نمایش پستها با برچسب موسویخویینیها. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب موسویخویینیها. نمایش همه پستها
سهشنبه، اسفند ۲۳، ۱۴۰۱
سهشنبه، دی ۱۵، ۱۳۹۴
جیبوتی
«جیبوتی» یک کشور با تمام استاندارهای بینالمللی، و برابر قواعد رسمی سازمان ملل متحد، داری صندلی و رای است.
بین این کشور کوچک و فقیر، با کشور بزرگ و ثروتمندی مثل استرالیا از منظر حقوق بینالملل تفاوتی نیست.
فقر و کوچکبودن و فقدان پشتوانه تاریخی نمیتواند بهانه و دلیل تحقیر و تخفیف و استهزاء این کشور، و دستآویزی برای سرپوش گذاشتن بر حقارتهای ملیی باشد که در سایه ندانمکاری «محمد موسوی خویینیها» از سه دهه پیش به اینطرف گریبانگیر کشور ایران شده و تا کنون ادامه دارد.
شنبه، دی ۰۳، ۱۳۹۰
حمله به سفارت سی سال پیش اشتباه بود امروز هم اشتباه است
| نماز جماعت دانشجویان پیرو خط امام به امامت موسوی خوئینیها در پشت درب اصلی سفارت آمریکا |
«تسخیر سفارت یک فضاحت بود، اگر حمایت امام و پشتیبانی مردم نبود، ما باید از آمریکا عذرخواهی میکردیم در این قضیه سفارت انگلیس هم چون مردم و مقام رهبری حمایت نکردند، دولت مجبور شد عذرخواهی کند.» (+)
از نظر اصلاحطلبان وخصوصا طیف افراطی و انقلابی آنها «مجمع روحانیون مبارز» معیار و محک درست و نادرست و صحیح و اشتباه «اخلاق» نیست. از نظر آنها هرچه آیتالله «خمینی» تایید کند خوب است و درست و اخلاقی و هرچه آن مرحوم تایید نفرموده و اعتراض نمایند، غلط و اشتباه و غیراخلاقی است.
بر همین اساس حادثه سیاه و زشت و غیر قانونی حمله و اشغال سفارت ایالات متحده آمریکا در آبان ۵۸ چون تایید ایشان را به همراه داشته، کار درستی بوده، و چون ایشان از دنیا رفته و حضور ندارند تا حمله به سفارت بریتانیا را تایید کنند آن کار اشتباه و غلط است.
آقای «موسویخویینیها» البته کار بسیار پسندیده و نادری به تازگی انجام دادهاند که شایسته تقدیر و ارجمندی فراوان است.
از ایشان درباره بزرگترین اشتباه سیاسیاش سؤال شده و ایشان در پاسخ جلوگیری نکردن از هتاکی و بیحرمتی به دولت موقت در اوایل انقلاب و بیحرمتی و آزار فقیه عالیقدر بعد از درگذشت آیتالله «خمینی» را بزرگترین خطای سیاسی خود اعلام نمودهاند. (+)
اینکه ایشان بزرگترین خطای سیاسی عمرخود، یعنی همراهی و حمایت از دانشجویان اشغال کننده سفارت را در زمره خطاهای خود به حساب نمیآورند و نه تنها آن را خطا نمیدانند که حتی بدان افتخار هم مینمایند، مایه تاسف بسیار است اما به هرحال اینکه بالاخره کجدار و مریز شجاعت مینمایند و رفتار سی سال پیش مجموعه حاکمیت در کجخلقی سیاسی با مرحوم مهندس «بازرگان» و دولت متبوع وی و همچنین آزار و حصر و هتاکی به فقیه عالیمقام را خطا میدانند، جای تشکر و خوشحالی فراوان دارد.
اما در همان اشاره به اشتباهات هم ایشان مجددا تایید و تاکید مینمایند که رفتار حاکمیت در عزل آیتالله «منتظری» از قائم مقامی رهبری کار درست و قابل دفاعی بودهاست. تردیدی نیست که حادثه عزل فقیه عالیمقام از قائم مقامی رهبری به خواست و اراده مرحوم آیتالله «خمینی» صورت گرفت. با این وصف کسی که معتقد است ایشان خطا نمیکند و معیار و محک صواب و عقاب و درست و نادرست تایید ایشان است، نمیتواند عزل آیتالله «منتظری» را هم کار نادرستی بداند و تا زمانی که در براین پاشنه بچرخد به صلاح ممکلت امیدی نمیتوان داشت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پینوشت: وبسایت موسویخوینیها بعد از انتشار مطلب درج شده در سایت مجمع روحانیون مبارز توضیح داد که سایت مجمع حک شده و مطالب منتسب به ایشان در آن سایت «مغشوش و آمیختهای از دروغهای بسیار» است.دوشنبه، آذر ۱۴، ۱۳۹۰
وقتی پاسبانان اخلاق به بداخلاقی متوسل میشوند
قدما را اعتقاد بر این بود که "آنچه در آینه جوان بیند، پیر در خشت خام آن بیند". همین خصلت پختگی و دنیادیدهگی پیران است که جامعه هم از آنها توقع دارد نسبت به جوانها، کمتر دچار لغزش و خطا شوند.
جوان از آنرو که جوان است و احساساتی و زود رنج و خام، زود هم پریشان میشود و واکنش تند نشان میدهد. میان آینه و خشت خام تفاوت اگرچه از زمین تا آسمان نیست، اما بسیار است. این احساساتی و خام بودن اقتضای طبیعت جوانی است و به دلیل همین اقتضا است که اغلب از خطای جوانان درمیگذرند با این توجیه که: "جوان است تقصیری ندارد " و تقصیر را به گردن «جوانی»اش میاندازند و او و خطایش را میبخشند. اما اگر همین اشتباه از یک پیر دنیادیده و پخته سر بزند، با تعجب جامعه رو به رو شده و امکان بخشش و توجیه آن خطا کمتر است.
![]() |
| کارتون: اقبال ماهوری |
آیتالله «جنتی» پیرمردی است که منش و سیاست خشنی دارد. اغلب جامعه سیاسی معتقدند که همین منش خشن آیتالله، الهامبخش و مجوز تندرویها و خشونتها و رفتار خلاف قاعده و قانون بعضی از جوانان شده که خود را «انصارحزبالله» و «دانشجویبسیجی» و... معرفی مینمایند و نزد افکار عمومی نیز به «نیروهای خودسر» و «لباس شخصی» و... معروفاند.(+) همین منش و رفتار ناشی از آن باعث رنج جوانان بسیاری از آیتالله «جنتی» شده و البته به دلیل همان خامی و نپختگی خاص دوره جوانی، آثار این رنج در ادبیات طنز مخصوص جوانان ظاهر، و آیتالله در قالب طنز و طعنه، مورد بیحرمتی و بداخلاقی ایشان قرار گرفتهاست.
اینکه آیتالله «جنتی» در نوشتار اغلب جوانان به سوژه طنز «کهنسالی» و تلویحا نارضایتی از سلامت و طول عمر او تبدیل شده، رفتار نادرست و خلاف اخلاقی است. «جنتی» هر آدمی با هر خوی و خصلتی که میخواهد باشد و هر اشتباهی که از او سر زده باشد، به هیچ عنوان دلیل و بهانه و توجیه اهانت و تمسخر به او یا هر کس دیگر نمیتواند باشد. متاسفانه در جوانان عصبانی و ناراحت به دلیل همان خصلت جوانی و خامی این حرفها کارگر نمیافتد و آنها با همین سوژهپردازیها و طنز و تمسخرها سعی در تسکین ناراحتیهای خود از او دارند. بدون آنکه بدانند چنین رفتاری نه تنها کاهش دهنده خشونت و عصبانیت و منش خشن امثال آیتالله نیست، که به بازتولید و تشدید و دور باطل این خشونت نیز میانجامد.
این رفتار اگرچه از هیچ گروه سنی پذیرفتنی نیست، که از پا به سن گذاشتهای که جامعه از او توقع دارد نه در آینه که در خشت خام ببیند آنچه جوانان نمیبینند و با همان دیدن بر رنج خود غلبه نموده و واکنش نشان ندهد، دیگر اصلا ناپذیرفتنیتر. خصوصا که او روحانی ملبس به لباس دین هم باشد.
به تازگی «محمدموسویخویینیها» در اعتراض به همان منش خشن و یاد شده آیتالله «جنتی» و در اعتراض به گفتههای اخیر او، به همان سنت ناپسند و غیراخلاقی جوانان متوسل شده، و از منظر همان سوژه طنز «کهنسالی» آیتالله «جنتی» را مورد تمسخر و طعنه قرار داده است.(+) درد بزرگ و بیشتر آنکه، از هیزم همین تمسخر، حالا چند روزی است که آتش معرکه غیر اخلاقی جوانان گرم و گرمتر شدهاست.
طرفداران دو نماینده دین، جمعی به اشاره آن یکی خودسری و تندروی و خشونت خیابانی مینمودهاند، حالا هم عدهای نه به اشاره مستقیم، که به تلویح این یکی اجازه بیشتری پیدا کردهاند که دردها و زخمهای خود را که از چماق طرفداران آن یکی دارند، با تمسخر و طعنه و بیحرمتی بیشتر تسکین نمایند و البته ناگفته مشخص است آنچه در این میان قربانی میشود و میسوزد و جز دود و درد سیاهی از آن باقی نمیماند «اخلاق» است.
طرفداران دو نماینده دین، جمعی به اشاره آن یکی خودسری و تندروی و خشونت خیابانی مینمودهاند، حالا هم عدهای نه به اشاره مستقیم، که به تلویح این یکی اجازه بیشتری پیدا کردهاند که دردها و زخمهای خود را که از چماق طرفداران آن یکی دارند، با تمسخر و طعنه و بیحرمتی بیشتر تسکین نمایند و البته ناگفته مشخص است آنچه در این میان قربانی میشود و میسوزد و جز دود و درد سیاهی از آن باقی نمیماند «اخلاق» است.
چهارشنبه، آذر ۰۹، ۱۳۹۰
خودسری در اشغال سفارت از آمریکا تا انگلیس
بین حملات چندینباره اراذل و اوباش خودسر، به محافل و متینگهای علمی دانشگاهی و مجالس سخنرانی و پرسش و پاسخهای دانشگاهی در سالهای اول انقلاب و مراسم مشابه در سالهای اصلاحات، حمله به کوی دانشگاه در هجدهم تیرماه ۷۸(+) و تیرماه ۸۸(+)، همچنین حملات چندینباره همین عناصر به منزل «مهدیکروبی» پس از انتخابات جنجالی خرداد۸۸(+) (+)، و حمله به سفارت «ایالاتمتحده آمریکا» در سالهای اول انقلاب(+)، و حمله دیروز به سفارت «بریتانیا» در تهران(+)، اگرچه تفاوتهای شکلی ممکن است وجود داشته باشد، اما ماهیت همه آنها یکی است و همه از بیاحترامی به قانون و حقوق دیگران سرچشمه میگیرد.
بدون کمترین تردید آقای «محمدموسویخویینیها» نمیتواند بدون محکوم نمودن اقدام حمله به سفارت «ایالات متحده آمریکا» در سالهای اول انقلاب که به رایزنی و سعایت ایشان صورت پذیرفت، حادثه حمله به کوی دانشگاه در ۱۸تیر ۷۸ و ۸۸، یا حملات مکرر به بیت شیخ شجاع پس از انتخابات خرداد ۸۸ را محکوم کند. لازمه پذیرفتن محکومیت اقدامات اخیر که ریشه در گریز از قانون و بیتوجهی به حقوق افراد و دانشجویان مظلوم دارد، محکومیت اقدام مشابهی است که سالها قبل اتفاق افتاده و همه در مقابل آن سکوت اختیار کردهاند تا در پناه سکوت آنها بستر مناسب برای بذرافشانی و رشد و ریشه گستردن خشونتهای اخیر فراهم شود.
در اینکه کشور «آمریکا» باعث و بانی ظلم و تجاوزهای پنهان و آشکار فراوانی طی قرن گذشته بر علیه کشورهای مظلوم و ستمدیده متعدد توسعه نیافته در جهان بوده است، کمترین شکی نیست.
در اینکه از رهگذر همین خوی مداخلهجویانه و ستمگرانه چه ظلمها و ستمها و حقکشی که نصیب ملت و کشور عزیز ایران شده هم شکی نیست. ملت ایران هیچگاه حادثه کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۳۲(+) که با مساعدت مستقیم دولتین آمریکا و انگلیس بر علیه منافع عالیه ایران صورت گرفت، را فراموش نخواهند کرد.
برای هیچ زمانی مردم ایران فراموش نخواهند کرد که زمانی مستشاران نظامی و شهروندان «آمریکا»یی در ایران از حقوق کاپیتولاسیون برخوردار بودهاند.
حادثه اشغال کشور ایران در جنگ جهانی دوم، توقیف داراییهای کشور و پذیرایی از «محمدرضا پهلوی» شاه مخلوع ایران پس از انقلاب در آمریکا، و هزاران ظلم پنهان و آشکار دیگر در حق ملت ایران توسط این کشور، هیچگاه از حافظه مردم ما پاک نخواهد شد.
با همه اینها و با وجود هزاران دلیل مستند و غیر مستند دیگر بر خوی تجاوز و سلطهگری و اقدامات مداخله جویانه، که در کارنامه کشورهای ابرقدرت دنیا و از جمله کشور آمریکا وجود داشته و دارد، هیچ بهانهای حمله به سفارت آن کشور و اشغال آنرا برای دفاع از کیان کشور و جلوگیری از خطر احتمالی و احتمال اینکه در آن سفارت نقشه برای خرابکاری در کشور طراحی میشود و... را توجیه نمیکند. این کار، در حکم تجاوز به حریم خصوص دیگران میباشد و اگر چه در شرایط انقلابی - احساسی اوایل انقلاب، و در شرایطی که نظام هنوز به ثبات قابل توجهی دست نیافته، توجیهی برای انجام آن قابل دست و پا کردن بود و میشد آنرا به گردن شرایط و احساسات جوانان انداخت و... اما کار بسیار اشتباهی بود و تا دولتمردان ایران رسما از جامعه جهانی بابت این اشتباه عذرخواهی نکنند و آنرا اشتباه نخوانند و ندانند، باید همواره شاهد حمله نیروهای خودسر به مراکز علمی و دانشگاهها و سخنرانیها و متیتنگهای علمی و سفارتخانههای دیگر کشورها، و به دنبال آن هزینههای سنگین، که مستقیما از جیب آسایش و آرامش شهروندان کشور برداشت و پرداخت میشود بود.
حادثه حمله دیروز به سفارت «بریتانیا» و تلاش برای اشغال آن، تنها یک متهم شناسایی شده، معروف و جهانی دارد: «سید محمد موسوی خویینیها». و تا زمانی که ایشان و مجموعه دوستان اشغال کننده سی سال پیش از آن اقدام خود دفاع نمایند(+) و آنرا باعث افتخار خود بدانند، متاسفانه باید شاهد حوادث و اقدامات تاثربرانگیز اینچنین و خسارات جبران ناپذیر آن برای همیشه بود. فرقی نمیکند ریسجمهور «هاشمیرفسنجانی» باشد، یا «محمدخاتمی» یا «محمود احمدینژاد»
در همین رابطه:
از پائيز ۵۸ تا پائيز ۹۰
بدون کمترین تردید آقای «محمدموسویخویینیها» نمیتواند بدون محکوم نمودن اقدام حمله به سفارت «ایالات متحده آمریکا» در سالهای اول انقلاب که به رایزنی و سعایت ایشان صورت پذیرفت، حادثه حمله به کوی دانشگاه در ۱۸تیر ۷۸ و ۸۸، یا حملات مکرر به بیت شیخ شجاع پس از انتخابات خرداد ۸۸ را محکوم کند. لازمه پذیرفتن محکومیت اقدامات اخیر که ریشه در گریز از قانون و بیتوجهی به حقوق افراد و دانشجویان مظلوم دارد، محکومیت اقدام مشابهی است که سالها قبل اتفاق افتاده و همه در مقابل آن سکوت اختیار کردهاند تا در پناه سکوت آنها بستر مناسب برای بذرافشانی و رشد و ریشه گستردن خشونتهای اخیر فراهم شود.
در اینکه کشور «آمریکا» باعث و بانی ظلم و تجاوزهای پنهان و آشکار فراوانی طی قرن گذشته بر علیه کشورهای مظلوم و ستمدیده متعدد توسعه نیافته در جهان بوده است، کمترین شکی نیست.
در اینکه از رهگذر همین خوی مداخلهجویانه و ستمگرانه چه ظلمها و ستمها و حقکشی که نصیب ملت و کشور عزیز ایران شده هم شکی نیست. ملت ایران هیچگاه حادثه کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۳۲(+) که با مساعدت مستقیم دولتین آمریکا و انگلیس بر علیه منافع عالیه ایران صورت گرفت، را فراموش نخواهند کرد.
برای هیچ زمانی مردم ایران فراموش نخواهند کرد که زمانی مستشاران نظامی و شهروندان «آمریکا»یی در ایران از حقوق کاپیتولاسیون برخوردار بودهاند.
حادثه اشغال کشور ایران در جنگ جهانی دوم، توقیف داراییهای کشور و پذیرایی از «محمدرضا پهلوی» شاه مخلوع ایران پس از انقلاب در آمریکا، و هزاران ظلم پنهان و آشکار دیگر در حق ملت ایران توسط این کشور، هیچگاه از حافظه مردم ما پاک نخواهد شد.
با همه اینها و با وجود هزاران دلیل مستند و غیر مستند دیگر بر خوی تجاوز و سلطهگری و اقدامات مداخله جویانه، که در کارنامه کشورهای ابرقدرت دنیا و از جمله کشور آمریکا وجود داشته و دارد، هیچ بهانهای حمله به سفارت آن کشور و اشغال آنرا برای دفاع از کیان کشور و جلوگیری از خطر احتمالی و احتمال اینکه در آن سفارت نقشه برای خرابکاری در کشور طراحی میشود و... را توجیه نمیکند. این کار، در حکم تجاوز به حریم خصوص دیگران میباشد و اگر چه در شرایط انقلابی - احساسی اوایل انقلاب، و در شرایطی که نظام هنوز به ثبات قابل توجهی دست نیافته، توجیهی برای انجام آن قابل دست و پا کردن بود و میشد آنرا به گردن شرایط و احساسات جوانان انداخت و... اما کار بسیار اشتباهی بود و تا دولتمردان ایران رسما از جامعه جهانی بابت این اشتباه عذرخواهی نکنند و آنرا اشتباه نخوانند و ندانند، باید همواره شاهد حمله نیروهای خودسر به مراکز علمی و دانشگاهها و سخنرانیها و متیتنگهای علمی و سفارتخانههای دیگر کشورها، و به دنبال آن هزینههای سنگین، که مستقیما از جیب آسایش و آرامش شهروندان کشور برداشت و پرداخت میشود بود.
حادثه حمله دیروز به سفارت «بریتانیا» و تلاش برای اشغال آن، تنها یک متهم شناسایی شده، معروف و جهانی دارد: «سید محمد موسوی خویینیها». و تا زمانی که ایشان و مجموعه دوستان اشغال کننده سی سال پیش از آن اقدام خود دفاع نمایند(+) و آنرا باعث افتخار خود بدانند، متاسفانه باید شاهد حوادث و اقدامات تاثربرانگیز اینچنین و خسارات جبران ناپذیر آن برای همیشه بود. فرقی نمیکند ریسجمهور «هاشمیرفسنجانی» باشد، یا «محمدخاتمی» یا «محمود احمدینژاد»
در همین رابطه:
از پائيز ۵۸ تا پائيز ۹۰
یکشنبه، مرداد ۱۶، ۱۳۹۰
شرق و احترام به اصول حرفهای روزنامهنگاری
روزنامه شرق که از ابتدای کار تلاش زیادی نموده است که رفتار رسانهای خود را تا حد امکان با اصول حرفهای روزنامهنگاری منطبق نماید، و در این راه به گواهی اکثر مخاطبین و کارشناسان درصد موفقیت بالایی نیز داشته است، در شماره ۱۳۱۰ روز چهارشنبه ۱۲مرداد خود، در یک تلقی اشتباه ابتداییترین اصول حرفهای روزنامهنگاری را فراموش، و متن سئوال کاربر یک سایت و پاسخ مدیر آن را (+) دقیقا از تارنمای مربوطه برداشت، و ذیل عنوان «بنبستی نداریم، چارهجویی نمیخواهیم» (+) و با عنوان «درپاسخ به این سئوال شرق» در روزنامه منعکس نمود. اگرچه با توجه به شباهت نام کاربر وبسایت «آهنگراه» و تنظیم کننده گزارش روزنامه «شرق» میتوان حدس زد که کاربر مربوطه از طرف روزنامه سئوال خود را پرسیده است، اما شایسته است متوجه باشیم شخصیت حقیقی ما با شخصیت حقوقی کارمند و نماینده یک رسانه دو شخصیت مستقل است. در اصول اخلاقی فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران آمده است، «روزنامهنگار تنها باید با استفاده از روشهای منصفانه، خبر، عکس و سایر اطلاعات را به دست بیاورد. یک راه منصف بودن این است که همیشه خود را خبرنگار معرفی کنید، برای به دست آوردن اطلاعات سر مردم کلاه نگذارید، خود را جای کس دیگری جا نزنید و کسی را تهدید نکنید.» باید هنگام اعلام سئوال اشاره دقیق شود که آیا این یک سئوال شخصی است و یا سئوال از طرف روزنامه است که شخص به نمایندگی از طرف آن روزنامه میپرسد.
در توضیحی و تذکری که «محمدخویینیها» مدیر سایت مورد اشاره در وبسایت خود آورده به این مورد اشاره و اعتراض، و از «شرق» خواسه شده که در شماره آینده منتشره نسبت به درج این مطلب اقدام نماید. (+)
این نوشته در نیوزبان اینجا
در توضیحی و تذکری که «محمدخویینیها» مدیر سایت مورد اشاره در وبسایت خود آورده به این مورد اشاره و اعتراض، و از «شرق» خواسه شده که در شماره آینده منتشره نسبت به درج این مطلب اقدام نماید. (+)
این نوشته در نیوزبان اینجا
اشتراک در:
پستها (Atom)
