‏نمایش پست‌ها با برچسب اوباما. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اوباما. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، اسفند ۰۶، ۱۴۰۴

نامه مهرداد خوانساری به رئیس‌جمهور آمریکا

جناب آقای رئیس‌جمهور!
در این مقطع حساس و سرنوشت‌ساز، و پیش از آن‌که تصمیم نهایی خود را درباره مسیری که در قبال کشور من در نظر دارید اتخاذ کنید، لازم دانستم به‌طور مستقیم با شما سخن بگویم.

در مقام معرفی، این‌جانب دیپلمات پیشینِ رژیم سابق هستم که بیش از چهار دهه به‌عنوان مخالف فعال رژیم حاکم بر ایران، فعالیت کرده‌ام.

در این مدت، در مسئولیت‌های ارشد در کنار شماری از چهره‌های برجسته سیاسی ایرانیِ مخالف جمهوری اسلامی خدمت کرده‌ام.

فعالیت دیرینه من همواره بر پایه تعهد به حکم‌رانی سکولار و دموکراتیک، حاکمیت ملی و ثبات منطقه‌ای استوار بوده است.

در ماه‌های اخیر، شما به‌روشنی درباره نتیجه‌ای که از رهبری سرکوب‌گر و به‌شدت نامحبوب ایران انتظار دارید سخن گفته‌اید؛ رهبری‌ای که به‌نظر می‌رسد بیش از پیش در آستانه پایان عمر سیاسی خود قرار گرفته است.

با وجود لفاظی‌های تند و تهدیدآمیز آنان، واقعیت این است که نه در آستانه دست‌یابی به سلاح هسته‌ای هستند، و نه در موقعیتی قرار دارند که از طریق نیروهای نیابتیِِ به‌شدت تضعیف‌شده خود، قدرت قابل‌توجهی اعمال کنند.

هرچند از برخی توان‌مندی‌های موشکی برخوردارند، اما با توجه به موقعیت راهبردی شکننده‌شان، و آگاهی از پیامدهای سنگین هرگونه محاسبه نادرست، بسیار بعید است که آغازگر یک درگیری مستقیم باشند.

جناب آقای رئیس‌جمهور!
با توجه به تجربیات گذشته در منطقه و طیف گزینه‌های سیاسی در دست‌رس شما، تداوم فشار بدون توسل به حملات مستقیم نظامی، بیش‌ترین احتمال موفقیت راه‌بردی را با کم‌ترین هزینهِ بلندمدت فراهم می‌کند.

راه‌بردی سنجیده مبتنی بر اعمال تدریجی، مستمر و در صورت لزوم فزایندهِ فشارهای سیاسی و نظامی ـ بدون هدف قراردادن اهدافی در داخل ایران ـ به‌احتمال زیاد به نتیجه‌ای که همگی در پی آن هستیم، منتهی خواهد شد.

پس از نزدیک به پنج دهه حکم‌رانی ناکارآمد، فساد و سرکوب، چشم‌انداز تغییر معنادار ـ از رژیمی که در وضعیت بقای حداقلی قرار دارد، و با بازی‌گران کلیدی داخلی و خارجی در تعامل است، به سوی دولتی انتقالی با پشتوانه گسترده مردمی ـ اکنون بیش از هر زمان دیگری در دست‌رس به‌نظر می‌رسد.

شما همواره با جنگ‌های بی‌پایان مخالفت کرده‌اید، و صریحاً از جنگ عراق و نیز نحوه مدیریت دولت
اوباما در قبال بحران سوریه ـ که به رنج گسترده انسانی و بی‌ثباتی بلندمدت منطقه‌ای انجامید ـ انتقاد کرده‌اید.
درس‌های آن تجربه‌ها امروز نیز کاملاً مرتبط و راه‌گشا هستند.


جناب آقای رئیس‌جمهور!

آغاز هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، خطر بروز پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیری را در پی دارد ـ پیامدهایی که ممکن است حتی از آن‌چه در عراق یا سوریه شاهد بودیم بی‌ثبات‌کننده‌تر باشد. هرچند صداقت و نیت مدافعان چنین رویکردی را زیرسؤال نمی‌برم، اما من ـ و تقریباً همه دولت‌های منطقه ـ درباره سنجیدگی و مصلحت این توصیه‌ها نگرانی‌های جدی داریم.

افزون بر این، حتی در صورت تغییر رژیم، هر دولتی که فرضا از طریق مداخله نظامی خارجی بر سر کار آمده است، با چالش‌های پایدار مشروعیت مواجه خواهد شد.

تاریخ یادآور نمونه‌های هشداردهنده‌ای است که نشان می‌دهد چنین برداشت‌هایی چگونه می‌تواند مسیر سیاسی یک ملت را برای نسل‌ها تحت تأثیر قرار دهد.

رویدادهای مربوط به سقوط دولت
دکتر مصدق در سال ۱۳۳۲ (۱۹۵۳) و پیامدهای آن، نمونه‌ای گویاست که هم‌چنان بر اعتبار شاه فقید ایران و نیز ایالات متحده سایه افکنده است.

جناب آقای رئیس‌جمهور!
 بزرگ‌ترین پیروزی نه در جنگی است که آغاز می‌شود، بلکه در جنگی است که از آن اجتناب می‌شود ـ در حالی که رقیب شما زیر فشار تضعیف می‌گردد.

از این‌رو، با احترام از شما می‌خواهم که بیش از هر چیز به قضاوت و شهود شخصی خود تکیه کنید و نسبت به خطرات غیرضروری ناشی از انگیزه‌های کوتاه‌مدت که ممکن است پیامدهای بلندمدت و جبران‌ناپذیری در پی داشته باشد، هوشیار بمانید.

 تصمیم نهایی شما بی‌تردید فراتر از بحران کنونی طنین‌انداز خواهد شد.
مهرداد خوانساری ۶ اسفندماه ۱۴۰۴
منتشرشده در سایت تحلیلی زیتون

سه‌شنبه، مهر ۲۰، ۱۳۹۵

چپ‌ها در کوچه «علی‌چپ»

به‌نظر می‌رسد بعضی از چپ‌ها ـ که البته این بعضی شامل اغلب‌شان می‌شود ـ هنوز در یک خواب عمیق اصحاب کهفی هستند و خبر ندارند که «چپ» در جهان تمام شد و رفت پی‌کارش.

هنوز که هنوز است، بعد از بیش از دو دهه از فروپاشی اتحاد جماهیر
شوروی و در حالی که همین چند وقت پیش، «کوبا» وفادارترین «رفیق» به آرمان‌های «مارکس»، «لنین» و «استالین» و شوروی سوسیالیستی، میزبان «اوباما»ی به قول آن‌ها امپریالست بود، بعضی هوس چپ‌بازی‌های افراطی دارند و رفتاری از آن‌ها سر می‌زند که مایه تعجب می‌شود.


«پیک‌نت»
ارگان منتشره جمعی از چپ‌های قدیم که تقریبا می‌توان آن‌ها را میراث‌دار و باقیمانده «حزب توده» ایران دانست، نمونه‌ای از این «عده» هستند. البته نه همیشه! ولی وقتی هر از گاهی هوس مرید‌بازی شرق و چپ‌گری به‌ سرشان می‌زند، آدم دل‌اش به حال اعتبار مرحوم «ارانی» و «طبری» و «کیانوری» می‌سوزد که این‌ها نماینده‌‌ و میراث‌بان‌ِشان هستند.

در برزخ فرود یکی دو پرنده روسی در پایگاه هوایی نوژه همدان که سروصدای اصول‌‌گرا و اصلاح‌طلب و اعتدالی و ملی و مذهبی از هر سمت و سو در ایران و خارج از کشور را درآورد، و هیچ‌کس هم حاضر نمی‌شد مسؤلیت آن‌را به‌خاطر عمق ضایع‌بودن داستان قبول کند و نهایتا هم دیری نپایید که طرف روسی ترجیح داد دمش را بگذارد روی کول و برود پی کارش، پیک‌نت ناگاهان از درِ تعریف و تمجید از این اقدام درآمد و در وصف دفاع از حرم و مردم مظلوم
سوریه و همراهی و همکاری مثبت ایران و روس و اقدام درست ایران در این فقره نوشت و چنان به قسم حضرت عباس متوسل شد که آدم یادش می‌رفت همین پیک‌نت بود که دیروز از بی‌کفایتی و بی‌تدبیری مقامات در شراکت با «اسد» می‌گفت و می‌نوشت.

آن داستان گذشت و سروصدا آن‌قدر زیاد بود که کسی متوجه گاف پیک‌نت نشد. حالا در جریان یک مناظره تلوزیونی بین «ترامپ» و «کلینتون» ظاهرا ترامپ از روسیه «تعریفکی» کرده و گفته می‌شود با روسیه رفیق بود.

همین اظهارات کافی بود تا دوباره فیل پیک‌نت هوس سیبری کند و دوباره به
کوچه «علی‌چپ» بزند و شروع به دفاع از «ترامپ»ی کند که هیچ‌کس در دنیا از هیچ جناحی حاضر نیست اعتبار سیاسی خود را به خطر یباندازد و از او دفاع کند.

به نوشته پیک‌نت نگاه کنید تا ببنید مرید‌بازی چه‌قدر می‌تواند برای یک جریان سیاسی مخاطره‌آمیز باشد و عقل را به تعطیلی بکشاند:

"چرا از ترامپ یک غول خطرناک ساخته‌اند؟
شب گذشته ... یکی دیگر از مناظره‌های دو نامزد جمهوری‌خواه و دمکرات... برگزار شد و رسانه‌ها ... نکات مهمی از این مناظره را سانسور و نکاتی را برجسته ساختند.

این رسانه‌ها متمرکز شدند روی اتهامات جنسی دو طرف به یک‌دیگر و مشتی حرف‌های پوچ... آن‌ها چه نکاتی از مناظره ترامپ را در پس پرده نگه‌داشتند تا ما را در بی‌خبری نگه‌دارند:
ترامپ درباره اتهام ارتباط با روسیه گفت: «من هیچ ارتباطی با روسیه ندارم، من پوتین را نمی‌شناسم ولی فکر می‌کنم عالی می‌شد اگر ما با مسکو به تفاهم می‌رسیدیم، برای این‌که به‌طور مثال با هم بتوانیم با داعش مبارزه کنیم. واقعیت این‌ست که هر وقت جریانی آن‌طور که باید پیش نمی‌رود، آن‌ها (دمکرات‌ها) روسیه را مقصر اعلام می‌کنند. من هیچ چیز درباره روسیه نمی‌دانم. در مورد جریانات داخلی آن خبری ندارم، من تجارتی با روسیه ندارم (ارتباط اقتصادی) در مورد سوریه نیز من اصلا از اسد خوشم نمی‌آید اما او با داعش مبارزه می‌کند. روسیه و ایران هم با داعش مبارزه می‌کنند و آن‌ها اکنون با هم متحد شده‌اند و این بخاطر ضعف سیاست خارجی ما می‌باشد.»

آن دیوی که از ترامپ ساخته‌اند در این اظهارنظری که در بالا خواندید و مستقیما از مناظره دیشب ترجمه کرده‌ایم می‌بینید؟"


کل یادداشت صفحه فیس‌بوک پیک‌نت این‌جا.

▪️
نقل است که هنگام اشغال سفارت آمریکا در ایران توسط دانشجویان پیرو خط امام، نیروهای حزب توده به‌نشانه خوشحالی بین دانشجویان و مردم شیرینی پخش می‌کرده‌اند.
 
برای نیروهایی از این مدل که تحت‌تاثیر و شیفته یک شخصیت کاریزماتیک و قهرمان هستند، هیچ‌وقت
«حقیقت» معنا پیدا نمی‌کند و همیشه حقیقت را با محک «شخصیت» و «بت» مورد نظر خویش می‌سنجند و هرچه بت محوری آن‌ها بپسندد، می‌پسندند و هرچه بت آن‌ها با آن مخالف باشد با آن مخالف‌اند.

شاید شیرینی‌پخش‌کردن «کیانوری» با زور توجیه و تفسیرهای چپکی قابل هضم باشد، اما وقتی کل اتحاد جماهیر شوری از هم پاشید و چپ به آن معنا که این‌ها به قربانش می‌رفتند، به خاک فنا نشست، دیگر چرا یک جمله تعریف ترامپ فاقد تعادل روانی، از روسیه باید این‌ها را حالی‌به‌حالی کند که هوس ریاست‌جمهوی این آدم نا‌متعادل را در سر بپرورانند؟

یکشنبه، مرداد ۲۷، ۱۳۹۲

نامه «ضدتحریم» به اوباما از نگاهى دیگر

شهروز مفتاحى/ چندى پیش جمعی از زندانیان و کنش‌گران سیاسی ایران در نامه‌ای به «باراک اوباما» رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، از وی درخواست کردند که از فرصتی که برای تنش‌زدایی میان دو کشور فراهم شده استفاده کند.

زندانیان سیاسی ایران در نامه خود پس از توجه به «آثار مخرب تحریم‌های فلج‌کننده اقتصادی و تلاش فزاینده برای انزوای سیاسی ایران در جامعه جهانی بر زندگی روزمره مردم ایران»، تاکید نموده‌اند که «تحریم‌ها اینک به مجازات جمعی مردم ایران تبدیل شده» و «ضررهای چنین وضعی متوجه همه مردم ایران است و فقط حکومت را زیرفشار قرار نمی‌دهد.»


این زندانیان نوشته‌اند: به اعتقاد ما احتمالاً این آخرین فرصتی است که می‌توان به راه‌حل قابل قبول و منطقی دست یافت. روشن است که در هر دو طرف گروه‌ها و احزاب و بازی‌گرانی هستند که مایل نیستند این درگیری به پایان برسد و ترجیح می‌دهند این وضعیت ادامه یابد، اما عقل و منطق حکم می‌کند که تلاش‌های دیپلماتیک با هدف رسیدن به راه‌حل سریع‌تر و کم هزینه‌تر ادامه یابد.


در پایان این نامه، از هر دو دولت ایران و آمریکا درخواست شده که با همه امکانات خود در راستای اعتماد‌سازی گام بردارند تا روش دیپلماسی در گفت‌وگو‌ها به حل اختلاف دیرینه کمک کند.

▪️
این کنش سیاسی کار درست، به‌جا، ارزش‌مند و شایسته‌ی تقدیری است. باید با تحلیل و تقویت آن، نشان داد که کنش بر محور دیالوگ و «گفت‌و‌گو» در قالب نامه، مذاکره، مناظره، یا هر قالب دیگری مفید‌تر و سودمند‌تر، از قدرت‌نمایی بر پایه رجز‌خوانی و عرض‌اندام و لاف‌زدن‌ است.

خصوصا لاف‌زدن و عرض‌اندامی که نهایتا نتیجه‌اش بشود صدور قطعنامه‌هایی که قطع مناسبات دیپلماتیک و سیاسی و انزوای بین‌المللی کشور و در ادامه بحران شدید و ورشکستگی اقتصادی را به‌دنبال دارد.


باید گفت‌وگو را تقویت و تبلیغ کرد و آنان‌که به‌‌جای مشت گره کرده و نطق‌های آتشین، قلم به‌دست می‌گیرند را تحسین.


اما بدون کمترین تردید، مشکلات اقتصادی و انزوای جهانی ایران که در نامه یادشده بدان اشاره شده، تنها نتیجه رفتار دولت نهم و دهم نیست ــ اگرچه رفتار این ۸ سال در تسریع و تشدید آن بیش‌ترین تاثیر را داشت و بی‌نظیر بود ــ و تنها در این چند سال ایران با معضل تحریم و انزوا مواجه نشده، بلکه این قصه سر‌ دراز و دست‌کم سابقه‌ی ۳۰ ساله دارد و از اشغال سفارت آمریکا توسط دانش‌جویان افراطی پیرو خط امام آغاز می‌شود و در تمام طول این سال‌ها هم فقط مردم و شهروندان این کشور تاوان این تحریم و انزوا را داده‌اند.

 همچنان‌که اکنون نیز فقط شهروندان تاوان می‌پردازند و معترض‌اند و دولت‌مردان، در برج عاج عافیت نشسته و بر کاغذ‌پاره خواندن قطع‌نامه‌ها و بدون اثر بودن تحریم‌ها پای‌ می‌فشارند.


در چنین شرایطی شایسته است، در بین امضا‌کننده‌گان نامه به رئیس‌جمهور آمریکا، آن‌ها که بزرگ‌ترین افتخار دوران سیاسی خود را بالارفتن از دیوار سفارت ایالات متحده آمریکا و اشغال و گروگان‌گیری کارکنان آن سفارت در اوایل انقلاب می‌دانند، برای اعلام حسن‌نیت و برای آن‌که نامه امروزشان به رئیس‌جمهور ایالات متحده، مثمر ثمر واقع شود، در یک اقدام شجاعانه از رفتار دیروز خود و مجموعه همراهان، که خلاف بدیهی‌ترین اصول شرعی و اخلاقی، و خلاف ابتدایی‌ترین پروتکل‌های بین‌المللی بود، عذر‌خواهی کنند.


بدیهی است در صورتی‌که چنین امری محقق شود، کنگره آمریکا بیش‌ترین همراهی را با رئیس‌جمهور برای برداشتن تحریم‌ها و ایجاد بستر تعامل و گفت‌و‌گو انجام خواهد داد.
منتشر‌شده در روزنامه الکترونیکی راه دیگر اینجا

یکشنبه، آبان ۲۲، ۱۳۹۰

عکس‌های اوباما و بی‌حرمتی به اخلاق عمومی و رسانه‌ای در رسانه‌های ایران

جدای از آنکه اخلاق حکم می‌کند، پدیده‌های خلاف اخلاق و منطق عمومی را نادیده گرفته و در صورت مشاهده، تکثیر و منتشر نکنیم، و جدای از آنکه چاپ عکس یک انسان -هر انسانی- روی دستمال توالت و یا مواردی شبیه آن، تا چه پایه بی‌حرمتی و فرونهادن اخلاق می‌باشد، و جدای از آنکه در عالم سیاست احترام به رهبران، روسا و دولتمردان دیگر کشور‌ها و لزوم جلوگیری از بی‌احترامی به آنها، تا چه اندازه در دیپلماسی رسانه‌ای مورد دقت، وسواس و توجه می‌گیرد و مواردی از این دست که در بازنشر تصاویر مختلف چاپ شده از ریس جمهور آمریکا در برنا‌نیوز وابسته به خبرگزاری جمهوری اسلامی، و بازنشر این گزارش برنانیوز توسط: باشگاه‌خبرنگاران، الف، فردانیوز، مشرق، ایران‌دیپلماتیک، و... اصلا مورد توجه و اعتنا قرار نگرفته، باید اشاره کرد که ذوق‌زدگی رسانه اصلی منتشر کننده خبر و تصاویر خلاف اخلاق آن، به علاوه تمام رسانه‌هایی که این تصاویر را از رسانه اولیه دریافت نموده، و اقدام به انتشار به نقل از آن نموده‌اند، اصلا توجه نداشته‌اند که خبرگزاری برنا که برچسب خود را زیر عکس‌ها حک نموده، و این یعنی عکس‌ها مستقیم توسط عکاس یا خبرنگار آن رسانه برداشته شده، پس به چه دلیل خبر را از یک منبع دیگر نقل می‌کند؟ و جالب است که هیچیک از رسانه‌های منتشر کننده این سؤال را از خود نپرسیده و با ذوق‌زدگی آن را منتشر نموده‌اند.
در کشوری که رسانه آن به راحتی و بدون کمترین هراس از تنبیه و توبیخ حکومت، تصاویر بی‌احترامی به عالی‌ترین مقام اجرایی آن کشور را به آسانی منتشر نموده و مورد مواخذه هم قرار نمی‌گیرد، (+) اگرچه اخلاق پاس داشته نشده و فروکاسته می‌شود؛ اما بدون شک این عمل نشان‌ دهنده میزان بالای آزادی بیان و آزادی انتقاد به عالی‌ترین مقام کشور و از نشانه‌های بلوغ سیاسی آنهاست.
بدون تردید اخلاق آنگونه که در دین اسلام که رسانه‌های ایرانی منتشر کننده این تصاویر بدان معتقد هستند، در کشور منبع و مرجع خبر جور دیگری تعریف می‌شود. اما چرا در کشوری که دین رسمی آن اسلام تعریف شده و بر اساس تعالیم آن؛ اهانت به انسان‌ها خلاف اخلاق می‌باشد، این اتفاق به سادگی صورت می‌پذیرد، باید جواب را در جای دیگری جستجو نمود.
 شواهد کافی نشان می‌دهد برنا‌نیوز که اغلب رسانه‌های ایرانی، خبر و گزارش خود را به خبر او ارجاع داده‌اند، و باشگاه خبرنگاران، عکس‌ها را نیز مثل اصل خبر از‌‌ رسانه‌های دیگری (+) (+) دریافت، اما در یک عمل آشکار خلاف اخلاق رسانه‌ای برچسب خود را بدان الصاق و منتشر نموده‌اند تا کار خلاف اخلاق‌شان پیوست خلاف دیگری، نور‌علی نور شود.

یکشنبه، آبان ۱۹، ۱۳۸۷

او«باما» است

«حسین شریعتمداری» مدیر مسئول روزنامه کیهان طی هفته‌های گذشته و مقارن با انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، به‌دفعات و با وقاحت کامل از «کاه» گفته‌های امثال «تاج‌زاده» «کوه» ساخت و با استفاده از مکانسیم "اخذ «لااله» و حذف «الا الله»" از فرمایشات فوق، نتیجه‌گیری کرد که: اصلاح‌طلبان در آرزوی موفقیت «باراک حسین اوباما» در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هستند، و چنین موفقیتی موفقیت اصلاح‌طلبان در انتخابات آتی ایران را به‌همراه خواهد داشت و بلافاصله انواع و اقسام تهمت آمریکایی و .... را متوجه اصلاح‌طلبان نمود.
 
شک نیست که حقیر نیز بدون توجه به ایده‌های آقای «اوباما»، صرفا به دلیل سیاه‌پوست‌ و برده‌زاده‌بودن خوشحال‌ترم که «اوباما» رای آورد.

اما خیلی مضحک است که آقای
«شریعتمداری» و کیهان از پوشش خبر نامه و پیام تبریک «احمدی‌نژاد» رئیس‌جمهوری اسلامی ایران به آقای «اوباما» امتناع می‌کنند. 

ظاهرا «اوباما» دیروز با آن‌ها بود، امروز با ما نیست.