‏نمایش پست‌ها با برچسب حج. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حج. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، خرداد ۲۱، ۱۴۰۵

نارضایتی از جهل مرکب مقدس

این رباعی منصوب به «خواجه نصیرالدین طوسی است:
افسوس که هرچه خوانده‌ام یافتنی است
آموخته‌ام هرآن‌چه ناموختی است

برداشته‌ام هرآن‌چه باید بگذاشت
بگذاشته‌ام هرآن‌چه برداشتی است

من به این «افسوس» کار دارم و آن این‌که در هیچ‌وقت و هیچ سن و در هیچ جنسیت و جای‌گاهی؛ یعنی پدر یا پسر، دختر یا مادر، باکره یا بانو، کوچک یا بزرگ، پیل‌دار و بی‌پیل، باسواد یا بی‌سواد و خلاصه هر جای‌گاه و سطحی، آدم «راضی» افسوس نمی‌خورد.

و «رضایت» ذاتی نیست. اکتسابی و ساختنی است. به‌قول «لایپ‌نیتس» ما در یک نظام احسن یا «به‌ترین» جهان زندگی می‌کنیم، و نیازی به این‌که کسی از بالا کمک کند به‌ترین زندگی را بسازیم نداریم. می‌توانیم با «عقل» خودمان بسازیم.


راضی یا رستگاربودن فرمول دارد. اسکیل دارد. چهارچوب دارد. و ساده است. گام‌های نخست را که برداریم، از سادگی به «خیلی ساده» هم شیفت می‌کند.

بررسی کنیم از چه ناراضی‌ام و چرا؟ از رخم که زرد است ناراضی‌ام؟ اگر هستم چرا؟ اگر از بی‌نوایی است، دنبال «نوا» باشم، اگر از «رخ» بی‌نوایان است، دنبال سرخ‌کردن رخ بی‌نوایان باشم. به همین سادگی.

اگر پول ندارم ناراضی‌ام؟ اگر هستم چرا؟ اگر از بی‌کاری یا بدکاری است. کار کنم و بعد خوب کار کنم. اگر از بی‌پیلی ناراضی نیستم، چه خوب.

اگر نابینا هستم ناراضی‌ام؟ چرا؟ آیا غیر از این می‌توان بود؟ اگر بدانم که غیر از این وضعیت جسمی نمی‌توانم باشم، راضی می‌شوم اما اگر بدانم با این ضعف می‌توانم از خیلی بیناها سرتر باشم، راضی‌تر می‌شوم و اگر سرتر بشوم بسیار ناراضیان را هم راضی می‌کنم.


ابوالعلا معری
نابینا بود. هزار سال از فوت‌اش می‌گذرد. اما هزاران سال است میلیون‌ها بینا، از خواندن آثار او و آشنایی با شخصیت و تفکر او راضی و شاد می‌شوند. او هم از نابینایی خود ناراضی بود. اما خدا را مقصر ندانست. اصلا به‌خدا باور نداشت. پدر خود را مقصر و جنایت‌کار دانست.

هنوز برای بیش از ۹۹٪ ما نقد پدر و مادر
«تابو» است. هزار سال پبش ابوالعلا پدر خود را جنایت‌کار نامید. و لازمه پدر و مادر دوست‌داشتنی‌ترشدن و همیشه در حال دوست‌داشتنی‌تر شدن بودن، این است که خود را جنایت‌کار بدانیم، نه مسحتق احسان و احترام فرزند. فرزند گناهی نکرده که فرزند من شده. این من بوده‌ام که گناه کرده‌ام و بدون اجازه او را به‌دنیا آورده‌ام.

اگر این را بدانم همین «دانستن» کفایت می‌کند که مغز من خودکار مرا به سمت ستایش فرزندان‌م هدایت کند. و این مسیر مسیری است که دائم دوست‌داشتنی‌تر شدن من آپدیت می‌شود و ورژن و به‌ترین نسخه خودش را به‌روز می‌کند و بروز می‌دهد.

خیلی از متفکرین گفته‌اند که هیچ بحرانی وجود ندارد. نه بحران طبیعی نه بحران دست‌ساخت بشر. تنها بحران برای بشر «نادانی» است. و این نادانی وقتی ترکیب می‌شود در ندانستن نادانی می‌شود «جهل مرکب» و وقتی ترکیب می‌شود در «تقدس»، می‌شود ابربحران «جهل مرکب مقدس».

بنده خدا نان ندارد بخورد. سر نداشتن نان با خانواده، هم‌خانواده، هم‌سایه، هم‌محله و هم‌نوع دعوا می‌کند، نهایتا سهم‌الارث‌اش را می‌دهد برای مادر ناتوان‌اش یا پدر مرحوم‌اش «حج» بخرند.


دقت کنیم. بحث نقد دین نیست‌. درون دینی عرض می‌کنم.
حج یک اصل نیست یک فرع است. از فروع رکنی مثل نماز نیست که جز ارکان دین باشد. فرع مشروط است. یعنی اگر شرط‌‌اش مهیا نباشد انجام‌اش گناه است. مثل روزه که برای بیمار حرام است. مثل روزه که در روز عاشورا حرام است. این‌ها مباحث درون دینی است دیگر.

یعنی ما واجباتی داریم که در شرایطی حرام می‌شود. مباحاتی داریم که در شرایطی واجب می‌شود. حرام‌هایی داریم که در شرایطی حلال می‌شود.
مثل خوردن گوشت حیوان حرام‌گوشت یا مردار هنگام اضطرار.

و خیلی از موارد دیگر که لازم نیست بدانیم و وقت صرف کنیم و یاد بگیریم.

درون همین دین، مبحثی هست که باورمندان لازم است یاد بگیرند. الاقتصاد فی‌الاعتقاد. سفره اعتقاداتت را چنان پهن نکن که نتوانی قدم از قدم برداری.


حالا طرف نان ندارد بخورد
ناراضی است. این‌که موجه است یا نه مفروض موجه. چرا نان ندارد، چون سهم‌الارث‌اش را گذاشته برای حج خودش یا پدر و مادر از پاافتاده و یا مرحوم.

 این جهل مرکب مقدس است که
ابربحران است. مثل نمازی که نیت و تکبیر‌الاحرام، حمد و سوره، رکوع و سجود، قیام و قعود و قنوت، تسبیحات و تشهد و سلام، ترتیب و موالات و ادای حروف از مخارج دقیق و صحیح، اما ادای فریضه بدون وضو‌گرفتن باشد.

یا دیپلم نگرفته، از صبح تا شب برای کنکور خواندن. به این می‌گویند. نادانی. و بعد ناآگاهی از این نادانی، و بعد این نادانی را مقدس دانستن.

خوب مسلم است که نه راضی هستم نه رستگار.

پنجشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۹۹

ماه‌واره‌پرانی به‌جای مهار کرونا

 بزرگ‌ترین و خطرناک‌ترین دشمن بشریت، حیات، سیاست و اقتصاد و ... در شرایط حاضر «کرونا» است.

در این شرایط بحرانی که‌ همه‌گیری ویروس کرونا، نه‌تنها سیاست‌مداران، که جهان پزشکی را هم گیج کرده‌است، بدیهی است که آدم و دولتِ عاقل، با سیاست‌ورزی، محافظه‌کاری و احتیاط، حواس دشمنان سابق‌ِاش را به جایی دیگر مشغول، و همه توش و توان و حواس‌اش را جمع دفع این خطر و دشمن کند.


لج‌بازترین دولت‌ها هم در شرایط فعلی دست از لج‌بازی برداشته و رفتاری عقلانی با محافظه‌کاری شدید در برابر «دشمنان» و در تعامل با «دوستان» پیشه ساخته‌اند.


 زیان‌‌های وحشت‌ناکِ اقتصادی ناشی از زمین‌گیرشدن مشاغل از یک‌طرف، افزایش هزینه‌های مقابله به همه‌گیری ویروس کرونا از طرف دیگر، دولت‌ها و افراد را محکوم و مجبور به رعایت نهایت صرفه‌جویی و رفتار اقتصادی کرده‌است.


هرگونه هزینه‌های فانتزی و تجملاتی از طرف دولت‌ها و افراد در شرایط حاضر حذف‌شده، تا جایی که مناسک و برنامه‌های ویژه دفن اموات و برگزاری مراسم‌های ترحیم آن، حذف و آیین‌های تشییع‌جنازه با حضور کم‌ترین افراد برگزار می‌شود.


مناسک مذهبی و اماکن مذهبی معتبر ادیان بزرگ از جمله
حج ابراهیمی و اجتماع در خانه کعبه که متعلق به مسلمانان جهان است و همچنین اجتماع در کلیسا‌ها و برنامه‌های مخصوص واتیکان نیز تعطیل شده است.

بر این سیاهه بسیار می‌توان افزود که سایه سیاه کرونا چه بر سر دنیا آورده و دوراندیشان جهان، چه تمهیداتی را اندیشیده و چه وسواس و ظرافتی را برای مهار بیماری و عبور  ایمن از این مرحله سرلوحه رفتار‌های خود قرار داده‌اند.


می‌شود به‌عینه دید که عقلایِ دنیا اکنون به این حس مشترک رسیده‌اند که دنیا حکم یک کشتی را دارد که سوراخ‌کردن هر نقطه از آن، به غرق‌شدن همه آن می‌انجامد.

 بنابراین مسالمت‌جویی، ترک مخاصمه، حفظ آرامش و فاکتورهایی از این دست در رفتار عقلای جهان حرف نخست را می‌زند.


در چنین شرایطی فقط دیوانه‌ها دنبال ماجراجویی و زنده‌کردن خصومت‌های دیرین و تنش و التهاب می‌روند. تنش و التهابی که به‌سادگی می‌‌تواند زنگیانِ مست را مسلح به تیغی کند که کم‌ترین نتیجه رفتارشان، سوراخ‌کردن «کشتی انسانیت» و غرق‌شدن همه انسان‌ها باشد. و البته نخست؛ آن‌ها که در کناره‌های فقر و سیاه‌بختی نشسته‌اند و نهایتا هم تخته‌پاره‌ای نصیب‌شان نمی‌شود.


ماهواره نظامی به فضا فرستادن از طرف کشوری که طی دو ماه گذشته تمام امور درمانی آن با مشارکت مردم اداره شده و دولت رسما اعلام کرده از عمل به وظایف ذاتی خود به‌خاطر فقر اقتصادی عاجز است، دقیقا مصداق چنین دیوانگیی است.


همه شواهد و قرائن نشان می‌دهد که دیوار آهنینی که ۴ دهه پیش به دور ایران کشیده شد، ایران را به یک کشور منزوی و عقب‌افتاده در همه زمینه‌ها خصوصا در حوزه علمی و به‌تبع آن نظامی در حوزه نرم‌افزار و تسلحاتی تبدیل کرده‌است.


تمام رجز‌خوانی‌های نظامی و ادعاهای ایران تحت‌عنوان دست‌یافتن به سخت‌افزار پیچیده نظامی و موشک‌های نقطه‌زن و ... جنبه تبلغاتی داخلی، و برای ارضای غرور ملی جمع اندکی ساده‌لوح که نمی‌خواهند واقعیت را بپذیرند کاربرد داشته است.


این رجز‌خوانی‌ها البته در سطح جهانی به‌ترین بهانه‌ها برای اعمال فشار و تحریم و شکنجه مردم ایران را به‌دست کشور‌های بزرگ و نهادهای بین‌المللی داده‌است و می‌دهد.


شوربختانه تاوان این تحریم و فشار و شکنجه را زنگیان مستی نمی‌دهند که رجز می‌خوانند و اسباب‌بازی موشک و ماهواره هوا می‌کنند.

تاوان این رجز‌ها را مردم نگون‌بخت ایران می‌دهند که این‌روز‌ها علاوه بر نگرانی از کرونا، باید نگران بلایی باشند که سپاهیان شیرین‌عقل برای‌شان تدارک می‌بینند.


اما این‌که کاربرد تبلیغاتی این ماهواره‌پرانی در این شرایط گیج و مات و مبهم چیست، و سود این دیوانگی و تیغ به دست زنگیان مست سپاه دادن به جیب چه کس یا کسانی می‌رود! پرسشی است باید برای یافتن پاسخ دقیق آن اندکی صبر کرد.

چهارشنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۹۴

خدای حجاز، خدای خراسان

«شیخ ابو‌الحسن خرقانی» وقتی به شخصی گفت:کجا می‌روی؟
گفت: به حجاز.
گفت: آن‌جا چه کنی؟
گفت: خدای را طلب کنم.
گفت: خدای خراسان کجاست که به حجاز می‌باید شد؟ رسول علیه‌السلام فرمود که طلب علم کنید اگر به چین باید شدن. نگفت طلب خدای کنید.
(تذکرة‌الاولیاء)

جمعه، شهریور ۲۲، ۱۳۹۲

«قرائتی» و غرور از اقبال به کتاب‌هایش

 اگر مولفان با ۳۰ برابر سواد ایشان هم به امور تربیتی و کانون‌های قرآن مساجد و دانش‌گاه‌ها دست‌رسی داشتند، و کتاب‌های‌ِشان به‌نام منبع سوال و مصاحبه و گزینش معرفی می‌شد، همین شمارگان میلیونی را برای آثارشان به‌دست نمی‌آوردند؟

 دکتر «عبدالرضا مدرس‌زاده» نویسنده، استاد دانشگاه و خطیب کاشانی در مطلبی با عنوان «با جناب قرائتی» به سخنان حجت‌الاسلام «قرائتی» در مورد بالابودن نوبت چاپ کتاب‌های وی و دلیل انتشار میلیونی آن واکنش نشان داد.

به گزارش تارنمای «باران فرهنگ» مدرس‌زاده نوشت: «به‌تازگی هم‌شهری گرامی ما حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی در همایش ۷۰۰ نفره امامان جمعه کشور سخنانی فرموده‌اند از جمله این‌که: “بنده از حق تألیف کتاب‌هایم گذشتم و تاکنون ۱۵ میلیون نسخه آن‌ها چاپ و توزیع شده‌است، اما استادی که ۳۰ برابر من سواد دارد، پنج هزار نسخه کتاب چاپ کرده ۹ سال است که ۵۰۰ نسخه‌اش فروش رفته است» (یعنی این‌که ایثار حق تالیف موجب نشر میلیونی اثر است)


ایشان سخنی درست را (در نوع خود) مطرح کرده‌اند اما یکی دو نکته در حاشیه آن شایان گفتن است:
۱. آیا صرف حق تالیف نگرفتن مایه فروش کتاب در بازار امروز خواهد شد؟

۲. اگر مولفان با ۳۰ برابر سواد ایشان هم به امور تربیتی و کانون‌های قرآن مساجد و دانش‌گاه‌ها دست‌رسی داشتند، و کتاب‌های‌ِشان به‌نام منبع سوال و مصاحبه و گزینش معرفی می‌شد، همین شمارگان میلیونی را برای آثارشان به‌دست نمی‌آوردند؟

۳. به کاروان‌های حج توصیه می‌شود
«کتاب حج» استاد قرائتی را به هر زائر حج تمتع بفروشند که خود می‌شود سالی ده‌ها هزار نسخه. آیا این فضیلت برای دیگران هم هست؟

۴. جدا از مولفان دانش‌گاهی، آثار حضرات علمای حوزه هم معمولا با این اقبال در فروش همراه نیست زیرا آن آثار هم راهی به
ستاد اقامه نماز کشور و … ندارد.
امید است حجت‌الاسلام قرائتی راهی برای این فروش و توزیع میلیونی آثار مکتوب پیش روی مولفان گران‌قدر کشور قرار دهند.»