‏نمایش پست‌ها با برچسب شایعه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شایعه. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، آذر ۰۱، ۱۳۹۴

از حول «خبر» در دام «شایعه» نیفتیم

تلاش رسانه‌ها برای این‌که «اولین» باشند و خبر دست اول را زود‌تر از سایر رسانه به‌دست بیاورند و منتشرکنند، به ذات رسانه برمی‌گردد، و رسانه‌ای که به این نکته ذاتی بی‌توجه یا کم‌توجه باشد، به‌سادگی در گردونه رقابت با سایر رسانه‌ها کم‌آورده و پرونده‌اش بسته می‌شود.

این خصلت ذاتی، هیچ عیبی هم فی‌نفسه ندارد مگر آن‌که ملاحظات دیگری در کار باشد.

 
 رسانه‌های معتبر و بزرگ، همیشه تلاش می‌کنند این سرعت در انتشار خبر و اولین رسانه و منبع سایر رسانه‌ها بودن‌ِشان، حتما با فاکتور «دقت» و «صحت» هم توام و همراه باشد.

بنابراین اگر خبری را دریافت کردند که نیاز به تایید بیشتری داشت، کمی در انتشار آن تأمل می‌کنند و در فاصله این تأمل، به‌سرعت با یکی دو منبع تماس می‌گیرند تا صحت خبر دریافتی برای‌ِشان محرز شود، پس آن‌گاه اقدام به انتشار خبر می‌کنند.


از آن‌جا که عالم رسانه با مدیریت انسانی سروکار دارد، طبعا از خطاهای انسانی هم به‌دور نیست، و با لحاظ کردن وسواس و دقت‌ فراوان، بازهم هرازگاهی، «گاف»، «گپ» یا «خطا» گریزناپذیر است و البته راه اصلاح آن‌هم تعبیه شده که باید بلافاصله خبر اشتباه یا شایعه منتشر‌شده را اصلاح کرد و برای مخاطب توضیح داد و او را از اشتباه بیرون آورد.


 با همه این‌ها اما بعضی وقت‌ها خطاهایی اتفاق می‌افتد که نه ناشی از خطاهای متعارف انسانی در نقل و دریافت خبر، که از «از حول حلیم در دیگ افتادن» خبر می‌دهد، و این مدل خطا یا گاف، بیش از یک خطای متعارف می‌تواند با آبروی رسانه بازی کند.


تابناک ساعت ۵۰: ۱۹ عصر پنج‌شنبه ۲۸ آبان‌ماه در خبری با عنوان «قتل قهرمان پرورش اندام کشور تایید شد»، به‌نقل از بخش ورزشی خود خبری را تایید کرد که به گفته‌‌ همان گزارش «مورد تردید قرار گرفته‌بود» و حالا این رسانه ادعا می‌کرد، تردید‌ها برطرف شده و خبر تایید می‌شود.

 
گذشته از تایید خبر یک قتل، تابناک در چکیده‌ای که در پیشانی خبر خود برای این اتفاق نوشته بود مدعی شد: «بابک محمدی اهل سنندج که غیر از ورزش حرفه‌ای، خوانندگی هم می‌کرد، دیروز به قتل رسید.»

این یعنی این رسانه در فاصله آن تردید تا این تایید، اندکی هم در مورد پیشینه شخصیت مقتول کسب اطلاع و آن‌را تایید و این اطلاع نمی‌تواند از منبعی موهوم کسب شده باشد.


بلافاصله تعداد قابل‌توجهی از رسانه‌ها با توجه به ارزش هیجانی و خبری این خبر و تایید، خبر را به نقل از تابناک پوشش دادند.


 تنها ۶ ساعت پس از انتشار این خبر، ایسنا در ۲۳: ۲ دقیقه بامداد جمعه در تکذیبه‌ای بر این خبر، گزارش داد که نه‌تنها
«بابک محمدی» به‌قتل نرسیده، بلکه اصلا در میان قهرمانان پرورش اندام کشور، قهرمانی به این نام وجود ندارد، و عکس قهر‌مان پرورش اندامی که با نام جعلی «بابک محمدی» منتشرشده، عکس «علی اکبری» یکی از ورزش‌کاران پرورش اندام است که در سلامت کامل به‌سر می‌برد.

 این‌که تابناک ورزشی از چه منبعی تاییده خبر قتل یک قهرمان پرورش اندام را می‌گیرد، و چه منبعی برای تابناک توضیح می‌دهد که این قهرمان علاوه بر ورزش حرفه‌ای خوانندگی هم می‌کرده و با توجه به این‌که پیرامون یک قهرمان ورزشی آن‌همه منبع موثق برای تایید یک خبر مردد یا شایعه آن‌هم خبری که به حیات و ممات یک انسان ربط دارد وجود دارد، و همه آن منابع در دسترس رسانه‌‌ی معتبری چون تابناک هست، و این رسانه به‌جای مراجعه به آن‌ها به منبعی که نه‌تنها موثق نیست که تخیل و توهمات شبیه به چاخان هم دارد مراجعه می‌کند، پرسش‌هایی است که باید تابناک به آن پاسخ بدهد.

 
انتشار چنین اخباری، بدون توجه به مراتب دقت و صحت آن، جدای از لطمه‌زدن به آرامش جامعه، اعتماد مخاطبین نسبت به اعتبار رسانه را به‌شدت کاهش داده و دچار لطمه‌ای می‌کند که ترمیم آن اگر ممکن باشد با فرصت و هزینه بسیار همراه است.


می‌توان رسانه اول بود. می‌توان مبنع برای بسیاری از رسانه‌ها بود و سریع‌تر از اغلب رسانه‌ها به اخبار دست یافت و منتشر کرد. اما اندکی دقت و تأمل در تایید اخبار، سرمایه عظیمی برای اعتبار رسانه و اعتماد مخاطب فراهم می‌کند.

پنجشنبه، مهر ۱۴، ۱۳۹۰

توجه ویژه به «ادب» در تکذیبیه عضو جمعیت دفاع از ارزش‌ها

روز گذشته «بولتن‌نیوز» ـ که منتشرکننده بیش‌ترین اخبار دروغ مبتنی بر شایعه و جعلیات است ـ در خبری جعلی گزارش داد که:
« "محمد شریعتمداری" وزیر بازرگانی دولت هفتم و هشتم سید "محمدخاتمی" با گرفتن اقامت دائم برای همیشه به آمریکا سفر کرد.»

 این گزارش افزوده: «شریعتمداری از ماه گذشته مقدمات انتقال خانواده خود از ایران به کشور آمریکا را فراهم کرده و پس از انتقال کامل منزل و اعضای خانواده‌اش خودش نیز روز گذشته از طریق پرواز لندن برای همیشه عازم آمریکا شد. هنوز معلوم نیست انگیزه وی از مهاجرات دائم به خاک آمریکا چیست اما ارتباط‌های ایجادشده با دولت‌های غربی در زمان وزارت وی یکی از عوامل دریافت ویزا و اقامت دائم آمریکا برای وی بوده‌است.» 

این خبر بلافاصله در اکثر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی انتشار وسیعی یافت.

کم‌تر از یک روز بعد از انتشار و بازنشر وسیع این خبر، دفتر آقای «شریعتمداری» با ارسال تکذیبیه‌ای به سایت جعل‌کننده خبر اعلام کرد که نه از کشور خارج شده و نه قصد خروج از کشور را دارد.

اما نکته جالب در این تکذیبه، ادبیات آلوده به عصبانیت و خارج از ادب دفتر این عضو برجسته و معاون اقتصادی یک شورای عالی‌مرتبه در دستگاه رهبری کشور(+) و کسی که هشت سال در دو دولت به عنوان وزیر در صدر یک وزارت‌خانه بوده و از آن‌ها مهم‌تر، به نمایندگی از تشکلی به‌دنیای سیاسی خود پاگذاشته، که مهم‌ترین شعار و نام آن «جمعیت دفاع از ارزش‌های انقلاب‌ اسلامی» بوده‌است.

دفتر «شریعتمداری» در تکذیبیه خود تصریح نموده‌است: «خروج ایشان در روز گذشته از طریق لندن یا هر گورستان دیگری به آمریکا و یا هر قبرستان دیگری تکذیب می‌شود».


این ادبیات زشت و غیرمودبانه، به به‌ترین شکل حکایت از درماندگی آقای «شریعتمداری» از تعقیب قضایی جاعلین خبر و سایت اینترنتی «بولتن‌نیوز» دارد.
چه این‌که اگر چنین درماندگی‌ها به‌علت بی‌کفایتی دستگاه قضا وجود نداشت، تاکنون باید دست‌کم ۹۰٪ چنین پایگاه‌های اینترنتی که منبع اصلی اغلب اخبارشان شایعه و دروغ است، تحت تعقیب و پی‌گرد قضایی قرار گرفته و لغو مجوز، و یا دست‌کم به‌دستور کارگروه تعیین محتوای مجرمانه، فیلتر یا مسدود شده‌باشند، که نشده‌اند.

 و آقای «شریعتمداری» چون می‌داند شکایت او رهی به دستگاه قضا نمی‌برد، شکایت خود را در قالب چنین تکذیبیه‌ای بیان نموده‌است.

چنین اتفاقاتی البته اگر درصد بسیار ناچیزی هشدار برای آقای «شریعتمداری» و شریعتمدارانی ـ که در حمایت و هم‌راهی از شرایط امروز، و دامن‌زدن به آن شرایط سهم قابل‌توجهی داشته‌اند ـ به‌همراه داشته‌باشد، جای گله باقی نخواهد ماند.

این نوشته در خودنویس اینجا

جمعه، تیر ۱۲، ۱۳۸۸

مسابقه دروغ‌گویی

 «دروغ» به مهمترين ويژگي انتخابات دهم رياست جمهوري تبدیل شد،ودر این فرایند نامیمون آنچه بیش از پیش ضربه خورد و شکست، اعتماد عمومی و فاصله گرفتن شدید جمعیت شهروندان جامعه از حاکمیت بود.این فاصله البته یک پروژه تمام شده نیست و فرایندی است که لحظه به لحظه تبدیل به شکافی عمیق بین سطوح عالی مدیریت کشور و شهروندان معمولی جامعه می شود. ودر این ویژگی و اتفاق ناگوار متاسفانه شخص ریس جمهور محترم نهم و منتخب معرفی شده دهم بیشترین نقش را به عهده دارد.

آنچه به عنوان اعتماد عمومی شهروندان یک جامعه از آن یاد می شود یکی از بزرگترین و مهمترین ابزار حمایت و پشتوانه قدرت و اعتماد به نفس دولتمردان است.از این رو در کشورهای توسعه یافته ابزار مدرن اطلاعاتی (رسانه ها، کانالهای متعدد ماهواره ای و تلوزیونی،روزنامه ها ،اینترنت و....)سعی می کنند با انتقال و گردش سریع اطلاعات و اخبار ضمن آنکه چون شمشیر داموکلس دائما بالای سر دولتمردان حضور داشته باشند از طرفی دیگر بیشترین کمک را به افزایش اعتماد عمومی در سطح جامعه می نمایند.این غولهای رسانه ای در کشورهای توسعه یافته بزرگترین ابزار برای اعمال فشار توسط اقشار فرودست اجتماع بر دولتمردان بالای هرم مدیریتی کشور هستند.چنین است که اگر خبری از یک خرابکاری کوچک،یک سوءاستفاده از قدرت ،یک فساد ....به دست یک رسانه کوچک بیافتد دولتمردان بلافاصله برای ترمیم اعتماد ضربه خورده بیشترین اقدامات (استعفا ،اخراج ،استیضاح و...)را انجام و اخبار آن را در اختیار رسانه ها قرار می دهند.

شکی نیست که اعتماد عمومی در کشور به شدت از روند بیش از حد"دروغ"طی چند ماه گذشته ضربه خورده و در سطح بین المللی نیز جو بی اعتمادی عجیبی بر علیه ایران شیوع یافته است.طی چند روز گذشته اخبار طرح بررسی فرا خواندن سفرای اتحادیه اروپایی از تهران،لغو سفر ریس جمهور به لیبی؛لغو سفر پادشاه عمان به ایران و .. در صدر اخبار خارجی ایران قرار گرفته است.اما طرفه آنکه گویا دولتمردان ایران نه تنها از افزایش بیش از پیش این بی اعتمادی داخلی و خار جی ناراحت نیستند ،بلکه خوشحال هم هستند.

پس از گذشت بیست روز از روز رای گیری هیچ اقدام سازنده برای کاهش این بی اعتمادی از طرف مدیریت سیاسی کشور صورت نگرفته است.

سالهای آغازین دهه پنجاه در یک روز سیزده بدر، رادیوی ایران یک "مسابقه دروغ "را طرح و اعلام کرد به کسی که بهترین "دروغ "را بگوید،از طرف رادیو یک پیکان سفید اهدا خواهد شد .مردم دست بکار ساخت دروغهای شاخدار و جالب شدند.یکی زنگ زد که از صبح زود برای سیزده به در از خانه خارج شده ام و آنقدر کنار خیابان منتظر تاکسی ایستاده ام که زیر پایم علف سبز شده و مشغول گره زدن علفها(سبزیها)هستم خلاصه رقابت شیرینی بر سر برنده شدن پیکان صفر در گرفت .پایان برنامه هنگام غروب مجری برنامه اعلام کرد برنده پیکان خود ما هستیم چون بزرگترین دروغ را ما گفتیم :اصلا پیکانی در کار نبوده است.

ظاهرا دولتمردان حاضر ایران به امید پیکان صفر نشسته اند./


+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 7:58 توسط علی مصلحی

شنبه، خرداد ۰۹، ۱۳۸۸

میر یا سید؟ شیطنت یا سوء‌برداشت!

حمید رسایی نماینده مردم تهران در یادداشتی به تحلیل خبری مبنی بر سید نبودن میرحسین موسوی پرداخت.

به گزارش ایرنا متن کامل این یادداشت بدین شرح است:
امروز بعدازظهر پیامکی دریافت کردم مبنی بر این‌که آقای میرحسین موسوی سید نیست.

 تعجب کردم! به آدرس وبلاگی که این مطلب را منتشر‌کرده‌بود مراجعه 
کردم و دیدم نویسنده یادداشت کوتاهی نوشته مبنی بر این‌که در شناسنامه آقای موسوی به سیدبودن ایشان اشاره‌نشده و در کنار نام پدر یا مادر ایشان نیز کلمه سید قرار داده‌ نشده‌است و نام پدر ایشان نیز میراسماعیل عنوان‌شده.

در کنار این یادداشت کوتاه، عکس‌هایی در این باره قرار داده 
شده.

 دقت کردم دیدم وبلاک مورد اشاره، هیچ سابقه دیگری ندارد و تنها
یادداشت آن، همین است و ظاهرا فقط برای انتشار همین مطلب درست شده‌است!

با شماره تلفنی که این آدرس را برایم ارسال کرده بود تماس گرفتم ولی تلفن 
پاسخ نداد. شاید از جنس شماره‌هایی است که فقط پیامک ارسال می‌کنند.

من قبلا شنیده بودم که در برخی مناطق ایران مانند شمال، به کسی که فقط 
مادرش سید است، «میر» می‌گویند، اما در عین‌حال در مناطق دیگری از ایران به‌ویژه مناطق آذربایجان به سادات هم میر گفته می‌شود.

به‌نظرم دو احتمال 
می‌توان در این‌باره داد، احتمال اول این است که این وبلاگ و پیامک‌ها شیطنت سیاسی باشد برای این‌که فردی یا سایتی یا چند وبلاک حامی این و آن، خبر را منتشرکند و موجی ساخته‌شود مبنی بر زیرسئوال بردن سیادت یک نفر، و بعد بلافاصله اعلام شود که عده‌ای می‌خواهند سیادت موسوی را هم انکارکنند و ... وامظلوما وااسلاما.

البته این احتمالی بدبینانه است، اما 
احتمالی خوش‌بینانه نیز می‌توان داشت و آن‌هم این‌که بگوییم صاحب این وبلاک با مراجعه به سایت کلمه (سایت رسمی آقای موسوی) وقتی عکس شناسنامه
آقای موسوی را در دستانش دیده که در آن واژه سید در برابر نام میرحسین یا میراسماعیل (پدر ایشان) قرار نگرفته، و همچنین مادر ایشان هم در برابر نامش واژه سید قرارنگرفته، به‌خیال خودش کشف بزرگی کرده که بله میرحسین موسوی سید نیست.

اگر احتمال دوم درست باشد، باید قبل از تذکر به صاحب 
این وبلاک، به ستاد آقای موسوی و یا خود ایشان یادآوری کرد که «اتقوا من
مواضع‌التهم.» [اتقوامواضع‌التهم] چرا باید ستاد آقای موسوی و یا شخص ایشان از به‌کاربردن واژه سید در تبلیغات انتخاباتی ایشان اکراه داشته‌باشند و یا بدسلیقگی کرده‌باشند، تا چنین برداشت نادرستی برای برخی ایجاد شود که آقای موسوی سید
نیست؟
 
به هر ترتیب امیدوارم با توضیح بدون حاشیه سایت رسمی ایشان و متهم 
نکردن این و آن، جلوی این خودزنی سیاسی یا بداخلاقی انتخاباتی (که به‌دلیل بی‌تدبیری آن‌ها بوده) گرفته شود.

نکته مهم‌تر از این موضوع، این‌است که باید بگوییم سیادت یا روحانی بودن یا 
هر یک از نشانه‌های مذهبی دیگر که در جای خود ویژگی‌ای مثبت، قابل احترام و ارزش‌مند شمرده می‌شوند، قطعا در میان ملاک‌ها و معیارهای انتخابات ریاست‌جمهوری، به‌عنوان یکی از ویژگی‌های کاندیدای اصلح شمرده نمی‌شوند.

 استفاده از این نشانه‌ها نوعی سوء‌استفاده از اعتقادات دینی م
ردم است.
©️ ایرنا