‏نمایش پست‌ها با برچسب دادگاه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دادگاه. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۱، ۱۴۰۵

کدام عدالت‌خانه یا دادگاه

امروز حکم تبرئه یکی از بستگان‌ام (پسری ۱۵ساله) که دی‌ماه سال گذشته، سه شبانه‌روز بازداشت، و با قرار آزاد شده بود، آمده است.

پسری بسیار با‌هوش که نوازنده ممتازی در سن خودش است. در ۷ سالگی از سوی استاد مجید درخشانی کشف، و تحت تعلیم ایشان «تار» را حرفه‌ای می‌نوازد. علاوه بر آن دستی به اغلب سازهای زهی و هم‌چنین پیانو هم دارد.
 

از همان دوران خردسالی به کار علاقه‌مند بوده و تجربه شاگرد‌مغازه تا کارمندی در یک شرکت را هم برای کمک به پایداری اقتصاد خانواده‌ای داشته که یک زن و مرد و همین فرزند هستند.

یعنی سه نفر که هر سه هم‌زمان مشغول کار و تحصیل و تدریس هم بوده و هستند. 


با پدرش تماس گرفته بودم که خبر داد حکم تبرئه پسرش آمده. پرسیدم آیا نمی‌خواهی برای آن‌ها که این نوجوان بی‌گناه را سه شبانه‌روز در بند قرنطینه زندان عمومی بازداشت کرده و دست‌بند زندند و با روح و روان او بازی کردند، اقامه دعوی یا طرح شکایت کنی؟ 
می‌گوید: به کدام عدالت‌خانه یا دادگاه؟ 
⚫️
تیر ۱۴۰۲ که ۸ مأمور به منزل استیجاری من هجوم آورند، من خواب بودم. در خواب دست‌بند زدند و بیدارم کردند. کم‌تر از یک دقیقه نگذشته بود که با مشاهده زباله‌دانی که من در آن زندگی می‌کردم، یک کیس کامپیوتر قدیمی با مونیتور مربوط به عهد بوق و دیگر هیچ ... خودشان گفتند باور نمی‌کردیم اصلا در شهرستان باشی و الان هم باور نمی‌کنیم که ...

بعد برای اتهامی که زده و به‌واسطه آن مجوز ورود به حریم خصوصی من را از دادستان گرفته بودند، مرا در اختیار بند امنیتی قرار دادند و بعد بازجویی‌های دهشت‌ناک آن‌ یک‌ماه ـ که تا آخر عمر هم کابوس آن تمام نمی‌شود ـ مرا به بند عمومی منتقل کردند. 


۴۰ روز بعد با قرار وثیقه یک میلیارد تومانی موقتا آزاد شدم. به محض آزادی سکانس پایانی فیلم «پاپیون» را در اینستاگرام استوری کردم و در استوری دیگری شعر معروف حسین پناهی که: «شک دارم به ترانه‌ای که زندانی و زندان‌بان به یک زبان زمزمه‌ کنند و ...» را منتشر کردم و خلاصه که «بر همان عهد که بودم هستم.»


یک هفته بعد پیامک احضار دریافت کردم. اما چون بستری بودم. مراجعه نکردم. هفته بعد که رفتم، ۴ اتهام جدید به من تفهیم، و میزان وثیقه را افزایش دادند. 


نکته تأثرآور این‌که در دادگاه از اتهامی که به‌خاطر آن دادستان حکم ورود به منزل و حریم خصوصی داده بود
«تبرئه» شدم. به هر واسطه‌ای تلاش کردم که با دادستان ملاقات کنم و به او بگویم مفروض که همه جرم‌های عالم را هم مرتکب شده باشم، این «ظن از بین بردن اسناد جرم» که دلیل شما برای صدور حکم ورود به منزل بود، باطل و من از آن اتهام تبرئه شدم. تاوان آن همه بلا و شکستن انگشت و قطع‌شدن عصب‌های آن که قابل جبران نیست و حملات مکرر مغزی که به من دست داد را چگونه می‌خواهی در آن دنیایی که به‌ آن اعتقاد داری بپردازی؟ اجازه ملاقات ندادند. 

الان با یادآوری آن داستان دیدم حق با پدر مظلومِ این کودک مظلومِ و همه مظلومینی است که به تعبیر امام صادق (ص) جز خدا پناهی ندارند. اما تکلیف آن‌ها که به همان خدا هم باور ندارند چه می‌شود؟

کدام عدالت‌خانه یا دادگاه؟
⚫️
علی‌بن‌ابیطالب در روایتی می‌گوید: از ۴ دسته قضات سه دسته قطعنا جهنمی‌اند:
 ۱. قاضی که علم قضاوت نداشته بر جای‌گاه قضاوت نشسته و حکم ناحق می‌دهد.
 ۲. قاضی که علم قضاوت نداشته بر جای‌گاه قضاوت نشسته ولی «حسب اتفاق» حکم حق می‌دهد.
 ۳. قاضیی که علم قضاوت داشته و در جای‌گاه قضاوت نشسته، اما حکم ناحق می‌دهد.
 ۴. و تنها یک دست از قضات از آتش جهنم مصؤن‌اند: قاضیی که علم قضاوت داشته، بر جای‌گاه حق نشسته و حکم حق می‌دهد. 


رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا 
فرقان ۶۵ و ۶۶

یکشنبه، مرداد ۲۳، ۱۴۰۱

محکومیت کلاهبردار جهادی به سه سال حبس

خبرگزاری ایسنا گزار داد: «محکومیت مهرشاد سهیلی به سه سال نگه‌داری در کانون اصلاح و تربیت، پرداخت جزای نقدی و رد مال قطعی شد.

پس از برگزاری دادگاه تجدیدنظر در خصوص پرونده مهرشاد سهیلی حکم او قطعی شد.

سهیلی در دادگاه بدوی به سه سال نگه‌داری در کانون اصلاح و تربیت، جزای نقدی و رد مال محکوم شده‌بود که پس از برگزاری دادگاه تجدیدنظر این حکم قطعی شد.


بر اساس این گزارش عبدالصمد خرمشاهی ۲۸ فروردین ۱۴۰۱ گفته بود: دادگاه مهرشاد سهیلی ۲۰ فروردین در شعبه ۱۱۰ دادگاه کیفری دو استان قم و از آن‌جا که موکلم زیر ۱۸ سال است، دادگاه‌اش در شعبه ۱۱۰ دادگاه کیفری قم که ویژه اطفال است برگزار شد.

وی اضافه‌کرد: موکلم اتهامات را تکذیب کرد و گفت که اقدامات‌اش همواره خیر و در جهت کمک به فقرا بوده، و
 عناوین اتهامی موکلم «تحصیل مال نامشروع» و «غصب عنوان» و «جعل سند» بوده‌است.

این وکیل دادگستری یادآور شد: در دفاع از موکلم گفتم که هرگز و در هیچ‌جا عنوانی برای خود قائل نشده و اگر دیگران او را با عناوینی مانند «فرمانده» یاد کرده‌اند، مشمول غصب عنوان نمی‌شود.


ذبیح‌الله خداییان سخن‌گوی سابق قوه قضاییه ۲۰ اردیبهشت سال جاری در نشست خبری در پاسخ به سئوالی درباره جزئیات حکم صادره برای مهرشاد سهیلی گفته بود: این پرونده با کیفرخواست به دادگاه ارسال شد. حکم بدوی صادر و به سه سال نگه‌داری در کانون اصلاح و تربیت، جزای نقدی و رد مال محکوم شده است.

شنبه، تیر ۰۶، ۱۳۹۴

و تیمورتاش جوابی نداشت

کلمه – شهروز مفتاحی: نقل‌قولی از گفت‌وگوی یک زندانی رژیم گذشته که از بخت بد، هیکلی تنومند داشته، با زندان‌بان خود (منظور از زندان‌بان یعنی بازجو یا رئیس زندان نه سرباز یا پرسنل زندان) که از قضا او هم تنومند بوده مشهور است که یک تاریخ «عبرت» در آن نهفته است، اما گوش شنوایی برای شنیدن آن عبرت‌ها و پندگرفتن از آن تاریخ، ظاهرا در بین اغلب نمایندگان مجلس طی دوره‌های اخیر مطلقا وجود ندارد.

نقل می‌کنند که زندان‌بانِ تنومند که ظاهرا روحانی و ملبس به لباس دین بوده، از زندانی خودسئوال می‌کند که آیا درخواستی دارد؟
زندانی با تشکر با توجه به کوچکی سلول و تنگی جا، تقاضا می‌کند که اگر ممکن است کمی سلول را گشاد‌تر کنند.

زندان‌بان بلافاصله پاسخ می‌دهد: این سلول‌هایی است که خودتان ساخته‌اید.


زندانی با اشاره به هیکل زندان‌بان می‌گوید: برای خودتان می‌گویم، والا از من گذشته است برای خودتان می‌گوییم که ماشاالله دست‌کمی از من ندارید و ما هم وقتی این بندها و سلول‌ها را می‌ساختیم، ابدا باور نمی‌کردیم زمانی خودمان در آن زندانی شویم والا کمی گشادتر می‌ساختیم.

▪️
رفتار نمایندگان امروز مجلس شورای اسلامی، حکایت از آن می‌کند که این بنده‌های خدا گمان می‌کنند، خط امان محکم و تضمین‌شده‌ای از دنیا گرفته‌اند که ابدا در جای‌گاه مظلوم و محکوم و زیردست قرار نخواهند گرفت، و همیشه صاحب دست بالا و در جای‌گاه حاکم خواهند بود.


عجیب است که این بنده‌های طاغی خدا، نه‌تنها که عنایت مختصری به تاریخ سلاطین و ظالمین و حاکمین گذشته ندارند، بلکه حافظه تاریخی‌ِشان به‌قدری ضعیف است که اتفاقات افتاده در زمان حیات و همین چند سال پیش خود را هم فراموش کرده‌اند، یا چنان مست قدرت و لذت‌های جانبی آن هستند، که داوطلبانه خود را به‌ فراموشی زده‌اند.

«ما اکثَرُالعِبَر، و اقلُ‌ الاعتبار. عبرت‌ها چه‌قدر فراوانند، و عبرت‌گیرندگان، چه اندک.» (
نهج‌البلاغه حکمت ۲۹۷)

تصویب طرح اصلاح قانون آیین دادرسی کیفری ایران که براساس آن متهمان امنیتی وکیل خود را تنها از میان وکلایی باید انتخاب کنند که قوه قضائیه تأیید کرده‌باشد، دقیقا تبلور این احساس فرعونی است که این قاعده هیچ‌گاه شامل حال من نخواهد شد و ابدا من در جای‌گاه متهم نیستم، و به من خط امانی داده‌اند که همیشه در مقام متهم‌کننده و اتهام‌زن باشم، و هیچ قدرتی حتی خدا هم نخواهد توانست مرا در جای‌گاه متهم بنشاند. پس سلول‌ها تا آن‌جا که جا دارد باید تنگ باشد.

این داستان از آن‌جا شایسته توجه است که بیش از ۹۰٪ متهمین امنیتی کشور ــ چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب ــ غالبا روحانی و دانشگاهی و نویسنده و روزنامه‌نگاری بوده‌اند که مهم‌ترین جرم‌ِشان، قبل از انقلاب مخالفت با شاه و بعد از انقلاب مخالفت با ولی‌فقیه یا بعضی از قرائت‌های خاص از مذهب و قانون و حقوق انسان‌ها بوده و مطلقا ــ با فرض قبول اتهام ــ آدم‌های خطرناکی نبوده و نیستند.

ناگفته پیداست که همان‌طور که امروز عده‌ای حاکم‌اند و مخالفین مظلوم خود را با برچسب «امنیتی» متهم می‌کنند، هیچ استبعادی ندارد که چرخ روزگار بچرخد و همین مظلومین بر صندلی حکومت بنشینند.


با جابه‌جاشدن جای‌گاه حاکم و محکوم، آن‌گاه قانونی که با استناد به آن متهمین امنیتی را مورد بازخواست و تنبیه قرارمی‌دهد، همین قانونی خواهد بود که امروز با شتاب از تصویب مجلس می‌گذرد، و با شتاب بیش‌تری شورای نگهبان آن‌را تایید می‌کند.


تاریخ نقل می‌کند: به‌تاریخ یک‌شنبه چهاردهم تیرماه ۱۳۱۲ رای محکومیت «تیمورتاش» را این‌گونه خواندند:

«تیمورتاش محکوم است به پنج سال حبس مجرد، و تادیه ۹هزار لیره، ۲۰۰ هزار ریال به خزانه دولت.
به‌تاریخ ۱۳۱۲/۴/۱۴ لطفی، یکانی، عقیلی»

وقتی رای را اعلام کردند؛ «تیمورتاش» که تا آن‌وقت سرش را روی عصا با دو دست تکیه داده‌بود؛ سر بلند کرد و گفت: این است رای محکمه؟ خیلی ظالمانه است!


لطفی جواب داد: این‌‌ همان قانونی‌است که شما و «داور» و «نصرةالدوله» به‌نام قانون محاکمه وزرا، با عجله‌ی هرچه تمام‌تر از مجلس گذراندید.


دیگر تیمورتاش جوابی نداد.

منتشرشده در سایت کلمه

مرتبط:
شتر ردصلاحیت مقابل خانه شما هم زانو خواهد زد