جمعه، فروردین ۰۷، ۱۴۰۵
امید که آخرین تجربه بشریت باشد
بهقول «آنتونی گیدنز» (جامعهشناس شاخص انگلیسی) تا پیش از انقلاب انفورماتیک، نظام شوروی میتوانست بهخوبی در برابر فشارهای غرب مقاومت کند. اما پس از آن، نه اقتصاد شوروی توانست همپای آن تحولات حرکت کند ـ زیرا بنیادهای لازم را فراهم نیاورده بود ـ و نه نظام سیاسی آن دیگر توانست به تبلیغات دروغین درباره بهشت زمینی خود ادامه دهد، و انبوه فسادها، نابهسامانی، ظلمها و جنایتها از پرده برون افتاد، و در دید ملل جهان قرار گرفت.
پنجشنبه، فروردین ۰۶، ۱۴۰۵
خودمان را مستهلک نکنیم علی مصلحی
«جنگ سرد» در قرن ۲۰ را غرب به رهبری آمریکا علیه شوروی اجرا کرد.
غرب به رهبری آمریکا هرچه در راه مسابقه تسلیحاتی، نظامی و فضایی هزینه میکرد، موجب رشد علمی و فناوری و پویایی هرچه بیشتر اقتصاد کشورهای غربی میشد.
بزرگترین ابداعات فناوری نیمه دوم قرن ۲۰ حاصل تحقیقات وزارت دفاع آمریکا بود.
در مقابل شوروی با یک اقتصاد بسته، روبهعقب و درمانده تلاش میکرد از این قول یا غول فناوری عقب نماند. در حالیکه این تلاش دستوپازدن در مردابی بود که سرانجام به فروپاشی آن اتحادیه و تجزیه جماهیر انجامید.
طبق براوردها؛ مخارج نظامی شوروی در دهه ۸۰ میلادی ۱۷٪ درآمد ملی این کشور را بهخود اختصاص میداده. در حالی که در همان زمان، آمریکا تنها حدود ۶٪ درآمد ملیاش را به مخارج نظامی اختصاص میدادهاست.
در ۱۹۸۹ شوروی با جمعیت۲۹۱ میلیون نفر، تولید ناخالص داخلیاش حدود ۲ هزار و ۶۶۰ میلیارد $ بوده، در حالیکه آمریکا در همان زمان، با جمعیت ۲۵۰ میلیون نفر (۸۶٪ جمعیت شوروی) و با تولید ناخالص ۵ هزار و ۲۳۳ میلیارد $ (نزدیک ۲ برابر شوروی) مخارج نظامیاش تنها ۳۱۴ میلیارد $ بودهاست.
◾️
ایرانِ امروز در خوشبینانهترین وضعیت، تمام شهرکهای موشکی، صنایع پهبادی، نیروگاههای هستهای و سایر صنایع نظامیاش یک هزارم اتحاد جماهیر شوروی دهه ۸۰ میلادی نیست.
آیا آمریکا که امروز دستکم ۱۰۰ برابر دهه ۸۰ هم از نظر اقتصادی و هم از نظر جنگافزارهای نو و مدرن قویتر شده این را نمیداند؟
بهتر از هرکس میداند. اما دلاش میخواهد ایران شیعهِ مسلمان و همسایگان اهل سنت مسلمان با هم بجنگند، تا خودشان بدون هزینه آمریکا، خودشان را مستهلک کنند و وقتی از پا افتادند، دوباره بروند سراغ آمریکا برای تجهیز دوباره صنایع نظامی مستهلکشده.
البته برای ایران دیگر پولی نمیماند که برود سراغ روسیه و چین جنگافزار بخرد. داشته باشد هم، این دو کشور به ایران نمیدهند. چنانکه تاکنون ندادهاند تا ایران به این افلاس بیفتد. چون به آمریکا و اسرائیل تعهد دادهاند ندهند.
بخشی از این پازل استهلاک درونی را، آنها که عاشق «مصاف»اند یا بهقولی مصافیها تکمیل میکنند. البته از محل مالیاتی که من و شما پرداخت میکنیم. بهقول «صائب»:
مرد مصاف در همه جا یافت میشود
در هیچ عرصه مردم تحمل ندیدهام
و من در هیچ عرصه در ایران امروز مرد تأمل ندیدهام.
دوشنبه، اسفند ۱۱، ۱۴۰۴
چاه مکن بهر کسی، صیانت از منشور پیشکش
روسیه گفته: «حمله به تاسیسات هستهای ایران نقض منشور سازمان ملل است». حمله به تأسیسات هستهای ایران، ژوئن سال گذشته اتفاق افتاد، چرا روسیه دستکم با تأخیر ۹ ماههای ناگهان خوابنما شده و یادش افتاده که آن حملاتِ متجاوزانه «نقض منشور سازمان» است؟
احیانا منظور روسیه
از تداوم و تکرار این حملات طی دو روز گذشته بوده که جمهوری اسلامی اعلام کرده به
تأسیسات نطنز حمله شده، ولی هنوز طرفین درگیر مسئولیت آنرا رسما قبول نکرده اما
رسانههای نزدیک به اسرائیل گزارشهای تهران را تأیید و اعلام کردهاند که کار
اسرائیل بودهاست.
البته که این حملات که گزارشی از شدت و
میزان آن اعلام نشده، ولی با توجه به شدت و مهابت حملات ژوئن گذشته که
صدای آن تا شعاع حدود یکصد کیلومتر شنیدهشد، و در مورد اخیر صدای
مهیبی را ساکنان نزدیک به تأسیسات نطنز بازتاب ندادهاند، برآورد میشود احیانا
شدت و حجم آن بسیار کمتر از آن عملیات بودهاست.
با این حال پرسش نخستین که چرا روسیه
واکنشی به این شکل به آن حملات تجاوزگرانه نداشت و الان به این حملات که ـ
تجاوزگرانه هست ـ واکنشی به این شکل نشان داده، بهقوت خود باقی و دنبال پاسخ است.
قطعنا این حملات تجاوزگرانه به خاک
ایران چه اکنون، چه حدود ۱۰ ماه پیش و چه تحرکات تجاوزگرانه
از سوی پاکستان و افغانستان به خاک ایران و چه هر تجاوز در هر سطحی از سوی هر نظام
یا کشوری علیه نظام یا کشور دیگر، هم نقض «منشور سازمان ملل» و هم «نقض
آشکار حقوق اولیه انسان» و با شدت تمام محکوم است.
سازمان ملل که نهادی نوپا و در
حال آپدیت است، نه تاکنون توانسته به بخشی از اهداف
بلندپروازانه اولیه خود دست یابد و نه تا ابد خواهد توانست به همه آن
اهداف دست یابد.
در خوشبینانهترین حالت، این امیدواری
وجود دارد ـ و باید وجود داشته باشد ـ که این سازمان بهمرور ظرفیتهای بالقوه خود
را فعال، و باگهای ساختاری خود را اصلاح کند تا قویتر و بهتر به سمت ایدهآلی
که مد نظر موسسان این سازمان، و در ادامه آنها که چشم امید به موفقیتها و برنامههای
آن دارند، حرکت، و به اهداف خود دستیافته و آرزوهای صلحطلبان را براوردهتر
کند.
یکی از بزرگترین باگهای این نهاد بینالمللی
وجود «حق وتو» برای ۵ کشور قدرتمند جهان است. این حق زمانی
ایجاد شده که در آن زمان این ۵ کشور، تنها دارندگان سلاحهای کشتار
جمعی با مقادیر متفاوت و تقریبا ۵ اقتصاد نخست دنیا بودند.
فارغ از اینکه این امتیاز ویژه درست
است یا نه، از آن زمان تاکنون در ساختار کشورهای صاحب سلاحهای کشتار جمعی از
یکطرف، ظرفیتهای جدید نظامی و تسلیحاتی از طرف دیگر و ساختار اقتصادی جهان
تغییرات عمدهای پدید آمدهاست.
اکنون کشورهایی هستند که «سلاح اتمی» بسیار زیاد و همراه
با تکنولوژی تولید آن دارند، اما از نظر اقتصادی از بلوک رده یک و دو اقتصاد جهانی
حذف شده و در سایر حوزهها نیز تقریبا کشور عقبافتادهای حساب میشوند.
از طرفی ساختار تاریخی، جغرافیایی
و فرهنگی یکی دو کشور از این ۵ کشور، دستخوش تغییرات بنیادین شدهاست.
مثلا اتحاد جماهیر شوروی که یکی از این ۵ کشور دارنده حق وتو بود، در دهه آخر قرن بیستم دچار فروپاشی و تغییر
جغرافیا شد، و تمام جمهوریهای آن تبدیل به کشورهای مستقل، با تعریف، ساختار و
پرچم و نمایندگی مستقل در سازمان ملل شدند. البته این حق به جمهوری فدراتیو
«روسیه» بهعنوان نماینده اتحاد جماهیر شوری سابق رسید.
همین کشور که زمانی دومین اقتصاد جهان محسوب میشد، امروز بهسختی در میان ۲۰ اقتصاد برتر جهان میتواند دستهبندی شود. البته پروژههای مشترکی با ایالات متحده در ایستگاههای فضایی دارد که هنوز بهقوت خود باقی و اعتبار ویژهای برای این کشور بهدنبال دارد.
اما همین کشور اکنون در معرض شدیدترین
تحریمهای بینالمللی از یکطرف، و تحریمهای آمریکا ـ صاحب نزدیک به یک سوم
اقتصاد جهان ـ از طرف دیگر است. به همین دلیل کشوری که سه دهه پیش دومین
اقتصاد جهان بود، امروزه بهسختی میتواند نفت خود را بفروشد.
یا چین که زمانی تفکرات بهشدت بسته سوسیالیستی بر اقتصاد آن حاکم بود، بعد از مائو تا حجم بالایی اقتصاد خود را آزاد کرد که در سایه همین تحول موفق شد رشدیافتهترین اقتصاد و صاحب دومین اقتصاد جهان شود.
در سویی دیگر مثلا ژاپن که در زمان ایجاد حق وتو، کشور شکستخورده و درماندهای بود، امروز صاحب پنجمین اقتصاد دنیاست، اما قدرت تاثیرگذاری سیاسی در روابط بینالملل بهاندازه کشورهای دارنده حق وتو ندارد.
اما جدای از بحث اقتصاد و قدرت تسلیحاتی
که دیگر آن طبقهبندی سابق را ندارد، اساسا «حق وتو» باگ و مانعی بزرگ در هموار
کردن مسیر صلح و سازش از سوی سازمان ملل در دنیا است.
توقع حذف این حق، همان «سنگ بزرگ» است که قدما آنرا
نشانه «نزدن» دانستهاند. چنین
سنگی را فعلا قصد نداریم برداریم و قصد هم داشتیم زومان به نانوای سر کوچه نمیرسد،
به دارندگان بمب اتم پیشکش!
اما روسیه اگر واقعا و صادقانه
نگران «نقض منشور سازمان ملل» است ـ که باید باشد و اگر نباشد به زیان خودش
بیشتر خواهد بود ـ لازم نیست فعلا دست از امتیاز غیرمنصفانه «وتو» بردارد .
توقع میرود دستکم حواساش باشد همین الان که دارد از تجاوز ناله سر میدهد، یک انگشت پایاش بیش از ۴ سال است در گرداب اوکراین بهخاطر «نقض منشور سازمان ملل» گیر کردهاست.
در همان زمان که روسیه به اوکراین تجاوز
کرد، همین سازمان ملل نشستی اضطراری برگزار و ضمن محکومکردن تجاوز، خواستار خروج
کامل نیروهای متجاوز روسی از خاک اوکراین و بازگشت به مرزهای پیشین شد. اما
در میان بهت افکار عمومی، جمهوری اسلامی یعنی نماینده کشوری که هنوز زخمهایاش
از تجاوز عراق به آن کشور مرهم و مداوا نشده، بهجای ایستادن کنار مظلوم، و
دادن رأی مثبت به قطعنامه یادشده ـ که با اکثریت آراء تصویب شد ـ رای ممتنع داد.
اما آن قطعنامه مثل خیلی قطعنامههای دیگر این سازمان به دلیل همین باگها که
اجرای آن الزامآور نیست تاکنون روی کاغذ ماندهاست.
اما به جرأت میشود گفت اگر سران ایران
آن رأی خطا را نمیدادند، امروز سازمان ملل یک گام ـ فقط یک گام ـ در مسیر
صیانت از احکام و آراء و قطعنامههای خود پیشتر و جلوتر بود و این همه بلا هم بر
سر مردم نگونبخت ایران نمیآمد. «همیشه راههای بسیار بزرگ از برداشتن
نخستین گام آغاز میشود»
یقینا همه میدانیم
که یکی از کشورهای متجاوز به ایران، اسرائیل است که حق وتویی ندارد، ولی یک دارنده
حق وتو را در انحصار خود دارد. اما همین شاگرانِ قلدر و بیانظباط کلاس جهانی،
وقتی میخواهند دست از پا خطا کنند، پیش از آن بهانهای جفتوجور میکنند. اکنون
آتش این بهانه از ۷ اکتبر جور و روشنشده و ای کاش وقتی «یوال نوح هراری» اندیشمند بزرگ اسرائیلی برای مهار عصبیت
راستافراطی اسرائیل پیشنهاد کرد همه کشورهای جهان «قساوت» حماس در ۷ اکتبر را برای کندکردن شمشیر نتانیاهو محکوم کنند، عدهای
دست و بازوی قصابان غزه را بوسه نمیزدند.
