نمایش پستها با برچسب اشغالسفارت. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب اشغالسفارت. نمایش همه پستها
سهشنبه، دی ۱۵، ۱۳۹۴
جیبوتی
«جیبوتی» یک کشور با تمام استاندارهای بینالمللی، و برابر قواعد رسمی سازمان ملل متحد، داری صندلی و رای است.
یکشنبه، مرداد ۲۷، ۱۳۹۲
نامه «ضدتحریم» به اوباما از نگاهى دیگر
شهروز مفتاحى/ چندى پیش جمعی از زندانیان و کنشگران سیاسی ایران در نامهای به «باراک اوباما» رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، از وی درخواست کردند که از فرصتی که برای تنشزدایی میان دو کشور فراهم شده استفاده کند.
زندانیان سیاسی ایران در نامه خود پس از توجه به «آثار مخرب تحریمهای فلجکننده اقتصادی و تلاش فزاینده برای انزوای سیاسی ایران در جامعه جهانی بر زندگی روزمره مردم ایران»، تاکید نمودهاند که «تحریمها اینک به مجازات جمعی مردم ایران تبدیل شده» و «ضررهای چنین وضعی متوجه همه مردم ایران است و فقط حکومت را زیرفشار قرار نمیدهد.»
این زندانیان نوشتهاند: به اعتقاد ما احتمالاً این آخرین فرصتی است که میتوان به راهحل قابل قبول و منطقی دست یافت. روشن است که در هر دو طرف گروهها و احزاب و بازیگرانی هستند که مایل نیستند این درگیری به پایان برسد و ترجیح میدهند این وضعیت ادامه یابد، اما عقل و منطق حکم میکند که تلاشهای دیپلماتیک با هدف رسیدن به راهحل سریعتر و کم هزینهتر ادامه یابد.
در پایان این نامه، از هر دو دولت ایران و آمریکا درخواست شده که با همه امکانات خود در راستای اعتمادسازی گام بردارند تا روش دیپلماسی در گفتوگوها به حل اختلاف دیرینه کمک کند.
▪️
این کنش سیاسی کار درست، بهجا، ارزشمند و شایستهی تقدیری است. باید با تحلیل و تقویت آن، نشان داد که کنش بر محور دیالوگ و «گفتوگو» در قالب نامه، مذاکره، مناظره، یا هر قالب دیگری مفیدتر و سودمندتر، از قدرتنمایی بر پایه رجزخوانی و عرضاندام و لافزدن است.
خصوصا لافزدن و عرضاندامی که نهایتا نتیجهاش بشود صدور قطعنامههایی که قطع مناسبات دیپلماتیک و سیاسی و انزوای بینالمللی کشور و در ادامه بحران شدید و ورشکستگی اقتصادی را بهدنبال دارد.
باید گفتوگو را تقویت و تبلیغ کرد و آنانکه بهجای مشت گره کرده و نطقهای آتشین، قلم بهدست میگیرند را تحسین.
اما بدون کمترین تردید، مشکلات اقتصادی و انزوای جهانی ایران که در نامه یادشده بدان اشاره شده، تنها نتیجه رفتار دولت نهم و دهم نیست ــ اگرچه رفتار این ۸ سال در تسریع و تشدید آن بیشترین تاثیر را داشت و بینظیر بود ــ و تنها در این چند سال ایران با معضل تحریم و انزوا مواجه نشده، بلکه این قصه سر دراز و دستکم سابقهی ۳۰ ساله دارد و از اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان افراطی پیرو خط امام آغاز میشود و در تمام طول این سالها هم فقط مردم و شهروندان این کشور تاوان این تحریم و انزوا را دادهاند.
همچنانکه اکنون نیز فقط شهروندان تاوان میپردازند و معترضاند و دولتمردان، در برج عاج عافیت نشسته و بر کاغذپاره خواندن قطعنامهها و بدون اثر بودن تحریمها پای میفشارند.
در چنین شرایطی شایسته است، در بین امضاکنندهگان نامه به رئیسجمهور آمریکا، آنها که بزرگترین افتخار دوران سیاسی خود را بالارفتن از دیوار سفارت ایالات متحده آمریکا و اشغال و گروگانگیری کارکنان آن سفارت در اوایل انقلاب میدانند، برای اعلام حسننیت و برای آنکه نامه امروزشان به رئیسجمهور ایالات متحده، مثمر ثمر واقع شود، در یک اقدام شجاعانه از رفتار دیروز خود و مجموعه همراهان، که خلاف بدیهیترین اصول شرعی و اخلاقی، و خلاف ابتداییترین پروتکلهای بینالمللی بود، عذرخواهی کنند.
بدیهی است در صورتیکه چنین امری محقق شود، کنگره آمریکا بیشترین همراهی را با رئیسجمهور برای برداشتن تحریمها و ایجاد بستر تعامل و گفتوگو انجام خواهد داد.
منتشرشده در روزنامه الکترونیکی راه دیگر اینجا
چهارشنبه، آذر ۰۹، ۱۳۹۰
خودسری در اشغال سفارت از آمریکا تا انگلیس
بین حملات چندینباره اراذل و اوباش خودسر، به محافل و متینگهای علمی دانشگاهی و مجالس سخنرانی و پرسش و پاسخهای دانشگاهی در سالهای اول انقلاب و مراسم مشابه در سالهای اصلاحات، حمله به کوی دانشگاه در هجدهم تیرماه ۷۸(+) و تیرماه ۸۸(+)، همچنین حملات چندینباره همین عناصر به منزل «مهدیکروبی» پس از انتخابات جنجالی خرداد۸۸(+) (+)، و حمله به سفارت «ایالاتمتحده آمریکا» در سالهای اول انقلاب(+)، و حمله دیروز به سفارت «بریتانیا» در تهران(+)، اگرچه تفاوتهای شکلی ممکن است وجود داشته باشد، اما ماهیت همه آنها یکی است و همه از بیاحترامی به قانون و حقوق دیگران سرچشمه میگیرد.
بدون کمترین تردید آقای «محمدموسویخویینیها» نمیتواند بدون محکوم نمودن اقدام حمله به سفارت «ایالات متحده آمریکا» در سالهای اول انقلاب که به رایزنی و سعایت ایشان صورت پذیرفت، حادثه حمله به کوی دانشگاه در ۱۸تیر ۷۸ و ۸۸، یا حملات مکرر به بیت شیخ شجاع پس از انتخابات خرداد ۸۸ را محکوم کند. لازمه پذیرفتن محکومیت اقدامات اخیر که ریشه در گریز از قانون و بیتوجهی به حقوق افراد و دانشجویان مظلوم دارد، محکومیت اقدام مشابهی است که سالها قبل اتفاق افتاده و همه در مقابل آن سکوت اختیار کردهاند تا در پناه سکوت آنها بستر مناسب برای بذرافشانی و رشد و ریشه گستردن خشونتهای اخیر فراهم شود.
در اینکه کشور «آمریکا» باعث و بانی ظلم و تجاوزهای پنهان و آشکار فراوانی طی قرن گذشته بر علیه کشورهای مظلوم و ستمدیده متعدد توسعه نیافته در جهان بوده است، کمترین شکی نیست.
در اینکه از رهگذر همین خوی مداخلهجویانه و ستمگرانه چه ظلمها و ستمها و حقکشی که نصیب ملت و کشور عزیز ایران شده هم شکی نیست. ملت ایران هیچگاه حادثه کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۳۲(+) که با مساعدت مستقیم دولتین آمریکا و انگلیس بر علیه منافع عالیه ایران صورت گرفت، را فراموش نخواهند کرد.
برای هیچ زمانی مردم ایران فراموش نخواهند کرد که زمانی مستشاران نظامی و شهروندان «آمریکا»یی در ایران از حقوق کاپیتولاسیون برخوردار بودهاند.
حادثه اشغال کشور ایران در جنگ جهانی دوم، توقیف داراییهای کشور و پذیرایی از «محمدرضا پهلوی» شاه مخلوع ایران پس از انقلاب در آمریکا، و هزاران ظلم پنهان و آشکار دیگر در حق ملت ایران توسط این کشور، هیچگاه از حافظه مردم ما پاک نخواهد شد.
با همه اینها و با وجود هزاران دلیل مستند و غیر مستند دیگر بر خوی تجاوز و سلطهگری و اقدامات مداخله جویانه، که در کارنامه کشورهای ابرقدرت دنیا و از جمله کشور آمریکا وجود داشته و دارد، هیچ بهانهای حمله به سفارت آن کشور و اشغال آنرا برای دفاع از کیان کشور و جلوگیری از خطر احتمالی و احتمال اینکه در آن سفارت نقشه برای خرابکاری در کشور طراحی میشود و... را توجیه نمیکند. این کار، در حکم تجاوز به حریم خصوص دیگران میباشد و اگر چه در شرایط انقلابی - احساسی اوایل انقلاب، و در شرایطی که نظام هنوز به ثبات قابل توجهی دست نیافته، توجیهی برای انجام آن قابل دست و پا کردن بود و میشد آنرا به گردن شرایط و احساسات جوانان انداخت و... اما کار بسیار اشتباهی بود و تا دولتمردان ایران رسما از جامعه جهانی بابت این اشتباه عذرخواهی نکنند و آنرا اشتباه نخوانند و ندانند، باید همواره شاهد حمله نیروهای خودسر به مراکز علمی و دانشگاهها و سخنرانیها و متیتنگهای علمی و سفارتخانههای دیگر کشورها، و به دنبال آن هزینههای سنگین، که مستقیما از جیب آسایش و آرامش شهروندان کشور برداشت و پرداخت میشود بود.
حادثه حمله دیروز به سفارت «بریتانیا» و تلاش برای اشغال آن، تنها یک متهم شناسایی شده، معروف و جهانی دارد: «سید محمد موسوی خویینیها». و تا زمانی که ایشان و مجموعه دوستان اشغال کننده سی سال پیش از آن اقدام خود دفاع نمایند(+) و آنرا باعث افتخار خود بدانند، متاسفانه باید شاهد حوادث و اقدامات تاثربرانگیز اینچنین و خسارات جبران ناپذیر آن برای همیشه بود. فرقی نمیکند ریسجمهور «هاشمیرفسنجانی» باشد، یا «محمدخاتمی» یا «محمود احمدینژاد»
در همین رابطه:
از پائيز ۵۸ تا پائيز ۹۰
بدون کمترین تردید آقای «محمدموسویخویینیها» نمیتواند بدون محکوم نمودن اقدام حمله به سفارت «ایالات متحده آمریکا» در سالهای اول انقلاب که به رایزنی و سعایت ایشان صورت پذیرفت، حادثه حمله به کوی دانشگاه در ۱۸تیر ۷۸ و ۸۸، یا حملات مکرر به بیت شیخ شجاع پس از انتخابات خرداد ۸۸ را محکوم کند. لازمه پذیرفتن محکومیت اقدامات اخیر که ریشه در گریز از قانون و بیتوجهی به حقوق افراد و دانشجویان مظلوم دارد، محکومیت اقدام مشابهی است که سالها قبل اتفاق افتاده و همه در مقابل آن سکوت اختیار کردهاند تا در پناه سکوت آنها بستر مناسب برای بذرافشانی و رشد و ریشه گستردن خشونتهای اخیر فراهم شود.
در اینکه کشور «آمریکا» باعث و بانی ظلم و تجاوزهای پنهان و آشکار فراوانی طی قرن گذشته بر علیه کشورهای مظلوم و ستمدیده متعدد توسعه نیافته در جهان بوده است، کمترین شکی نیست.
در اینکه از رهگذر همین خوی مداخلهجویانه و ستمگرانه چه ظلمها و ستمها و حقکشی که نصیب ملت و کشور عزیز ایران شده هم شکی نیست. ملت ایران هیچگاه حادثه کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۳۲(+) که با مساعدت مستقیم دولتین آمریکا و انگلیس بر علیه منافع عالیه ایران صورت گرفت، را فراموش نخواهند کرد.
برای هیچ زمانی مردم ایران فراموش نخواهند کرد که زمانی مستشاران نظامی و شهروندان «آمریکا»یی در ایران از حقوق کاپیتولاسیون برخوردار بودهاند.
حادثه اشغال کشور ایران در جنگ جهانی دوم، توقیف داراییهای کشور و پذیرایی از «محمدرضا پهلوی» شاه مخلوع ایران پس از انقلاب در آمریکا، و هزاران ظلم پنهان و آشکار دیگر در حق ملت ایران توسط این کشور، هیچگاه از حافظه مردم ما پاک نخواهد شد.
با همه اینها و با وجود هزاران دلیل مستند و غیر مستند دیگر بر خوی تجاوز و سلطهگری و اقدامات مداخله جویانه، که در کارنامه کشورهای ابرقدرت دنیا و از جمله کشور آمریکا وجود داشته و دارد، هیچ بهانهای حمله به سفارت آن کشور و اشغال آنرا برای دفاع از کیان کشور و جلوگیری از خطر احتمالی و احتمال اینکه در آن سفارت نقشه برای خرابکاری در کشور طراحی میشود و... را توجیه نمیکند. این کار، در حکم تجاوز به حریم خصوص دیگران میباشد و اگر چه در شرایط انقلابی - احساسی اوایل انقلاب، و در شرایطی که نظام هنوز به ثبات قابل توجهی دست نیافته، توجیهی برای انجام آن قابل دست و پا کردن بود و میشد آنرا به گردن شرایط و احساسات جوانان انداخت و... اما کار بسیار اشتباهی بود و تا دولتمردان ایران رسما از جامعه جهانی بابت این اشتباه عذرخواهی نکنند و آنرا اشتباه نخوانند و ندانند، باید همواره شاهد حمله نیروهای خودسر به مراکز علمی و دانشگاهها و سخنرانیها و متیتنگهای علمی و سفارتخانههای دیگر کشورها، و به دنبال آن هزینههای سنگین، که مستقیما از جیب آسایش و آرامش شهروندان کشور برداشت و پرداخت میشود بود.
حادثه حمله دیروز به سفارت «بریتانیا» و تلاش برای اشغال آن، تنها یک متهم شناسایی شده، معروف و جهانی دارد: «سید محمد موسوی خویینیها». و تا زمانی که ایشان و مجموعه دوستان اشغال کننده سی سال پیش از آن اقدام خود دفاع نمایند(+) و آنرا باعث افتخار خود بدانند، متاسفانه باید شاهد حوادث و اقدامات تاثربرانگیز اینچنین و خسارات جبران ناپذیر آن برای همیشه بود. فرقی نمیکند ریسجمهور «هاشمیرفسنجانی» باشد، یا «محمدخاتمی» یا «محمود احمدینژاد»
در همین رابطه:
از پائيز ۵۸ تا پائيز ۹۰
اشتراک در:
پستها (Atom)