‏نمایش پست‌ها با برچسب کوی‌دانشگاه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کوی‌دانشگاه. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، تیر ۰۸، ۱۴۰۴

نامه‌ی فرماندهان سپاه به خاتمی در سال ۷۸

برابر با گزارش‌های پراکنده و گاه متناقض در رسانه‌های ایران، نامه ۲۴ فرمانده سپاه به «سید محمد خاتمی» رئیس‌جمهور وقت، دو هفته بعد از اتفاقات کوی دانشگاه تنظیم و در اختیار رئیس‌جمهور قرار گرفته است.

در برخی از این گزارش‌ها آمده که نامه «محرمانه» بوده و قرار نبوده است علنی شود. از جمله در خاطرات ۲۹ شهریور ۷۸ هاشمی رفسنجانی، آمده که: «سردار سلیمانی گفت فردی با اهداف جناحی، نامه فرماندهان سپاه به خاتمی را به روزنامه جوان داده که مورد اعتراض و شکایت فرماندهان است.» 

در همین خاطرات آمده که سلیمانی گفته: «تصمیم همه بوده، ولی به قلم خود او نوشته شده و هدف سیاسی نداشته‌اند و قبل از نوشتن، از آقای خاتمی وقت خواسته‌اند که تذکرات را خصوصی بگویند، چون وقت‌نداده، نوشته‌اند»

بر اساس این ادعاها، نامه را ابتدا
روزنامه جوان منتشر کرده، اما در خاطره دیگری از روزنوشت‌های هاشمی به‌تاریخ ٢٩ تیر۷۸ آمده که «نامه ۲۴ نفر از فرماندهان سپاه به رئیس‌جمهور، دیروز [۲۸ تیر] در روزنامه کیهان و امروز [۲۹ تیر] در روزنامه آزاد منتشر شده. 

متن نامه ۲۴ فرمانده ارشد سپاه به آقای خاتمی که مشخص نیست در چه تاریخی نوشته و به دفتر رئیس‌جمهور تسلیم شده‌است:
ریاست محترم جمهوری حضرت حجت‌الاسلام ‌والمسلمین جناب آقای

سیدمحمد خاتمی!

با عرض سلام و خسته‌نباشید به استحضار می‌رساند:
به‌دنبال حوادث اخیر به عنوان مجموعه‌ای از خدمت‌گزاران دوران دفاع مقدس ملت شریف ایران، وظیفهٔ خود دانستیم مطالبی را خدمت حضرت‌عالی دانشمند ارزشمند عرضه بداریم.

امیدواریم با سعهٔ صدر و شعار ارزشمند توأم با سیره‌ای که تبلیغ می‌فرمایید (شنیدن هر سخن و ایده‌ ولو مخالف) به این موضوع که شاید درد هزاران زجرکشیدهٔ انقلاب باشد که امروزه به‌دور از هرگونه خط و خطوط با چشمی نگران، مسائل و حوادث انقلاب را می‌نگرند و سکوت، مسامحه و ساده‌انگاری مسئولین که از برکت خون هزاران شهید بر مسند نشسته‌اند، متحیر و متعجب‌اند.

جناب آقای خاتمی، قطعاً همهٔ ما حضرت‌عالی را انسانی وارسته، انقلابی، متدین و دارای ریشهٔ عمیق دینی در حوزه و دلسوز به انقلاب دانسته و می‌دانیم. اما نحوهٔ برخورد با حوادثی که همهٔ ما شاهد شادی و رقص دشمنان پیرامون آن هستیم، و در اولویت قرار دادن پیگیری برخی اشتباهات و تخلفات و بزرگ‌کردن آن‌ها در مقابل عدم توجه و یا کوچک جلوه‌دادن برخی دیگر از همین نمونه قانون‌شکنی و هتک حرمت و فشار، باعث شده‌است جریان‌های معاند با انقلاب گستاخ‌تر و در مقابل آن، مدافعان انقلاب محافظه‌کارانه و با دل‌زدگی توأم با ناامیدی، هر روز تحقیرشده و به ثمرهٔ این همه خون نگریسته و انگشت خود را با تاسف و تاثر می‌گزند.

جناب آقای رئیس‌جمهور،
حمله به کوی دانشگاه همان‌طوری که رهبر بزرگ‌وار و مظلوم این انقلاب فرمودند؛ امری ناپسند، زشت و بد بود و علی‌رغم این‌که سخت‌ترین و تندترین برخوردها با آن انجام پذیرفت، اما همهٔ مردم به دلیل ناپسندی عمل انجا‌م‌شده این برخوردها را پذیرفته و بر آن صحه گذاردند.

 اما سؤال مهم و پرابهام این است که آیا فاجعه فقط همین بود؟

صرفاً همین موضوع قابل پیگیری و توجه و اعتراض و تحصن است که چند وزیر به خاطر آن استعفا دهند، شورای امنیت تشکیل جلسه بدهد و گروه تحقیق تشکیل گردد؟

 اما آیا حرمت‌شکنی و توهین به مبانی این نظام، تاسف و پیگیری ندارد؟ آیا حریم ولایت فقیه کمتر از کوی دانشگاه است؟ آیا حریم امام، آن انسان کم‌نظیر، کمتر از جسارت به یک دانشجو است؟ آیا چند روز امنیت کشور را دچار اخلال کردن و به هر مؤمن و متدین حمله کردن و آتش زدن فاجعه نیست؟ آیا زیر سئوال بردن جمهوری اسلامی، این یادگار ده‌ها هزار شهید و شعار علیه آن دادن، فاجعه نیست؟

جناب آقای خاتمی، چند شب پیش وقتی گفته شد عده‌ای با شعار علیه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعهٔ شهید مطهری در حرکت‌اند، بچه‌های کوچک ما در چشم ما نگریستند، انگار از ما سؤال می‌کردند غیرت شما کجا رفته است؟

جناب آقای رئیس‌جمهور، امروز وقتی چهرهٔ رهبر معظم انقلاب را دیدیم، مرگ خودمان را از خداوند طلب کردیم، چون که کتف‌های‌ِمان بسته است و خار در چشم و استخوان در گلو باید ناظر پژمرده‌شدن نهالی باشیم که حاصل ۱۴ قرن سیلی و زجر شیعه و اسلام است.


جناب آقای خاتمی، شما خوب می‌دانید، در عین توان‌مندی، به‌خاطر مصلحت‌اندیشی دوستان ناتوانیم. چه کسی است که نداند امروز منافقین و معاندین دسته‌دسته به‌نام دانشجو به صف این معرکه می‌پیوندند و خودی‌های کینه‌جو و منفعت‌طلب کوته‌نظر آتش‌بیار آن شده‌اند و برای تهییج آن، از هر سخن و نوشته‌ای دریغ نمی‌کنند؟


جناب آقای خاتمی، تا کی با اشک بنگریم و خون دل بخوریم و با هرج و مرج و توهین، تمرین دموکراسی کنیم و به قیمت از دست‌رفتن نظام
صبر انقلابی داشته باشیم؟

جناب آقای رئیس‌جمهور، هزاران خانوادهٔ شهید و جانباز و رزمنده به شما رأی دادند که رأی آن‌ها مدال سینه شماست. آن‌ها از شما انتظار برخورد منصفانه با این مسائل را دارند و ما امروز رد پای دشمن را در این حوادث به‌خوبی می‌بینیم و قهقههٔ مستانه را می‌شنویم.

امروز را دریابید که فردا خیلی دیر است و پشیمانی فردا غیرقابل جبران است.

سیدبزرگ‌وار، به سخنرانی به‌ظاهر دوستان و خودی‌ها در جمع دانشجویان بنگرید، آیا همهٔ آن گفته‌ها تشویق و ترغیب به هرج‌ومرج و قانون‌شکنی نیست؟

آیا معنای سال امام (ره) همین بود؟ آیا به‌همین صورت می‌توان میراث گران‌بهای او را حفظ کرد و آیا بی‌توجهی تعداد اندکی به نام حزب‌الله مجوزی است برای شکستن سر هر متدین و هتک حرمت آن؟

جناب آقای خاتمی، رسانه‌ها و رادیوهای دنیا را بنگرید، آیا صدای دف و دهل آن‌ها به گوش نمی‌رسد؟

جناب آقای رئیس‌جمهور، اگر امروز تصمیم انقلابی نگیرید، و [به] رسالت اسلامی و ملی خودتان را عمل نکنید، فردا آن‌قدر دیر و غیرقابل جبران است که قابل تصور نیست.

در پایان با کمال احترام و علاقه به حضرت‌عالی اعلام می‌داریم
کاسهٔ صبرمان به پایان رسیده و تحمل بیش از آن‌را در صورت عدم رسیدگی، بر خود جایز نمی‌دانیم.

فرماندهان و خدمت‌گزاران ملت شریف ایران در دوران دفاع مقدس: غلامعلی رشید ـ عزیز جعفری ـ محمدباقر قالیباف ـ قاسم سلیمانی ـ جعفر اسدی ـ احمد کاظمی ـ محمد کوثری ـ اسدالله ناصح ـ محمد باقری ـ غلامرضا محرابی ـ عبدالحمید رئوفی‌نژاد ـ نورعلی شوشتری ـ دکترعلی احمدیان ـ احمد غلامپور ـ‌ یعقوب زهدی ـ نبی‌الله رودکی ـ علی فدوی ـ غلامرضا جلالی ـ امین شریعتی ـ‌ حسین همدانی ـ اسماعیل قاآنی ـ علی فضلی ـ‌ علی زاهدی ـ مرتضی قربانی.
.
خبر آنلاین با بازنشر این نامه به‌تاریخ ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ در واکنشی اعتراضی به خاتمی نوشت: «در آن از انفعال مغرضانه‌ و برخورد یک‌طرفه‌ی رییس جمهور وقت با حوادث کوی دانشگاه ابراز نگرانی کردند.»
.
همین خبرگزاری در بازنشر و واکنش دیگری باز هم خاتمی را نواخت و نوشت: «
آن نامه هنوز در شرایطی نوشته شده بود که خیانت‌های بعدی و بزرگ‌تر خاتمی اتفاق نیفتاده بود. بنابراین در دوره متاخرتر، شهید سلیمانی به طریق اولی مثل برخی جریان‌‌های تحریف‌گر دنبال بزک‌کردن و احیای خط سیاسی آفت زده خاتمی نبود، بلکه از وی و برخی اصلاح‌طلبان مشابه مطالبه داشت که توبه کنند و به دامان نظام و انقلاب برگردند.»
.
خبر آنلاین همچنین در ایام درگذشت قاسم سلیمانی مطلبی را به گزارش «پایگاه اطلاع‌رسانی چندثانیه» بازنشر کرد که با رویکرد دفاع از سلیمانی، به خاتمی با عبارت «
خاتمی با عملکرد مذبذبانه خود در مسئله‌ی کوی دانشگاه برای نظام چالش درست کرد» حمله کرده و در ادامه نوشت: «با اینکه محمدخاتمی پس از شهادت سردار سلیمانی پیام تسلیت صادر کرد، اما عدم حضور وی در این مراسم با وجود شرکت افراد و گروه‌ها با سلایق گوناگون می‌تواند این پیام را داشته باشد که خاتمی از حضور به‌موقع و انقلابی حاج قاسم در فتنه ۷۸ که منجر به رسوایی او ودولتش شده بود هنوز عصبانی است.»

چهارشنبه، آذر ۰۹، ۱۳۹۰

خودسری در اشغال سفارت از آمریکا تا انگلیس

بین حملات چندین‌باره اراذل و اوباش خودسر، به محافل و متینگ‌های علمی دانشگاهی و مجالس سخنرانی‌ و پرسش و پاسخ‌های دانشگاهی در سال‌های اول انقلاب و مراسم مشابه در سالهای اصلاحات، حمله به کوی دانشگاه در هجدهم تیرماه ۷۸(+) و تیرماه ۸۸(+)، همچنین حملات چندین‌باره همین عناصر به منزل «مهدی‌کروبی» پس از انتخابات جنجالی خرداد۸۸(+) (+)، و حمله به سفارت «ایالات‌متحده آمریکا» در سالهای اول انقلاب(+)، و حمله دیروز به سفارت «بریتانیا» در تهران(+)، اگرچه تفاوتهای شکلی ممکن است وجود داشته باشد، اما ماهیت همه آن‌ها یکی است و همه از بی‌احترامی به قانون و حقوق دیگران سرچشمه می‌گیرد.
بدون کمترین تردید آقای «محمدموسوی‌خویینی‌ها» نمی‌تواند بدون محکوم نمودن اقدام حمله به سفارت «ایالات متحده آمریکا» در سالهای اول انقلاب که به رایزنی و سعایت ایشان صورت پذیرفت، حادثه حمله به کوی دانشگاه در ۱۸تیر ۷۸ و ۸۸، یا حملات مکرر به بیت شیخ شجاع پس از انتخابات خرداد ۸۸ را محکوم کند. لازمه پذیرفتن محکومیت اقدامات اخیر که ریشه در گریز از قانون و بی‌توجهی به حقوق افراد و دانشجویان مظلوم دارد، محکومیت اقدام مشابهی است که سال‌ها قبل اتفاق افتاده و همه در مقابل آن سکوت اختیار کرده‌اند تا در پناه سکوت آنها بستر مناسب برای بذر‌افشانی و رشد و ریشه گستردن خشونت‌های اخیر فراهم شود.
در اینکه کشور «آمریکا» باعث و بانی ظلم و تجاوزهای پنهان و آشکار فراوانی طی قرن گذشته بر علیه کشورهای مظلوم و ستمدیده متعدد توسعه نیافته در جهان بوده است، کمترین شکی نیست.
در اینکه از رهگذر همین خوی مداخله‌جویانه و ستمگرانه چه ظلم‌ها و ستم‌ها و حق‌کشی که نصیب ملت و کشور عزیز ایران شده هم شکی نیست. ملت ایران هیچگاه حادثه کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۳۲(+) که با مساعدت مستقیم دولتین آمریکا و انگلیس بر علیه منافع عالیه ایران صورت گرفت، را فراموش نخواهند کرد.
برای هیچ زمانی مردم ایران فراموش نخواهند کرد که زمانی مستشاران نظامی و شهروندان «آمریکا»یی در ایران از حقوق کاپیتولاسیون برخوردار بوده‌اند.
حادثه اشغال کشور ایران در جنگ جهانی دوم، توقیف داراییهای کشور و پذیرایی از «محمدرضا پهلوی» شاه مخلوع ایران پس از انقلاب در آمریکا، و هزاران ظلم پنهان و آشکار دیگر در حق ملت ایران توسط این کشور، هیچگاه از حافظه مردم ما پاک نخواهد شد.
با همه اینها و با وجود هزاران دلیل مستند و غیر مستند دیگر بر خوی تجاوز و سلطه‌گری و اقدامات مداخله جویانه، که در کارنامه کشورهای ابرقدرت دنیا و از جمله کشور آمریکا وجود داشته و دارد، هیچ بهانه‌ای حمله به سفارت آن کشور و اشغال آنرا برای دفاع از کیان کشور و جلوگیری از خطر احتمالی و احتمال اینکه در آن سفارت نقشه برای خرابکاری در کشور طراحی می‌شود و... را توجیه نمی‌کند. این کار، در حکم تجاوز به حریم خصوص دیگران می‌باشد و اگر چه در شرایط انقلابی - احساسی اوایل انقلاب، و در شرایطی که نظام هنوز به ثبات قابل توجهی دست نیافته، توجیهی برای انجام آن قابل دست و پا کردن بود و می‌شد آنرا به گردن شرایط و احساسات جوانان انداخت و... اما کار بسیار اشتباهی بود و تا دولتمردان ایران رسما از جامعه جهانی بابت این اشتباه عذر‌خواهی نکنند و آنرا اشتباه نخوانند و ندانند، باید همواره شاهد حمله نیروهای خودسر به مراکز علمی و دانشگاه‌ها و سخنرانی‌ها و متیتنگ‌های علمی و سفارت‌خانه‌های دیگر کشور‌ها، و به دنبال آن هزینه‌ها‌ی‌ سنگین، که مستقیما از جیب آسایش و آرامش شهروندان کشور برداشت و پرداخت می‌شود بود.
 حادثه حمله دیروز به سفارت «بریتانیا» و تلاش برای اشغال آن، تنها یک متهم شناسایی شده، معروف و جهانی دارد: «سید محمد موسوی خویینی‌ها». و تا زمانی که ایشان و مجموعه دوستان اشغال کننده سی سال پیش از آن اقدام خود دفاع نمایند(+) و آنرا باعث افتخار خود بدانند، متاسفانه باید شاهد حوادث و اقدامات تاثربرانگیز اینچنین و خسارات جبران ناپذیر آن برای همیشه بود. فرقی نمی‌کند ریس‌جمهور «هاشمی‌رفسنجانی» باشد، یا «محمد‌خاتمی» یا «محمود احمدی‌نژاد»
در همین رابطه:
از پائيز ۵۸ تا پائيز ۹۰

چهارشنبه، خرداد ۱۲، ۱۳۸۹

کیهان شق القمر کرد

تقریبا کل روزنامه امروز «کیهان» را گشتم اما خبری از عذرخواهی یا اصلاح اشتباه دیروز نبود که نبود .تردیدی نیست که اشتباه فاحش و گاف سنگین رسانه ای دیروز کیهان نه یک اشتباه سهوی که یک بی اخلاقی تعمدی بوده، و ناگفته پیداست؛ زیان این رفتار خلاف عفت، پیش از آنکه متوجه «جنبش سبز» و آزاده سر فراز آن «محمد نوری زاد» باشد مایه افتخار جنبش و تکریم و احترام بیشتر «نوری زاد» و شرمساری و آبروریزی «کیهان» و «شریعتمدارانی» است که پاسبان شریعت تقلب و دروغ و خیانت اند.
روزنامه «کیهان» دیروز سه شنبه 89/3/11 در ستون«نگاه» در مطلبی با عنوان«آقای نوری زاد! شب هفت شهید لاجوردی را به خاطر دارید؟!» قسمتهایی از یک سخنرانی «محمد نوری زاد» نویسنده سابق کیهان و آزاده دربند امروز را به چاپ رساند که با توجه به محتوای مطالب منتشره و اطلاعاتی که توسط نوشته ارائه می شود، به نظر می رسد مربوط به تاریخی حداقل دو سال بعد از ترور «سید اسدالله لاجوردی» ریس اسبق سازمان زندانهای ایران و متهم اصلی و اولیه پروژه «تواب سازی» در ایران بعد از انقلاب باشد.
«کیهان » همچنانکه در تیتر و جملات ابتدایی نوشته اش مشخص است مدعی است که این سخنرانی در شب هفت آقای «لاجوردی» ایراد شده، و تاریخ ایراد سخنرانی را 1377/6/1 اعلام می نماید . این در حالی است که آقای لاجوردی دقیقا در همین تاریخ ذکر شده یعنی 1377/6/1ترور شده و مطابق مرسوم کشور ایران مراسم هفتم دستکم یک هفته بعد از درگذشت برگزار می شود نه در لحظه درگذشت متوفی.
از طرف دیگرترور«سعیدحجاریان» که در متن مورد ادعای «کیهان» در سخنرانی آقای «نوری زاد» در شب هفتم ترور آقای «لاجوردی» به آن اشاره شده، یک سال و نیم بعد از حادثه ترور «لاجوردی» در 1378/12/22 اتفاق افتاده و ظاهرا ایشان نمی توانسته است به تروری که هنوز اتفاق نیفتاده اشاره کند . همچنین حادثه وحشیانه «کوی دانشگاه» نیز که در سخنرانی بدان اشاره می شود، در تاریخ 1388/4/18 یعنی 10 ماه پس از قتل آقای «لاجوردی» اتفاق افتاده است و بنابر همان قاعده ایشان نمی توانسته است به حادثه ای که اتفاق نیفتاده اشاره دقیق داشته باشد.
با فرض صحت مطالب منتشر شده توسط «کیهان» و صحت انتساب آنها به آقای «محمد نوری زاد» تعمد کیهان در انتخاب کلمه «شب هفت» در تیتر «آقای نوری زاد!شب هفت شهید لاجوردی را به خاطر دارید؟!» و جابه جایی تاریخ یک سخنرانی آنهم حدود دو سال با تاکید و در حالی که انتساب این سخنرانی به تاریخ صحیح هم تفاوتی در نتیجه گیری مورد نظر کیهان ایجاد نمی کند چه دلیلی می تواند داشته باشد؟ الله اعلم
کیهان نشینان با این گل آلود کردن آب و به زعم خودشان افشاگری، قصد تخریب شخصیت «حر» سرافراز زمان «محمد نوری زاد» و صید ماهی مقصود داشته اند.
از کلام معصوم است که «غریق به هر حشیشی برای نجات خود چنگ می زند» تردیدی نیست که رفتاری از این دست نه تنها آبرویی از شخص «محمد نوری زاد» و جنبش سبز مردم ایران نمی کاهد ، بلکه مایه کسب اعتبار و آبرو برای نامبرده و افتخار برای جنبش سبز است و پیش از آنکه زیانی برای جنبش در بر داشته باشد، فریاد غرق شدن کودتاچیان را با صدای بلند اعلام مینماید.
کودتاچیان تمام تلاش خود را با خشونت هرچه تمام تر برای به زانو در آوردن «نوری زاد» و اخذ توبه نامه وطلب عفو از رهبری به کار گرفتند، اما «نوری زاد» محکم تر از پیش بر مواضع انتقادی خود نسبت به کودتاچیان و در راس آنها رهبری نظام ایستاد تا تلاشهای خفت بار دادستانی تهران برای بازیابی مشروعیت واعتبار و آبروی از دست رفته؛ نا کام بماند.
«کیهان» همچنین در لید نوشته خود آورده است«متاسفانه رادیو فردا با سوءاستفاده از عواطف خانواده نوری زاد، بعدها هم با آنها تماس گرفت و به مصاحبه با آنها پرداخت»
جای تعجب نیست که «کیهان نشینان» سعی نکرده اند با سوءاستفاده از عواطف خانواده همکار دیروز - به زعم کیهان - با خانواده او تماس گرفته و سراغ و احوالی بگیرند یا مصاحبه ای انجام دهند. اما جای تاسف هست که ارگان رسمی سازمان سیا(روزنامه فردا) به تعبیر کیهان- چنین کاری را انجام می دهد؟ ظاهرا چنانچه آقای «نوری زاد» در نامه خود به رهبر اشاره کرده بود «چشم انتظاری خانواده ی من، برای تماشای جمال مبارک شما و رویت نماینده ی شما به جایی نرسید. لابد؛ در این گردونه، آدمها، تاریخ مصرف دارند. که اگر به سر رسیدند، مثل دستمال آلوده، باید به دور انداخته شوند»
از همه اینها که بگذریم آقای «نوری زاد» امروز پس از لمس واقعیتهای موجود زندان و شرایطی که میراث بر جای مانده از دادستانی و ریاست سازمان زندانهای مرحوم «سید اسد الله لاجوردی» است با صراحت و شجاعت اعلام می نماید «عدالت در دستگاه قضائی ما بیشتر یک شوخی بزرگ است. من به خاطر نقد این عدالت بیمار، در زندانم و عاملان بیماری دستگاه قضایی و امنیتی و اقتصادی آزادند و حمایت می‌شوند».
آیا اگر در زمان ایراد سخنرانی فوق هم ایشان موفق به لمس واقعیتهای تلخ موجود می شد و رفتار مرحوم «لاجوردی » را آنگونه که آقای «شریعتمداری» مستقیما از نزدیک مشاهده می نمود از نزدیک مشاهده نموده بود؛اینگونه از ایشان دفاع می کرد؟

یکشنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۹

وقتی دم خروس بیرون می زند

روز دوشنبه سوم اسفندماه سال گذشته، از شبکه ي فارسي «bbc» براي اولين بار فيلمي از حمله‏ ي گارد ويژه و لباس شخصي‏ها در روز 25 خرداد88 به کوي دانشگاه تهران پخش شد.شبکه خبري «bbc» ساعتها قبل ازپخش این فیلم،زمان وساعت پخش آن را اعلام و تبلیغ نموده بود.
بافاصله کمتر از يک روز در شرايطي که تماشای صحنه های رقت انگیز فیلم، بینندگان در سراسر جهان خصوصا ايران رادربهت وحيرت و تاثر ناشی از رافت انسانی فرو برده بود، صدا وسيما و رسانه هاي دولتي ايران خبر دستگيري «عبد المالک ريگي» تروريست وشرور ايراني، توسط سربازان گمنام امام زمان را روی خروجیهای خود فرستادند.
پوشش بسیار وسیع خبری بازداشت «ریگی» توسط رسانه های همسو با کودتا، از طرف افکار عمومی بین المللی و جنبش سبز در داخل و خارج کشور، طرحی برای تحت الشعاع قرار دادن و انحراف افکار عمومی از توجه به فیلم کوی دانشگاه تلقی و همزمان، اطلاعات ارائه شده توسط وزير اطلاعات ايران در باره زمان و نحوه دستگيري «ريگي» با ترديد و تشکیک جدی مواجه شد.
از طرف دیگر، هنوز تنور اطلاعات واخبار رسانه های ایران از داغي نيفتاده بود که رسانه هاي رسمي کشورهايي که در گزارش وزير اطلاعات ايران بدانها اشاره شده بود، همه و يا قسمتهايي از اطلاعات موجود در گزارش وزارت اطلاعات ایران در باره خود را تکذيب نمودند.
سئوالات جواب خود را یافت وتردیدهای افکار عمومي به واقعیت پیوست، اما رسانه هاي دولتي و رسمي و منابع اطلاعاتي ايران به طور کامل و يکدست در مورد ترديد افکني ها و سئوالات مطرح شده و تکديبيه ها و واکنش هاي رسمي بين المللي سکوت کامل اختيارنموده و تلويحا بر صحت اطلاعات و اخبار خود عليرغم تناقضات آشکار موجود در آن اصرار نمودند.
حرف اصلی اطلاعات و اخبار منابع اطلاعاتي و رسانه اي ايران، تقدم پخش فیلم بر دستگیری «ریگی» و فقدان هر گونه ربط رسانه ای و سیاسی بین آن و اصرار و اشاره به دستگيري «ريگي» ساعاتي قبل از اعلام خبر آن بود. اما تناقاضات موجود و تکذيبيه ها و ترديدها نشان می داد که، نامبرده دستکم يکهفته پيش با کمک کشور يا کشورهاي ديگري دستگير و اعلام خبر آن بلافاصله ساعاتي پس از پخش فيلم «کوي دانشگاه» توسط «bbc»، براي کمرنگ کردن اثر اين فيلم و انحراف مسير افکار عمومي به سمت ديگري طراحي و اجرا شده است.
کمترازدوماه پس ازنمايش فيلم حمله به کوي دانشگاه توسطbbc و نمايش دستگيري «ريگي» توسط رسانه ملی ایران، به تازگي آقاي «کامران دانشجو» وزير علوم دولت کودتا با خبرگزاري «مهر» مصاحبه نموده و در آن مصاحبه ضمن ادعاي خنده دار برگزاري انتخاباتي بدون کمترين جابه جايي رای، در پاسخ سئوالی در مورد فیلم «کوی دانشگاه» پخش شده توسط « بی بی سی» فرموده اند :«پخش فیلم منسوب به کوی دانشگاه از سوی BBC با هدف تحت الشعاع قراردادن دستگیری ریگی بود؛»
این ادعا که تلویحا تقدم دستگيري «ريگي» بر پخش فيلم کوی دانشگاه توسط bbc يعني همان گمانه زني و سناريويي که دوماه پيش دولت کودتا آنرا به سکوت وتکذيب گذرانده بود، در حالی از طرف ایشان مطرح می شود که هنوز خاطره صحنه های رقت انگیز فیلم و توحش نسبت به دانشجویان مظلوم، ازذهن بینندگان پاک نشده است.
ظاهرا تاريخ مصرف سناريوي پيش گفته يعني هدایت افکار عمومي به سمت خبر دستگيري آقای «عبدالمالک ریگی» و انحراف از جنايات کودتاچيان در کوي دانشگاه، سپري شده و زمان مصرف روي ديگر سناريو به نفع رزيم فرارسيده است.
جداي از گاف بزرگ نهفته در اظهارات جناب وزير، ایشان خوب می دانند که، اگر پخش یک فیلم9 دقیقه ای آنقدرپتانسیل برای بازتاب رسانه ای وتحت اشعاع قرار دادن افکار عمومی داشته؛ حتما حرف حقی هم برای گفتن داشته است اما ظاهرا هم آنزمان و هم اکنون ازطرف دولتمردان کودتا و مسبسبین حادثه چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن «حقیقت» باقی نمانده است.
دم خروس بیرون زده کم کم بزرگ و بزرگ تر می شود و به زودی خروس سرقت شده خودنمایی خواهد کرد.
انانکه دیروز در حلقه های خصوصی درکنار هم متعهد می شدند برای حفظ منافع اسلام از خطر «موسوی» و «کروبی» و «خاتمی» به مردم دروغ بگویند حالا حلقه هایشان تنگ تر شده و در حلقه های کوچکتر تصمیم می گیرندبرای حفاظت منافع اسلام از خطر «الیاس نادران» به مردم دروغ بگویند . به زودی محدودیت منابع کار را به جایی خواهد رساند که برای حفظ منافع اسلام از خطر « ارباب حلقه ها» به مردم دروغ بگویند . آما آیا گرسنگی اجازه شنیدن دروغهای بیشتر به مردم خواهد داد.