‏نمایش پست‌ها با برچسب مجاهدین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مجاهدین. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، شهریور ۳۱، ۱۴۰۴

فریب مادر به استقبال از اعدام فرزند

 محمود طریق‌الاسلامی در خانواده‌ای تاجر و بانفوذ به‌دنیا آمد.
 سال ۵۴ در ۲۳ سالگی، به‌دلیل عضویت در «سازمان مجاهدین خلق» و مشارکت در فعالیت‌های مسلحانه علیه حکومت پهلوی دستگیر شد.

پس از مدتی کوتاه، دادگاه او را به
اعدام محکوم کرد، اما نفوذ و روابط گسترده خانواده‌ ـ به‌ویژه مادرش که ارتباطات سیاسی مهمی داشت ـ حکم را به حبس ابد کاهش داد.

 دی‌ماه ۵۷ هم‌زمان با پیروزی انقلاب، محمود همراه دیگر زندانیان سیاسی آزاد شد. چند ماه بعد، تیرماه ۵۸ با جمعی از هم‌فکرانش حزب چپ‌گرای مسلح «راه کارگر» را پایه‌گذاری کرد.

این فعالیت‌ها تا تیر ۶۰ (زمانی که دوباره بازداشت شد) ادامه داشت.


پس از دستگیری، مادرش با استفاده از نفوذ خود، موفق شد با او ملاقات کند. این ملاقات اما بخشی از سناریویی تبلیغاتی نیروهای امنیتی بود.


مسئولان وعده داده‌بودند که اگر مادر در مقابل دوربین
نقش زنی «وفادار به انقلاب» را بازی کند که شخصاً پسرش را به سپاه لو داده، محمود آزاد خواهد شد.

 محمود اما بدون افشاگری مادر و پیش‌تر در یک خانه تیمی دستگیر شده‌بود.


در فیلم ضبط‌شده، محمود گریان و مضطرب بود، و مادرش با خون‌سردی، بی‌هیچ نشانه‌ای از نگرانی، به او گفت: «تو به‌خاطر گناهانت بالاخره اعدام می‌شی.»


هدف از پخش این صحنه، تشویق مردم به گزارش‌دادن فعالیت‌های سیاسی خویشاوندان و همسایگان به نهادهای امنیتی بود. اما مسئولان زندان به وعده خود عمل نکردند و چند ماه بعد، محمود را اعدام کردند. 

پس از آن، تا روز اجرای حکم، محمود دیگر حاضر به دیدار با مادرش نشد.


سرنوشت مادر از فرزندش هم تلخ‌تر بود. پس از اعدام محمود، او دچار فروپاشی روانی شد و در نهایت به بیمارستان روانی منتقل گردید.

جمعه، بهمن ۲۶، ۱۴۰۳

ماله‌کشی از یزدی تا ظریف

در زمانی که آقای «خلخالی» رئیس دادگاه‌های انقلاب بود و پی‌درپی حکم اعدام صادر می‌کرد، و این حتی کفاف نمی‌داد و در مصاحبه، حکم غیابی نیز صادر می‌کرد: مانند اعدام فراریان محمدرضاشاه، فرح، فریده دیبا، اشرف، غلامرضا پهلوی، اویسی، ولیان، بختیار، شریف امامی و دیگران...

اول خرداد ۵۸ سن
ای آمریکا بیانیه‌ای در محکومیت صدور این احکام خلخالی صادر کرده و به‌دنبال آن، «ابراهیم یزدی» وزیر خارجه خواست قضیه را تلطیف کند (مثل همه وزرای خارجه). لذا در مورد صدور غیابی حکم اعدام برای شاه تردید کرده و گفت: به نظرم آقای خلخالی در دادگاه‌های انقلاب سمتی ندارد!

این ماله‌کشی «
ابراهیم یزدی» به «خلخالی» برخورد و خلخالی دوم خرداد ۵۸ در اعتراض به یزدی استعفا کرد. یعنی در واقع ناز می‌کرد!

اما به‌دنبال استعفای خلخالی، مردم ایران برای حمایت از خلخالی و احکام دادگاه‌های انقلاب یکی از بزرگ‌ترین راهپیمایی‌های خود را در روزهای ۴و ۵ خرداد در تهران و شهرهای ایران برگزار 
کردند.

 در این راهپیمایی‌های میلیونی در حمایت از خلخالی، تقریبا تمامی گروه‌ها و احزاب مانند جبهه ملی ایران، حزب جمهوری خلق مسلمان، حزب جمهوری اسلامی، جبهه ملی دمکرات، مجاهدین خلق، حزب توده، چریک‌های فدایی خلق، رنجبران، دارو دسته دکتر پیمان، بنی‌صدر و ...حضور داشتند و تمامی دانشجویان 
دانشگاه‌های تهران، معلمان، دانش‌آموزان، بازاریان و ... به‌حرکت درآمدند!.

به‌دنبال راهپیمایی‌های میلیونی در دفاع از احکام دادگاه‌های انقلاب، استعفای خلخالی پذیرفته نشد، اما در عرض این هفت روز، این آتشپاره خلخالی بی‌کار نمانده، دسته گلی دیگر به آب داد!

 او در ۶ خرداد به دوبی رفته در آنجا 
می‌گوید: «خلیج فارس چیه؟! باید خلیج اسلامی بنامیم...!» 
اما در آن زمان برای مردم ایران، خلیج اسلامی نامیدن او مهم نبود، احکام اعدام او جذاب بود...!

وقتی پس از ۷ روز، استعفای خلخالی پذیرفته نشد و او همچنان حاکم شرع انقلاب ماند، مردم نفس راحتی کشیده و مطبوعات نوشتند: 
«خبر استعفای آیت‌الله خلخالی حاکم شرع، خوشبختانه مورد قبول قرار نگرفت و هرگونه نگرانی مردم از بابت این استعفا و تاثیرش بر کار دادگاه‌های انقلاب، مرتفع شد.»

اکنون آن میلیونها ایرانی که در آن دو روزه، یکی از بزرگ‌ترین راهپیمایی‌های تاریخ ایران را برای حمایت از آقای خلخالی به راه ا
نداخته و باعث شدند، استعفایش پذیرفته نگردد و به صدور احکام اعدام ادامه دهد، همگی نقش خود را انکار می‌کنند.

توییتر سکوت به نقل از علی‌مراد مراغه‌ای