نمایش پستها با برچسب انگلیس. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب انگلیس. نمایش همه پستها
دوشنبه، آبان ۱۹، ۱۴۰۴
از کیف انگلیسی تا پوتین روسی
ظاهرا بنیانگذار مفهوم «تئوری توطئه» در یکی دو قرن اخیر را «ناپلئون» گذاشت، همو که جمله معروف «کار کار انگلیسیهاست» از او، جمله کلیدی سریال «دائیجان ناپلئون» اثر جاودانیاد ناصر تقوایی در خاطرهها ماندگار شد.
سهشنبه، تیر ۱۷، ۱۴۰۴
بابیساندز
رابرت جرارد ساندز (Robert Gerard Sands) مشهور به «بابی ساندز» مبارز و عضو ارتش آزادیخواه ایرلند بود. او رهبری اعتصاب غذای۱۹۸۱زندانیان جمهوریخواه ایرلندی را در اعتراض به رعایتنشدن حقوقشان برعهده داشت.
«ساندز» در ۱۹۵۴ در «بلفاست» مرکز ایرلند شمالی در یک خانواده کاتولیک بهدنیا آمد. در ۱۶ سالگی به کار مکانیکی مشغول و عضو اتحادیه کارگری ایرلند شد.
در ۱۹۷۲ که ۱۳ کاتولیک در تظاهرات بهدست سربازان انگلیسی کشتهشدند، در ۱۸ سالگی به ارتش آزادیخواه ایرلند پیوست.
او همواره خواستار خروج ارتش بریتانیا از شمال ایرلند بود. یک سال بعد به جرم حمل اسلحه دستگیر و به ۵ سال زندان محکوم شد. ۶ ماه پس از آزادی در ۱۹۷۷ دوباره به همین جرم، و اینبار به ۱۴ سال زندان محکوم شد، ولی به محض ورود به زندان در اعتراض به رفتار دولت از پوشیدن لباس زندانیان امتناع کرد و خواستار این شد که او را بهعنوان زندانی سیاسی بشناسند نه زندانی جنایی.
مارس ۱۹۸۱ بابیساندز اعتصاب غذای تاریخی خود را با این خواستها آغاز کرد: خروج اشغالگران انگلیسی از شمال ایرلند، پوشیدن لباس غیرزندانی، عدم کار اجباری، حق اجتماع آزاد زندانیان و مطالعه و آموزش، حق ملاقات هفتگی، داشتن نامه و بسته، و حق دریافت حکم همانند دیگر زندانیان.
کمی پس از آغاز اعتصاب غذای بابی ساندز، یکی از نمایندگان محلی ایرلندی درگذشت و بابی در حالی که زندانی سیاسی بود، از طرف مردم بهجای وی انتخاب شد.
دولت بریتانیا حاضر به پذیرش این انتخابات نشد و حتی قانون انتخابات را بهنحوی تغییر داد که دیگر، زندانیان جمهوریخواه نتوانند داوطلب شرکت در آن شوند.
دولت وقت بریتانیا حاضر به پذیرش خواستهای بابی ساندز و دیگر زندانیان جمهوریخواه نشد.
کلیسا خواهان دستکشیدن از اعتصاب شد. ساندز در پاسخ از کلیسا خواست از «دولت انگلیس بخواهید که دست از سر ما بردارد. به دولت انگلیس فشار بیاورید.»
سرانجام بابیساندز پس از ۶۶ روز اعتصاب غذا در سن ۲۷ سالگی در ۵ می ۱۹۸۱ در زندان بلفاست درگذشت.
گزارش اصلی پزشکی قانونی مرگ او را «خودکشی» و ناشی از «گرسنگی خودتحمیلی» اعلام کرد که بعداً با اعتراض خانوادههای اعتصابکنندگان علت را به «گرسنگی» تغییر داد.
چند مبارز دیگر ایرلندی علیه سیاستهای دولت محافظهکار مارگارت تاچر دست به اعتصاب غذا زدند و ۱۰ نفرشان در این راه جان خود را از دست دادند. روندی که سرانجام با پادرمیانی کلیسا متوقفشد.
سیاستمداران انگلیسی هر یک موضعی متفاوت دربارهٔ مرگ او اتخاذ کردند. همفری اتکینز وزیر وقت ایرلند شمالی در کابینهٔ انگلیس گفت «این قبیل اعمال بیمورد یک جنبهٔ خودآزاری بیهوده دارد و امید من آن است که مردم ایرلند شمالی به عبثبودن این خشونتها واقف شوند و از آن روی برگردانند.»
جیمی هاپکینز عضو حزب حاکم محافظهکار نیز طی نطقی در پارلمان تأکید کرد که «برای دولت انگلیس، بابی ساندز عضو ارتش سری ایرلند یک جنایتکار است!».
چارلز هاوی نخستوزیر جمهوری ایرلند طی اعلامیهای از مرگ بابی ساندز ابراز تاسف کرد و آن را «فاجعه دیگری در رشته فجایعی که در ایرلند صورت میگیرد» خواند.
وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که از مرگ بابیساندز عضو ارتش سری جمهوریخواه ایرلند که در نتیجه اعتصاب غذا جان خود را از دست داد، بسیار متأسف است.
پیفلین دبیرکل سندیکای خدمات عمومی دوبلین طی مصاحبهای اوجگیری بحران ایرلند شمالی را نتیجهٔ «سیاست اختناقآمیز دولت بریتانیا» توصیف کرد.
گروه زیادی از جوانان با شنیدن خبر مرگ ساندز به خیابانهای بلفاست ریختند، در خیابانها سنگر بسته و با پلیس درگیر شدند.
همزمان با این واکنشها، صدها تن از مردم در مقابل دفتر شرکت هواپیمایی بریتانیا در نیویورک به حمایت از اعضای زندانی ارتش جمهوریخواه ایرلند دست به تظاهرات زدند و خواستار خروج فوری ارتش بریتانیا از خاک ایرلند شدند.
بنیصدر رئیسجمهور وقت جمهوری اسلامی ایران در نامهای به خانواده ساندز تسلیت گفت. دولت ایران همچنین خواهان حضور نمایندهای در مراسم خاکسپاری ساندز شد، اما این درخواست با عدم صدور ویزا از سوی بریتانیا، محقق نشد.
شورای نامگذاری شهر تهران در ۱۳۶۰ خیابان ضلع غربی سفارت انگلیس را بهمنظور تجلیل از جانباز چریک مبارز ارتش جمهوریخواه ایرلند از خیابان محمد همایون به نام خیابان بابی ساندز نامگذاری کرد و نام محمد همایون برای خیابان زمرد واقع در شرق حسینیه ارشاد برگزیده شد.
این کار موجب شد سفارت انگلیس برای دوریگزیدن از ذکر نام بابی ساندز در نامهنگاریها، در اصلی سفارت را ببندد و دری دیگر را که به خیابان فردوسی باز میشود، محل اصلی ورود و خروج قرار دهد.
یکشنبه، مرداد ۰۷، ۱۴۰۳
روضهخواني با پول سفارت انگليس
در كنار سفارت عثمانی (تركيه) در تهران مسجدی بوده كه مامورين سفارت كه سنیمذهب بودهاند در آن مسجد صبحها نماز میخواندهاند.
در اين مسجد شيخی هر روز صبح روضه حضرت زهرا(س) و اينكه خليفه دوم در را به پهلوی حضرت زهرا زد و ... ميخوانده.
كسی میگويد: من گفتم اينكه اين شيخ هر روز اين روضه را در اينجا میخواند، يك چيزي بايد باشد. آمدم و به او گفتم: شيخنا! شما روضه ديگری بلد نيستيد بخوانيد، هر روز صبح اين روضه را میخوانيد؟ گفت چرا! گفتم: پس چرا هر روز اين روضه را میخوانی؟ گفت: من يك بانی دارم روزي پنج ريال به من میدهد میگويد اين روضه را در اين مسجد بخوان من هم میخوانم.
گفتم: میشود اين بانيت را به من معرفي كنی؟ گفت: بله، یک دكاندار در همين خيابان است. شخص میرود با آن دكاندار رفاقت میكند. بعد میگويد شما چطور شده كه هر روز در اين مسجد روضه حضرت زهرا(س) ميگویی بخوانند؟
میگويد: یک كسی روزی دو تومان به من میدهد كه در اين مسجد روضه حضرت زهرا(س) خوانده شود، من پانزده ريال آنرا بر میدارم و پنج ريال را میدهم به اين شيخ روضه بخواند.
بعد تعقيب میكند ببيند كه بانی اين روضه چه كسی است. معلوم میشود روزی ۲۵ تومان از سفارت انگليس میدهند كه صبحها روضه حضرت زهرا(س) در اين مسجد كه در كنار سفارت عثمانی است خوانده شود و بازار جنگ شيعه و سنی هر روز گرم باشد.
©️ #آیتالله منتظری.جلوههای ماندگار.ص ۲۲۵
یکشنبه، آذر ۱۳، ۱۳۹۰
قهر و آشتی اروپا از رستوران میکونوس تا باغ قلهک
نزدیک به ۱۴ سال پیش، اتحادیه اروپا، پس از تیرگی شدید روابط با ایران، به دنبال صدور حکم سنگین بر علیه مقامات رسمی و طراز اول کشور، در حادثه رستوران و دادگاه میکونوس، (+) در یک چرخش مواضع صریح، به ایران پس از دوم خرداد ۷۶ روی خوش نشان داد، و برای اولینبار پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عالیترین مقام اجرایی کشور ایران به یک کشور اروپایی دعوت شده و سفر کرد (+) و بلافاصله چند کشور اروپای دیگر نیز در دعوت از ریس جمهور برگزیده ملت ایران پیشقدم شدند و به یمن و مبارکی این انتخاب پیشنهاد «گفتگوی تمدنها»ی دولت «خاتمی» با استقبال دنیا مواجه و با اکثریت قاطع آرا در مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید.(+)
خیلی ساده و آسان قابل تصور است که اگر نتیجه انتخابات دوم خرداد ۷۶ برای اتحادیه اروپا قابل پیشبینی نبود، و دستکم یکماه قبل از آن تاریخ برای آنها مشخص نشده بود که، بیش از دو سوم شهروندان ایرانی تصمیم گرفتهاند به راهی بروند که حاکمیت خلاف آن را به آنها نشان میدهد، و قرار است به جای همه اوامر و توصیههای از بالا، به جای «ناطقنوری» «محمدخاتمی» را برای ریاست جمهوری ایران انتخاب کنند، به هیچ روی سفرای قهر کرده و سفر کرده به کشور ایران برنمیگشتند و این برگشتن آنها، به خاطر توپ و تشر حاکمیت و پیشبینی ریسجمهور وقت «هاشمی» نبود که گفته بود "آنها به زودی برمیگردند"، بلکه به خاطر انتخاب و رای اکثریت مردم ایران بود که با رای خیره کننده خود بر خلاف تمام تبلیغات حاکمیت، «تنشزدایی» در روابط خارجی، روابط حسنه با همه دنیا همراه با احترام متقابل و نماینده این تفکر «محمدخاتمی» را انتخاب نموده بودند.
بعد از حادثه کمدی و افتضاح حمله چند جوان خودسر به سفارت بریتانیا در تهران، و به دنبال آن اخطار و اخراج دیپلماتهای ایران از لندن، و تصمیم بعضی از سران اروپایی بر اقدام مشابه و کاهش یا قطع روابط دیپلماتیک با ایران، اکثر رسانههای وابسته به اصولگرایان(+) با یادآوری حادثه قهر و آشتی بلافاصله کشورهای اروپایی با ایران بعد از رای دادگاه «میکونوس» و نوعی شبیه سازی ناشیانه تلاش میکنند، نتیجه رای و «نه» خیره کننده ملت ایران به حاکمیت که به انتخاب «محمدخاتمی» به ریاست جمهوری منجر شد و به دنبال آن سیاست تنشزدایی در سیاست خارجی ایشان و موفقیتهای آن برنامه برغم سنگاندازیهای فراوان خود بر علیه ایشان را به پای اقتدار نداشته خود بنویسند و چنین تبلیغ نمایند که از قهر اتحادیه اروپا و بستن سفارتها نگران نیستند چون تجربه ثابت کرده است که خودشان برمیگردند.
به قول ریس جمهور دولت کودتا باید گفت: اون.... را لولو خورد
این نوشته در رهسانیوز اینجا
................در امروز نیوز اینجا
...............در همبستگی نیوز اینجا
این نوشته در رهسانیوز اینجا
................در امروز نیوز اینجا
...............در همبستگی نیوز اینجا
چهارشنبه، آذر ۰۹، ۱۳۹۰
خودسری در اشغال سفارت از آمریکا تا انگلیس
بین حملات چندینباره اراذل و اوباش خودسر، به محافل و متینگهای علمی دانشگاهی و مجالس سخنرانی و پرسش و پاسخهای دانشگاهی در سالهای اول انقلاب و مراسم مشابه در سالهای اصلاحات، حمله به کوی دانشگاه در هجدهم تیرماه ۷۸(+) و تیرماه ۸۸(+)، همچنین حملات چندینباره همین عناصر به منزل «مهدیکروبی» پس از انتخابات جنجالی خرداد۸۸(+) (+)، و حمله به سفارت «ایالاتمتحده آمریکا» در سالهای اول انقلاب(+)، و حمله دیروز به سفارت «بریتانیا» در تهران(+)، اگرچه تفاوتهای شکلی ممکن است وجود داشته باشد، اما ماهیت همه آنها یکی است و همه از بیاحترامی به قانون و حقوق دیگران سرچشمه میگیرد.
بدون کمترین تردید آقای «محمدموسویخویینیها» نمیتواند بدون محکوم نمودن اقدام حمله به سفارت «ایالات متحده آمریکا» در سالهای اول انقلاب که به رایزنی و سعایت ایشان صورت پذیرفت، حادثه حمله به کوی دانشگاه در ۱۸تیر ۷۸ و ۸۸، یا حملات مکرر به بیت شیخ شجاع پس از انتخابات خرداد ۸۸ را محکوم کند. لازمه پذیرفتن محکومیت اقدامات اخیر که ریشه در گریز از قانون و بیتوجهی به حقوق افراد و دانشجویان مظلوم دارد، محکومیت اقدام مشابهی است که سالها قبل اتفاق افتاده و همه در مقابل آن سکوت اختیار کردهاند تا در پناه سکوت آنها بستر مناسب برای بذرافشانی و رشد و ریشه گستردن خشونتهای اخیر فراهم شود.
در اینکه کشور «آمریکا» باعث و بانی ظلم و تجاوزهای پنهان و آشکار فراوانی طی قرن گذشته بر علیه کشورهای مظلوم و ستمدیده متعدد توسعه نیافته در جهان بوده است، کمترین شکی نیست.
در اینکه از رهگذر همین خوی مداخلهجویانه و ستمگرانه چه ظلمها و ستمها و حقکشی که نصیب ملت و کشور عزیز ایران شده هم شکی نیست. ملت ایران هیچگاه حادثه کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۳۲(+) که با مساعدت مستقیم دولتین آمریکا و انگلیس بر علیه منافع عالیه ایران صورت گرفت، را فراموش نخواهند کرد.
برای هیچ زمانی مردم ایران فراموش نخواهند کرد که زمانی مستشاران نظامی و شهروندان «آمریکا»یی در ایران از حقوق کاپیتولاسیون برخوردار بودهاند.
حادثه اشغال کشور ایران در جنگ جهانی دوم، توقیف داراییهای کشور و پذیرایی از «محمدرضا پهلوی» شاه مخلوع ایران پس از انقلاب در آمریکا، و هزاران ظلم پنهان و آشکار دیگر در حق ملت ایران توسط این کشور، هیچگاه از حافظه مردم ما پاک نخواهد شد.
با همه اینها و با وجود هزاران دلیل مستند و غیر مستند دیگر بر خوی تجاوز و سلطهگری و اقدامات مداخله جویانه، که در کارنامه کشورهای ابرقدرت دنیا و از جمله کشور آمریکا وجود داشته و دارد، هیچ بهانهای حمله به سفارت آن کشور و اشغال آنرا برای دفاع از کیان کشور و جلوگیری از خطر احتمالی و احتمال اینکه در آن سفارت نقشه برای خرابکاری در کشور طراحی میشود و... را توجیه نمیکند. این کار، در حکم تجاوز به حریم خصوص دیگران میباشد و اگر چه در شرایط انقلابی - احساسی اوایل انقلاب، و در شرایطی که نظام هنوز به ثبات قابل توجهی دست نیافته، توجیهی برای انجام آن قابل دست و پا کردن بود و میشد آنرا به گردن شرایط و احساسات جوانان انداخت و... اما کار بسیار اشتباهی بود و تا دولتمردان ایران رسما از جامعه جهانی بابت این اشتباه عذرخواهی نکنند و آنرا اشتباه نخوانند و ندانند، باید همواره شاهد حمله نیروهای خودسر به مراکز علمی و دانشگاهها و سخنرانیها و متیتنگهای علمی و سفارتخانههای دیگر کشورها، و به دنبال آن هزینههای سنگین، که مستقیما از جیب آسایش و آرامش شهروندان کشور برداشت و پرداخت میشود بود.
حادثه حمله دیروز به سفارت «بریتانیا» و تلاش برای اشغال آن، تنها یک متهم شناسایی شده، معروف و جهانی دارد: «سید محمد موسوی خویینیها». و تا زمانی که ایشان و مجموعه دوستان اشغال کننده سی سال پیش از آن اقدام خود دفاع نمایند(+) و آنرا باعث افتخار خود بدانند، متاسفانه باید شاهد حوادث و اقدامات تاثربرانگیز اینچنین و خسارات جبران ناپذیر آن برای همیشه بود. فرقی نمیکند ریسجمهور «هاشمیرفسنجانی» باشد، یا «محمدخاتمی» یا «محمود احمدینژاد»
در همین رابطه:
از پائيز ۵۸ تا پائيز ۹۰
بدون کمترین تردید آقای «محمدموسویخویینیها» نمیتواند بدون محکوم نمودن اقدام حمله به سفارت «ایالات متحده آمریکا» در سالهای اول انقلاب که به رایزنی و سعایت ایشان صورت پذیرفت، حادثه حمله به کوی دانشگاه در ۱۸تیر ۷۸ و ۸۸، یا حملات مکرر به بیت شیخ شجاع پس از انتخابات خرداد ۸۸ را محکوم کند. لازمه پذیرفتن محکومیت اقدامات اخیر که ریشه در گریز از قانون و بیتوجهی به حقوق افراد و دانشجویان مظلوم دارد، محکومیت اقدام مشابهی است که سالها قبل اتفاق افتاده و همه در مقابل آن سکوت اختیار کردهاند تا در پناه سکوت آنها بستر مناسب برای بذرافشانی و رشد و ریشه گستردن خشونتهای اخیر فراهم شود.
در اینکه کشور «آمریکا» باعث و بانی ظلم و تجاوزهای پنهان و آشکار فراوانی طی قرن گذشته بر علیه کشورهای مظلوم و ستمدیده متعدد توسعه نیافته در جهان بوده است، کمترین شکی نیست.
در اینکه از رهگذر همین خوی مداخلهجویانه و ستمگرانه چه ظلمها و ستمها و حقکشی که نصیب ملت و کشور عزیز ایران شده هم شکی نیست. ملت ایران هیچگاه حادثه کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۳۲(+) که با مساعدت مستقیم دولتین آمریکا و انگلیس بر علیه منافع عالیه ایران صورت گرفت، را فراموش نخواهند کرد.
برای هیچ زمانی مردم ایران فراموش نخواهند کرد که زمانی مستشاران نظامی و شهروندان «آمریکا»یی در ایران از حقوق کاپیتولاسیون برخوردار بودهاند.
حادثه اشغال کشور ایران در جنگ جهانی دوم، توقیف داراییهای کشور و پذیرایی از «محمدرضا پهلوی» شاه مخلوع ایران پس از انقلاب در آمریکا، و هزاران ظلم پنهان و آشکار دیگر در حق ملت ایران توسط این کشور، هیچگاه از حافظه مردم ما پاک نخواهد شد.
با همه اینها و با وجود هزاران دلیل مستند و غیر مستند دیگر بر خوی تجاوز و سلطهگری و اقدامات مداخله جویانه، که در کارنامه کشورهای ابرقدرت دنیا و از جمله کشور آمریکا وجود داشته و دارد، هیچ بهانهای حمله به سفارت آن کشور و اشغال آنرا برای دفاع از کیان کشور و جلوگیری از خطر احتمالی و احتمال اینکه در آن سفارت نقشه برای خرابکاری در کشور طراحی میشود و... را توجیه نمیکند. این کار، در حکم تجاوز به حریم خصوص دیگران میباشد و اگر چه در شرایط انقلابی - احساسی اوایل انقلاب، و در شرایطی که نظام هنوز به ثبات قابل توجهی دست نیافته، توجیهی برای انجام آن قابل دست و پا کردن بود و میشد آنرا به گردن شرایط و احساسات جوانان انداخت و... اما کار بسیار اشتباهی بود و تا دولتمردان ایران رسما از جامعه جهانی بابت این اشتباه عذرخواهی نکنند و آنرا اشتباه نخوانند و ندانند، باید همواره شاهد حمله نیروهای خودسر به مراکز علمی و دانشگاهها و سخنرانیها و متیتنگهای علمی و سفارتخانههای دیگر کشورها، و به دنبال آن هزینههای سنگین، که مستقیما از جیب آسایش و آرامش شهروندان کشور برداشت و پرداخت میشود بود.
حادثه حمله دیروز به سفارت «بریتانیا» و تلاش برای اشغال آن، تنها یک متهم شناسایی شده، معروف و جهانی دارد: «سید محمد موسوی خویینیها». و تا زمانی که ایشان و مجموعه دوستان اشغال کننده سی سال پیش از آن اقدام خود دفاع نمایند(+) و آنرا باعث افتخار خود بدانند، متاسفانه باید شاهد حوادث و اقدامات تاثربرانگیز اینچنین و خسارات جبران ناپذیر آن برای همیشه بود. فرقی نمیکند ریسجمهور «هاشمیرفسنجانی» باشد، یا «محمدخاتمی» یا «محمود احمدینژاد»
در همین رابطه:
از پائيز ۵۸ تا پائيز ۹۰
اشتراک در:
پستها (Atom)