سه‌شنبه، خرداد ۱۲، ۱۴۰۵

چرا بام دیکتاتوری‌ها به شیب سقوط طراحی می‌شود

نقل می‌کنند بازرسی از اداره آموزش و پروش آمد به مدرسه‌ای و یک‌راست رفت سر کلاسی. نام علی مصلحی را از روی دفتر کلاس خواند.

دانش‌آموزی پای تخته رفت. بازرس از او پرسید: پسرم چرا در اکثر شهرهای شمالی بام‌ خانه‌ها را شیب‌دار می‌سازند؟ دانش‌آموز من‌ّ‌ومنی کرد و یکی و دو بار با خودش تکرار کرد: شیب؟ بام؟!

 
بازرس گفت: پسرم این‌که درس اولِ سال است، چه‌طور هنوز بلد نیستی؟ دانش‌آموز گفت: راست‌اش آقا! من علی مصلحی نیستم.
کورش سلمانی هستم، ترک تحصیل کرده بودم. علی مصلحی رفته بازی استقلال پرسپولیس را تماشا کند. به من گفته: برو سرکلاس، سر جای من بنشین، وقتی معلم اسم منو صدا زد، فقط بگو حاضر و تمام. نمی‌دانستم که شما تشریف می‌آورید و باید پای تخته هم بیایم و درس جواب بدهم. 

بازرس رو به معلم گرد و پرسید: آقای معلم! این بچه چی می‌گه؟ سه ماه از سال تحصیلی رفته هنوز شما هنوز چهره شاگردها را تشخیص نمی‌دهی که کسی می‌تواند خودش را جای یک دانش‌آموز جا بزند؟ 


معلم بی‌چاره هم «نجات» را «فی‌الصدق» دید و گفت: راسّیات‌اش آقای بازپرس، من معلم نیستیم. جوش‌کاری دارم کنار مدرسه. معلم اصلی
آقای عابدینی رفته بازی استقلال پرسپولیس تماشا کنه، به من گفته بیایم سر کلاس، از روی دفتر حاضرغایب کنم و تمام. نمی‌دانستم قراره شما هم تشریف بیاورید.

بازپرس با عصبانیت به دفتر مدرسه رفت و خطاب به مدیر مدرسه گفت: دست‌خوش آقای مدیر! دست‌خوش! سه ماه از سال تحصیلی گذشته، شما هنوز چهره معلم‌ها رو تشخیص نمی‌دهی؟ جوش‌کار هم‌سایه مدرسه خودش رو به‌عنوان معلم جا می‌زنه؟ یعنی شما چهره این آقا رو ندیدی که شبیه آقای عابدینی نیست؟ 


مدیر هم نجات را در صداقت دید و گفت: راسّیاتش آقا بازپرس! من هم مدیر واقعی نیستم. مدیر اصلی رفته بازی استقلال پرسپولیس ببینه کلید مدرسه را داده به من، گفته فقط برو در مدرسه را باز کن، بچه‌ها و معلم‌ها بیان و کلاس که تموم شد، در رو ببند و برو خونه! نمی‌دونستم قراره شما تشریف بیاورید!


بازرس پوزخندی زد و گفت: شانس آوردید که من هم بازرس واقعی نیستم. بازرس اصلی رفته بازی استقلال پرسپولیس تماشا کنه به من گفته بیایم این مدرسه و بروم سر یکی از کلاس‌ها و از روی دفتر کلاس رندوم یک نام را صدا بزنم و پای تخته از او بپرسم چرا در اکثر کشورهای دیکتاتوری شیب قدرت به سمت سقوط طراحی می‌شود؟ 


راستی چرا بام تمام دیکتاتوری‌های دنیا به سمت سقوط ساخته می‌شوند؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر