‏نمایش پست‌ها با برچسب قرائتی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب قرائتی. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، بهمن ۱۲، ۱۴۰۰

جوان‌ترین کلاه‌بردار جهادی ایران

 خبرگزاری مهر روز سه‌شنبه ۱۲ بهمن (۱ فوریه) از گفته رئیس حوزه قضایی بخش موسیان و دشت‌عباس در ایلام نوشت که مهرشاد سهیلی با همکاری ماموران وزارت اطلاعات، بازداشت و روانه زندان شده است.

عین‌الله نیازی گفت که این بازداشت به‌نیابت قضائی از استان قم بوده و در نتیجه، از محتوای پرونده، مطلع نیست.

در سال‌های اخیر، شماری از رسانه‌های حکومتی در ایران از مهرشاد سهیلی به‌عنوان «
جوان‌ترین فرمانده کشور» و '«جوان‌ترین فرمانده فرهنگی کشور» یاد کردند.

در این گزارش‌ها، اغلب تصاویری از دیدار او با برخی از مقام‌های نظامی، روحانیون شناخته‌شده و مراجع تقلید منتشر شده، که از جمله آن‌ها می‌توان به دیدار با
مصباح یزدی، نوری همدانی و محسن قرائتی اشاره کرد.


بسیاری از دیدارها و روابط او به‌بهانه تأمین مالی «تعزیه‌خوانی»، «هیئت» و «مناطق محروم» بوده است.

توزیع گسترده و رایگان نان، غذا و بسته‌های معیشتی، تامین جهیزیه برای زوج‌های جوان و همچنین تعمیر ۵۰ هزار خانه برای محرومان شماری از ادعاهای رسانه‌های حکومتی درباره فعالیت‌های سهیلی طی سال‌های گذشته است.


او پیش‌تر، مدتی فرمانده «قرارگاه جهادی حضرت مهدی» وابسته به سپاه پاسداران بود.

در سال‌های اخیر، شمار زیادی از این نوع گروه‌ها توسط سپاه پاسداران با هدف‌های گوناگون در استان‌های مختلف راه‌اندازی شده است.


سهیلی پیش‌تر ادعا کرده بود که «قرارگاه حضرت مهدی» از سال ۱۳۹۸ با رویکرد کمک به محرومان در ۳۱ استان فعالیت می‌کند و یک هزار و ۵۰۰ نیرو در این قرارگاه مشغول به‌کار هستند.


سهیلی در برخی گزارش‌ها به فساد مالی، انتشار اخبار نادرست، رانت‌خواری و بزرگ‌نمایی درباره فعالیت‌های‌اش متهم شده است.

به‌تازگی، روزنامه فرهیختگان در شماره روز ۲۲ دی خود در گزارشی مفصل به شرح فعالیت‌های سهیلی پرداخته و با او مصاحبه کرده بود.


سهیلی در گفت‌وگو با فرهیختگان با اشاره به دیدارش با مدیرعامل «
همراه اول» می‌گوید که در هر سری پیامک برای اعیاد و مناسبت‌های مختلف، حدود ۲۰۰ میلیون تومان، و در مجموع طی ۲ سال ۳ میلیارد تومان از همراه اول دریافت کرده است.


او درباره نفوذ خود ادعا می‌کند که بعد از درخواست گفت‌وگو با مدیران «
دیجی کالا»، مدیرعامل این شرکت «۵ دقیقه بعد» به او زنگ زد.

او گفته که برای انجام کارهای این قرارگاه و به‌خاطر «ترددهای زیادی» که به خانه‌اش می‌شده، یک خانه در دهلران به مبلغ  ۵۳۰ یا ۵۸۰ میلیون تومان خریداری کرد.


مهرشاد سهیلی گفت که در اسفند سال ۱۳۹۹ حساب قرارگاه تحت مدیریت او با ۳۰۰ میلیون تومان موجودی توسط سازمان بسیج مسدود شد. او درباره دلیل این اقدام می‌گوید: «ما آن‌جا [بسیج] کسی را نداشتیم که به ما کمک کند. کل‌اش را حسادت می‌دیدم. چون نتوانستند توجیه کنند. صاحب حساب بسیج سازندگی است و هر لحظه اراده کند، می‌تواند حساب را مسدود کند».


او سپس «موسسه امام صادق» را زیر نظر سازمان تبلیغات اسلامی راه‌اندازی کرد. سهیلی درباره موجودی حساب‌های خود و این موسسه می‌گوید: «در حساب امام صادق یک میلیارد و خرده‌ای و در حساب شخصی من هم یک میلیارد و خرده‌ای بوده است».


سهیلی در جریان انتخابات ریاست جمهوری اخیر از «
ابراهیم رئیسی» حمایت کرده است: «در انتخابات برای آقای رئیسی کار کردم. چون اصلح ایشان است. من تا الان آقای رئیسی را ندیدم. شاید او، من را بشناسد ولی من او را نمی‌شناسم».

گفتنی است سپاه پاسداران تاکنون گزارشی درباره دامنه فعالیت و گردش مالی این گروه‌های جهادی ارائه نکرده است.

جمعه، شهریور ۲۲، ۱۳۹۲

«قرائتی» و غرور از اقبال به کتاب‌هایش

 اگر مولفان با ۳۰ برابر سواد ایشان هم به امور تربیتی و کانون‌های قرآن مساجد و دانش‌گاه‌ها دست‌رسی داشتند، و کتاب‌های‌ِشان به‌نام منبع سوال و مصاحبه و گزینش معرفی می‌شد، همین شمارگان میلیونی را برای آثارشان به‌دست نمی‌آوردند؟

 دکتر «عبدالرضا مدرس‌زاده» نویسنده، استاد دانشگاه و خطیب کاشانی در مطلبی با عنوان «با جناب قرائتی» به سخنان حجت‌الاسلام «قرائتی» در مورد بالابودن نوبت چاپ کتاب‌های وی و دلیل انتشار میلیونی آن واکنش نشان داد.

به گزارش تارنمای «باران فرهنگ» مدرس‌زاده نوشت: «به‌تازگی هم‌شهری گرامی ما حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی در همایش ۷۰۰ نفره امامان جمعه کشور سخنانی فرموده‌اند از جمله این‌که: “بنده از حق تألیف کتاب‌هایم گذشتم و تاکنون ۱۵ میلیون نسخه آن‌ها چاپ و توزیع شده‌است، اما استادی که ۳۰ برابر من سواد دارد، پنج هزار نسخه کتاب چاپ کرده ۹ سال است که ۵۰۰ نسخه‌اش فروش رفته است» (یعنی این‌که ایثار حق تالیف موجب نشر میلیونی اثر است)


ایشان سخنی درست را (در نوع خود) مطرح کرده‌اند اما یکی دو نکته در حاشیه آن شایان گفتن است:
۱. آیا صرف حق تالیف نگرفتن مایه فروش کتاب در بازار امروز خواهد شد؟

۲. اگر مولفان با ۳۰ برابر سواد ایشان هم به امور تربیتی و کانون‌های قرآن مساجد و دانش‌گاه‌ها دست‌رسی داشتند، و کتاب‌های‌ِشان به‌نام منبع سوال و مصاحبه و گزینش معرفی می‌شد، همین شمارگان میلیونی را برای آثارشان به‌دست نمی‌آوردند؟

۳. به کاروان‌های حج توصیه می‌شود
«کتاب حج» استاد قرائتی را به هر زائر حج تمتع بفروشند که خود می‌شود سالی ده‌ها هزار نسخه. آیا این فضیلت برای دیگران هم هست؟

۴. جدا از مولفان دانش‌گاهی، آثار حضرات علمای حوزه هم معمولا با این اقبال در فروش همراه نیست زیرا آن آثار هم راهی به
ستاد اقامه نماز کشور و … ندارد.
امید است حجت‌الاسلام قرائتی راهی برای این فروش و توزیع میلیونی آثار مکتوب پیش روی مولفان گران‌قدر کشور قرار دهند.»

جمعه، بهمن ۱۳، ۱۳۹۱

جدی چرا زن نمی‌گیری؟

 تابستان سال ۷۷ یک‌روز عصر یک خودرو از بنیاد شهید کاشان با دو سرنشین به منزل پدر من آمده بودند.

سرزده وارد شده و مجبور شدم در حضورشان بنشینم. مأموریت این دو نفر این بود که کتاب «نماز» محسن قرائتی را برای خانواده آورده تحویل بدهند و بروند.

دو نفر حق مأموریت و حدود ۵۰ کیلومتر هزینه بنزین رفت و برگشت، یک خوردو خارجی صرفا برای دادن یک کتاب به خانواده یک شهید.

کتابی که قیمت‌اش در بازار آن زمان حدود ۵۰ تومان بیش‌تر نبود.


من شدیدا به این‌که کسی درباره ازدواج من حرف بزند، حساس هستم. خانواده این را خوب می‌دانستند و از چند سال قبل هیچ عضوی از خانواده در این باره با من صحبت نمی‌کرد.

اگر کسی هم به خانواده من چیزی در این‌باره می‌گفت، خانواده بلافاصله واکنش نشان‌داده درخواست سکوت می‌کردند.
 
در آن عصر تابستانی که من ناخواسته گرفتار دو مهمان ناخوانده و ناخواسته شده و در حضورشان نشسته‌ام، ناگهان یکی از مهمانان از پدر من پرسید: چرا پسرتان را زن نمی‌دهید؟

همین جمله کافی بود تا آتش به انبار مهمات خشم من اصابت نموده و گُر بگیرم. بلافاصله شروع به پرخاش و سروصدا نمودم. تاوان این رفتار را سنگین پرداختم. سنگین!
 
چندی قبل دیدم قرائتی با افتخار از تیراژ بالای کتاب‌های‌اش گفته بود. همه شکنجه‌ها و درد‌ها و مصیبت‌ها جلو چشم‌ام آمد از بعد آن مأموریت ویژه پرسنل بنیاد شهید و کتاب نماز و زن و ازدواج و ...