماهواره هوا می‌کنند. تاوان این رجز‌ها را مردم نگون‌بخت ایران می‌دهند که این‌روز‌ها علاوه بر نگرانی از کرونا باید نگران بلایی باشند که سپاهیان شیرین‌عقل برای‌شان تدارک می‌بینند.

اما این‌که کاربرد تبلیغاتی این ماهواره‌پرانی در این شرایط گیج و مات و مبهم چیست، و سود این دیوانگی و تیغ به دست زنگیان مست سپاه دادن به جیب چه کس یا کسانی می‌رود! پرسشی است باید برای یافتن پاسخ دقیق آن اندکی صبر کرد.

جمعه، دی ۲۳، ۱۳۹۰

دور زدن تحریم‌ها یا دور زدن خودمان؟

اینکه کشور ایران تحریم‌های بین‌المللی را دور می‌زند و بر خلاف انتظار تحریم‌کنندگان، تکنولوژی و اقلام مورد نیاز خود را از‌‌ همان منابع، اما از مسیر‌ی دیگر، با واسطه و هزینه چندین برابر، و البته با کیفیت‌نازل تهیه می‌نماید، چیز جدیدی نیست و واقعیتی است که همه بدان اعتراف و اعتراض نموده‌اند.
 حتی بعضی وقت‌ها همین دور‌ زدن‌ها بهانه‌ای شده‌است تا اولا؛ تحریم‌ها شدید‌تر شده و ثانیا؛ تحریم‌های دیگری نیز بر علیه شرکت‌ها یا اشخاصی که نقش واسطه و رابط برای نقض خاموش تحریم‌ها بر علیه ایران را بازی می‌کنند، اعمال و اجرا شود.
آنچه که از نظر دولت‌مردان ایران، مهم بوده و روی آن تبلیغ بسیار صورت گرفته و اکنون نیز تبلیغ می‌شود، آنست که همیشه ادعا نموده‌اند: نظام با تقویت خود در شرایطی که بواسطه اعمال تحریم‌ها ایجاد شده و با قناعت، تحریم‌ها را بی‌اثر نموده‌است. و با افتخار اعلام نموده و می‌نمایند که، قطع‌نامه‌های تحریم «کاغذ‌پاره‌ای» بیش نیستند.(+)
اما بسیار کم اتفاق افتاده، یا اصلا اتفاق نیفتاده است که ایران ادعا نماید که تحریم‌ها، به دلیل وجود امکانات دور زدن آن، و یا وجود شرکت‌ها و کشورهای واسطه‌ عملا خنثی و بی‌اثر است. بلکه ادعا نموده‌اند که اثر اولیه را داشته اما نتایج مقاومت مردم ایران در برابر آن بسیار درخشان و موفقیت‌زا بوده، به همین دلیل از آن استقبال هم نموده‌اند.
ریس جمهور عاشق تحریم ایران، برای اثبات موفقیت‌زا بودن مقاومت در برابر تحریم‌ تکنولوژی، پا را از حد معقولات و یافته‌های ثابت شده علمی فرا‌تر نهاده و در ادعایی محیرالعقول و متناقض با اصول علمی و منطقی، مدعی شد که یک دختر ۱۶ ساله ایرانی در زیر زمین خانه خود موفق به کشف انرژی‌هسته‌ای شده‌است.(+)
  لفظ «دانشمندان‌جوان» طی سال‌های گذشته با افتخار و به عنوان نتایج مثبت تحریم در حوزه «انرژی‌هسته‌ای» در ادعاهای رسمی ریس‌جمهور ایران بار‌ها و بار‌ها تکرار شده‌است.
با توجه به این شرایط کسب افتخار برای قربانی توطئه ترور اخیر تهران شهید «احمدی‌روشن» با اعلام اینکه وی متخصص دورزدن تحریم‌ها بوده‌است،(+) پیش از آنکه ایجاد کننده احترام و افتخار برای آن مرحوم باشد، در تناقض اساسی با ادعاهای پیش گفته، و بی‌احترامی به شخصیت علمی و آن شهید مظلوم است.
 این ادعا همچنین برخلاف واقع تلاش می‌نماید، «احمدی‌روشن» را تنها فعال درحوزه تجاری و بازرگانی برنامه هسته‌ای ایران معرفی نموده، و اعلام نماید، آن مرحوم هیچگونه فعالیتی در حوزه‌ علمی، فنی و اجرایی برنامه هسته‌ای، نداشته است. اما به گفته برخی از نزدیکان «احمدی‌روشن» این پژوهش‌گر از جمله ۵ یا ۶ نفری بوده‌است که در ایران برای اولین‌بار اورانیوم را غنی‌سازی کردند و این گفته در سخنان همسر و مادر احمدی روشن نیز ذکر شده است.
مادر او به صراحت اعلام می‌نماید:
«غنی‌سازی ... که نتیجه داد  زنگ  زد و گفت: مادر تلویزیون را روشن کن رئیس‌جمهور می‌خواهد خبر خوبی بدهد!».(+)
مشخص نیست بر اساس کدام تدبیر و کدام مصلحت بعضی از رسانه‌‌ها به خود اجازه می‌دهند، برای توجیه ضعف‌های اطلاعاتی و امنیتی کشور، اینگونه کودکانه و مضحک با آبروی علمی کشور و شخصیت‌های مظلوم آن بازی نمایند.
 شهید «احمدی‌روشن» و دیگر نیروهای مظلوم علمی و متخصص کشور، که طی یکی دوسال گذشته قربانی عملیات تروریستی شده‌اند، پیش از هر چیز قربانی ماجراجویی‌هایی هستند که به جای تمکین بر عقل و احترام به قاعده و قانون، به دنبال حل مشکلات از مسیر جنجال و ماراجویی هستند.
 این نوشته در امروز‌نیوز‌ اینجا

جمعه، خرداد ۲۱، ۱۳۸۹

نمی دونم چطو شد که ایطو شد!

سلطان صاحبقران «محمودخان‌احمدی نژاد» یا همان «سبورچیان» خودمان «انارالله برهانه»، که نه تنها در تمام بلاد «فارس» بلکه در تمام ارض و سما هیچ جنبنده‌ای بی‌اذن و اجازت او بنجنبد؛ قریب به دو یا سه هفته پیش، وزیر مربوط به دول بیگانه یعنی «منوچهرخان متکی» را امر و اشارت فرمودند که فی‌الفور سردمداران دو کشور را به پای تخت ایشان احضار نماید.
«منوچهرخان» چنین کرد و به دنبال آن سردمداران دول اجنبی از آنسوترین نقطه دنیا یعنی «برزیل» و از اینسوترین نقطه دنیا یعنی «ترکیه» «همت مضاعف» نمودند و آمدند در یای‌تخت سلطانی سلطان صاحبقران «محمودخان‌احمدی نژاد» یعنی همان «سبورچیان» خودمان «انارالله برهانه». هم به جهت ادای فریضه دست و پابوسی ملوکانه، هم به جهت اینکه بعد از سلام و چاق‌سلامتی بنشینند به اشاره مبارک حضرت اجل، صورت مجلسی بنویسانند که مقدار ناقابلی «اورانیوم جات» غنی نشده از پای تخت سلطانی یعنی ایران به ارض اقدس یعنی همان بلده صغیره «ترکیه» به همان ترتیب که در سال ماضی 18 میلیارد دلارترانزیت شده، ترانزیت کنند، و در مقابل مقداری ناچیز اما غنی شده از همان جنس به ایران واترانزیتند بلکه و شاید این مخدره موزیه بانو «کلینتون» که تنها موجودی است در بین ارضیان و سمائیان که بلا امر (روم به دیوار روم به دیوار) سلطان صاحب قران جناب اجل «محمودخان‌احمدی‌نژاد» همان.... «انارالله برهانه» هر از گاهی می‌جنبد، هم خودش و هم لبش و البته که این جنبش در آنسوی ینگه دنیا به خودی خود تاثیر و تاثری به حال ما ندارد اما وقتی جنبش آن سر دنیایی آن مخدره «بانوکلینتون» در این سر دنیا یعنی بلده راقیه مترقیه طهران «جنبشی سبز» بر پا می‌کند اسباب دردسر سلطان صاحب قران حضرت اجل «محمودخان‌احمدی‌نژاد» همان «سبورچیان» سابق و لاحق، می‌شود.
مصیبت عظمی در این پروسه مکروهه آنکه، این دردسر و تاثیر و تاثر به بیت معظمی وصل است و این جنبش در آن بیت لرزشی به درجات بالا در مقیاس «ریشتر» ایجاد می‌نماید. این شد که امر فرمودند ارجوزه توافق طهران نوشته شود و بعد هم جارچیان بزرگ ولایت ازجمله «فارس نیوز» را امر کردند که در کوی و برزن دهکده جهانی پس از جار زدن مفاد توافق و دعا و ثنا، از قول «منوچهرمتکی» اعلام نمایند که : که آمریکا و شورای امنیت و غرب و شرق و چرق و زرق و برق و آب و گاز و تلفن و خلاصه هیچ چیز و هیچ کس دیگری هیچ شانسی برای صدور قطعنامه ندارند .به عبارت خودمانی‌ت؛ نمی‌توانند بر علیه ایران یعنی همان پای تخت سلطانی سلطان صاحبقران «محم....... » از خودشان قطعنامه ( به غلظت «ع») دربکنند و لی به قول اون کاکوی شیرازی: «نمی دونم چتو شد که ایطو شد» و همه به اتفاق اجماع کردند و از خودشان چهارمین را در بکردند. آره قربونش! اومدن دیدن جای خربزه قطعنامه است
در این باره بازهم باهم دیالوگ خواهیم نمود . تا آنروز خدا یارتان دست حق به همراهتان. پایان نوشتمان. ذیلا تصویر اعلامیه فارس نیوز جهت استبصار درج می‌شود:
.

چهارشنبه، خرداد ۱۹، ۱۳۸۹

شهرام امیری دو فیلم با یک بلیط

نه فیلم نمایش‌داده‌شده در برنامه خبری «۲۰:۳۰» تلوزیون دولتی ایران در مورد اعترافات «شهرام امیری» دانشمند هسته‌ای ایرانی ساکن آمریکا که از طریق web cam و با کیفیت پایین تصویربرداری شده و حاوی اعتراف آقای «امیری» به ربوده‌شدن و شکنجه توسط دولت آمریکا بود، دروغ و جعلی بود، و نه فیلم نمایش‌داده‌شده توسط رسانه‌های آمریکا که وسیله دوربین‌های مجهز و در استودیو مخصوص تصویر‌برداری شده و حاوی اعترافاتی مغایر و متتاقض با اعترافات فیلم پخش‌شده در تلوزیون دولتی ایران بود دروغ و جعلی است.

هر دو فیلم با نظر موافق دولتین «ایران» و «آمریکا» از طریق یک کانال و بر اساس سناریویی از پیش نوشته‌شده، به‌هنرمندی «شهرام امیری» و کارگردانی طرف آمریکایی، جهت انحراف افکار عمومی داخل ایران از پی‌گیری حقوق مسلم خود، برنامه‌ریزی و در تهیه آن بیش‌ترین ظرافت‌ها برای به‌ترین بهره‌برداری پیش‌بینی شده بود.

جالب توجه است در آستانه سال‌گرد کودتای ننگین در ایران، غریب به اتفاق رسانه‌های مجازی در کنار پی‌گیری اخبار «جنبش سبز» نیم‌نگاهی نیز به سناریوی ساختگی «شهرام امیری» داشته‌اند.

تا اینجای کار، نتایج اولیه مورد انتظار طرف ایرانی به‌بار نشسته است.

اختلاف قول و عمل دولت‌مردان آمریکا، در رابطه با برنامه هسته‌ای دولت ایران و اتخاذ سیاست «یکی به نعل یکی به میخ» طی یک‌سال گذشته در قبال حوادث و اتفاقات پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران، به‌نحو روشنی این گمانه‌زنی که؛ ساکنان کاخ سفید از روی کارآمدن
«محمود احمدی‌نژاد» در ایران راضی هستند را، به‌شدت تقویت می‌نماید.

شکی نیست که دولت آمریکا طی ۳۰ سال گذشته بیش‌ترین چالش را با «جمهوری اسلامی» داشته و این چالش در دوره زمام‌داری «محمود احمدی‌نژاد» که دولت‌اش به‌نحو بارزی به انحراف در برنامه هسته‌ای و نقض حقوق بشر توامان متهم است، شدت پیداکرده‌است.

تا آن‌جا که آمریکا موفق شد اجماع جهانی را بر علیه ایران اتمی با صدور چهار قطعنامه تحریم بسیج نماید. ۴
 قطعنامه‌ای که اگرچه فاقد کم‌ترین ضمانت اجرایی در سطح جهانی بود، ولی بدون شک در داخل تبدیل به خوراک تبلیغاتی موثر «احمدی‌نژاد» برای جلب حمایت بیش‌تر توده‌های عوام از خود و در نتیجه تثبیت دولت او شده‌است.

و کدام ناظر سیاسی صادقی خواهد بود که تایید نکند؛ پریشانی، سوءمدیریت و بی‌کفایتی در دولت نهم عملا به‌ترین فرصت‌ها را برای بیگانگان در سراسر جهان ـ از فقیرترین کشورهای آمریکای لاتین در دوردست غرب گرفته تا کشور قدرت‌مند «چین» در شرق دور، و از همسایگان کوچک و بزرگ شرقی و غربی گرفته تا کشور قدرت‌مند فدراسیون «روسیه شوروی»  در شمال ـ فراهم نمود تا فارغ‌البال در قبال صادرات «آب‌نبات» به ایران «مرورارید غلطان» به کشور خود وارد نمایند؟

در شرایطی که هر دولتی سعی می‌نماید با کم‌ترین بهانه، بیش‌ترین سود را از این معامله یک‌طرفه داشته باشد، چرا کشور قدرت‌مند و مدعی سیادت بین‌المللی چون «آمریکا» از این نمد برای خود «کلاهی» ندوزد؟

و به همین دلیل روشن و شفاف است که طی چهار سال گذشته علی‌رغم جنجال جهانی و نشست‌های مکرر سازمان‌های بین‌المللی برای محکومیت دولت (و نه ملت) ایران به نقض حقوق بشر، و انحراف از برنامه هسته‌ای و اتخاذ تدابیر تنبیهی فلج‌کننده، عملا هیچ‌گونه اتفاق عینی که حکایت از ارده واقعی دولت‌های موثر در تنظیم توافقات تحریم باشد مشاهده نشده‌است.

در این فرایند بزرگ‌ترین بهانه طراحان پیش‌نویس قطعنامه‌ها و امضا کنندگان توافق از تاخیرهای مکرر و اجرایی‌نشدن یا تعدیل مفاد قطعنامه‌ها در آخرین لحظات، ترس از عدم تصویب به‌دلیل وجود شرکای قدرت‌مند ایرانی دارای کرسی دائمی در سازمان ملل مثل «روسیه» و «چین» بوده‌است.

اما از ابتدای سال جاری میلادی، باید سناریو به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. به‌گونه‌ای که کم‌کم «چین» و خصوصا «روسیه» عدم تمایل خود را به ایفای نقش مخالف تحریم‌ها و عدم همراهی با ایران اعلام، و عملا در کنار سایر کشورها قرارگرفتند و حتی پا را از این نیز فراتر گذاشته و در بعضی موارد به کاسه‌های داغ‌تر از آش در مقابله با ایران نیز تبدیل شدند.

شکی نیست کشورهای فوق‌الذکر بیش‌ترین سود خود را از بی‌کفایتی و دیپلماسی متزلزل ایران در عرصه بین‌المللی طی چند سال گذشته برداشت نموده، و طی یک توافق پنهانی، نوبت آن‌ها به‌سر رسیده و اکنون نوبت کشور دوست و برادر «آمریکا» رسیده بود تا سهم خود را از سفره گسترده نذورات و حاتم‌بخشی آقای «احمدی‌نژاد» برداشت نماید.

دقیقا در همین زمان است که پس از تهدید ایران توسط «کرملین»، این‌بار به جای «کاخ سفید» و امیدواری جهانی ناگهان خانم «کلینتون» ضمن اعلام آمادگی برای تصویب پیش‌نویس جدیدترین قطعنامه پیش‌نهادی در یک بازی مضحک «اتخاذ ترفند جدیدی از سوی ایران» را پیش‌بینی نموده و به‌دنبال این پیش‌بینی غربی و با رعایت فاصله زمانی مناسب، نوبت تلوزیون دولتی ایران می‌رسد تا پرده دیگری از این سناریوی تنظیم شده را کلید بزند.


پخش فیلم اعترافات آقای «شهرام امیری» از تلوزیون دولتی ایران. تلوزیونی که مخاطبین‌اش به هیچ عنوان عادت به پرسش از چگونگی فرایند تهیه یا به‌دست آوردن چنین فیلم‌هایی ندارند. و در فاز بعدی و باز هم با رعایت فاصله زمانی مناسب، پرده سوم از این سناریو توسط رسانه‌های «آمریکا» کلید می‌خورد و این‌بار نمایش فیلمی از همان هنرپیشه، اما با کیفیت فنی بسیار به‌تر و داستانی کاملا متفاوت و متناقض با فیلمی که توسط تلوزیون دولتی ایران پخش شده‌بود و به‌همین سادگی و حتی ساده‌تر از آن بهانه برای یک تاخیر دیگر در تنبیه دولت ایران (و تاکید می‌کنم نه ملت ایران) فراهم شود، تا از این ره‌گذر فرصت برای بهره‌برداری یک‌طرفه از منابع و مشارکت در منافع درازمدت ذخایر مادی و معنوی ایران با کم‌ترین هزینه از طریق ابقای «احمدی‌نژاد» و کودتاییان راس دولت و حکومت فراهم شده، اسباب تنبیه و تحقیر ملت ایران شود.

اما آیا شهروندان واقعی و آگاه ایرانی که روزبه‌روز با روشن‌شدن ابعاد گسترده خیانت‌های دولت نهم و دهم، بر تعدادشان افزوده می‌شود، اجازه چنین افزون‌خواهی‌ها را خواهند داد؟ و فریب چنین سناریوهای نازلی را خواهند خورد؟

با ایمان و اطمینان کامل اعلام می‌نمایم؛ جنبش یبداری جدید ملت ایران که مشخصه بارز آن «صبر و استقامت سبز» و ایستادگی در مقابل زیاده‌خواهی‌های بیگانگان از طریق خلع دولت‌مردان بی‌کفایت کودتایی است، اجازه چنین میدان‌داری را به هیچ قدرت و ابرقدرت جهانی نخواهد داد.

 طلیعه‌های فصلی سبز ناشی از این بیداری که از یک‌سال پیش شروع شده از هم‌اکنون قابل رویت است.

در همین رابطه
این نوشته  در حدود دو ماه پیش خواندنی است که تلویحا پناهندگی او را تایید می‌کند.
اینجا رمزگشایی از سناریویی ناپدیدشدن
اینجا نکات خنده دار فیلم شهرام امیری

سه‌شنبه، آبان ۲۱، ۱۳۸۷

سنگ بزرگ روی دست راست

آقای دکتر «احمدی‌نژاد» در تبلیغات ریاست جمهوری خویش سنگ‌های بزرگی را برداشت و هر چه رندان روزگار متذکر شدند که سنگ بزرگ نشانه نزدن است؛ دردشان دیده و حرفشان شنیده نشد که؛ بیان «احمدی‌نژاد» گرم‌تر بود و چونان «کارل مارکس» نقطه ضعف و درد مردم را می‌دانست و دست درست روی نقطه حساس گذاشته بود.
 در حالی که دردمندان به بیداری توده‌ها از خواب غفلت گرسنگی می‌اندیشیدند؛ «احمدی‌نژاد» در خاموشی توده‌ها وغفلت دردمندان مانیفست یک ماده‌ای خود که: حضور "نفت سر سفره و لزوم احساس تغییرات قیمت نفت در سبد هزینه خانوارهای ایرانی" بود را منتشر می‌کرد. اگرچه سایر داوطلبین صندلی ریاست‌جمهوری نهم نیز به اندازه آقای دکتر «احمدی‌نژاد» درد و زخم را می‌شناختند؛ اما هیچکدام به اندازه وی خود را تنها ناجی ملت از فقر و فاقه اقتصادی معرفی نمی‌کرد و هیچکدام چون او بر طبل مشکلات اقتصادی و ضرورت توسعه اقتصادی بیش و پیش از توسعه فرهنگی و سیاسی نمی‌کوفت.
  «احمدی‌نژاد» ریس جمهور شد و دست بر قضا در چشم بر هم زدنی قیمت نفت به سقفی رسید که از استخراج و فروش اولین بشکه‌ها تا کنون بازار؛ چنین قیمت و چنین افزایش جهشی در قیمت را به ثبت نرسانده بود.
 سرمستی ناشی از سر ریز شدن دلارهای باد آورده کار خود را کرد و ریس‌جمهور جوان نتوانست در آیینه ببیند آنچه را که سالیان سال زمامدارن پیر قبلی در خشت خام - بی‌اعتباری قیمتهای جهشی وناگهانی کالاهایی که اقتصاد تک محصولی کشور‌های جهان سوم یا در حال توسعه بدان‌ها وابسته است - دیده بودند و به این منظور «صندوق ذخیره ارزی» و ارزش‌گذاری واقعی در بودجه برای قیمت کالایی که پیش‌بینی قیمت آن نمی‌تواند دقیق باشد را پیش‌بینی کرده بودند.
 به دستور ریس جمهوربانک‌ها موظف به پرداخت وام‌های تبصره‌ای شدند و دولت خود را موظف دید از از ثروت بادآورده جای خالی را پر کند. ولخرجی‌های غیرمنطقی و غیرضروری در تنظیم بوجه شروع شد و جشن مایه‌داری پیش از موعد برگزار شد. در چنین شرایطی آقای «احمدی‌نژاد» خود را موظف به نجات گرسنگان دنیا دید و سخنرانی‌ها شروع شد و به دنبال آن قطعنامه‌ها و تحریم‌ها و.... و به یک باره سرچشمه ثروت بادآورده خشکید و دولت مایه‌داری مستعجل. «احمدی‌نژاد» در حالی که بانی تنظیم چند قطعنامه تحریم برعلیه ایران در سازمان ملل بود و به واسطه سخن‌های نسنجیده متعدد کشور را به چالشی عمیق با یک اراده جهانی کشانده بود؛ چاره را در آن دید که برای عملی نمودن نیم‌بند وعده‌های خود چوب حراج برموجودی «صندوق ذخیره ارزی» که با خون دل اصلاحات جمع آوری شده بود زند و شد آنچه نباید می‌شد.
 امروز قیمت نفت کمتر از پنجاه دلار در هر بشکه است؛ صندوق ذخیره ارزی خالی است؛ سونامی اقتصادی جهانی اتفاق افتاده وعوارض آن در راه است و آقای «احمدی‌نژاد» سنگ سنگینی است روی دست جناح راست. به راستی تقصیر توده‌های غفلت زده‌ای که در خواب‌زدگی داوطلبانه به سر می‌برند چیست؟ و تقصیر اقلیتی بیدارکه عمرشان به تلاش برای بیداری دیگران سپری شده است؟
 امروز تاوان اشتباهات دیروز را می‌پردازیم. تا فردا فرصت مغتنمی هست می‌توانیم موتورهای خود را دقیق تنظیم کنیم تا به قول دوستی در شرایط سخت به روغن‌سوزی دچار نشویم. 
چنین باد. یا حق